مخمس حضرت حبیب الله بلبل رح بر غزل حضرت حافظ شیرازی رح

غم تنهائی
ای عکس گُل رویت سر دفتر زیبائ

وی قامت دلجویت عشقِ دل شیدائی
عشق است و جوانیها بیتابی رسوائی

ای پادشه خوبان داد از غم تنهائی
دل بیتو بجان آمد وقت است که باز آئی

بی رویتو کی دیدم روز خوش آرامی
شد درد غم عشقت سرمایه بدنامی
بیمار خرابم کرد با نرگس بادامی
ای درد تو ام درمان در بستر ناکامی
وی یاد تو ام مونس در گوشه تنهائی

سودای سر زلفت دیدی که چسانم کرد
در جوش جوانیها پژمرده خزانم کرد
فریاد غم عشقت بی نام نشانم کرد
مشتاقی مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست نخواهد شد پایان شکیبائی

پیوسته دل عشاق بیتاب نمیماند
گر بسته کنی زخمی خوناب نمیماند
اسباب تمنا شو کاسباب نمیماند
دایم گل این بستان شهداب نمیماند
دریاب ضعیفان را در وقت توانائی

یاران بهوای دوست بی غلغله میرقصند
چون سلسله برپا شد یک قافله میرقصند
سیماب دلان دایم با آبله میرقصند
صد باد صبا اینجا با سلسله میرقصند
اين است حريف اي دل تا باد نپيمايي

جز وصل تو در هستی به چیزی نه طلبگاریم
جز مهر تو در سینه ما هیچ نمیکاریم
جان در قدمت جانا شرط است که بسپاریم
در دايره قسمت ما نقطه تسليميم
لطف آن چه تو انديشي حكم آن چه تو فرمايي

با هرکه پیوستم از لطف شما گفتم
اوصاف گلی رویت با شاه و گدا گفتم
وان طاق دو ابروی محراب دوعا گفتم 
ديشب گلۀ زلفش با باد همي گفتم
گفتا غلطي بگذر زين فكرت سودايي

چون شیشه قلب ما یک شیشه به سنگی نیست
کس را به قضا بلبل همچشمی جنگی نیست
خوبان جهان خوبند مثل تو قشنگی نیست
ساقي چمن گل را بي روي تو رنگي نيست

شمشاد خرامان كن تا باغ بيارايي

حضرت حبیب الله “بلبل” رح

پادشه خوبان
اي پادشه خوبان داد از غم تنهايي

دل بي تو به جان آمد وقت است كه بازآيي
دايم گل اين بستان شاداب نمي ماند
درياب ضعيفان را در وقت توانايي
ديشب گله زلفش با باد همي كردم
گفتا غلطي بگذر زين فكرت سودايي
صد باد صبا اين جا با سلسله مي رقصند
اين است حريف اي دل تا باد نپيمايي
مشتاقي و مهجوري دور از تو چنانم كرد
كز دست بخواهد شد پاياب شكيبايي
يا رب به كه شايد گفت اين نكته كه در عالم
رخساره به كس ننمود آن شاهد هرجايي
ساقي چمن گل را بي روي تو رنگي نيست
شمشاد خرامان كن تا باغ بيارايي
اي درد توام درمان در بستر ناكامي
و اي ياد توام مونس در گوشه تنهايي
در دايره قسمت ما نقطه تسليميم
لطف آن چه تو انديشي حكم آن چه تو فرمايي
فكر خود و راي خود در عالم رندي نيست
كفر است در اين مذهب خودبيني و خودرايي
زين دايره مينا خونين جگرم مي ده
تا حل كنم اين مشكل در ساغر مينايي
حافظ شب هجران شد بوي خوش وصل آمد
شاديت مبارك باد اي عاشق شيدايي

حضرت حافظ شیرازی رح

بکوشش فهیم هنرور

-:: Leave Your Suggestions And Valuable Comments ::-

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

shares