عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۱۹

تا دامنِ آفتاب در چنگِ من است با هرچه شب است و تیرگی،‌جنگِ من است نی گفتن و خودسری که عیبش دانی اوجِ هنر و…

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۱۸

رفتیّ و کسی نکرد غمخورگی‌ات رفتیّ و کسی ندید بیچارگی‌ات ای یار! پس از تو دیگران هم رفتند من ماندم و دردِ تلخِ آوارگی‌ات عبدالقهّار…

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۱۶

دل چیست گداز گوشهٔ دردآباد جان مویه‌کشی‌هایِ غمی بی‌بنیاد من کیستم از دهکدهٔ خود تا شهر یک‌درّه سکوت و یک‌بیابان فریاد عبدالقهّار عاصی

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۱۴

بی‌گریه و سوز و ساز محزون خفته چون عاشقِ یار‌مرده در خون خفته آهسته قدم گذار از پهلویش کابل به هزار زخم در خون خفته…

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۹

سوغات برایِ‌ده ندارد دلِ من آهنگِ لقایِ‌ده ندارد دلِ‌من از بس که پرندگانش آواره شدند امسال هوایِ ده ندارد دلِ‌من عبدالقهّار عاصی

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۱۷

چندی چو گذشت از سرِ‌مردنِ من چون خاک تکاند تار و پودِ تنِ من ای دوست! بیا و گوش کن زمزمه‌ای از سینهٔ گور، میهن…

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۱۵

بی آن‌که به انتظار،‌خون گریه کنند بی آن‌که ز زندگی برون گریه کنند یک‌تن به مقامِ عشق لبخند شدند بی آن‌که برایِ‌چند و چون گریه…

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۱۲

عشق آیتی از کعبه و دَیر و حرمش شمس آینهٔ تمام‌قدِّ صنمش سالارِ‌قلندرانِ‌بلخ آمده‌است ای قونیه جان نثار کن در قدمش عبدالقهّار عاصی

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۷

زین‌پیش دلم کشتهٔ دیدارِ تو بود جانم به هزار سر هوادارِ تو بود زآن‌پیش که زخمِ بی‌وفایی بزنی سر کوفتنم به پایِ‌دیوارِ‌تو بود عبدالقهّار عاصی

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۱۳

آنان که به لب سکوت می‌گردانند آتش‌نفسانِ حرفِ بی‌پایانند شب‌هایِ دراز را به همجامیِ عشق می می‌نوشند و ماه می‌رقصانند عبدالقهّار عاصی

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۱۰

آمیخته با بویِ توأش می‌کردم آموختهٔ خویِ توأش می‌کردم گر زندگی‌ام برگِ گلِ سرخی بود آویزهٔ گیسویِ توأش می‌کردم عبدالقهّار عاصی

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۸

ای دشتِ تهی! بتّه‌کنانت چه شدند؟ چوپان‌بچه‌هایِ نوجوانت چه شدند؟ ای بسترِ خاک‌تودهٔ خاطره‌ها یارانِ قدیمِ همزبانت چه شدند؟ عبدالقهّار عاصی

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۶

دل تنگ شود، به ناله‌اش درشکنم خاموشیِ لب به دیدهٔ تر شکنم دستم نرسد به دامنِ هیچ‌کسی بنشینم و در سکوتِ خود وَرشکنم عبدالقهّار عاصی

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۴

گیرم که چمن‌چمن بهار آرَد گل بشکفته‌قیامتی به بار آرَد گل شایستهٔ گورِ عاشقی گر نشود ای سبزه جوانی به چه کار آرَد گل؟ عبدالقهّار…

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۲

ای درّهٔ تنگ، روزگارت چون است؟ دریاچهٔ مست و آبشارت چون است؟ دور از تو، در این‌دیار پوسیدم من بی من تو بگو کنج و…

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۵

با قامتی از چراغ و ایمان و تفنگ گاهی همه آب و گاهِ دیگر همه سنگ در معرکه‌گاهِ عشق با نامِ شهید «نه» گفت و…

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۱

هر تن که ز جمعِ انجمن می‌شکند والله کمر و بازویِ‌من می‌شکند سر تا قدم از هزار جا می‌شکنم هر شاخه گلی که زین‌چمن می‌شکند…

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۳

ای پیکِ‌بهار! خون جگر می‌آیی خاموش‌لب و شکسته‌پر می‌آیی ای دوست! چه اتّفاق افتاد تو را بی هیچ ترانه از سفر می‌آیی عبدالقهّار عاصی

Read More..

عاصی, دوبیتی‌ها, دوبیتی شمارۀ ۱۴

فرو مرده چراغ آسمانه بر افتاده شکوه آشیانه از آن وادی شور و شوق و شادی نه گل مانده نه بلبل نی ترانه عبدالقهّار عاصی

Read More..

عاصی, رباعیات, باعی شمارۀ ۱۱

حق پشتی و مرتضا علی مولایت طغرایِ‌محمّدی لواآرایت روحِ همه اولیات خشنود ای بلخ! من صدقه شوم ادهم و مولانایت عبدالقهّار عاصی

Read More..

عاصی, دوبیتی‌ها, دوبیتی شمارۀ ۱۳

تو رفتی بال و پر فرسود و جان سوخت غم دوری مرا تا استخوان سوخت تو رفتی تشنگی آورد بیشه درخت آتش گرفت و آشیان…

Read More..

عاصی, دوبیتی‌ها, دوبیتی شمارۀ ۲

صدایی در گلویم خانه کرده که دنیایِ مرا ویرانه کرده چنان تلخ است و دردآلود و غمگین که آهنگش مرا دیوانه کرده عبدالقهّار عاصی

Read More..

عاصی, دوبیتی‌ها, دوبیتی شمارۀ ۷

بیابان لاله زد،‌صحرا چمن کرد زمین سبزینه‌هایِ‌تر به تن کرد نسیمِ صبح در خون می‌کشد تن مگر آواره‌ای یادِ وطن کرد عبدالقهّار عاصی

Read More..

عاصی, دوبیتی‌ها, دوبیتی شمارۀ ۱۲

عطش می زد، عطش می کاشت صحرا لوای سرخ می افراشت صحرا زمستان را به خونم آب می کرد چه سنگین آفتابی داشت صحرا عبدالقهّار…

Read More..

عاصی, دوبیتی‌ها, دوبیتی شمارۀ ۱۰

دلت شهرِ پریشانی است عاشق نصیبت نابسامانی است عاشق هزاران دیدنی در پیش داری هنوز آغازِ ویرانی است عاشق عبدالقهّار عاصی

Read More..

عاصی, دوبیتی‌ها, دوبیتی شمارۀ ۱۱

مدامش غصّه و غم در کمین است تمامش خاک و خاکسترنشین است کبوتر گویمش یا مارِ زخمی دیارِ‌من همان است و همین است عبدالقهّار عاصی

Read More..

عاصی, دوبیتی‌ها, دوبیتی شمارۀ ۹

دو چشمت چلچراغِ شامِ عاشق نگاهت بسترِ‌آرامِ عاشق سراپایِ وجودِ مهربانت بهارآغازِ بی‌انجامِ عاشق عبدالقهّار عاصی

Read More..

عاصی, دوبیتی‌ها, دوبیتی شمارۀ ۶

تو بارانیّ و من لب‌تشنه رودم تو غوغایِ تمامی،‌من سرودم تو طرحی پای‌تا‌سر از بهاران من امّا برگی از شاخی کبودم عبدالقهّار عاصی

Read More..

دوبیتی‌ها, دوبیتی شمارۀ ۸

من و تو سبزهٔ یک جویباریم من و تو قصّهٔ یک روزگاریم «تو مانندِ مهی،‌من چون ستاره» من و تو دویی و دوری نداریم عبدالقهّار…

Read More..

عاصی, دوبیتی‌ها, دوبیتی شمارۀ ۵

بهار امسال ماتم می‌فروشد متاعِ خون به آدم می‌فروشد دلِ من هم سرِ بازارِ گرمش تبسّم می‌خرد،‌غم می‌فروشد عبدالقهّار عاصی

Read More..

عاصی, دوبیتی‌ها, دوبیتی شمارۀ ۱

به لب حرف و به دل فریاد دارم رخِ تر،‌خاطرِ ناشاد دارم غمی ویرانگری کرده به جانم به جایِ سینه دردآباد دارم عبدالقهّار عاصی

Read More..

عاصی, دوبیتی‌ها, دوبیتی شمارۀ ۴

گلِ رویت بهارستانِ شاعر شمیمِ گیسوانت جانِ شاعر سخن‌هایِ خوشِ نوش‌آفرینت غزل‌هایِ ترِ دیوانِ شاعر عبدالقهّار عاصی

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۳۴

هرچند شب است و تیرگی همساز است ماهی به مسیر رود در پرواز است هرچند که روح فرودین زندانی است یک پنجره رو به نسترن‌ها…

Read More..

عاصی, دوبیتی‌ها, دوبیتی شمارۀ ۳

دلم وقتی ز برگشتت خبر شد جوان شد،‌تازه شد،‌رنگِ دگر شد نهالِ آرزوهایم گل آورد شبِ دور و دراز آخر سحر شد عبدالقهّار عاصی

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۳۷

باید علم بهار و باران افراشت تا حوصله هست شخم باید زد و کاشت ما سبز شویم یا نه، غم نیست مگر این مزرعه را…

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۳۵

مرگ آمد و معنی زمان دیگر شد غمنامهٔ خون مردمان از سر شد هم حشمت سبزه‌زار را فتنه گرفت هم شوکت باغ خاک و خاکستر…

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۳۶

تنگ است دلم، مسیچه پروازی کن! بی‌همنفسم، نسیم آغازی کن! بی‌طاقتم، ای درخت تسکینم ده! بی‌حوصله‌ام، بهار آوازی کن! عبدالقهّار عاصی

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۳۲

تا ژندهٔ عشق حق بر افراخته‌ایم از مخمل خون به تن کفن ساخته‌ایم ما مفت نه سهم می‌بریم از خورشید دامن‌دامن ستاره پرداخته‌ایم عبدالقهّار عاصی

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۳۳

مردان سرِ دار و راهِ مردان سر دار محراب و نمازگاه مردان سرِ دار یک سر ز میان دیگران بالاتر جولانگه و جلوه‌گاه مردان سرِ…

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۲۸

نی مژدهٔ باغ،‌رهگذارانِ‌تو راست نی مقدمِ خیر، باد و بارانِ تو راست ای سالِ‌نو از کدام سو می‌آیی؟ نی سبزه نه ارغوان بهارانِ تو راست…

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۳۱

ما آتش صبر و روزگاران همه سنگ ما پای شکسته، رهگذاران همه سنگ نقشی همه انتظار و چشمی همه آب شهری همه درد و شهر…

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۲۷

این‌جا رخِ تازه خاطرِ شادی نیست سوگ است و سیاهی است و آزادی نیست من دل به چه اعتبار پابند کنم آن‌جا که درخت نیست،‌آبادی…

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۲۱

سبزینه به سر ندارد امسال بهار رنگینه به بر ندارد امسال بهار از روحِ فسردهٔ نسیمش، دانم چندان گلِ تر ندارد امسال بهار عبدالقهّار عاصی

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۳۰

ما بلبل و فصل‌ها زمستان این‌جا ما نغمه و روزگار ویران این‌جا ما عاشق و درد بی‌بهاری در باغ ما خامش و خانه آتشستان این‌جا…

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۲۹

ای جنّتِ ناتمامِ دنیاییِ من ای زمزمه‌سازِ شور و شیداییِ من از خانهٔ چشم‌هایِ‌من دور مشو ای دخترِ‌عشق‌هایِ رویاییِ‌من عبدالقهّار عاصی

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۲۳

دل عشق گزید،‌نقشِ عصیان زدمش دریا طلبید سر به طوفان زدمش هر شاخه‌گلی که در نگاهم بشکفت بویی ز تو داشت در گریبان زدمش عبدالقهّار…

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۲۴

یک قریه و یک ستاره بالایِ سرش چوپان‌پسریّ و رمه‌ای دور و برش شام است و کنارِ خرمنی دخترکی افشانده به رویِ شانه گیسویِ ترش…

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۲۶

آرامشِ باغ گل به گیسو زدنت آشوبِ بهار شانه بر مو زدنت برنامهٔ زندگی سخن‌هایِ خوشت سرنامهٔ عشق خم به ابرو زدنت عبدالقهّار عاصی

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۲۵

خون از بر و دوشِ آسمان گل بدهد آتش ز زمین قیامتِ کل بدهد دوزخ چه قَدَر بلند باید سوزد تا تشبِهِ کوچکی ز کابل…

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۲۲

تا درّه تهی شد از صدایِ دلِ دوست من ماندم و دردِ بی‌دوایِ دلِ دوست زنهار اگر دمی به سر خواهم برد، جز با غمِ…

Read More..

عاصی, رباعیات, رباعی شمارۀ ۲۰

من درد‌به‌دوشِ شامِ تارِ وطنم دل‌پختهٔ رنجِ روزگارِ‌وطنم آهم همه انتظار،‌اشکم همه صبر من خاطره‌دارِ حالِ زارِ وطنم عبدالقهّار عاصی

Read More..

آتش اگرچه سوخت تن ناتوان من – ابوالقاسم لاهوتی

آتش اگرچه سوخت تن ناتوان من، گل کرد عشق و ماند به عالم نشان من. گردد کهن زمانه و خامش نمی شود آن شعله ها…

Read More..

از خانه کنم یاد که پیمان من آنجاست – ابوالقاسم لاهوتی

از خانه کنم یاد که پیمان من آنجاست؛ هوش سرم و نور دو چشمان من آنجاست. جان با همه شیرینی و محبوبیش، اینجا بر تن…

Read More..

از هر گپ آن تازه شود جان چه لب است این – ابوالقاسم لاهوتی

از هر گپ آن، تازه شود جان، چه لب است این! من دل به چنین لب نسپارم… چه گپ است این؟ رفتار ببینید، چه دل…

Read More..

افغان مرا می شنوی ای بت افغان؟ – ابوالقاسم لاهوتی

افغان مرا می شنوی، ای بت افغان؟ از آتش هجران تو است، این همه افغان! وه، وه! چه شبی بود، که از دیدن رویت شد…

Read More..

اگرچه روزگار من سیاه است – ابوالقاسم لاهوتی

اگرچه روزگار من سیاه است، نه می گریم نه شیون می کنم من. سحرها، خاک صحرای عرب را، به ناخن کنده مأمن می کنم من….

Read More..

آن دلبر افغان چه سلحشور برد دل – ابوالقاسم لاهوتی

آن دلبر افغان چه سلحشور برد دل، چشم بد از او دور، که مغرور برد دل. مرغ ار شود و ماهی اگر، از مژه و…

Read More..

ای تودۀ نام آور ایران نهراسیم! – ابوالقاسم لاهوتی

ای تودۀ نام آور ایران، نهراسیم! از حملۀ اردوی شریران، نهراسیم! ای کارگر نامی و دهقان مبارز، یک صف بشتابیم به میدان، نهراسیم! مردن به…

Read More..

ای شادی حیات من ای ماه مشک موی – ابوالقاسم لاهوتی

ای شادی حیات من، ای ماه مشک موی، بهر تو، دل، حیات ابد دارد آرزوی. من زنده ام به عشق تو، در شعر جاودان؛ آن…

Read More..

ای کاشکی به عالم تا چشم کار می کرد – ابوالقاسم لاهوتی

ای کاشکی به عالم، تا چشم کار می کرد، دل بود و آدم آن را قربان یار می کرد. زین خوب تر چه می شد…

Read More..