مرگِ آرزو – شریف حکیم

مرگِ آرزو زندگی را بی تو مرگِ آرزو ها گفته اند در حضورت سرنوشتِ عشق رسوا گفته اند از محبت گرم چون خورشید در بزمِ…

Read More..

طبعِ شور – شریف حکیم

طبعِ شور برو بگذارم ای شادی ، که با غم خو کنم چندی گشایم از گلویی بغض و از پای کسی بندی مجو از خامه…

Read More..

دستِ قاتل – شریف حکیم

دستِ قاتل دستِ قاتل بین که باز اُفتاد بر دامان ما نُه فلک در سوگ بنشانَد دلِ بریان ما چهارسو را رگ بریدند و بخون…

Read More..

تلاش – شریف حکیم

تلاش خانه بردوشم ، نشانم در بیابان کن تلاش اشکِ چشم افتاده را ، در کنجِ دامان کن تلاش معنیی فریادهایم ، نیست در قاموسِ…

Read More..

آخرین حرف – شریف حکیم

آخرین حرف در بیانِ دردت ای آدم ، سخن آتش گرفت ناله شد حرف و کلامم ، در دهن آتش گرفت در گلو ترکید بغض…

Read More..

وامِ سنگین – شریف حکیم

وامِ سنگین کاش می فهمیدیم ، حرفِ نا گفتۀ دلهای حزین که بسانِ آتش ، زیرِ خاکسترِ درد است کمین کاش می فهمیدیم ، متن…

Read More..

کویرِ سوخته – شریف حکیم

کویرِ سوخته بیا فلک به زمین ، حالِ ما تماشا کن گره ز عقده ای دلهای تنگِ ما واکن مگو ز آنچه شد و آنچه…

Read More..

سگِ خان – شریف حکیم

سگِ خان از روزگار تلخ و پریشان چه گویمت از آتشی که سوخت تن و جان چه گویمت صد باغ خنده بود مرا حاصلِ حیات…

Read More..

حیا بیگانه – شریف حکیم

حیا بیگانه من اگر دیوانه ام ، هوشیار در این خانه کیست چیست معیارِ تعقل ، عاقل و فرزانه کیست گر نبُد نابِخردان را ،…

Read More..

پریشان – شریف حکیم

پریشان آنقدر خالیستم ، گویی که بیجانم کنون همچو برگِ خشک در چنگال طوفانم کنون گه به سر مشتی بکوبم گه بدیوار و دری همچو…

Read More..

نوای من – شریف حکیم

نوای من شعرِ من چیزی بجز یک رشته و پیوند نیست شیوۀ اندیشه ام را حیله و ترفند نیست ناله ام پژواکِ فریادیست کاندر سینه…

Read More..

فریادِ سکوت – شریف حکیم

فریادِ سکوت سکوتِ خانۀ ما میزند بلند صدا بریده شهرگ فریاد را کسی اینجا یکی بخورده قسم تا لبی نجنباند یکی ز ترس نگوید سخن…

Read More..

دیوانه – شریف حکیم

دیوانه بسکه با بیگانه عقلان زیستم من ز عقلِ خویشتن بیگانه ام سنگ تهمت از چه کوبی بر سرم خوب میدانی که من دیوانه ام…

Read More..

جنگِ دل – شریف حکیم

جنگِ دل دل از چه شوقِ خانۀ خمار میکند در بیخودی هوای رخ یار میکند در عاشقی وصال ، همین گم شدن بود شوق حضور…

Read More..

با تو بودن – شریف حکیم

با تو بودن من به رؤیایم در آغوشِ تو بودم تا سحر حلقۀ از بازوانم بسته بودی در کمر پرده ها پائین ، فضا خاموش…

Read More..

لحظه ها – شریف حکیم

لحظه ها بسکه بار آورده فصلِ ، نوبهارِ یارِ من صد گلستان جلوه بفروشد ، ز چاکِ پیرهن من که فرهنگِ خزانم ، در دبیرستان…

Read More..

شهـر – شریف حکیم

شهـر شب در آغوشِ سحر لغزید و بیدار است شهر می تپد از درد در خویش و چه بیمار است شهر نیست گر خوابی به…

Read More..

دردِ دوری – شریف حکیم

دردِ دوری آشیان گم کرده را با قصرِ زرین کار نیست تلخ کامان را هوایِ ، بادۀ گلنار نیست هیچ معجونی علاجِ ، دردِ دوری…

Read More..

تلخ – شریف حکیم

تلخ حرفِ ساقی تلخ ، مینا تلخ و هم پیمانه تلخ گفتگوی دوست تلخ و صحبتِ بیگانه تلخ شهد و شکر می فروشد خنده اش…

Read More..

یاد آنوقت – شریف حکیم

یاد آنوقت یاد آن وقت که شب ها همه مهتابی بود آسمان روشن و دریاچۀ دهِ آبی بود یاد آن وقت که از زمزمۀ بارش…

Read More..

کنج ویران – شریف حکیم

کنج ویران خنده ات دزدیدم و چشمانِ گریان دادمت صورتی آشفته و حالِ پریشان دادمت بر سرت گر بود سقفی از گِل و خاشاک وخس…

Read More..

شالودۀ ماجرا – شریف حکیم

شالودۀ ماجرا علتِ بربادیی خود تا کجا باید شدن طعمۀ این آتشِ بی انتها باید شدن بخت ما شاید رقم خورده به تقدیری چنین هم…

Read More..

حلال – شریف حکیم

حلال پر را و پر زدن را اینجا حرام گفتند آزاده زیستن را اینجا حرام گفتند زین بعد با خس و خار باید بسازی ای…

Read More..

پاداش – شریف حکیم

پاداش وضعِ دنیا آتشی افگند بر جان و تنم دست بی شرمِ حوادث شد قرینِ دامنم یک ورق از دفترِ ایام ما را سبز نیست…

Read More..

نامۀ بهار – شریف حکیم

نامۀ بهار بگو نسیمِ سحر ، نامۀ بهار کجاست خطی ز دفترِ آن فصلِ ، انتظار کجاست هنوز بر رُخ صبح است ، برفِ موسمِ…

Read More..

فاصله – شریف حکیم

فاصله درین کرانه اسیرِ شب است مرغِ سحر به آفتاب بگو جلوه کن بجای دیگر شفق ز ماتمِ مرگ سپیده دارد سوگ ز صبحدم به…

Read More..

ذوقِ ناقص – شریف حکیم

ذوقِ ناقص دست سردِ زندگانی ، بی بهارم کرده است برگ ریزانم ، زمان بی برگ و بارم کرده است این که یاری بود و…

Read More..

جلوۀ ناز – شریف حکیم

جلوۀ ناز به لبخندت سحر چون کردم آغاز ز شوقت سینه را دل شد به پرواز ز چشمِ شوخ ، ای سیمین تنِ ما به…

Read More..

آئینۀ انصاف – شریف حکیم

آئینۀ انصاف دلم از غیبتِ انصافِ الهی ، تنگ است با قضا و قدر اندیشۀ من در جنگ است بخت و تقدیر ، گر آئینۀ…

Read More..

لطفِ سرد – شریف حکیم

لطفِ سرد در غیابِ دوست ، با بیگانه عادت کرده ام من به لطفِ سردِ ، صاحبخانه عادت کرده ام راحتم گر نیست اینجا ،…

Read More..

شیوۀ پارینه – شریف حکیم

شیوۀ پارینه ناله نتوان کرد بیرون ، دردهای سینه ام صدجهان فریاد میخواهد ، غمِ دیرینه ام نیست حیرت وضعِ ما ، گر انعکاسِ وجد…

Read More..

دامان صبح – شریف حکیم

دامان صبح وقتی آتش میزند خورشید بر دامانِ صبح از شقایق پیرهن پوشد تنِ عریان صبح شب چو می بازد نفس های پسینِ خویشتن می…

Read More..

تقدیر – شریف حکیم

تقدیر بالِ سخن شکست ز بی دردیی زمان فریادِ بی صدایی ما شد بدل نهان نهِ چرخشِ زمین شده ما را به کامِ دل نهِ…

Read More..

هدفِ سنگ – شریف حکیم

هدفِ سنگ این چه ماتم زده شهریست که من می بینم هدف سنگ تنِ خستۀ زن می بینم یا که من خوابم و در خواب…

Read More..

کثرتِ تعبیر – شریف حکیم

کثرتِ تعبیر می کَشَد آخر به دارم ، این سخن عریانی ام شیخ گر یابد رهی ، در معنیی پنهانی ام اختلافِ وضع در ما…

Read More..

سفرِ عمر – شریف حکیم

سفرِ عمر یک قدم خنده و صد قافله گریان از پس سفرِ عمر گر این است نیرزد یک خس آنکه میگفت سخن از پر و…

Read More..

حکمت – شریف حکیم

حکمت ز درکِ معنیی حکمت تعقل ناتوان اینجا عقیدت را چه رنگین است مضمونِ بیان اینجا گلی گربشکفد در سنگ علت رحمتِ ذات است و…

Read More..

بیرونِ در – شریف حکیم

بیرونِ در دیشب او مستِ ز خود رفته و من جام بدست عشق از دیدۀ او جَست و به چشمم بنشست از ره ای دیده…

Read More..

من – شریف حکیم

من بسان ابر بگریم به نو بهاران- من ز اشک تازه کنم چشم سبزه زاران- من چو موج غوطه به دریای بیکران بزنم چو باد…

Read More..

عید – شریف حکیم

عید ماه با یک جلوۀ گفتا ، که فردا عید است هر کجا باشد مسلمانی ، همانجا عید است عید را شادی بود معنی ،…

Read More..

دیدۀ دل – شریف حکیم

دیدۀ دل در تماشای تو ، از دل دیده باید وام کرد کی شود این گلستِان را ، سیر با بادام کرد آنکه ترکیبِ وجودت…

Read More..

جنسِ یغما – شریف حکیم

جنسِ یغما شفق پیچیده در دامن ، تنِ خونینِ فردا را ز جوشِ موجها بشنو ، سرودِ تلخِ دریا را غزالی نیست در دشت و…

Read More..

اهلِ قلم – شریف حکیم

اهلِ قلم در مکتبی که استاد اهلِ قلم نباشد متنِ کتاب و درسش از هیچ کم نباشد در دفترِ معانی بیهوده اش بدانند فنِ سخنوری…

Read More..

لباسِ خنده – شریف حکیم

لباسِ خنده در لباسِ خنده اینجا ، گریه پنهان کرده ایم چشمِ بد خواهان ز زهرِ ، خنده گریان کرده ایم تا کشودم چشم اشک…

Read More..

شهد مِهر – شریف حکیم

شهد مِهر دارم هزار شکوه زوضع زمان خویش سوی کدام شهر برم کاروان خویش فریادی ام بگوش کرِ خُفته های دهر بشکسته ام حصارِ سکوتِ…

Read More..

داروی خواب – شریف حکیم

داروی خواب خانه ام در دستِ توفان نی ، ز آدم شد خراب دستِ شب بگرفته اینجا ، در اسارت آفتاب صورتِ بوستان ز دردِ…

Read More..

تفاوت – شریف حکیم

تفاوت چهره های ما یکی ، اندیشه های ما دِگر خالقِ ما هم یکی ، اما خدای ما دیگر من به دنبالِ حقیقت ، راهِ…

Read More..

هوای تو – شریف حکیم

هوای تو من اگر خموشم و بی نوا ، نظری فگن تو بحالِ ما ز سکوتِ سینۀ ما شنو ، سخنِ نگفته و قالِ ما…

Read More..

قیدِ پیرهن – شریف حکیم

قیدِ پیرهن دوش گفتم با خیالاتش ، سرودی سر کنم کاغذی را با سخن ، در آرزویش تر کنم از حریرِ خواستن ، بندم بپایش…

Read More..

سرودِ امروز – شریف حکیم

سرودِ امروز دامنِ رنگینِ دشت و جلوۀ ابرِ بهار بوسه های داغ خورشید و جبینِ کوهسار نعرۀ موجِ خروشان در دلِ دریای مست دستِ بادِ…

Read More..

حضورِ رنگ – شریف حکیم

حضورِ رنگ وعده ها چون بی عمل شد ، ما از آن شستیم دست دوست را گوئید ما ، از این و آن شستیم دست…

Read More..

بوی کابل – شریف حکیم

بوی کابل من بودم و نسیمِ دل انگیزِ ساحلی دنبال یک بهانه که خالی کنم دلی آنجا ز درد و غصه و ماتم اثر نبود…

Read More..

میوۀ تلخ – شریف حکیم

میوۀ تلخ کفر و دین تقسیم چون کردند دنیای مرا این یکی گردید دشمن ، آن دیگر شد آشنا آتشِ جنگِ عقاید سوخت سرتا پای…

Read More..

غیابِ تو – شریف حکیم

غیابِ تو چه نسبت است ندانم ترا به خواب امشب تو رفتی و ز پیت رفت با شتاب امشب به دیدۀ که نبودش نمی ز…

Read More..

دیارِ آشنا – شریف حکیم

دیارِ آشنا آنچه از دستم ربودی آن برایم بازده آن محیطِ خالی از رنگ و ریایم باز ده گر شکایت کردم از غربت سزایم این…

Read More..

جُرمِ اختلاف – شریف حکیم

جُرمِ اختلاف این چه تکلیف است آدم را ، که جنگش آرزوست در شکست شیشۀ دل ، مشت سنگش آرزوست تا کند صد پاره جسمِ…

Read More..

انیسِ گریه – شریف حکیم

انیسِ گریه در آن کتاب که معنیی واژه ها نان است چرا ز دیدۀ سیرِ زمانه پنهان است بدونِ درس به دانشسرای غربت و فقر…

Read More..

گنجینه – شریف حکیم

گنجینه نه گلی بر سرِ خلقیم و ، نه در پایی سنگ نه به صلحی دلِ ما بسته ، نه بر کینه و جنگ آدمیم…

Read More..

صفحۀ صبح – شریف حکیم

صفحۀ صبح نه بی دلیل و نه بیجاست گریه های شبم ز فقرِ روز اگر میرهم گدای شبم فتاده از نطرِ آسمان و دیدۀ ماه…

Read More..

خیال – شریف حکیم

خیال به خیال آنکه روزی ، ز تو آ یدم پیامی همه عمر شد درین ره ، چه خیالِ نا تمامی ز هزار گفته رَستم…

Read More..