شعر صادق سرمد بر مزار علامه اقبال لاهوری

شعر صادق سرمد بر مزار علامه اقبال لاهوری

یکه مردی و سخن شد زنده از اقوال تو
نقد پاکان شد رواج از سکۀ اقبال تو
تو اگر مردی به صورت، خود به سیرت زنده‏ای‏
کز فنا ایمن بود جان تو و امثال تو
تو به سیرت زنده‏ای کاندر حیات اجتماع‏
ملتی را زنده کرد اندیشه و آمال تو
گر نماندی تا ببینی کاروان در منزل است‏
شد درای کاروان آوای سوز و حال تو
گر نماندی تا نصیب از کِشتۀ خود بِدروی
‏ شد نصیب ملت تو حاصل اعمال تو
گرچه ذوق نغمه کم دیدی، نوا شیرین زدی
‏ لاجرم شیرین نوا شد نغمۀ قوال تو
نقش فطرت خواند فکرت از ضمیر کائنات‏
مرحبا بر فطرت و بر فکرت جوال تو
شاعران را گاه ساحر خوانده‏اند و گه نبی‏
تو هم اینی و هم آنی، چیست قیل و قال تو
شاعران را گه مفکر گاه ملمهم خوانده‏اند
تو چنینی و چنانی، ای خوشا بر حال تو
شاعر است آن کس که امیالش برآید از سخن
‏ تو همانی کز سخن پیدا بود امیال تو
خاک پاکستان به شعرت پاک شد از لوث شرک
‏ آفرین بر شعر نغز و معجز اقوال تو
تو سخن را تازه کردی بر مذاق روزگار
تا نگردد صید ماضی حال و استقبال تو
چون به تبلیغ حقائق رهبر شدی‏
تو به پیش امت و امت شد از دنبال تو
تو به میزان حقیقت شعر خود سنجیده‏ای
‏ حق توان سنجید بر میزان و بر مکیال تو
شاعران خاک پاکان را سزد در کار شعر
شاعری ورزند بر معیار و بر منوال تو
مرغ فکرت چون عقاب تیز پر بالا گرفت‏
آفرین بر اوج فکر و موج پر و بال تو
دولت پیشوایان زندگی امت است‏
آفرین ها بر تو و بر امت فعال تو
عمر ابناء بشر در سال و ماه آید ولیک‏
سال و ماه دیگران نبود چو ماه و سال تو
گر همه عمر تو از این سال و مه یک روز بود
خود همین بس بود با کیفیت احوال تو
ای خجسته خاک پاکستان درود از خاک سند
تا به پیشاور، و بر پنجاب و بر بنگال تو
نام تو اقبال شد زان بخت و اقبال بلند
شد نصیب کشورت از نام فرخ فال تو
این بود چارم قصیده کز پی ات سرمد سرود
همچنان باقی است تفصیل تو و اجمال تو

*****

بکوشش فهیم هنرور
عشق آباد ترکمنستان
3 عقرب، 1396

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.