مخمس بر غزل شاعر بی بدیل و معاصر میهن شاد روان مرحوم مغفور اسد الله عفیف باختری

مخمس بر غزل شاعر بی بدیل و معاصر میهنشاد روان مرحوم مغفور اسد الله عفیف باختری. *************** به کـــــــوی عشـــق مــــرا بیقرار بگذارید کنــــار جـــــاده…

Read More..

می‏‌خواستم بخوابم و در خواب گم شوم اسد الله عفیف باختری

Hits: 57

Read More..

تا خواهد از جدایی تو نغمه سر کند اسد الله عفیف باختری

Hits: 11

Read More..

بسیار شد جدایی و دوری عزیز من اسدالله عفیف باختری

Hits: 44

Read More..

بر لبانش غیر یک لبخند شیطانی نبود اسد الله عفیف باختری

Hits: 17

Read More..

با خون خود دوباره رقم می زنم ترا اسد الله عفیف باختری

Hits: 80

Read More..

ناقوس مرگ را به صدا آورد غروب اسد الله عفیف باختری

Hits: 16

Read More..

دور می شوی

با هر قدم که از نظرم دور می شوی پنهان میان هاله یی از نور می شوی گاهی شبیه گل به نظر جلوه می کنی…

Read More..

ناقوس مرگ

ناقوس مرگ را به صدا آورد غروب پاییز را به خاطر ما آورد غروب ای کاش جای غصه ـ هر اندازه‌ای که است ـ یک…

Read More..

قدم می زنم ترا

با خون خود دوباره رقم می زنم ترا ای زنده گی ساده به هم می زنم ترا امروز اگر به کام دل خسته نگذری فردا…

Read More..

پشت تنهایی

پشت تنهایی من کیست که پنهان شده است دلم از سایهء خود نیز گریزان شده است تازه از آمدن سال دو روزی نشده که سفر…

Read More..

برف می بارید

بر لبانش غیر یک لبخند شیطانی نبود شهر، تصویرش که دیدم هیچ انسانی نبود برف می بارید و می بارید و می بارید برف در…

Read More..

سبزِ سوخته

دفنم کنید مردۀ من بو گرفته است نعشی که با تعفن خود خو گرفته است سبز است؛ سبز سوخته، مثل لباس او رنگی که زنده‌گانی‌ام…

Read More..