جذبه ای کوتا سر از زندان تن بیرون کنم – صائب تبریزی

جذبه ای کوتا سر از زندان تن بیرون کنم چند لنگر در ضمیر خاک چون قارون کنم من که بر سر خاک می ریزم به…

Read More..

از مروت نیست چیدن غنچه نشکفته را – صائب تبریزی

از مروت نیست چیدن غنچه نشکفته را چون صدف کن پرده داری گوهر ناسفته را سینه اهل تعلق شاهراه تفرقه است میهمان باشد کثافت، خانه…

Read More..

جمالت دیده ها را مطلع انوار می سازد – صائب تبریزی

جمالت دیده ها را مطلع انوار می سازد دهانت سینه ها را مخزن اسرار می سازد ندارد صرفه ای معشوق را هشیار گرداندن وگرنه غنچه…

Read More..

جوش غیرت می زند خون حنای پای تو – صائب تبریزی

جوش غیرت می زند خون حنای پای تو تا که بوسیده است گستاخانه جای پای تو؟ پنبه در گوش از صدای خنده گل می نهد…

Read More..

چرخ است حلقه در دولتسرای دل – صائب تبریزی

چرخ است حلقه در دولتسرای دل عرش است پرده حرم کبریای دل باآن که پای بر سر گردون نهاده است برخاک می کشد ز درازی…

Read More..

چشم ترم که مشرق چندین ستاره است – صائب تبریزی

چشم ترم که مشرق چندین ستاره است بر آفتاب روی که گرم نظاره است؟ از داغ تازه ای که به دست تو دیده ام چون…

Read More..

چشم مخمور ترا حاجت می نوشی نیست – صائب تبریزی

چشم مخمور ترا حاجت می نوشی نیست سرمه در چشم کم از داروی بیهوشی نیست سخن تلخی اگر می گذرانی مردی دعوی حوصله تنها به…

Read More..

چنان برد اختیار از دست آن سرو قباپوشم – صائب تبریزی

چنان برد اختیار از دست آن سرو قباپوشم که آید در نظرها خشک چون محراب آغوشم ز بوی خون دل نظار گی را آب می…

Read More..

از حلقه های آن زلف دل صاحب نظر شد – صائب تبریزی

از حلقه های آن زلف دل صاحب نظر شد این مرغ چشم بسته از دام دیده ور شد حسنی که کامل افتاد ایجاد می کند…

Read More..

چند چون طفل ز انگشت کسی شیر کشد؟ – صائب تبریزی

چند چون طفل ز انگشت کسی شیر کشد؟ ز استخوان چند کسی ناز طباشیر کشد؟ شوخی حسن نماند به ته پرده شرم برق را ابر…

Read More..

آتش به خرمن از گل باغی ندیده ای – صائب تبریزی

آتش به خرمن از گل باغی ندیده ای جوش جنون ز چشمه داغی ندیده ای پروانه وار سیلی آتش نخورده ای در دودمان آه چراغی…

Read More..

چه امید برومندی مرا زان سیمتن باشد؟ – صائب تبریزی

چه امید برومندی مرا زان سیمتن باشد؟ که خضر از العطش گویان آن چاه ذقن باشد مرا با خار نومیدی رها کن ای چمن پیرا…

Read More..

از آفتاب رنگ نبازد ستاره ام – صائب تبریزی

از آفتاب رنگ نبازد ستاره ام دل زنده از محیط برآید شراره ام خورشید محشرست دل آتشین من صبح قیامت است گریبان پاره ام نور…

Read More..

چه دست در خم آن زلف دلنواز کنم – صائب تبریزی

چه دست در خم آن زلف دلنواز کنم به ناخنی که ندارم چه عقده باز کنم ببین چه ساده دل افتاده ام که می خواهم…

Read More..

از بساط فلک آن سوی بود بازی ما – صائب تبریزی

از بساط فلک آن سوی بود بازی ما شش جهت کیست به ششدر فکند بازی ما؟ ما حریفان کهنسال جهان ازلیم طفل شش روزه عالم…

Read More..

چه میان است که دایم چو دل من لرزد – صائب تبریزی

چه میان است که دایم چو دل من لرزد اینقدر مور مگر بر سر خرمن لرزد؟ عجبی نیست ز تأثیر نظربازیها که دل چشمه خورشید…

Read More..

از تلخی می ساغر ما باک ندارد – صائب تبریزی

از تلخی می ساغر ما باک ندارد این حوصله را هیچ کف خاک ندارد گردن مکش از تیغ که این خانه تاریک راهی به جز…

Read More..

چو بیدردان به روی سبزه غلطیدن نمی دانم – صائب تبریزی

چو بیدردان به روی سبزه غلطیدن نمی دانم اگر گل از گریبانم دمد چیدن نمی دانم زبان شکوه ام کندست از روی گشاد او رخ…

Read More..

از حد گذشت وقت سحر آرمیدنت – صائب تبریزی

از حد گذشت وقت سحر آرمیدنت پستان صبح خشک شد از نامکیدنت دامان عمر دست و گریبان خاک شد باقی است همچنان هوس بزم چیدنت…

Read More..

چون به یاد شرم می افتم در اثنای نگاه – صائب تبریزی

چون به یاد شرم می افتم در اثنای نگاه می زند غیرت ز مژگان تیشه بر پای نگاه تخته مشق خط شبرنگ یارب چون شود…

Read More..

از خود برون نرفته هوای سفر مکن – صائب تبریزی

از خود برون نرفته هوای سفر مکن این راه را به پای زمین گیر سر مکن در قلزمی که ابر کرم موج می زند اندیشه…

Read More..

چون زند دامان وحشت بر کمر سودای من – صائب تبریزی

چون زند دامان وحشت بر کمر سودای من خاک ساکن پر برون آرد ز نقش پای من گرم رفتاری چو من دشت جنون هرگز نداشت…

Read More..

از دلم عشق به جامی غمی دنیا برداشت – صائب تبریزی

از دلم عشق به جامی غمی دنیا برداشت نتوان پنبه چنین از سر مینا برداشت چشمه آبله ما به گهر پیوسته است غوطه در گنج…

Read More..

تا ز می قانع به خوناب جگر گردیده ام – صائب تبریزی

تا ز می قانع به خوناب جگر گردیده ام سرخ رو از باده بی درد سر گردیده ام تا مگر داغی به دست آرم درین…

Read More..

از زیر چشم در رخ مستور می نگر – صائب تبریزی

از زیر چشم در رخ مستور می نگر مستور رابه دیده مستور می نگر از پاکدامنی نکنی گر به می نگاه باری درآن دو نرگس…

Read More..

حدیث تلخ را جاهل شراب ناب می گیرد – صائب تبریزی

حدیث تلخ را جاهل شراب ناب می گیرد نمک در دیده بیدرد رنگ خواب می گیرد یکی صد شد فروغ حسن گل از صحبت شبنم…

Read More..

از سوز عشق چون شمع راحت کجاست ما را؟ – صائب تبریزی

از سوز عشق چون شمع راحت کجاست ما را؟ تن بوته گدازست تا سر بجاست ما را راه سلوک ما را از خار می کند…

Read More..

حسن آن لبهای میگون بیش گردد در عتاب – صائب تبریزی

حسن آن لبهای میگون بیش گردد در عتاب می دواند ریشه در دل از رگ تلخی شراب می نماید حسن شوخ از پرده شرم و…

Read More..

از عذار او بپوشان دیده امید را – صائب تبریزی

از عذار او بپوشان دیده امید را تکمه از شبنم مکن پیراهن خورشید را در بهشت عافیت افتادم از بی حاصلی شد حصاری بی بری…

Read More..

حصاری آدمی را به زهمواری نمی باشد – صائب تبریزی

حصاری آدمی را به زهمواری نمی باشد دعای جوشنی چون ترک خونخواری نمی باشد مرا از خانه زنبور آتش دیده، روشن شد که حسن عاقبت…

Read More..

از قرص آفتاب تهی نیست خوان صبح – صائب تبریزی

از قرص آفتاب تهی نیست خوان صبح دایم بود ز صدق طلب پخته نان صبح مگذر ز حرف راست که از رهگذار صدق پر زر…

Read More..

حیرتی از چشم مست یار دارم دیدنی – صائب تبریزی

حیرتی از چشم مست یار دارم دیدنی خوابها در دیده بیدار دارم دیدنی گر چه چون مرکز زمین گیرم به چشم غافلان سیرها در خویش…

Read More..

از نور وحدت آن که دلش بهره ور شود – صائب تبریزی

از نور وحدت آن که دلش بهره ور شود کی از هجوم ذره پریشان نظر شود جایی که هفت پرده حجاب نظر نشد کی آسمان…

Read More..

خاک من بربادرفت ودردی آشامم هنوز – صائب تبریزی

خاک من بربادرفت ودردی آشامم هنوز توتیا شد جام ومی باقی است درجامم هنوز زان فروغی کز رخش افتاد درکاشانه ام آتشین تبخاله جوشد از…

Read More..

ازان زمان که ترا دیده در گلستان گل – صائب تبریزی

ازان زمان که ترا دیده در گلستان گل ز شبنم است سراپای چشم حیران گل ز بیغمی دل ما پاره گردیده است ز هرزه خندی…

Read More..

خامش نمی شوم چو جرس بادهان خشک – صائب تبریزی

خامش نمی شوم چو جرس بادهان خشک دارم هزار نغمه تربازبان خشک از سایه ام اگر چه به دولت رسند خلق باشد نصیب من چو…

Read More..

اسیر عشق تو دلتنگ از الم نشود – صائب تبریزی

اسیر عشق تو دلتنگ از الم نشود حجاب خنده این کبک کوه غم نشود کجا به درهم ودینار می شود معمور به درد وداغ تو…

Read More..

خرم کسی که قصر اقامت بنا نکرد – صائب تبریزی

خرم کسی که قصر اقامت بنا نکرد رفت از میان چو گل کمر خویش وا نکرد چندان که تاختیم به دنبال عمر را این آهوی…

Read More..

افسردگی است چاره دل دردمند را – صائب تبریزی

افسردگی است چاره دل دردمند را خاکسترست بستر راحت سپند را از دار و گیر عشق، ملایک مسلمند صید حرم چه قدر شناسد کمند را؟…

Read More..

خط تلخ ساخت آن دهن همچو قند را – صائب تبریزی

خط تلخ ساخت آن دهن همچو قند را این مور برد چاشنی نوشخند را زنگار می برد برش از تیغ آبدار خط می کند رحیم…

Read More..

اگر بی پرده در گلزار افغان ساز می کردم – صائب تبریزی

اگر بی پرده در گلزار افغان ساز می کردم زر گل را سپند شعله آواز می کردم نکردم روترش از سرزنش در عاشقی هرگز زبان…

Read More..

خط غزال چشم را آهوی مشکین می کند – صائب تبریزی

خط غزال چشم را آهوی مشکین می کند چهره های ساده را بتخانه چین می کند در گلستانی که چشم بلبلان بیدار نیست پای خواب…

Read More..

اگر چو رشته تن خود به پیچ وتاب دهید – صائب تبریزی

اگر چو رشته تن خود به پیچ وتاب دهید ز چشمه سار گهر زود دیده آب دهید مرا پیاله دیگر نمی دهد مستی به من…

Read More..

خمار می مرا در گوشه میخانه می سوزد – صائب تبریزی

خمار می مرا در گوشه میخانه می سوزد شراب من چو داغ لاله در پیمانه می سوزد کند تأثیر سوز عشق در شاه و گدا…

Read More..

اگرچه دست بر تاراج دل هر خوش کمر دارد – صائب تبریزی

اگرچه دست بر تاراج دل هر خوش کمر دارد میان بهله دار ترک ما دست دگر دارد اگرچه از حیا دارد نظر بر پشت پای…

Read More..

خودآرا را برابر می کند با خاک خودبینی – صائب تبریزی

خودآرا را برابر می کند با خاک خودبینی حنای شهپر پرواز طاوس است رنگینی قناعت با سفال خویش کن کز ظاهرآرایی شود آب گوارا ناگوار…

Read More..

آن خال لب ستاره صبح قیامت است – صائب تبریزی

آن خال لب ستاره صبح قیامت است عمر دوباره سایه آن سرو قامت است آنجا که آفتاب حوادث شود بلند در ابر می گریز که…

Read More..

خوشا رندی که در میخانه اش آن آبرو باشد – صائب تبریزی

خوشا رندی که در میخانه اش آن آبرو باشد که چون از پا فتد بالینش از دست سبو باشد گهی زانو به زانو با صراحی…

Read More..

آن که از عمر سبکسیر وفا می طلبد – صائب تبریزی

آن که از عمر سبکسیر وفا می طلبد لنگر از سیل و اقامت ز هوا می طلبد هرکه دارد طمع عافیت از آخر عمر ساده…

Read More..

خون مردم را چون آب آن لعل میگون می خورد – صائب تبریزی

خون مردم را چون آب آن لعل میگون می خورد آب را نتوان چنین خوردن که او خون می خورد عشق مجنون را به خلوتگاه…

Read More..

آنچه می دانند ماتم تن پرستان سور ماست – صائب تبریزی

آنچه می دانند ماتم تن پرستان سور ماست دار، نخل دیگران و رایت منصور ماست خون شاخ گل به جوش از بلبل پر شور ماست…

Read More..

داغ با سینه ارباب محبت چه کند؟ – صائب تبریزی

داغ با سینه ارباب محبت چه کند؟ لاله با دامن صحرای قیامت چه کند؟ زهر در مشرب ما باده لب شیرین است با دل ما…

Read More..

اهل دل را خواب تلخ مرگ بیداری بود – صائب تبریزی

اهل دل را خواب تلخ مرگ بیداری بود شب زشکر خواب ما را خط بیزاری بود سنگ راهی نیست چون تعجیل در راه طلب ریگ…

Read More..

دانه خال تو روزی که مرا در دل بود – صائب تبریزی

دانه خال تو روزی که مرا در دل بود حاصل روی زمین از من بی حاصل بود مست نازی که تسلی به خبر بودم ازو…

Read More..

ای جبهه تو آینه سرنوشت ما – صائب تبریزی

ای جبهه تو آینه سرنوشت ما روشن چو آفتاب به تو خوب و زشت ما در پله نشیب به قارون برابرست میزان ز بس گرانی…

Read More..

در بیابان طلب، راهبری نیست مرا – صائب تبریزی

در بیابان طلب، راهبری نیست مرا سر پرواز به باد دگری نیست مرا آن نفس باخته غواص جگرسوخته ام که به جز آبله دل گهری…

Read More..

ای رخت شسته تر از دامن مهتاب بهار – صائب تبریزی

ای رخت شسته تر از دامن مهتاب بهار چشم مخمور تو گیرنده تر از خواب بهار ابر خشکی است که در شوره زمین می گردد…

Read More..

در حقیقت پرتو منت کم از سیلاب نیست – صائب تبریزی

در حقیقت پرتو منت کم از سیلاب نیست کلبه تاریک ما را حاجت مهتاب نیست تهمت آسودگی بر دیده عاشق خطاست خانه ای کز خود…

Read More..

ای فلکها ز فروغ رخ زیبای تو خوش – صائب تبریزی

ای فلکها ز فروغ رخ زیبای تو خوش عالم خاک هم از سایه بالای تو خوش چه بهشتی تو که چون کنج لب و گوشه…

Read More..

در ره باطل ز پا چون نقش پا افتاده ایم – صائب تبریزی

در ره باطل ز پا چون نقش پا افتاده ایم کعبه مقصد کجا و ما کجا افتاده ایم خجلت روی زمین داریم از بحر کمان…

Read More..