اگر آن شمع بزم دل رود مستانه در صحرا – قصاب کاشانی

اگر آن شمع بزم دل رود مستانه در صحرا نیاید در نظر غیر از پر پروانه در صحرا نماید هرکجا رخ نه فلک آیینه می‌گردد…

Read More..

اگر داغ جنون خون بر دل ما می‌کند مرد است – قصاب کاشانی

اگر داغ جنون خون بر دل ما می‌کند مرد است اگر این باده را ساقی به مینا می‌کند مرد است به زلفش نقد دل را…

Read More..

آن را که داغ عشقش پا تا به سر نباشد – قصاب کاشانی

آن را که داغ عشقش پا تا به سر نباشد در دهر چون نهالی است کان را ثمر نباشد از درد شام هجران دردی بتر…

Read More..

آن روز که کردند به دل تخم وفا سبز – قصاب کاشانی

آن روز که کردند به دل تخم وفا سبز شد درد فراوان و نگردید دوا سبز دل را دگر از عکس خط لاله‌غذاران چون آینه…

Read More..

آن سرو سیم‌اندام من چون از گلستان بگذرد – قصاب کاشانی

آن سرو سیم‌اندام من چون از گلستان بگذرد موج لطافت جو به جو از هر خیابان بگذارد شب‌های هجر او دلم راضی نمی‌گردد اگر یک…

Read More..

آن شوخ دل‌آر رخ زیباش لطیف است – قصاب کاشانی

آن شوخ دل‌آر رخ زیباش لطیف است بر روی چو گل زلف چلیپاش لطیف است چشم سیه‌اش نام خدا معدن ناز است طرز نگه نرگس…

Read More..

آن کس که بار عشق به آهی کشیده است – قصاب کاشانی

آن کس که بار عشق به آهی کشیده است باشد چنانچه کوه به کاهی کشیده است چون صید زخم‌خورده من دل‌شکسته را چشم تو بر…

Read More..

آن کس که شبی دیده بیدار ندارد – قصاب کاشانی

آن کس که شبی دیده بیدار ندارد راهی به سراپرده اسرار ندارد یک مست می شوق در این مدرسه‌ها نیست قربان خرابات که هشیار ندارد…

Read More..

آنچه ناید هرگزم از دست تدبیر است و بس – قصاب کاشانی

آنچه ناید هرگزم از دست تدبیر است و بس گردنم در حلقه فرمان تقدیر است و بس بس ندارد الفتی با یکدگر آب و گلم…

Read More..

آنکه رخ بنمود و روشن ساخت جان در تن تویی – قصاب کاشانی

آنکه رخ بنمود و روشن ساخت جان در تن تویی آنکه آتش زد به من چون برق در خرمن تویی آنکه اندر یک تبسم کرد…

Read More..

آنکه همچون جان تنگت دست در آغوش داشت – قصاب کاشانی

آنکه همچون جان تنگت دست در آغوش داشت چون صدف در بحر عشق آن تشنه‌لب خاموش داشت در جهان بسیار گردیدیم و در هر گوشه‌ای…

Read More..

اول به نام آنکه زد این بارگاه را – قصاب کاشانی

اول به نام آنکه زد این بارگاه را افروخت شمع مشعله مهر و ماه را برپای کرد زنگی شب را ز تخت ظلم بر جا…

Read More..

ای با رخ تو خال سفید و سیاه و سرخ – قصاب کاشانی

ای با رخ تو خال سفید و سیاه و سرخ چون دیده غزال سفید و سیاه و سرخ عکس رخ تو و آن خط شبرنگ…

Read More..

ای پای تا به سر همه عضوت تمام، فیض – قصاب کاشانی

ای پای تا به سر همه عضوت تمام، فیض لعل لب و زبان و دهان و کلام، فیض چشم تو ساقی‌ای است که در بزم…

Read More..

ای تندخو ز چیست که یارم نمی‌شوی – قصاب کاشانی

ای تندخو ز چیست که یارم نمی‌شوی یک لحظه راحت دل زارم نمی‌شوی هرگز ز دیده مست و خرابم نمی‌کنی پیمانه‌وار رفع خمارم نمی‌شوی یا…

Read More..

ای تیغ غمزه تو به وقت غضب لذیذ – قصاب کاشانی

ای تیغ غمزه تو به وقت غضب لذیذ هنگامه غم تو به وقت طرب لذیذ چین جبین چو موج تبسم تمام شهد پیکان تیر غمزه…

Read More..

ای خطّت از قلمرو خوبی ستانده باج – قصاب کاشانی

ای خطّت از قلمرو خوبی ستانده باج بگرفته نرگست ز غزال ختن خراج چون نقره‌ای که سکه کند رایجش به دهر خط داده تازه حسن…

Read More..

ای خرم از نسیم وصالت بهارها – قصاب کاشانی

ای خرم از نسیم وصالت بهارها گلچین بوستان رخت گلعذارها اشجار باغ را به نظر گر درآوری نرگس به جای برگ بروید زخارها بنمای رخ…

Read More..

ای خرم آن زمان که بود یار در کنار – قصاب کاشانی

ای خرم آن زمان که بود یار در کنار گل در کنار باشد و اغیار در کنار جامی به کنج خلوت و گردیده مست عشق…

Read More..

ای خوش آن روز که از خواب گران برخیزم – قصاب کاشانی

ای خوش آن روز که از خواب گران برخیزم به تمنای تو ای سرو روان برخیزم ای خوش آن دم که به تعظیم خدنگت از…

Read More..

ای خوش آن عالم که در وی راه پای غم نداشت – قصاب کاشانی

ای خوش آن عالم که در وی راه پای غم نداشت نقش‌ها برداشت اما صورت خاتم نداشت حسن را چندین هزار آیینه پیش رخ نبود…

Read More..

ای در نظرم نشو و نمای تو مبارک – قصاب کاشانی

ای در نظرم نشو و نمای تو مبارک آمد شد خاک کف پای تو مبارک هم در دل محنت‌زده داغت گل دولت هم در سر…

Read More..

ای دل بیهده گفتار ادب باش ادب – قصاب کاشانی

ای دل بیهده گفتار ادب باش ادب از زبان می‌کشی آزار ادب باش ادب جستن عیت در آیینه بود پی در پی دیده بر آینه…

Read More..

ای ز رخسار تو شب سوختن آموخته شمع – قصاب کاشانی

ای ز رخسار تو شب سوختن آموخته شمع به تماشای تو چون شعله برافروخته شمع زده بر گوشه دستار چو گل شب همه شب جلوه‌ای…

Read More..

ای دل همیشه طالب دیدار یار باش – قصاب کاشانی

ای دل همیشه طالب دیدار یار باش آیینه گرد و بر رخش امیدوار باش سیلاب‌وار تند روی بر کنار نه یک قطره باش و همچو…

Read More..

ای ز آتش حسن تو شبستان وفا گرم – قصاب کاشانی

ای ز آتش حسن تو شبستان وفا گرم وز شعله رخستار تو هنگامه ما گرم ترسم ز لطافت شود از رنگ به رنگی بسیار گل…

Read More..

ای ذات پاکت از همه ماسوا، سوا – قصاب کاشانی

ای ذات پاکت از همه ماسوا، سوا وز درگه تو یافته هر بینوا، نوا انعام توست بر همه خاص و عام، عام تشریف توست بر…

Read More..

ای شب‌چراغ دل‌ها صهبا است در پیاله – قصاب کاشانی

ای شب‌چراغ دل‌ها صهبا است در پیاله یا عکس روی ماهت پیدا است در پیاله کیفیتی ز چشمت شد در شراب داخل یا آنکه دختر…

Read More..

ای شمع دل‌افروز به قربان تو گردم – قصاب کاشانی

ای شمع دل‌افروز به قربان تو گردم ای آتش جان‌سوز به قربان تو گردم از بس‌که تو روز از شب و شب بهتری از روز…

Read More..

ای قدّ تو چون معنی برجسته مصرع – قصاب کاشانی

ای قدّ تو چون معنی برجسته مصرع ابروی تو دیوان قضا را شده مطلع بخشیده صدف را کف نیسان تو هرگز گردانده چمن را نم…

Read More..

ای کز دو زلف سرکشت داریم در تن تاب‌ها – قصاب کاشانی

ای کز دو زلف سرکشت داریم در تن تاب‌ها بیرون چه سان آریم ما کشتی از این گرداب‌ها عقل و شکیب و نقد دل در…

Read More..

ای کعبه ارباب وفا کوی رفوگر – قصاب کاشانی

ای کعبه ارباب وفا کوی رفوگر محراب دعا گوشه ابروی رفوگر چون قطره شبنم که نشیند به رخ گل دیدم عرق‌آلوده گل روی رفوگر این…

Read More..

ای مهر دل‌فروز گل روی کیستی – قصاب کاشانی

ای مهر دل‌فروز گل روی کیستی وی ماه نو نمونه ابروی کیستی رم می‌کنی ز سایه مژگان خویشتن ای از حرم برآمده آهوی کیستی عطر…

Read More..

ای که خاک آستانت سجده‌گاه عاشقان – قصاب کاشانی

ای که خاک آستانت سجده‌گاه عاشقان خشت و فرش بارگاهت مهر و ماه عاشقان سر به تاج قیصر و خاقان نمی‌آرد فرو در سریر خاکساری…

Read More..

ای نگه با نظرت هم می و هم میخانه – قصاب کاشانی

ای نگه با نظرت هم می و هم میخانه گردش چشم تو هم ساقی و هم پیمانه هم مسلمان ز تو حاجت طلبد هم کافر…

Read More..

ای وصل تو را آرزوی دل شده باعث – قصاب کاشانی

ای وصل تو را آرزوی دل شده باعث بر راه تو‌ام دوری منزل شده باعث در گوشه ابروی تو آن خال مرا کشت بر قتل…

Read More..

با آنکه در قلمرو هستی یگانه‌ام – قصاب کاشانی

با آنکه در قلمرو هستی یگانه‌ام بر گوش روزگار، گران چون فسانه‌ام نه دشمنم به پهلوی خود جا دهد نه دوست در آب همچو موج…

Read More..

با تو همین یک سخنم آرزو است – قصاب کاشانی

با تو همین یک سخنم آرزو است گفتن و قربان شدنم آرزو است پیش قد شمع تو پروانه‌وار پر زدن و سوختنم آرزو است وقت…

Read More..

با دل غم‌دیده‌ای صیدافکن عاشق‌نواز – قصاب کاشانی

با دل غم‌دیده‌ای صیدافکن عاشق‌نواز می‌کند بسیار خوبی عمر مژگانت دراز نی ز ما دور است جانبازی نه از تو سرکشی می‌برازد هر دو بر…

Read More..

بازآ که دل از داغ تو آراسته تن را – قصاب کاشانی

بازآ که دل از داغ تو آراسته تن را پر ساخته زین لاله سراپای چمن را ای روشنی دیده چو گشتی ز نظر دور زنهار…

Read More..

با صبر ساختم به وفا می‌برم پناه – قصاب کاشانی

با صبر ساختم به وفا می‌برم پناه مردم ز درد او به دوا می‌برم پناه شاید که خضر ره بنماید به من رهی گم گشته‌ام…

Read More..

باد رنجور آن تنی کز درد او بیمار نیست – قصاب کاشانی

باد رنجور آن تنی کز درد او بیمار نیست خاک بر چشمی که با یاد رخش بیدار نیست بی‌نصیب آن دل که زخم از تیر…

Read More..

بازآ که ز دل زنگ‌زدا بلکه تو باشی – قصاب کاشانی

بازآ که ز دل زنگ‌زدا بلکه تو باشی روشنگر آیینه ما بلکه تو باشی حاجت‌طلبان را ز کرم آن خم ابروی بنمای که محراب دعا…

Read More..

بازم از خون جگر دیده تر شد لبریز – قصاب کاشانی

بازم از خون جگر دیده تر شد لبریز پایت از چشم من آلوده نگردد، پرهیز طفل اشگم نزند پا به زمین از دامن چه کند…

Read More..

بتی دارم به حسن از کافرستان کافرستان‌تر – قصاب کاشانی

بتی دارم به حسن از کافرستان کافرستان‌تر زبان از لعل و لعل از شکّرستان شکّرستان‌تر رخش چون مهر اما پاره‌ای از مهر تابان‌تر دو ابرو…

Read More..

بتی دارم که لعلش با لب کوثر کند بازی – قصاب کاشانی

بتی دارم که لعلش با لب کوثر کند بازی خطش در صفحه آیینه با جوهر کند بازی دلم را برده بازیگوش طفلی کز ره شوخی…

Read More..

بر رخ هر آرزو در بند تا محرم شوی – قصاب کاشانی

بر رخ هر آرزو در بند تا محرم شوی دیده پوش از سیر باغ خلد تا آدم شوی می‌کند از ترک لذت موم جا در…

Read More..

بدان قرار که تن را بود به جان اخلاص – قصاب کاشانی

بدان قرار که تن را بود به جان اخلاص به خاک پای تو ما را است آن‌چنان اخلاص وصال دوست میسر به سیم و زر…

Read More..

بر سر تو را چه طره کاکل شکسته است – قصاب کاشانی

بر سر تو را چه طره کاکل شکسته است گویی که سنبلی به سر گل نشسته است بنشسته است ز آب عرق بر رخ گل…

Read More..

بر میان تاری ز زلف یار می‌خواهد دلم – قصاب کاشانی

بر میان تاری ز زلف یار می‌خواهد دلم سبحه را افکنده و زنّار می‌خواهد دلم تا نشانی هست از غم‌خانه زندان دوست کافرم گر جانب…

Read More..

بر هر که نیک دیده گشادم فنای تو است – قصاب کاشانی

بر هر که نیک دیده گشادم فنای تو است بر هر دری که روی نهادم سرای تو است حقا که حلقه در گنج سعادت است…

Read More..

برده دل از من پری‌رویی نمی‌گویم که کیست – قصاب کاشانی

برده دل از من پری‌رویی نمی‌گویم که کیست شوخ چشمی طفل بدخویی نمی‌گویم که کیست داده از زهر آب، بی رحمی، فرنگی زاده‌ای بهر قتلم…

Read More..

برافکندی ز رخ تا پرده ظلمت از جهان گم شد – قصاب کاشانی

برافکندی ز رخ تا پرده ظلمت از جهان گم شد نمودی چهره تا خورشید را نام و نشان گم شد به هنگام جواب ار ببینم…

Read More..

بسوز بر تن خاکی ز داغ یار چراغ – قصاب کاشانی

بسوز بر تن خاکی ز داغ یار چراغ به دست خویش ببر بر سر مزار چراغ مده ز کف دل روشن به پشت‌گرمی مهر برای…

Read More..

برنمی‌آید به کار کس ثبات بی محل – قصاب کاشانی

برنمی‌آید به کار کس ثبات بی محل مرگ به زندانیان را از حیات بی‌محل طبع اگر آزاده‌دل را نیست صرف لعل یار کم ز صندل…

Read More..

بس ‌که بر جانم ز مژگانت خدنگ افتاده است – قصاب کاشانی

بس ‌که بر جانم ز مژگانت خدنگ افتاده است وسعتی خواهم که بر دل کار تنگ افتاده است تا تو با این آب و رنگ…

Read More..

بس که کردم گریه شد خونابم از اعضا تهی – قصاب کاشانی

بس که کردم گریه شد خونابم از اعضا تهی دیده‌ام شد ز انتظار او ز دیدن‌ها تهی تا شدی از دیده غایب جان ز جسم…

Read More..

بشنوی گر ز من غمزده پندی مردی – قصاب کاشانی

بشنوی گر ز من غمزده پندی مردی دل به این دهر ستم‌پیشه نبندی مردی خنده و شوخی بیجای گل از بی‌دردی‌ست گر از این عشرت…

Read More..

بکش از رخ نقاب و بر فروزان عارض گل را – قصاب کاشانی

بکش از رخ نقاب و بر فروزان عارض گل را بیا یک‌سر بسوزان زآتش گل بال بلبل را به رنگ‌آمیزی زلف و رخت صد آفرین…

Read More..

بگذشت ز حد کار دل زار کجایی – قصاب کاشانی

بگذشت ز حد کار دل زار کجایی مردم ز غم ای مونس غم‌خوار کجایی بسیار دلم تیره شد از زنگ کدورت روشنگر این آینه تار…

Read More..