هر ساغری به آن لب خندان – صائب تبریزی

هر ساغری به آن لب خندان نمی‌رسد هر تشنه‌لب به چشمهٔ حیوان نمی‌رسد کار مرا به مرگ نخواهد گذاشت عشق این کشتی شکسته به طوفان…

Read More..

ای جهانی محو رویت، محو – صائب تبریزی

ای جهانی محو رویت، محو سیمای که‌ای؟ ای تماشاگاه عالم، در تماشای که‌ای؟ عالمی را روی دل در قبلهٔ ابروی توست تو چنین حیران ابروی…

Read More..

چشم خونبارست ابر نوبهار – صائب تبریزی

چشم خونبارست ابر نوبهار زندگی آه افسوس است سرو جویبار زندگی اعتمادی نیست بر شیرازهٔ موج سراب دل منه بر جلوهٔ ناپایدار زندگی یک دم…

Read More..

دانسته‌ام غرور خریدار – صائب تبریزی

دانسته‌ام غرور خریدار خویش را خود همچو زلف می‌شکنم کار خویش را هر گوهری که راحت بی‌قیمتی شناخت شد آب سرد، گرمی بازار خویش را…

Read More..

ماه مصرم، در حجاب چاه – صائب تبریزی

ماه مصرم، در حجاب چاه کنعان مانده‌ام شمع خورشیدم، نهان در زیر دامان مانده‌ام از عزیزان هیچ‌کس خوابی برای من ندید گر چه عمری شد…

Read More..

یاد رخسار ترا در دل نهان – صائب تبریزی

یاد رخسار ترا در دل نهان داریم ما در دل دوزخ بهشت جاودان داریم ما در چنین راهی که مردان توشه از دل کرده‌اند ساده…

Read More..

با کمال احتیاج، از خلق – صائب تبریزی

با کمال احتیاج، از خلق استغنا خوش است با دهان خشک مردن بر لب دریا خوش است نیست پروا تلخکامان را ز تلخیهای عشق آب…

Read More..

خدایا قطره‌ام را شورش – صائب تبریزی

خدایا قطره‌ام را شورش دریا کرامت کن دل خون گشته و مژگان خونپالا کرامت کن نمی‌گردانی از من راه اگر سیل ملامت را کف خاک…

Read More..

ما در شکست گوهر یکدانهٔ – صائب تبریزی

ما در شکست گوهر یکدانهٔ خودیم سنگ ملامت دل دیوانهٔ خودیم چون بلبل از ترانهٔ خود مست می‌شویم ما غافلان به خواب ز افسانهٔ خودیم…

Read More..

می‌کند یادش دل بیتاب و – صائب تبریزی

می‌کند یادش دل بیتاب و از خود می‌رود می‌برد نام شراب ناب و از خود می‌رود هر که چون شبنم درین گلزار چشمی باز کرد…

Read More..

از هر صدا نبازم، چون – صائب تبریزی

از هر صدا نبازم، چون کوهٔ لنگر خویش بحر گران وقارم، در پاس گوهر خویش شمع حریم عشقم، پروای کشتنم نیست بسیار دیده‌ام من، در…

Read More..

تا به کی درخواب سنگین – صائب تبریزی

تا به کی درخواب سنگین روزگارم بگذرد زندگی در سنگ خارا چون شرارم بگذرد چند اوقات گرامی همچو طفل نوسواد در ورق گردانی لیل و…

Read More..

دیدهٔ ما سیر چشمان، شان – صائب تبریزی

دیدهٔ ما سیر چشمان، شان دنیا بشکند همچو جوهر نقش را آیینهٔ ما بشکند بر سفال جسم لرزیدن ندارد حاصلی این سبو امروز اگر نشکست،…

Read More..

نه آن جنسم که در قحط – صائب تبریزی

نه آن جنسم که در قحط خریدار از بها افتم همان خورشید تابانم اگر در زیر پا افتم به ذوق نالهٔ من آسمان مستانه می‌رقصد…

Read More..

این غافلان که جود فراموش – صائب تبریزی

این غافلان که جود فراموش کرده‌اند آرایش وجود فراموش کرده‌اند آه این چه غفلت است که پیران عهد ما با قد خم سجود فراموش کرده‌اند…

Read More..

چندان که چو خورشید به – صائب تبریزی

چندان که چو خورشید به آفاق دویدیم ما پیر به روشندلی صبح ندیدیم یک بار نجست از دل ما ناوک آهی از بار گنه همچو…

Read More..

کو جنون تا خاک بازیگاه – صائب تبریزی

کو جنون تا خاک بازیگاه طفلانم کنند؟ روبه هر جانب که آرم، سنگبارانم کنند هست بیماری مرا صحت چو چشم دلبران می‌شوم معمورتر چندان که…

Read More..

مدتی شد کز حدیث اهل دل – صائب تبریزی

مدتی شد کز حدیث اهل دل گوشم تهی است چون صدف زین گوهر شهوار آغوشم تهی است از دل بیدار و اشک آتشین و آه…

Read More..

یک روز گل از یاسمن صبح – صائب تبریزی

یک روز گل از یاسمن صبح نچیدی پستان سحر خشک شد از بس نمکیدی تبخال زد از آه جگر سوز لب صبح وز دل تو…

Read More..

بده می که بر قلب گردون – صائب تبریزی

بده می که بر قلب گردون زنیم! ازین شیشه چون رنگ بیرون زنیم سرانجام چون خشت بالین بود به خم تکیه همچون فلاطون زنیم برآییم…

Read More..

حضور دل نبود با عبادتی – صائب تبریزی

حضور دل نبود با عبادتی که مراست تمام سجدهٔ سهوست طاعتی که مراست نفس چگونه برآید ز سینه‌ام بی آه؟ ز عمر رفته به غفلت…

Read More..

روی کار دیگران و پشت کار – صائب تبریزی

روی کار دیگران و پشت کار من یکی است روز و شب در دیدهٔ شب‌زنده‌دار من یکی است سنگ راه من نگردد سختی راه طلب…

Read More..

آمد بهار و شد در و دیوار لاله رنگ – صائب تبریزی

آمد بهار و شد در و دیوار لاله رنگ از جوش لاله شیشه پرباده گشت سنگ از بس کشید ابر به برتنگ باغ را میدان…

Read More..

اگر غفلت نهان در سنگ خارا می کند ما را – صائب تبریزی

اگر غفلت نهان در سنگ خارا می کند ما را جوانمردست درد عشق، پیدا می کند ما را ندارد صرفه ای آیینه ما را جلا…

Read More..

اگر چه خوش نبود سیر بوستان تنها – صائب تبریزی

اگر چه خوش نبود سیر بوستان تنها گرفته ایم اجازت ز باغبان تنها بهار عمر، ملاقات دوستداران است چه حظ کند خضر از عمر جاودان…

Read More..

اگر آزاده ای بگذار اسباب تجمل را – صائب تبریزی

اگر آزاده ای بگذار اسباب تجمل را که بی برگی به سامان می کند کار توکل را ز جمعیت دل صد پاره عاشق خطر دارد…

Read More..

آشنایی به کسی نیست درین خانه مرا – صائب تبریزی

آشنایی به کسی نیست درین خانه مرا نظر از جمع به شمع است چو پروانه مرا دارم از دیده بد پاس تهیدستی خود چشم بر…

Read More..

آسمان از شور دلهای کباب آسوده است – صائب تبریزی

آسمان از شور دلهای کباب آسوده است کوه تمکین خم از جوش شراب آسوده است صبح محشر بی سبب ما را به دیوان می کشد…

Read More..

از وصل صدف گهر گریزان است – صائب تبریزی

از وصل صدف گهر گریزان است بر حسن غریب، خانه زندان است خلوت طلب است حسن سنگین دل از شش جهت حرم بیابان است زآنهاکه…

Read More..

از نظر دورکی آن خط بناگوش شود؟ – صائب تبریزی

از نظر دورکی آن خط بناگوش شود؟ طفل را چون شب آدینه فراموش شود؟ شد یکی صد ز خط سبز فروغ رخ او این نه…

Read More..

از لب خلق دم باد خزان می آید – صائب تبریزی

از لب خلق دم باد خزان می آید بوی کافور ازین مرده دلان می آید باده پاک گهر چشم مرا دریا کرد کار سنگ یده…

Read More..

از کاوکاو آن مژه ام بیخبر هنوز – صائب تبریزی

از کاوکاو آن مژه ام بیخبر هنوز نگرفته خون من به زبان نیشتر هنوز باآن که عمرهاست که از سر گذشته ام صندل نمی برد…

Read More..

از عرق آتش به جانم آن گل سیراب زد – صائب تبریزی

از عرق آتش به جانم آن گل سیراب زد باز آن آیینه رو نقشی عجب بر آب زد شمع من امشب کجا بودی، که بر…

Read More..

از شراب ارغوانی چهره را گلرنگ ساز – صائب تبریزی

از شراب ارغوانی چهره را گلرنگ ساز بر نسیم از جوش گل جای نفس راتنگ ساز می رسد روزی که بر بالینت آید آفتاب همچو…

Read More..

از سر زانوی خود آیینه دارت داده اند – صائب تبریزی

از سر زانوی خود آیینه دارت داده اند بنگر این آیینه از بهر چه کارت داده اند توشه ای چون پاره دل بر میانت بسته…

Read More..

از رخش خواهند جای بوسه نافهمیدگان – صائب تبریزی

از رخش خواهند جای بوسه نافهمیدگان در حرم محراب می جویند این نادیدگان شوق را افسرده می سازد وصال دایمی می برند از وصل لذت…

Read More..

از خود برون نرفته هوای سفر مکن – صائب تبریزی

از خود برون نرفته هوای سفر مکن این راه را به پای زمین گیر سر مکن در قلزمی که ابر کرم موج می زند اندیشه…

Read More..

از حسن غریب تو جهان صبح وطن شد – صائب تبریزی

از حسن غریب تو جهان صبح وطن شد این شوره زمین از گل روی تو چمن شد کامت شکرین باد که هر رخنه ای از…

Read More..

از تن خاکی دل صد پاره می آید برون – صائب تبریزی

از تن خاکی دل صد پاره می آید برون این شرر آخر ز سنگ خاره می آید برون نیست از بخت سیه دلهای روشن را…

Read More..

از بوسه ظلم بر رخ جانان روا مدار – صائب تبریزی

از بوسه ظلم بر رخ جانان روا مدار سیلی به روی یوسف کنعان روا مدار جان چیست تا نثار کنی در طریق عشق ؟ این…

Read More..

از آن چون زلف ماتم دیدگان ژولیده زنجیرم – صائب تبریزی

از آن چون زلف ماتم دیدگان ژولیده زنجیرم که چون برگ خزان دیده است روز دست تدبیرم ز اقلیم اثر برگشتن آه من نمی داند…

Read More..

آتش قافله ما دل روشن باشد – صائب تبریزی

آتش قافله ما دل روشن باشد گرد ما سرمه بیداری رهزن باشد حسن هرجا که بود در نظر من باشد مهر را آینه از دیده…

Read More..

آب حیات ما ز شراب شبانه است – صائب تبریزی

آب حیات ما ز شراب شبانه است عیش مدام، زندگی جاودانه است عاشق کجا به فکر سرانجام خانه است؟ پروانه را همین بال و پر…

Read More..

اگرچه هر گلی زین گلستان جای دگر دارد – صائب تبریزی

اگرچه هر گلی زین گلستان جای دگر دارد بهم غلطیدن گلها تماشای دگر دارد زکوکو گفتن قمری چنین معلوم می گردد که نعل طوق در…

Read More..

اگر دل را ز خاشاک علایق پاک می کردم – صائب تبریزی

اگر دل را ز خاشاک علایق پاک می کردم همان در خانه خود کعبه را ادراک می کردم بهم پیچیدن طومار هستی بود منظورم اگر…

Read More..

اگر چشم کافر فتد برلقایش – صائب تبریزی

اگر چشم کافر فتد برلقایش نیاید به لب غیر نام خدایش شود گریه شمع یاقوت احمر به بزمی که افروزد از می لقایش زمین گیر…

Read More..

افسوس که ایام شریف رمضان رفت – صائب تبریزی

افسوس که ایام شریف رمضان رفت سی عید به یک مرتبه از دست جهان رفت افسوس که سی پاره این ماه مبارک از دست به…

Read More..

اشک در دیده غم دیده نگیرد آرام – صائب تبریزی

اشک در دیده غم دیده نگیرد آرام دانه در تابه تفسیده نگیرد آرام بخیه مهر لب خوناب نگردد در زخم شکوه در خاطر رنجیده نگیرد…

Read More..

ازان همیشه بود تازه روی درویشی – صائب تبریزی

ازان همیشه بود تازه روی درویشی که متصل به محیط است جوی درویشی ز تندباد حوادث نمی شود خاموش چراغ گوشه نشینان کوی درویشی چو…

Read More..

از هوا گیرد سر دیوانه سنگ خاره را – صائب تبریزی

از هوا گیرد سر دیوانه سنگ خاره را نیست از رطل گران اندیشه ای میخواره را خاطر آشفته را شیرازه کنج عزلت است دل ز…

Read More..

از می گلرنگ می گردد اگر پیمانه سیر – صائب تبریزی

از می گلرنگ می گردد اگر پیمانه سیر می شود از خوردن خون هم دل دیوانه سیر میوه جنت اگر برآدمی گردد گران می شود…

Read More..

از گرد خط، فزود محبت به دل مرا – صائب تبریزی

از گرد خط، فزود محبت به دل مرا پای به خواب رفته فرو شد به گل مرا هر شکوه ای که هست، ز درمان بود…

Read More..

از فروغ لاله آتش زیر پاداردبهار – صائب تبریزی

از فروغ لاله آتش زیر پاداردبهار چون گل رعنا خزان رادر قفا دارد بهار باکمال آشنایی می رمد بیگانه وار گوییا بویی ازان نا آشنادارد…

Read More..

از شکوه عشق، میدان تنگ بر هامون شده است – صائب تبریزی

از شکوه عشق، میدان تنگ بر هامون شده است دامن صحرا ز یک دیوانه پر مجنون شده است می کنم چون موج در آغوش دریا…

Read More..

از سرشک گرم زرین است مژگانم هنوز – صائب تبریزی

از سرشک گرم زرین است مژگانم هنوز می چکد آتش چو شمع از رشته جانم هنوز گرچه عمری رفت درکنعان سراسرمی روم بوی پیراهن نرفته…

Read More..

از زلف پر از پیچ و خم یار حذر کن – صائب تبریزی

از زلف پر از پیچ و خم یار حذر کن هر چند فسونسازی ازین مار حذر کن در حلقه گرداب ز دریاست خطر بیش از…

Read More..

از دل خم می گلرنگ به جام آمده است – صائب تبریزی

از دل خم می گلرنگ به جام آمده است آفتاب عجبی بر لب بام آمده است باده در سلسله تاک ندارد آرام لب میگون تو…

Read More..

از خط سبز نشد یک سر مو حسن تو کم – صائب تبریزی

از خط سبز نشد یک سر مو حسن تو کم در ته زنگ ز شمشیر تو جوهر پیداست نبض سیلاب بهارست رگ ابر بهار عالم…

Read More..

از چشم ودل کی آن گل سیراب بگذرد – صائب تبریزی

از چشم ودل کی آن گل سیراب بگذرد خودبین کجا ز آینه وآب بگذرد در سینه های صاف نگیرد قرار دل زود از بساط آینه…

Read More..

از ترشرویی ما خاک چه پروا دارد؟ – صائب تبریزی

از ترشرویی ما خاک چه پروا دارد؟ می اگر سرکه شود تاک چه پروا دارد؟ نشود زخم زبان گرمروان را مانع دامن برق ز خاشاک…

Read More..