نز هجر توأم بجان امانی هست – جمال‌الدین عبدالرزاق

نز هجر توأم بجان امانی هست نه وصل ترا بدل نشانی هست جانم بگداخت در فراق آری جانی اگرم امید جانی هست؟ چونان شده ام…

Read More..

زهی روی تو خار گل نهاده – جمال‌الدین عبدالرزاق

زهی روی تو خار گل نهاده قد تو کو شمال سرو داده مهت چون آفتاب افتاده در پای بسر چون سایه پیشت ایستاده ز بهر…

Read More..

در رخ یار خویشتن خندم – جمال‌الدین عبدالرزاق

در رخ یار خویشتن خندم برگل و لاله و سمن خندم هرگه آن سر و قد خرام کند بر قد سرو در چمن خندم گفتم…

Read More..

تا خط تو رخت بیرون میکشد – جمال‌الدین عبدالرزاق

تا خط تو رخت بیرون میکشد ناله من سر بگردون میکشد زلف تو همچون مهندس بررخت هر زمان شکلی دگرگون میکشد خاک پایت خیمه بر…

Read More..

ایدوست خط مشگین بر روی آب منویس – جمال‌الدین عبدالرزاق

ایدوست خط مشگین بر روی آب منویس بر روی خط نوشتن نبود صواب منویس صبر از دلی چه خواهی کز هجر تو خرابست دانی که…

Read More..

ای ترک بیا و چنگ بنواز – جمال‌الدین عبدالرزاق

ای ترک بیا و چنگ بنواز آهنگ بگیر و برکش آواز چون مست شدی هنوز هم شرم؟ از دست شدم هنوز هم ناز؟ چون چنگ…

Read More..

گرخوی بتم نیگ ببودی سره بودی – جمال‌الدین عبدالرزاق

گرخوی بتم نیگ ببودی سره بودی وریک سخن از من بشنودی سره بودی دل بردو کنون قصد بجان کرد چه تدبیر باری دل تنها بربودی…

Read More..

دیدی که عاقبت سر آن هم نداشتی – جمال‌الدین عبدالرزاق

دیدی که عاقبت سر آن هم نداشتی کشتی مرا و رفتی و ماتم نداشتی گیرم نداشتی سر دل دوستی ما باری زبان طال بقا هم…

Read More..

چه کنم دوستی یگانه نماند – جمال‌الدین عبدالرزاق

چه کنم دوستی یگانه نماند هیچ آزاد در زمانه نماند بر دل من زند فلک همه زخم مگرش جز دلم نشانه نماند زانهمه کار و…

Read More..

بهار امسال بس خوش مینماید – جمال‌الدین عبدالرزاق

بهار امسال بس خوش مینماید چو روی یار دلکش مینماید ز رنگ لاله های نو شکفته همه صحرا منقش مینماید مگر گل غافلست از عمر…

Read More..

یاری که رخش ماه و قدش سرو روان بود – جمال‌الدین عبدالرزاق

یاری که رخش ماه و قدش سرو روان بود دادیم بدو جان و دل و مصلحت آن بود چون دیدمش از دور بدانشکل و بدان…

Read More..

هر که زان لعل شکر میخواهد – جمال‌الدین عبدالرزاق

هر که زان لعل شکر میخواهد جان خود زیر و بر میخواهد در گذشتست ز جان و دل خویش هر که در عشق گذر میخواهد…

Read More..

عشق تو همچون قضا فرمانرواست – جمال‌الدین عبدالرزاق

عشق تو همچون قضا فرمانرواست وصل تو همچون قدر مشکل گشاست لعل میگونت بسرخی میزند سرخیش زانست کاندر خون ماست عشق تو زر کرد رنگ…

Read More..

دل درد تو در میان جان بستست – جمال‌الدین عبدالرزاق

دل درد تو در میان جان بستست جان در طلب تو بر میان بستست عشق تو ز دست در دلم آتش زان چشم من آب…

Read More..

جانا غم فراق تو ما را چنان بسوخت – جمال‌الدین عبدالرزاق

جانا غم فراق تو ما را چنان بسوخت کزشرم آن مرا قلم اندربنان بسوخت اشکی چو برق جست ز چشم چوابرمن در رخت من فتاد…

Read More..

باز مرا عشق گریبان گرفت – جمال‌الدین عبدالرزاق

باز مرا عشق گریبان گرفت باز دلم دامن جانان گرفت عشق بتان آفت جان و دلست وای برای کو پی ایشان گرفت سرو بدید آن…

Read More..

وای ایدوستکه بیوصل تو عیشم خوش نیست – جمال‌الدین عبدالرزاق

وای ایدوستکه بیوصل تو عیشم خوش نیست چو نبود خوشکه مرا آن دورخ مهوش نیست بر رخت آتشی از عشق برافروخته اند کیست کش از…

Read More..

من ز جهان دوست ترا داشتم – جمال‌الدین عبدالرزاق

من ز جهان دوست ترا داشتم از تو جفا چشم کجا داشتم چشم من ارخون شود از غم رواست کز تو چرا چشم وفا داشتم…

Read More..

زهی بیوفا خود نگوئی کجائی – جمال‌الدین عبدالرزاق

زهی بیوفا خود نگوئی کجائی اگر هرگزم خود نبینی نیائی ندانستم از تو من این زود سیری نبردم گمان بر تو این بیوفائی اگر چند…

Read More..

خون شد زفرقت تو دل مهربان من – جمال‌الدین عبدالرزاق

خون شد زفرقت تو دل مهربان من بربست رخت از غم هجر تو جان من خوش میگذشت با تو مرا مدتی بکام هجری بدین صفت…

Read More..

پشتم ز غم فراق خم دارد – جمال‌الدین عبدالرزاق

پشتم ز غم فراق خم دارد رویم ز سرشک دیده نم دارد من عشق ترا نهفته چون دارم کم آب دودیده متهم دارد در زیر…

Read More..

ای زگرد ماه مشگ آویخته – جمال‌الدین عبدالرزاق

ای زگرد ماه مشگ آویخته وی بگرد لاله عنبر پیخته هرکجا عکس جمالت برفتاد صورت صد یوسفست انگیخته ای بسا دلهای جان افشان که هست…

Read More..

آه که امید من بیار نه این بود – جمال‌الدین عبدالرزاق

آه که امید من بیار نه این بود لایق آن روی چون نگار نه این بود هجر نمودست و بارهی نه چنین گفت جور فزودست…

Read More..

کارم نه بر مراد دل ریش میرود – جمال‌الدین عبدالرزاق

کارم نه بر مراد دل ریش میرود روزم همه بکام بد اندیش میرود با کافران نمیرود اندر دیار روم آنچ از فراق بر من درویش…

Read More..

رخ برون از پس نقاب مده – جمال‌الدین عبدالرزاق

رخ برون از پس نقاب مده بیش ازین شرم آفتاب مده خواب خرگوش اگر دهی مارا جز ازان چشم نیم خواب مده تشنگان وصال را…

Read More..

چشم من چون بخت تو ناخفته به – جمال‌الدین عبدالرزاق

چشم من چون بخت تو ناخفته به کار من چون زلف تو آشفته به فنته دلهاست چشم مست تو شاید ار خفته است فتنه خفته…

Read More..

بنام ایزد جهان همچون بهشتست – جمال‌الدین عبدالرزاق

بنام ایزد جهان همچون بهشتست که خرم موسم اردیبهشتست زمین از سبزه گوئی آسمانست درخت از جامه پنداری فرشتست بصحرا شو تماشا را سوی باغ…

Read More..

یک بار که لعل او سخن گفت – جمال‌الدین عبدالرزاق

یک بار که لعل او سخن گفت بنگر که چه نغز و دلشکن گفت هر سرد که دشمنی نگوید امروز بدوستی بمن گفت صد بار…

Read More..

هر که جان پیش تو فدی نکند – جمال‌الدین عبدالرزاق

هر که جان پیش تو فدی نکند وصل تو سوی او ندی نکند آفتاب از طریق حسن رود جز بروی تو اقتدی نکند هر کجا…

Read More..

عشق تو تا دست سوی جان نبرد – جمال‌الدین عبدالرزاق

عشق تو تا دست سوی جان نبرد با دل من دست به پیمان نبرد تا دل من دل ز جهان برنداشت نام چو تو دلبر…

Read More..

دلبر اینک رفت ایدل خون گری – جمال‌الدین عبدالرزاق

دلبر اینک رفت ایدل خون گری در غمش زابر بهار افزون گری گرد سر یکچند چون گردون بگرد وزغمش یکچند چون جیحون گری گه گه…

Read More..

تو ازین سنگدلی کم نکنی – جمال‌الدین عبدالرزاق

تو ازین سنگدلی کم نکنی رحمتی بر دل پر غم نکنی همه جان خواهی و مهلت ندهی همه دل سوزی و مرهم نکنی دانم آنگاه…

Read More..

باز مارا هوس خوش پسری افتادست – جمال‌الدین عبدالرزاق

باز مارا هوس خوش پسری افتادست بازمان از پی دل دردسری افتادست کار دل سخت بدافتاد درین بار که او بکف سخت دل بد جگری…

Read More..

هیچ کس را هوش عشق تو درسر نشود – جمال‌الدین عبدالرزاق

هیچ کس را هوش عشق تو درسر نشود کش غم هجر تو با مرگ برابر نشود نتوان کشت مرا گر طمع وصل کنم هیچ عاشق…

Read More..

مکن ایدوست کار من دریاب – جمال‌الدین عبدالرزاق

مکن ایدوست کار من دریاب هجرت آورد تاختن دریاب دست آنزلف جان شکر بربند جور آن جزع دل شکن دریاب چشم تو قصد جان ما…

Read More..

روز بآخر رسید و یار نیامد – جمال‌الدین عبدالرزاق

روز بآخر رسید و یار نیامد هیچکس از پیش آن نگار نیامد گفتم با او غمی بگویم اکنون با که بگویم که غمگسار نیامد اینهمه…

Read More..

خیزکاندر دلبری بر عهد و پیمان نیستی – جمال‌الدین عبدالرزاق

خیزکاندر دلبری بر عهد و پیمان نیستی وه که اندر دوستی یکروی و یکسان نیستی از لبت کس بوسه‌ای نستد کزوجان نستدی با چنین دندان…

Read More..

بیگانه وار یار ز من بگذرد همی – جمال‌الدین عبدالرزاق

بیگانه وار یار ز من بگذرد همی من میکنم سلام و بمن ننگرد همی خود هیچ التفات بمردم نمیکند ما را بهیچ روی بکس نشمرد…

Read More..

اگر درد دلم را چاره بودی – جمال‌الدین عبدالرزاق

اگر درد دلم را چاره بودی چرا صبر از دلم آواره بودی دلی دارم شکسته ور دل اینست روا بودی اگر صد پاره بودی ز…

Read More..

آه ار ترا ز درد دل من خبر شدی – جمال‌الدین عبدالرزاق

آه ار ترا ز درد دل من خبر شدی این انده دراز مگر مختصر شدی چندان سخن که دوش بگفتم زحال خویش آخر چه بودی…

Read More..

گر چو تو ترک در ختن بودی – جمال‌الدین عبدالرزاق

گر چو تو ترک در ختن بودی ور چو تو سرو در چمن بودی در چمن بسکه سجده بردندی تاختن بس که تاختن بودی آفتاب…

Read More..

دوش در گلستان سحرگاهی – جمال‌الدین عبدالرزاق

دوش در گلستان سحرگاهی پرده برداشت غنچه ناگاهی چشم بلبل بر او فتاد از دور کرد ربی و ربک اللهی گل بصد لطف گفت خندانش…

Read More..

چشمم از گریه دوش ناسودست – جمال‌الدین عبدالرزاق

چشمم از گریه دوش ناسودست تا سحر گه سرشک پالودست گر نخفتست چشم من شاید چشم او باری از چه نغنودست روزها شد که آن…

Read More..

بس آه کم ز عشق تو از آسمان گذشت – جمال‌الدین عبدالرزاق

بس آه کم ز عشق تو از آسمان گذشت بس اشک کم ز هجر تو از دیدگان گذشت هم جانم از فراق توایجان بلب رسید…

Read More..

یاری که بری چو سیم دارد – جمال‌الدین عبدالرزاق

یاری که بری چو سیم دارد کوچک دهنی چو میم دارد گل جامه ز عشق او دریدست مه دل ز غمش دونیم دارد نشکیبم ازو…

Read More..

هر که او عشق ترا نشناسد – جمال‌الدین عبدالرزاق

هر که او عشق ترا نشناسد در جهان هیچ بلا نشناسد همه بر دوست زند چشم تو زخم فرخ آنکس که ترا نشناسد من غلام…

Read More..

طره بخت را بشانه زنم – جمال‌الدین عبدالرزاق

طره بخت را بشانه زنم گر دمی با تو دوستگانه زنم آنچه من دیده ام ز دست تو دوست شاید ار خیمه بر کرانه زنم…

Read More..

دل وصالت بشکیبائی یافت – جمال‌الدین عبدالرزاق

دل وصالت بشکیبائی یافت روز وصل از شب تنهائی یافت وه که چشمت چو بلا عشوه گریست خاصه جائی که تماشائی یافت

Read More..

توبه که بعد ازین نبرم نام عاشقی – جمال‌الدین عبدالرزاق

توبه که بعد ازین نبرم نام عاشقی ور عشق زاهدیست کنون ما وفاسقی تا کی کشم جفا که نه هجران و نه وصال تاکی خورم…

Read More..

باز غم تاختن چنان آورد – جمال‌الدین عبدالرزاق

باز غم تاختن چنان آورد که دل خسته را بجان آورد خویشتن در دهان مرگ افکند هر که نام تو بر زبان آورد زلفت از…

Read More..

مرحبا شادا زهی ای مه درآی – جمال‌الدین عبدالرزاق

مرحبا شادا زهی ای مه درآی از کجا پرسیم بسم الله در آی چشم بد از روی خوبت دور باد سخت زیبا گشته خه خه…

Read More..

زلف چون از روی یکسو افکند – جمال‌الدین عبدالرزاق

زلف چون از روی یکسو افکند ماه گردون را بزانو افکند دانه دل آن لب شیرین بود دام جان آن چشم جادو افکند دل بزلفش…

Read More..

خود بخود خواستم اینعشق علی الله چکنم – جمال‌الدین عبدالرزاق

خود بخود خواستم اینعشق علی الله چکنم محنت من ز من آمد گله زانمه چکنم نتوان خوردغم ار در ره او کشته شوم صد هزارند…

Read More..

بی تو عیشم سخت ناخوش میرود – جمال‌الدین عبدالرزاق

بی تو عیشم سخت ناخوش میرود صد ستم بر جان غمکش میرود دل ز باد سرد و آب چشم من همچو خاکستر بر آتش میرود…

Read More..

از روی چو خورشیدت هرگه که براندیشم – جمال‌الدین عبدالرزاق

از روی چو خورشیدت هرگه که براندیشم یکذره بود کمتر چون از قمر اندیشم جائی که لبت باشد با انهمه شیرینی از لعل تو بیزام…

Read More..

آه این منم که بسته عشقی چنین شدم – جمال‌الدین عبدالرزاق

آه این منم که بسته عشقی چنین شدم دربند آن کمند پراز تاب و چین شدم آن توسنم که بافلکم بود سرکشی تا بالگام عشق…

Read More..

غمش در دل تنگ ما می نشیند – جمال‌الدین عبدالرزاق

غمش در دل تنگ ما می نشیند ندانم بر آتش چرا می نشیند دلم نیز مستوجب هر غمی هست که بر شاهراه بلا می نشیند…

Read More..

دوش آن صنم ز زانو سر برنمیگرفت – جمال‌الدین عبدالرزاق

دوش آن صنم ز زانو سر برنمیگرفت با ما نفس نمیزد و ساغر نمیگرفت در خشم رفته بود و ندانم سبب چه بود کان ماه…

Read More..

چه عجب گر دلت زمن بگرفت – جمال‌الدین عبدالرزاق

چه عجب گر دلت زمن بگرفت که مرا دل زخویشتن بگرفت شدم از ضعف آنچنان که مرا باد بربود و پیرهن بگرفت سخنی با تو…

Read More..

برو ای یار دلارام برو – جمال‌الدین عبدالرزاق

برو ای یار دلارام برو برو ای یار گلندام برو بروایدوست که در باقی شد با توام نامه و پیغام برو تانگوئی که دگر جنگ…

Read More..