خُسروی سرخسی

خُسروی سرخسی

ابوبکر محمد بن علی خسروی سرخسی، در اواخر قرن سوم خورشیدی به دنیا آمد یکی از فقهیان بزرگ ماوراءالنهر بوده است. در بخارا تحصیل کرده و در اوزکند به دربار قراخانیان پیوسته بود و به سبب فتوایی که بر خلاف میل خاقان حسن داد به زندان افتاد.

شعر بسا زیبا می سرود و در تاریخ یمنی نام وی را رودکی قرین نامیده اند. ابوبکر محمد میان سال‌های ۴۹۰-۴۸۳ هجری قمری بدرود حیات گفته است.

وی به علوم اوائل (دانش‌های یونان باستان) آگاهی گسترده‌ای داشته و شعرش آمیزه‌ای از اندیشه‌های فلسفی و خیال‌های شاعرانه است.

کلام وی:

مـــــرخدا را ، به عقل شناس
که به توحید عقل نابیناست
آفــــــــــریننده را نباید وهم
گربه وهم اندرآوریش خطاست
وهم ما یاد جوهر وعرض است
وین دو بر کــردگار نا زیباست
کیف گفتن خطاست ایزد را
کیف چون باشدش که بی اکفاست
نیست مانند او مپرس که چیست؟
نامکان گیر را مگو که کجاست

***

ای بسا خسته کز فلک بینم
بی‌سلاحی همیشه افگاراست
وی بسا بسته کز نوایب دهر
بند پنهان و او گرفتاراست
وی بسا کشتگان که گردون راست
ندود خون و کشته بسیار است

خداش بیامرزد و یادش گرامی باد
همایون عالمی

Share: