دیوار

دیوار
دیوار حتا کمکم از ایستادگیاش سخت دلتنگ است
از بسکه بر دوشش شعار و عکسهای چال و نیرنگ است
ها بلهوسهای سیاسی، تیکهداران زبان و قوم
معلوم شد، افسانههای شُوم تان تمثیل فرهنگ است
دریای خون حتا اگر جاریشود، فرقی ندارد که-
عشقِ شما احرازِ کرسیها و تاج و کاخ و اورنگ است
پاي رسیدن تا فراسوي امید الان بعید از ما
چون احتمالِ هر قدم با نردبانِ راهِ فرسنگ است
بیزارهای زندگی از روشنی، از نور دلگیراند
از شهرِ تان آسودهتر کنج سیاه ” چاه ارژنگ ” است
بعد از وضوها تان به دریا تخم ماهی کَنده شد
اما موجود گندآشام دیگر زنده در مُرداب خرچنگ است
صفر نظری فایض

Share: