میــــان جزر و مــدی موجِ آب می سوزم – احمد محمود امپراطور

میــــان جزر و مــدی موجِ آب می سوزم
میــــان گلشــــن و عطرِ گلاب می سوزم
شکنجـــه می شوم هر روز در غمِ کشور
به کنـــج خانه به چندین عذاب می سوزم
نه ختــــــم حادثـــــه آید نه بــــوی آزادی
بــــرای آمـــدنی انقــــــــــلاب می سوزم
شبــــان به عمق تخیـــل به جستجو بروم
سحـــر به حال حزین و خراب می سوزم
سوال هـــــا به ســر و سینه ام کند جولان
سوال هـــــا که نــــدارد جواب می سوزم
هــــزار رسـم و ره و حـزب باشدی بر پا
میــــان این همـــــه در انتخاب می سوزم
به روز های که بگذشت میخورم افسوس
به شام های که رفتـم به خواب می سوزم
شکسته روحیه ی مرد و زن هـزار دریغ
به مشت ابله که گویــــم جناب می سوزم
خیانت است به شهر و جنایت است به ده
ز هـر خطا و ز هــر ناصواب می سوزم
ستیــــغ حوصله محمود ســــر رسد اینجا
به حـــال خلقی که دارد عتاب می سوزم
*****
یکشنبه 21 اسد 1397 آفتابی
که برابر میشود به 12 آگست 2018 ترسایی
سرودم
احمد محمود امپراطور
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.