دل درد تو در میان جان بستست – جمال‌الدین عبدالرزاق

دل درد تو در میان جان بستست
جان در طلب تو بر میان بستست
عشق تو ز دست در دلم آتش
زان چشم من آب در جهان بستست
صد چشمه خون گشاده ام بر رخ
بر من در وصل همچنان بستست
تا دست قمر بگرد گلزارت
از مشگ کمر بر ارغوان بستست
دست فلک از کلف نقاب شرم
بر چهره ماه آسمان بستست
ایدوست بترس ازین دم سردم
کاین دولت حسن تو دران بستست
سرسبزی شاخ و سرخی رویش
دریک دم سرد مهرگان بستست
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.