ترجیعات شاه نعمت الله ولی

ترجیع سوم – شاه نعمت الله ولی

ترجیع سوم – شاه نعمت الله ولی

ترجیع سوم ای به مهرت دل خراب آباد وز غمت جان مستمندان شاد طاق ابروت قبلهٔ خسرو چشم جادوت فتنهٔ فرهاد لب لعل تو کامبخش حیات سر زلفت گره گشای مراد هر که شاگردی غم تو نکرد کی شود درس عشق را استاد ما به ترک مراد خود گفتیم در ره دوست هر چه باداباد دوش سرمست درگذر بودم بر در مسجدم گذار افتاد مقرئی ذکر قام...

ترجیع دوم – شاه نعمت الله ولی

ترجیع دوم – شاه نعمت الله ولی

ترجیع دوم در موج و حباب و آب دریاب آن آب در این حباب دریاب ما را به کف آر عارفانه خوش ساغر پرشراب دریاب بر دیدهٔ ما نشین زمانی آن لعبت بی حجاب دریاب هر برگ گلی که رو نماید در عارض او گلاب دریاب خوش روشنی است در شب و روز مه را نگر آفتاب دریاب گنجی است حدیث کنت کنزاً آن گنج در این خراب دریاب بحریست نم...

ترجیع چهارم – شاه نعمت الله ولی

ترجیع چهارم – شاه نعمت الله ولی

ترجیع چهارم آفتابی درآمد از در و بام گشت روشن سرای جان به تمام جان ما جام بود و جانان می جام چون باده گشت و جانان جام نور خورشید عشق بر دل تافت محو شد سایه و نماند ظلام ساقی عشق ساغر می داد مست گشتیم از آن مدام مدام مائی ما چو از میان برخاست اوئی اوست جز و کل و سلام چون ازل با ابد یکی گردید مهر و مه...

ترجیع اول – شاه نعمت الله ولی

ترجیع اول – شاه نعمت الله ولی

ترجیع اول تا لوای حیدری بر طارم خضرا زدند کوس غرّش بر فراز عالم اعلا زدند تا که در خلوت سرای لی مع الله شد مقیم ساکنان درگهش زان دم ز او ادنی زدند جود او مفتاح موجودات کردند آنگهی قفل حیرت بر زبان نطق هر گویا زدند سرفرازان در هوای خاک پایش همچو ما از سر همت قدم بر تارک دنیا زدند پادشاهان از برای حشم...