نسب بی حسب چنان نبود – شاه نعمت الله ولی

نسب بی حسب چنان نبود به حسب خود نسب به کار آید نسب عالیش بود به کمال به حسب گر نسب بیاراید Hits: 2

Read More..

صنع خدا نگر که به حکمت چگونه ساخت – شاه نعمت الله ولی

صنع خدا نگر که به حکمت چگونه ساخت چشمت به هفت پرده و سه آب در نظر بگشای چشم و دل که ببینی جمال او…

Read More..

چون مرا درخواب کردی روز و شب – شاه نعمت الله ولی

چون مرا درخواب کردی روز و شب روز و شب درخواب می بینم تو را روی تو ماهست و چشم من پر آب روز و…

Read More..

ای که گویی فقیر مسکین مرد – شاه نعمت الله ولی

ای که گویی فقیر مسکین مرد اعتباری ز مرگ خود می‌ گیر به یقینم که جان نخواهد برد پادشاه و وزیر و میر و گزیر…

Read More..

یک شاهدی است ما را در غیب و در شهادت – شاه نعمت الله ولی

یک شاهدی است ما را در غیب و در شهادت در غیب و در شهات یک شاهدی است ما را جام و می‌اند با هم…

Read More..

مائیم حضور نعمت الله – شاه نعمت الله ولی

مائیم حضور نعمت الله رویش بنگر که نیک پیداست در آینهٔ تمام اشیا تمثال جمال او هویداست در دیدهٔ مست ما نظر کن رویش بنگر…

Read More..

روی غیری ندیده دیدهٔ ما – شاه نعمت الله ولی

روی غیری ندیده دیدهٔ ما غیر چون نیست دیده چون بیند لیس فی الدار غیره دیار چشم ما نور او به او بیند Hits: 3

Read More..

تا اعتباری کرده‌ام این سایه و آن آفتاب – شاه نعمت الله ولی

تا اعتباری کرده‌ام این سایه و آن آفتاب از اعتبار خویشتن بودم یکی و دو شدم چون در حقیقت ذات من هرگز نمی‌گردد ز جا…

Read More..

ار قضای خدای عزوجل – شاه نعمت الله ولی

ار قضای خدای عزوجل حی قیوم و قادر و سبحان نیم ساعت گذشته بود از روز روز آدینه در مه شعبان یازدهم بود وقت ماه…

Read More..

هر کجا شهریست اقطاع من است – شاه نعمت الله ولی

هر کجا شهریست اقطاع من است گه به ایران گه به شروان می روم صد هزاران ترک دارم در ضمیر هر کجا خواهم چو سلطان…

Read More..

گر سبوئی شکست یا جامی – شاه نعمت الله ولی

گر سبوئی شکست یا جامی حضرت عشق تا ابد ساقی است چشم و گوش ار نماند باکی نیست بصر و سمع دائما باقیست Hits: 1

Read More..

در راه خدا پای برهنه گو برو – شاه نعمت الله ولی

در راه خدا پای برهنه گو برو آن یار که همچو بشر حافی اهل است گر سر به ره است پا برهنه غم نیست ور…

Read More..

بنه رو بر در میخانهٔ او – شاه نعمت الله ولی

بنه رو بر در میخانهٔ او توجه خود به آنجا می توان کرد مرا گوئی به جانان جان توان داد نکو کاریست جانا می توان…

Read More..

نعمت الله همه جهان بگرفت – شاه نعمت الله ولی

نعمت الله همه جهان بگرفت این چنین نعمتی جهانگیر است نوجوانی است مست و لایعقل ور به معنی نظر کنی پیر است Hits: 4

Read More..

عقل از چه به غایت مال است – شاه نعمت الله ولی

عقل از چه به غایت مال است جز معرفت صفاتیش نیست ذاتش به کمال کی شناسد او را چو وجوب ذاتیش نیست Hits: 3

Read More..

چون کمال همه بود به وجود – شاه نعمت الله ولی

چون کمال همه بود به وجود نتوان یافت بی وجود کمال هست عالم همه خیال وجود وز تجلی اوست بود خیال Hits: 6

Read More..

ای که گویی حجاب او غیر است – شاه نعمت الله ولی

ای که گویی حجاب او غیر است محض صدق است آنچه فرمائی ور به گوئی حجاب عین وی است به حقیقت تو همدم مائی ور…

Read More..

وصله ای از خرقهٔ ما هر که یافت – شاه نعمت الله ولی

وصله ای از خرقهٔ ما هر که یافت عارفانه خوش همی پوشد به جان عاقبت روزی به منزل می رسد آنچنان رهرو که می کوشد…

Read More..

ما خیالیم و در حقیقت او – شاه نعمت الله ولی

ما خیالیم و در حقیقت او ما حبابیم و عین ما دریا هرچه بینی و هر که می دانی می جامست و صورت و معنی…

Read More..

رفته بودم به سوی بحر محیط – شاه نعمت الله ولی

رفته بودم به سوی بحر محیط که در آن بحر شنا باید کرد بحر جوشید و روان گفت به من سر خود در سر ما…

Read More..

تو گر جمعیتی خواهی طلب کن از درون خود – شاه نعمت الله ولی

تو گر جمعیتی خواهی طلب کن از درون خود که از بیرون نمی‌خیزد به جز گرد پریشانی بخوان خود را ز کج رفتن دگر قرآن…

Read More..

آب ماهان که خاک بر سر او – شاه نعمت الله ولی

آب ماهان که خاک بر سر او همچو آب زلال کی باشد در دو عالم به جز یکی نبود حضرتش را مثال کی باشد Hits:…

Read More..

هر کجا محدثی بود بی ‌شک – شاه نعمت الله ولی

هر کجا محدثی بود بی ‌شک افتقارش بود به محدث خویش یک وجود است مظهر عالم مظهرش صد هزار باشد بیش Hits: 1

Read More..

گر چهل صبح از سر اخلاص – شاه نعمت الله ولی

گر چهل صبح از سر اخلاص مخلصی گرد عاشقان گردد چشمهٔ حکمت ای برادر من از دلش بر زبان روان گردد Hits: 2

Read More..

در روزه و در زکوة و در حج – شاه نعمت الله ولی

در روزه و در زکوة و در حج اسرار بسی بود نهفته اما سری که در نماز است سرّی است که با تو کس نگفته…

Read More..

بنمود جمال او به خوابم – شاه نعمت الله ولی

بنمود جمال او به خوابم گفتم باشد مگر جمالش بیدار شدم ز خواب مستی نه نقش بماند نه خیالش نه من ماندم نه غیر او…

Read More..

موج و بحر و حباب قطره تمام – شاه نعمت الله ولی

موج و بحر و حباب قطره تمام همه در عین ماست مستهلک ما فقیریم و هم غنی ز همه همچو ما خود کجاست مستهلک در…

Read More..

عقل هر دم دم ز جائی می زند – شاه نعمت الله ولی

عقل هر دم دم ز جائی می زند لاجرم آواز او باشد بسی هر زمان نقش خیالی می کشد نقش بازی می کند با هر…

Read More..

حق تعالی وجود انسانی – شاه نعمت الله ولی

حق تعالی وجود انسانی به کمال و جمال خود پرورد از چنان نطفه‌ای که می دانی این چنین یوسفی پدید آورد از همه برگزید انسان…

Read More..

ای جان پدر به حال ما رحمی کن – شاه نعمت الله ولی

ای جان پدر به حال ما رحمی کن زیرا بی تو تمتعی از جان نیست بسیار فراق تو کشیدم اما زین بیش مرا تحمل هجران…

Read More..

همه عالم چو سایه سجده کنان – شاه نعمت الله ولی

همه عالم چو سایه سجده کنان اوفتاده به خاک درگاهش همه منقاد امر او باشند هر که باشد گدا و هم شاهش Hits: 1

Read More..

ماسوی الله جز خیالی نیست می بینم به خواب – شاه نعمت الله ولی

ماسوی الله جز خیالی نیست می بینم به خواب این چنین نقش خیالی قابل تعبیر نیست در سر زلفش دل ما مدتی پابست شد این…

Read More..

سر کل چون کله نهد بر سر – شاه نعمت الله ولی

سر کل چون کله نهد بر سر آن کله کل بلای دستار است عشق شاه است و می برد دستار عقل مسکین گدای دستار است…

Read More..

توبه از توبه می کنم ای دوست – شاه نعمت الله ولی

توبه از توبه می کنم ای دوست توبهٔ خوب ما همین باشد هرکه او توبه می کند چون ما شک ندارم که نازنین باشد این…

Read More..

هر چه در کاینات موجود است – شاه نعمت الله ولی

هر چه در کاینات موجود است همه مرحوم رحمت‌اللّه است نیست نومید کس ز رحمت او همه ممنون منت‌اللّه است از کرم نعمتی به ما…

Read More..

گر به خانه روی و در بندی – شاه نعمت الله ولی

گر به خانه روی و در بندی به حقیقت بدان که دربندی ملک شروان چه می کنی عارف بطلب پادشاه دربندی همدانی طلب همی کردم…

Read More..

در نی نیزه بین که رفعت او – شاه نعمت الله ولی

در نی نیزه بین که رفعت او با تو گویم چنانکه می‌باید روید او و زیاده می‌گردد بند بر بند او بیفزاید تا شود نیزه‌ای…

Read More..

بلبل بوستان یارانم – شاه نعمت الله ولی

بلبل بوستان یارانم من ازین بوستان نخواهم رفت گر به صورت ز دیده‌ها بروم از دل دوستان نخواهم رفت جامهٔ خلقی افکنم اما بر کنار…

Read More..

موجود منقسم به دو قسم است نزد عقل – شاه نعمت الله ولی

موجود منقسم به دو قسم است نزد عقل یا واجب الوجود است یا ممکن الوجود ممکن دو قسم گشت یکی جوهر و عرض جوهر به…

Read More..

طرهٔ شب را مطرّا کرده اند – شاه نعمت الله ولی

طرهٔ شب را مطرّا کرده اند نور روی روز پیدا کرده اند خوش در میخانه را بگشاده اند ساغری پر می به رندان داده اند…

Read More..

خطی کو را نه حسن است و نه ترتیب – شاه نعمت الله ولی

خطی کو را نه حسن است و نه ترتیب نه در اعراب او فتح است و نه ضم همه تفصیل او اجمال تحقیق همه توحید…

Read More..

آنکه حق را به خویشتن بیند – شاه نعمت الله ولی

آنکه حق را به خویشتن بیند عارفان عارفش نمی‌دانند وانکه او را به او مشاهده کرد عارف است او و عارفش خوانند پادشاها ملازمان درت…

Read More..

هرکس که لباس احدی پوشیده – شاه نعمت الله ولی

هرکس که لباس احدی پوشیده در راه خدا چو احمدی کوشیده هر خم شرابی که در این میکده بود مستانه به ذوق همچو ما نوشیده…

Read More..

لفظ الف و دو لام و یک ها – شاه نعمت الله ولی

لفظ الف و دو لام و یک ها اسمی است از آن تو اسم دریاب این صورت او و اوست معنی مانندهٔ روح و جسم…

Read More..

ساقی اگر باده از آن خم دهد – شاه نعمت الله ولی

ساقی اگر باده از آن خم دهد خرقهٔ صوفی ببرد می‌ فروش مطرب اگر پرده ازین ره زند باز نیایند حریفان به هوش Hits: 3

Read More..

تن خرقه و سر کلاه و پایت نعلین – شاه نعمت الله ولی

تن خرقه و سر کلاه و پایت نعلین نعلین ز پا برون کن و خرقه ز تن بگشا گره زلف و موله می باش آخر…

Read More..

هر چه بینی نعمت الله بود – شاه نعمت الله ولی

هر چه بینی نعمت الله بود به از این خود حکایتی نبود ذوق ما را چو غایتی نبود بحر ما را نهایتی نبود که شنیده…

Read More..

کیمیای ولایتی دارم – شاه نعمت الله ولی

کیمیای ولایتی دارم مس جسم بشر چو زر سازم قلعی و زاج با نشادر و ملح گاه شمسی و گه قمر سازم دُرفشانی کنم به…

Read More..

در مرتبه ای جسمست در مرتبه ای روحست – شاه نعمت الله ولی

در مرتبه ای جسمست در مرتبه ای روحست در مرتبه ای جان است در مرتبه ای جانان در مرتبه ای جام است در مرتبه ای…

Read More..

بلبل گلستان معشوقم – شاه نعمت الله ولی

بلبل گلستان معشوقم من ازین گلستان نخواهم شد گر به ظاهر نهان شوم ز نظر از دل دوستان نخواهم شد Hits: 3

Read More..

موئی به میان ما نگنجد – شاه نعمت الله ولی

موئی به میان ما نگنجد سلطان چه بود گدا نگنجد گوئی که بلای عشق آمد خوش باش که آن بلا نگنجد دُردی کش کوی می…

Read More..

شیخ الاسلام احمد جامی – شاه نعمت الله ولی

شیخ الاسلام احمد جامی که دم مرده از دمش حی شد می اوشد عسل چنین گویند منکر او مشو مگو کی شد باز رندی دگر…

Read More..

چون شتا آمد شتا مقلوب کن – شاه نعمت الله ولی

چون شتا آمد شتا مقلوب کن کِشته ها اندر شتا با آتش است نشنیدستی تو از سید مگر کآتش مقلوب با آتش خوش است Hits:…

Read More..

ای که پرسی ز حال میر تمور – شاه نعمت الله ولی

ای که پرسی ز حال میر تمور با تو گویم که حال او چون بود گر چه چپ بود راست ره می‌رفت راستی رفتنش به…

Read More..

واحدیت یکی است از وجهی – شاه نعمت الله ولی

واحدیت یکی است از وجهی احدیت یکی است از همه رو چون یکی در یکی ، یکی باشد به همه وجه آن یکی می گو…

Read More..

ما چو حلوایی و حلوا یار ماست – شاه نعمت الله ولی

ما چو حلوایی و حلوا یار ماست صحن ما را پر ز حلوا کرده‌اند مشکلات عالمی حل وا شده مشکل ما را چو حلوا کرده‌اند…

Read More..

راستی کن که مرد کج رفتار – شاه نعمت الله ولی

راستی کن که مرد کج رفتار در ره او به منزلی نرسد باش خاکی ولی چنانکه ز تو گرد بر دامن دلی نرسد نرسد در…

Read More..

پیوسته شکسته باش چون ما – شاه نعمت الله ولی

پیوسته شکسته باش چون ما کو کار شکستگان برآرد مائیم و دلی شکسته چون یار پیوسته شکسته دوست دارد Hits: 1

Read More..

هر چه می‌خواست آنچنان گردید – شاه نعمت الله ولی

هر چه می‌خواست آنچنان گردید هر چه می‌خواهد آنچنان گردد سلطنت بین که حضرت سلطان مونس جان عاشقان گردد علم ذوقی خوشی بیفزاید آن معانی…

Read More..

فیضی که به تو رسید از ما – شاه نعمت الله ولی

فیضی که به تو رسید از ما آن رحمت حق شناس ما را تو نیز رسان به دوستانت اسرار معانیش خدا را Hits: 2

Read More..