نمی کنی – احمد محمود امپراطور

نمی کنی
در این شبـــــانه روز دعـــایم نمی کنی؟
رفـــــــعِ کــــدورتِ به خطایم نمی کنی؟
تنهــــا ترین تـــرانه ی شهــــــر محبتم
از این فـــراق و دوری جدایم نمی کنی؟
شــــاید که من لیــــــاقت عشقت نداشتم
امـــا به پــــــاس عشق سزایم نمی کنی؟
مشکل که من مراقب وسواس خود شوم
از تار زلف حلقــــــه به پایم نمی کنی؟
رو کرده ای به سوی عزازیل جان من
چند روز رو به سوی خدایم نمی کنی؟
نخل حیـات و قامت من در تنزل است
این بـــــار باز فــــکر بـقایم نمی کنی؟
آشفته حال و سر به گریبـان و مدغمم
فـــارغ ز ماجـــــرا و بلایم نمی کنی؟
در این دیــــار کس به مــزاح دلم نشد
یکبار تازه حــــال و هـوایم نمی کنی؟
از دور های دور ازان لاله زار عشق
محمود گفتـــــه بـاز صدایم نمی کنی؟
*****
بامداد یکشنبه 21 اسد 1397 آفتابی
که برابر میشود به 12 آگست 2018 ترسایی
سرودم
احمد محمود امپراطور
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.