رخی چو لاله و زلفی چو مشک تر داری – وحدت کرمانشاهی

رخی چو لاله و زلفی چو مشک تر داری لبی چو غنچه، دهانی پر از شکر داری ز تنگی دهن غنچه، عقل حیران است ولی…

Read More..

یا میکده را دربند، ای رند شرابی را – وحدت کرمانشاهی

یا میکده را دربند، ای رند شرابی را یا چشم بپوش امشب مستی و خرابی را تا گرد وجودم را بر باد فنا ندهد از…

Read More..

تا که آیین حقیقت نشناسد ز مجاز – وحدت کرمانشاهی

تا که آیین حقیقت نشناسد ز مجاز خواجه در حلقه‌ی رندان نشود محرم راز یا که بیهوده مران نام محبت به زبان یا چو پروانه…

Read More..

لبریز تا ز باده نگردید جام ما – وحدت کرمانشاهی

لبریز تا ز باده نگردید جام ما در نامه‌ی عمل ننوشتند نام ما ما را که لعل یار بکامست و می بدور دوران دهر گو…

Read More..

بر آنکه مرید می و معشوقه و جام‌ست – وحدت کرمانشاهی

بر آنکه مرید می و معشوقه و جام‌ست جز دوست نعیم دو جهان جمله حرام‌ست ترک سر و جان گیر پس آنگاه بیاسای آری سفر…

Read More..

دی مغبچه‌ای گفت که ما مظهر یاریم – وحدت کرمانشاهی

دی مغبچه‌ای گفت که ما مظهر یاریم سر تا بقدم آینه‌ی روی نگاریم ما نقطه‌ی پرگار وجودیم ولیکن گاهی بمیان اندرو گاهی بکناریم ما سراناالحق…

Read More..

هرپنجه‌یی به پنجه‌ی ما ناورد شکست – وحدت کرمانشاهی

هرپنجه‌یی به پنجه‌ی ما ناورد شکست بازوی عشق میدهد ای دل شکست ما وحدت حرام باد کسی کآرزو کند لب بر لبش نهد صنم می…

Read More..

تا سر زلف پریشان تو چین در چین‌ست – وحدت کرمانشاهی

تا سر زلف پریشان تو چین در چین‌ست زیر هر چینی از آن، جای دل غمگین است بی مه روی بتان، شب همه شب تا…

Read More..

گردون چوزد لوای ولایت ببام ما – وحدت کرمانشاهی

گردون چوزد لوای(1)ولایت ببام ما سامان گرفت شرع پیمبر بنام ما در نعت این بس‌ست که روح الامین پاک آرد سلام یار و رساند پیام…

Read More..

با توسن خیال بهر سو شتافتیم – وحدت کرمانشاهی

با توسن خیال بهر سو شتافتیم از دوست، غیر نام و نشانی نیافتیم دلبر نشسته در دل و ما بیخبر ازو بیهوده کوه و دشت…

Read More..

ز خود گذشتم و گشتم ز پای تا سر او – وحدت کرمانشاهی

ز خود گذشتم و گشتم ز پای تا سر او شد از میان منی و جلوه کرد نحن هو من از میان چو شدم دوست…

Read More..

یا شب افغان شبی یا سحر آه سحری – وحدت کرمانشاهی

یا شب افغان شبی یا سحر آه سحری می کند زین دو یکی در دل جانان اثری خرم آنروز که از این قفس تن برهم…

Read More..

تا چند سرگران ز مدار جهان شوم – وحدت کرمانشاهی

تا چند سرگران ز مدار جهان شوم تا چند از مدار جهان سرگران شوم در بین ما و دوست بجز خود حجاب نیست آن به…

Read More..

کردیم عاقبت وطن اندر دیار عشق – وحدت کرمانشاهی

کردیم عاقبت وطن اندر دیار عشق خوردیم آب بیخودی از جویبا عشق مستان عشق را به صبوحی چه حاجت‌ست زیرا که درد سر نرساند، خمار…

Read More..

آنکه هر دم زندم ناوک غم بر دل ریش – وحدت کرمانشاهی

آنکه هر دم زندم ناوک غم بر دل ریش زود باشد که پشیمان شود از کرده‌ی خویش بشنو این نکته که در مذهب رندان کفرست…

Read More..

دوشینه سخن از خم آن زلف دوتا رفت – وحدت کرمانشاهی

دوشینه سخن از خم آن زلف دوتا رفت دل بسته‌ی او گشت و روان از بر ما رفت گویند جدایی نبود سخت، ولیکن بر ما…

Read More..

می خور که هر که می نخورد فصل نوبهار – وحدت کرمانشاهی

می خور که هر که می نخورد فصل نوبهار پیوسته خون دل خورد از دست روزگار می در بهار صیقل دلهای آگه است از دست…

Read More..

تا زنگ سیه ز آینه‌ی دل نزداید – وحدت کرمانشاهی

تا زنگ سیه ز آینه‌ی دل نزداید عکس رخ دلدار، در او خوش ننماید در طرف چمن گر نکند جلوه رخ دوست بر برگ گلی…

Read More..

عشق بیکسو فکند پرده چو از روی ذات – وحدت کرمانشاهی

عشق بیکسو فکند پرده چو از روی ذات شد ز میان غیر ذات، جملۀ فعل و صفات هر من و مائی که هست میرود اندر…

Read More..

باز آهنگ جنون کردیم ما – وحدت کرمانشاهی

باز آهنگ جنون کردیم ما عقل را از سر برون کردیم ما جز فنون عشق کآن آئین ماست سر بسر ترک فنون کردیم ما در…

Read More..

دلی که در خم آن زلف تا بدار افتاد – وحدت کرمانشاهی

دلی که در خم آن زلف تا بدار افتاد چو شبروان، سرو کارش بشام تار افتاد هوا عبیر فشان شد، مگر گذار سبا بزیر حلقه‌ی…

Read More..

هر دلی کز تو شود غمزده، آندل شادست – وحدت کرمانشاهی

هر دلی کز تو شود غمزده، آندل شادست هر بنایی که خراب از تو شود، آبادست رو بویرانه‌ی عشق آر و برو در بربند عقل…

Read More..

بمن فرمود پیر راه بینی – وحدت کرمانشاهی

بمن فرمود پیر راه بینی مسیح آسا دمی، خلوت گزینی که از جهل چهل سالت رهاند اگر با دل نشینی، اربعینی نباشد ای پسر صاحبدلان…

Read More..

صحبت دوستان روحانی – وحدت کرمانشاهی

صحبت دوستان روحانی خوشتر از حشمت سلیمانی جان جانها و روح ارواح‌ست لعل ساقی و راح ریحانی با گدایان کوی عشق مگوی سخن از تخت…

Read More..

آنکه ناید بدلش رحم ز بیماری دل – وحدت کرمانشاهی

آنکه ناید بدلش رحم ز بیماری دل کی بیاد آیدش از حال گرفتاری دل بسکه دل بر سر دل ریخته ای دل برهش که ترا…

Read More..

دل بیتو تمنا نکند کوی منارا – وحدت کرمانشاهی

دل بیتو تمنا نکند کوی منارا زیرا که صفائی نبود بیتو، صفا را ای دوست مرا نم ز در خویش خدا را کز پیش نرانند…

Read More..

هرکه از تن بگذرد جانش دهند – وحدت کرمانشاهی

هرکه از تن بگذرد جانش دهند هرکه جان در باخت جانانش دهند هرکه در سجن ریاضت سرکند یوسف آسا مصر عرفانش دهند هرکه گردد مبتلای…

Read More..

بگوی زاهد خودبین بادپیما را – وحدت کرمانشاهی

بگوی زاهد خودبین بادپیما را که در باده، رهانید از خودی ما را کسی که پا و سری یافت درد یار فنا گزید خدمت رندان…

Read More..

زاهد! نشسته دست ز تن، جانت آرزوست – وحدت کرمانشاهی

زاهد! نشسته دست ز تن، جانت آرزوست جان را فدا نساخته، جانانت آرزوست؟ می ناچشیده، حالت مستانت آرزوست رسوا نگشته، حلقه‌ی زلفانت آرزوست؟ نآزرده پای…

Read More..

از آن می شفقی رنگ یک دو جامم ده – وحدت کرمانشاهی

از آن می شفقی رنگ یک دو جامم ده دمی خلاصی ازین قید ننگ و نامم ده دوام دور فلک بین و بیوفائی عمر بیا…

Read More..

خواجه آنروز که از بندگی آزادم کرد – وحدت کرمانشاهی

خواجه آنروز که از بندگی آزادم کرد ساغر می بکفم داد و ز غم شادم کرد خبر از نیک و بد عاشقیم هیچ نبود چشم…

Read More..

منت خدای را که خدا را شناختیم – وحدت کرمانشاهی

منت خدای را که خدا را شناختیم در ملک دل، لوای طرب برفراختیم از جان شدیم بر در دل حلقه سان مقیم تا راه و…

Read More..

بعقل غره مشو تند پا منه در راه – وحدت کرمانشاهی

بعقل غره مشو تند پا منه در راه بگیر دامن عشق و ز صبر همت خواه عیان در آینه‌ی کاینات حق بینید اگر بچشم حقیقت…

Read More..

ز نام بهره نبردیم غیر بدنامی – وحدت کرمانشاهی

ز نام بهره نبردیم غیر بدنامی ز کام صرفه نبردیم غیر ناکامی شکست شیشه‌ی تقوی به سنگ رسوایی گسست سبحۀ طاعت بدست بدنامی بیار باده…

Read More..

آتش عشقم بسوخت خرقه‌ی طاعات را – وحدت کرمانشاهی

آتش عشقم بسوخت خرقه‌ی طاعات را سیل جنون در ربود رخت عبادات را مسئله‌ی عشق نیست در خور شرح و بیان به که بیکسو نهند…

Read More..

چو پوست، تخت منست و کلاه پشمین تاج – وحدت کرمانشاهی

چو پوست، تخت منست و کلاه پشمین تاج بتخت و تاج کیانی، کجا شوم محتاج؟ کلاه فقر بود خود اشاره، در معنی باینکه دور کن…

Read More..

مگر شد سینه‌ام شب وادی طور – وحدت کرمانشاهی

مگر شد سینه‌ام شب وادی طور که در دل تابدم از شش جهت، نور گمانم لیلة القدر است امشب که شد چون روز روشن لیل…

Read More..

بشنو ز ما که تجربه کردیم سالها – وحدت کرمانشاهی

بشنو ز ما که تجربه کردیم سالها بیحاصلی‌ست حاصل این قیل و قالها حالی اگرچه رند خرابات خانه‌ایم لیکن فقیه مدرسه بودیم سالها! یعنی بمی…

Read More..

زاهد خودپرست کو، تا که ز خود رهانمش – وحدت کرمانشاهی

زاهد خودپرست کو، تا که ز خود رهانمش درد شراب بیخودی از خم هو، چشانمش؟ گر نفسم باو رسد در نفسی، بیک نفس تا سر…

Read More..

از یک خروش یارب شب زنده دارها – وحدت کرمانشاهی

از یک خروش یارب شب زنده دارها حاجت روا شدند هزاران هزارها یک آه سردسوخته جانی، سحر زند درخرمن وجود جهانی، شرارها آری دعای نیمشب…

Read More..

ترک من از خانه بی حجاب برآمد – وحدت کرمانشاهی

ترک من از خانه بی حجاب برآمد ماه صفت از دل سحاب برآمد عاقبتم شد وصال دوست میسر دیده‌ی بختم دگر ز خواب برآمد عشق…

Read More..

مقصد من خواجه مولای من است – وحدت کرمانشاهی

مقصد من خواجه مولای من است توشه‌ی من نیز تقوای من‌ست در مناجاتم چو موسی با اله خلوت دل، طور سینای من‌ست می روان مرده‌ام…

Read More..

بکیش اهل حقیقت کسی که درویش‌ست – وحدت کرمانشاهی

بکیش اهل حقیقت کسی که درویش‌ست بیاد روی تو مشغول و فارغ از خویش‌ست ز پوست تخت و کلاه نمد مکن منعم که در دیار…

Read More..

ز دست عقل برنجم بیار جام شراب – وحدت کرمانشاهی

ز دست عقل برنجم بیار جام شراب بنای عقل مگر گردد از شراب، خراب برو بکوی خرابات، می پرستی کن که این کلید نجاتست و…

Read More..

خیز و رو آور بمعراج یقین – وحدت کرمانشاهی

خیز و رو آور بمعراج یقین بی براق و رفرف و روح الامین نیستی معراج مردان خداست نیست معراج حقیقت غیر از این سرنوشت عاشقان…

Read More..

محرم راز خدایی، دل دیوانه‌ی ماست – وحدت کرمانشاهی

محرم راز خدایی، دل دیوانه‌ی ماست مخزن گنج نهان، سینه‌ی ویرانه‌ی ماست مشعل خور که فروزان شده بر صحن سپهر پرتوی از مه رخساره‌ی جانانه‌ی…

Read More..

بعد ازین خدمت آن سروروان خواهم کرد – وحدت کرمانشاهی

بعد ازین خدمت آن سروروان خواهم کرد خدمتش از دل و جان دردوجهان خواهم کرد بردم تیغ غمش، سینه سپر خواهم کرد پیش تیر نگهش…

Read More..

شد بر فراز مسند دل، بازشاه عشق – وحدت کرمانشاهی

شد بر فراز مسند دل، بازشاه عشق یعنی گرفت کشور جان را، سپاه عشق جز در فضای سینه‌ی رندان می پرست نتوان زدن به ملک…

Read More..

تا نشویید بمی دفتر دانایی را – وحدت کرمانشاهی

تا نشویید بمی دفتر دانایی را نتوان پای زدن عالم رسوایی را آنکه سر باخت بصحرای هوس میداند که چه سود است بسر، این سر…

Read More..

ما سالها مجاور میخانه بوده‌ایم – وحدت کرمانشاهی

ما سالها مجاور میخانه بوده‌ایم روز و شبان بخاک درش جبهه سوده‌‌ایم بارخش، صبر وادی لاراسپرده‌ایم اندر فضای منزل الا غنوده‌ایم پا از گلیم کثرت…

Read More..

بر باد فنا تا ندهی گرد خودی را – وحدت کرمانشاهی

بر باد فنا تا ندهی گرد خودی را هرگز نتوان دید جمال احدی را با خود نظری داشت که بر لوح رقم زد کلک ازلی،…

Read More..