دلم از دیده برون میآید – جمال‌الدین عبدالرزاق

دلم از دیده برون میآید
چه دهم شرح که چون میآید
حل شده دل زره دیده برفت
زان سرشکم همه خون میآید
دل اگر خود همه از سنگ بود
بکف عشق زبون میآید
یارب آنمه بچه ماند یارب
که هم از حلقه کنون میآید
چشم خیره شود از طلعت او
کز در حجره درون میآید
ایکه در رنگ و طراوت رخ تو
از گل و لاله فزون میآید
خیز و از پرده برون آی تو نیز
که گل از پرده برون میآید
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.