استقبال از غزل زیبای مرحوم عشقری صاحب بزرگوار

چهــره یی مــعصوم او دل را بــه فریاد آورد
مــردگان را زنده سازد چون مسیح، یاد آورد

گرچه گفتند عشق آسان است ولی دیدم که سخت
کنـــدنِ آن بیـــستون را عـــــــشق فـــرهــــاد آورد

گشته مجنون از رخ لیلی به صحرای جنون
زنـــدگـــی را در قـــمار عـــشق بــر باد آورد

مـــرغ دل را می کنم بسمل برایت ای عزیز
ایــن قـــدر در پیش پایت تا تو صیاد آورد

آمـــدم در بزم عشقت چند قدح نوشم مگر
تـــا فرح بر این دل غمدیده چون شاد آورد

ای بتا ! دیــگر چه داری غیر حسن بی مثال
گـــر طـــبع عاشــق نـــوازت را مـگر باد آورد

سیر این گلشن چه سهل است ای حریفان چمن
یـــک قـــلم افتـــاده در بـــــر شاخ شمشاد آورد

ای حدیث دیگر سخن از عشق جانسوزش مگو
ایـــن قـــدر حـــرف پــریشان داد و بی داد آورد

سید احمد حدیث

Hits: 52

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

2 thoughts on “استقبال از غزل زیبای مرحوم عشقری صاحب بزرگوار

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.