های و هوی باد مهدی سهیلی

آهوان را هر نفس از تیرها فریادهاست
لیک صحرا پر ز بانگ خنده صیادهاست
گل بغارت رفت و چشم باغبان در خون نشست
بسکه از جور خزان بر باغها بیدادهاست
غنچه ها بر باد رفت و نغمه ها خاموش شد
هر پر بلبل که بینی نقشی از آن یادهاست
باغبان از داغ گل در خاک شد اما هنوز
های های زاریش در هوی هوی بادهاست
گونه ام گلرنگ و چشمم پرده پرده غرق اشک
لب فرو بستم ولی در سینه ام فریادهاست .
« تیر ماه ۱۳۵۰ »
مهدی سهیلی
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.