گشت مرغی زخمی تیری دلم آمد بیاد – مشتاق اصفهانی

گشت مرغی زخمی تیری دلم آمد بیاد
طایری غلطید در خون بسملم آمد بیاد
نوحه جغدی شنیدم دوش از ویرانه‌ای
ناله‌ام آمد بخاطر منزلم آمد بیاد
پرتوافکن شد ببزم تیره‌روزی مهوشی
محفل‌افروزی شمع محفلم آمد بیاد
بود در فانوس شمعی همدم پروانه‌ای
صحبت پنهان دلدار و دلم آمد بیاد
درگذر لیلی وشی دیدم سوار هودجی
آن بت محمل‌نشین و آن محملم آمد بیاد
قالب فرسوده‌ای را عشق شورانگیز کرد
بود آن شورش که در آب و گلم آمد بیاد
عاقبت مشتاق دیدم بر سر دل جان سپرد
عقده دشوار و کار مشکلم آمد بیاد
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.