استقبال غزل سید احمد حدیث از غزل حضرت علامه محمد اقبال رح

چـــون چراغ لاله سوزم در بیابان شما
ای جوانان عجم جان من و جان شما
اقبال

شــعله خـــویی دیــده ام من در گلستانِ شما
بس عجب زین آب و آتش هستم حیرانِ شما

رُخ طـلوعِ آفــتاب و زلـف هـــم ظلمت سرا
روز و شب یکجا که دیــده در گـریبانِ شما

رفتمش در کوی او تا خـوب دیــدارش کنم
ناله کف زد دل تپید و بـــس که تابانِ شما

کاش می کردی عزیزم یک نظر براین غریب
گر چــه ترسید این دلم از مـــار پیچانِ شما

پشه یی مسکین کجاآن طاقت سوختن کند
شعله خامُــش کن نگارم مـن ضعــیفانِ شما

تا به کی باشم چو یوسف در تَهی چاهِ رُخت
ای زلیخـا بـاورم کن گــوش، بــه فــرمانِ شما

میــشود روزی که با هـم عقـده دل باز کنیم؟
نی نــگو فــُرصت نــدارم این که آسانِ شما

گاه بخوانی از ” قرآن” وگاه بگویی از”حدیث”
غمـــزه بهــرِ دیگـــران و یـــا که شیطانِ شما

سید احمد حدیث

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.