صفت دل

صفت دل
بساطی دید در عین نزاهت
گلستان جلوه ای صد رنگ راحت
دماغ آشفته ی بوی بهارش
جگر خون گشته ی قرب جوارش
بنای مرکز پرگار امکان
به رنگ کعبه در ناف بیابان
جلایش برده از برق نظر تاب
صفا گردانده در چشم گهر آب
طراوت سایه پرورد رهینش
بهشت خرمی گرد زمینش
درش چون جبه ی رحمت گشاد
به خاکش آرزوها سر نهاد
فضای او بساط پاکبازی
هوای او نسیم بی نیازی
غبارش از صفای نور ادراک
تفاخر مایه ی تعمیر افلاک
چمنها در طلسم ذره ای گم
به جیب شبنمی توفان قلزم
دو عالم عیش فرش آن مکان یافت
ولی شش کس مقیم آستان یافت
*****
مثنوی از طلسم حیرت
حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بکوشش فهیم هنرور
عشق آباد، ترکمنستان
16 سپتامبر 2017

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.