گل از رخت آموخته نازک بدنی را

آهو ز تو آموخت هنگام دویدن
رم کردن و ایستادن و واپس نگریدن

پروانه زمن، شمع ز من، گل زمن آموخت
افروختن و سوختن و جامه دریدن

گل از رخت آموخته نازک بدنی را
بلبل ز تو آموخته شیرین سخنی را

هر کس که لب لعل تو را دید به دل گفت
حقا که چه خوش کنده عقیق یمنی را

خیاط ازل دوخته بر قامت زیبات
بر قد تو این جامه ی سبز چمنی را

حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی هروی رح

Share: