میهنم تو را می پرستم – خلیل الله خلیلی

میهنم تو را می پرستم
داند خدا که بعد خدا می پرستمت
هان ای وطن مگو که چرا می پرستمت
ذرات هستیم زتو بگرفته است جان
چون برتری زجان همه جا می پرستمت
هر صبحدم باز کند آسمان درش
با سد هزار دست دعا می پرستمت
چون پای تا سر تو سزاوار حرمت است
با عضو عضو خود سرو پا می پرستمت
چون مرغ پر شکسته ای از آشیان جدا
اینک از آشیان جدا می پرستمت
از یاد رودهای کف آلود نعره زن
دیوانه ام به شورو سدا می پرستمت
از یاد آن فضای فروزان نور بار
در زیر آن گرفته فضا می پرستمت
از یاد آن چنار کهن سال سبز پوش
در پیش برگ برگ جدا می پرستمت
چون بوی کل بیاد توام می برد بباغ
با لرزش نسیم صبا می پرستمت
هر جا که مطربی کند از عشق نغمه سر
در پرده پرده ساز و نوا می پرستمت
بعد مکان اثر نکند در دیار عشق
ای دور از نظر بکجا می پرستمت
ثروتمدار شهر سزاوار ذکر نیست
از یاد کودکان گدا می پرستمت
از یاد رفتگان بخون غرق گشته ات
در خون و اشک کرده شنا می پرستمت
از یاد آنک بر لب شمشیر آبدار
سد بوسه داده روز دعا می پرستمت
از یاد سنگری که سرافراز مردمان
با خون خویش کرده بنا می پرستمت
گه با صریر خامه و گه با زبان دل
هم آشکار و هم خفا می پرستمت
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.