ای به عیدی دلم به روی تو شاد – ظهیر الدین فاریابی

ای به عیدی دلم به روی تو شاد عید را روی تو مبارک باد هر کجا یاد چهره تو کنند هیچکس را ز عید ناید…

Read More..

باز بر جانم فراقت پادشاهی می کند – ظهیر الدین فاریابی

باز بر جانم فراقت پادشاهی می کند وانچ در عالم کشی کرد از تباهی می کند شهر صبرم تا سپاه هجر تو غارت زدند با…

Read More..

دلم چون بر سر زلف تو جان بست – ظهیر الدین فاریابی

دلم چون بر سر زلف تو جان بست برو عشقت در هر دو جهان بست سر زلفت چو زین حالت خبر یافت به قصد جان…

Read More..

ز من چندانک می خواهی وفا هست – ظهیر الدین فاریابی

ز من چندانک می خواهی وفا هست از این معنی بگو یک جو تو را هست؟ چه گویم وای دل گویی که جان کن کنون…

Read More..

ای همایون نظر،از من نظری باز مگیر – ظهیر الدین فاریابی

ای همایون نظر،از من نظری باز مگیر طوطیم در قفص از من شکری باز مگیر سگ قصاب توام خورده ز جانم جگری چون جگر می…

Read More..

بگذشت ماه روزه به خیر و مبارکی – ظهیر الدین فاریابی

بگذشت ماه روزه به خیر و مبارکی پر کن قدح ز باده گلرنگ راوکی آبی که گر برابر آتش بداریش واجب شود عبادت او نزد…

Read More..

گر گل رخسار تو عزم گلستان کند – ظهیر الدین فاریابی

گر گل رخسار تو عزم گلستان کند گل به تماشای او روی به بستان کند ور مه روی تو را ماه ببیند برش تحفه ز…

Read More..

من که هرشب بی خیالت دیده در خون کشم – ظهیر الدین فاریابی

من که هرشب بی خیالت دیده در خون کشم حاش لله بار عشق دیگران را چون کشم؟ گر چو گردونم بگردانی به گرد این جهان…

Read More..

یار میخواره من دی قدحی باده به دست – ظهیر الدین فاریابی

یار میخواره من دی قدحی باده به دست با حریفان ز خرابات برون آمد مست بر در صومعه بنشست و سلامی در داد سرِ خُم…

Read More..

گر سر کیسه وفابندی – ظهیر الدین فاریابی

گر سر کیسه وفابندی در دُرج سخن چرا بندی؟ روی هجران چنان ندانی خوب کش جفا نیز بر قفابندی؟ لاشه لنگ دل ضعیف مرا چند…

Read More..