قطعات شاه نعمت الله ولی

نسب بی حسب چنان نبود – شاه نعمت الله ولی

نسب بی حسب چنان نبود – شاه نعمت الله ولی

نسب بی حسب چنان نبود به حسب خود نسب به کار آید نسب عالیش بود به کمال به حسب گر نسب بیاراید Hits: 2

صنع خدا نگر که به حکمت چگونه ساخت – شاه نعمت الله ولی

صنع خدا نگر که به حکمت چگونه ساخت – شاه نعمت الله ولی

صنع خدا نگر که به حکمت چگونه ساخت چشمت به هفت پرده و سه آب در نظر بگشای چشم و دل که ببینی جمال او او نور چشم تو است و تو از خویش بی خبر Hits: 3

چون مرا درخواب کردی روز و شب – شاه نعمت الله ولی

چون مرا درخواب کردی روز و شب – شاه نعمت الله ولی

چون مرا درخواب کردی روز و شب روز و شب درخواب می بینم تو را روی تو ماهست و چشم من پر آب روز و شب در آب می بینم تو را Hits: 1

ای که گویی فقیر مسکین مرد – شاه نعمت الله ولی

ای که گویی فقیر مسکین مرد – شاه نعمت الله ولی

ای که گویی فقیر مسکین مرد اعتباری ز مرگ خود می‌ گیر به یقینم که جان نخواهد برد پادشاه و وزیر و میر و گزیر Hits: 2

یک شاهدی است ما را در غیب و در شهادت – شاه نعمت الله ولی

یک شاهدی است ما را در غیب و در شهادت – شاه نعمت الله ولی

یک شاهدی است ما را در غیب و در شهادت در غیب و در شهات یک شاهدی است ما را جام و می‌اند با هم با ساقیند همدم جامی به نوش جانا شادی ما خدا را Hits: 3

مائیم حضور نعمت الله – شاه نعمت الله ولی

مائیم حضور نعمت الله – شاه نعمت الله ولی

مائیم حضور نعمت الله رویش بنگر که نیک پیداست در آینهٔ تمام اشیا تمثال جمال او هویداست در دیدهٔ مست ما نظر کن رویش بنگر که نیک پیداست Hits: 3

روی غیری ندیده دیدهٔ ما – شاه نعمت الله ولی

روی غیری ندیده دیدهٔ ما – شاه نعمت الله ولی

روی غیری ندیده دیدهٔ ما غیر چون نیست دیده چون بیند لیس فی الدار غیره دیار چشم ما نور او به او بیند Hits: 3

تا اعتباری کرده‌ام این سایه و آن آفتاب – شاه نعمت الله ولی

تا اعتباری کرده‌ام این سایه و آن آفتاب – شاه نعمت الله ولی

تا اعتباری کرده‌ام این سایه و آن آفتاب از اعتبار خویشتن بودم یکی و دو شدم چون در حقیقت ذات من هرگز نمی‌گردد ز جا چون نامدم از هیچ جا آخر نگویی چو شدم ما را اگر داری نظر در موج و در دریا نگر چون او من است و من ویم هرگز نگویم او شدم در شش جهت گشتم بسی در آرزوی روی او تا یک جهت گردیده ام آسوده از شش سو...

ار قضای خدای عزوجل – شاه نعمت الله ولی

ار قضای خدای عزوجل – شاه نعمت الله ولی

ار قضای خدای عزوجل حی قیوم و قادر و سبحان نیم ساعت گذشته بود از روز روز آدینه در مه شعبان یازدهم بود وقت ماه شریف ماه در حوت و مهر در میزان پنج و هفتاد و هفتصد از سال رفته در کوبنان که ناگاهان میر برهان دین خلیل الله آمد از غیب بنده را مهمان خیر مقدم بر آمد از عالم مرحبائی شنیدم ار یاران کسب او بود ...

هر کجا شهریست اقطاع من است – شاه نعمت الله ولی

هر کجا شهریست اقطاع من است – شاه نعمت الله ولی

هر کجا شهریست اقطاع من است گه به ایران گه به شروان می روم صد هزاران ترک دارم در ضمیر هر کجا خواهم چو سلطان می روم Hits: 1

گر سبوئی شکست یا جامی – شاه نعمت الله ولی

گر سبوئی شکست یا جامی – شاه نعمت الله ولی

گر سبوئی شکست یا جامی حضرت عشق تا ابد ساقی است چشم و گوش ار نماند باکی نیست بصر و سمع دائما باقیست Hits: 1

در راه خدا پای برهنه گو برو – شاه نعمت الله ولی

در راه خدا پای برهنه گو برو – شاه نعمت الله ولی

در راه خدا پای برهنه گو برو آن یار که همچو بشر حافی اهل است گر سر به ره است پا برهنه غم نیست ور نیست به ره سر برهنه سهل است Hits: 3

بنه رو بر در میخانهٔ او – شاه نعمت الله ولی

بنه رو بر در میخانهٔ او – شاه نعمت الله ولی

بنه رو بر در میخانهٔ او توجه خود به آنجا می توان کرد مرا گوئی به جانان جان توان داد نکو کاریست جانا می توان کرد حباب از چشمهٔ آبی چه جوئی شنا در آب دریا می توان کرد دو عالم را فدای آن یکی کن به لطف خویش یکتا می توان کرد در آ در حلقهٔ رندان سرمست که مستان را تماشا می توان کرد نظر از چشم نابینا چه جوئ...

نعمت الله همه جهان بگرفت – شاه نعمت الله ولی

نعمت الله همه جهان بگرفت – شاه نعمت الله ولی

نعمت الله همه جهان بگرفت این چنین نعمتی جهانگیر است نوجوانی است مست و لایعقل ور به معنی نظر کنی پیر است Hits: 4

عقل از چه به غایت مال است – شاه نعمت الله ولی

عقل از چه به غایت مال است – شاه نعمت الله ولی

عقل از چه به غایت مال است جز معرفت صفاتیش نیست ذاتش به کمال کی شناسد او را چو وجوب ذاتیش نیست Hits: 2

چون کمال همه بود به وجود – شاه نعمت الله ولی

چون کمال همه بود به وجود – شاه نعمت الله ولی

چون کمال همه بود به وجود نتوان یافت بی وجود کمال هست عالم همه خیال وجود وز تجلی اوست بود خیال Hits: 6

ای که گویی حجاب او غیر است – شاه نعمت الله ولی

ای که گویی حجاب او غیر است – شاه نعمت الله ولی

ای که گویی حجاب او غیر است محض صدق است آنچه فرمائی ور به گوئی حجاب عین وی است به حقیقت تو همدم مائی ور بگوئی که عین و غیر همند جان مایی و نور بینائی جای از یخ اگر کنی پر آب بنماید دویی و یکتائی حل کنی مشکلات عالم را گر طلب کار ذوق حلوائی نعمت‌اللّه چون می و جام است باشد از هر دو مجلس آرائی Hits: 1

وصله ای از خرقهٔ ما هر که یافت – شاه نعمت الله ولی

وصله ای از خرقهٔ ما هر که یافت – شاه نعمت الله ولی

وصله ای از خرقهٔ ما هر که یافت عارفانه خوش همی پوشد به جان عاقبت روزی به منزل می رسد آنچنان رهرو که می کوشد به جان خم می در جوش و ما مست و خراب خوش بود رندی که می جوشد به جان می به زاهد گر دهی حیفی بود می به رندی ده که می نوشد به جان هر که مهر سید ما را خرید یافت او نقدی که نفروشد به جان Hits: 1

ما خیالیم و در حقیقت او – شاه نعمت الله ولی

ما خیالیم و در حقیقت او – شاه نعمت الله ولی

ما خیالیم و در حقیقت او ما حبابیم و عین ما دریا هرچه بینی و هر که می دانی می جامست و صورت و معنی شاهدی در هزار جامه نگر نظری کن به دیدهٔ بینا ساغرت گر که نیست پر از می گر طلب می کنی بجو از ما دور رندان ماست باز امروز فارغ از دی و ایمن از فردا رند مستی چو نعمت الله نیست ور تو گوئی که هست ها بنما Hits...

رفته بودم به سوی بحر محیط – شاه نعمت الله ولی

رفته بودم به سوی بحر محیط – شاه نعمت الله ولی

رفته بودم به سوی بحر محیط که در آن بحر شنا باید کرد بحر جوشید و روان گفت به من سر خود در سر ما باید کرد Hits: 1

تو گر جمعیتی خواهی طلب کن از درون خود – شاه نعمت الله ولی

تو گر جمعیتی خواهی طلب کن از درون خود – شاه نعمت الله ولی

تو گر جمعیتی خواهی طلب کن از درون خود که از بیرون نمی‌خیزد به جز گرد پریشانی بخوان خود را ز کج رفتن دگر قرآن مخوان هرگز که خود را بازخوانی به که قرآن جمله برخوانی Hits: 3

آب ماهان که خاک بر سر او – شاه نعمت الله ولی

آب ماهان که خاک بر سر او – شاه نعمت الله ولی

آب ماهان که خاک بر سر او همچو آب زلال کی باشد در دو عالم به جز یکی نبود حضرتش را مثال کی باشد Hits: 2

هر کجا محدثی بود بی ‌شک – شاه نعمت الله ولی

هر کجا محدثی بود بی ‌شک – شاه نعمت الله ولی

هر کجا محدثی بود بی ‌شک افتقارش بود به محدث خویش یک وجود است مظهر عالم مظهرش صد هزار باشد بیش Hits: 1

گر چهل صبح از سر اخلاص – شاه نعمت الله ولی

گر چهل صبح از سر اخلاص – شاه نعمت الله ولی

گر چهل صبح از سر اخلاص مخلصی گرد عاشقان گردد چشمهٔ حکمت ای برادر من از دلش بر زبان روان گردد Hits: 2

در روزه و در زکوة و در حج – شاه نعمت الله ولی

در روزه و در زکوة و در حج – شاه نعمت الله ولی

در روزه و در زکوة و در حج اسرار بسی بود نهفته اما سری که در نماز است سرّی است که با تو کس نگفته Hits: 1

بنمود جمال او به خوابم – شاه نعمت الله ولی

بنمود جمال او به خوابم – شاه نعمت الله ولی

بنمود جمال او به خوابم گفتم باشد مگر جمالش بیدار شدم ز خواب مستی نه نقش بماند نه خیالش نه من ماندم نه غیر او هم او ماند و کمال پر کمالش از ما اثری نماند با ما با او نبود کسی مجالش دریاب به ذوق نعمت الله این دولت و مال لایزالش Hits: 1

موج و بحر و حباب قطره تمام – شاه نعمت الله ولی

موج و بحر و حباب قطره تمام – شاه نعمت الله ولی

موج و بحر و حباب قطره تمام همه در عین ماست مستهلک ما فقیریم و هم غنی ز همه همچو ما خود کجاست مستهلک در محیطی که نیست پایانش سد هر دو سراست مستهلک Hits: 1

عقل هر دم دم ز جائی می زند – شاه نعمت الله ولی

عقل هر دم دم ز جائی می زند – شاه نعمت الله ولی

عقل هر دم دم ز جائی می زند لاجرم آواز او باشد بسی هر زمان نقش خیالی می کشد نقش بازی می کند با هر کسی Hits: 2

حق تعالی وجود انسانی – شاه نعمت الله ولی

حق تعالی وجود انسانی – شاه نعمت الله ولی

حق تعالی وجود انسانی به کمال و جمال خود پرورد از چنان نطفه‌ای که می دانی این چنین یوسفی پدید آورد از همه برگزید انسان را این عنایت ببین که با ما کرد Hits: 2

ای جان پدر به حال ما رحمی کن – شاه نعمت الله ولی

ای جان پدر به حال ما رحمی کن – شاه نعمت الله ولی

ای جان پدر به حال ما رحمی کن زیرا بی تو تمتعی از جان نیست بسیار فراق تو کشیدم اما زین بیش مرا تحمل هجران نیست ملک و ملکوت تخت سلطانی ماست مخصوص به شهر یزد یا کرمان نیست بگذر ز خرابهٔ جهان جان پدر آن گیر که این جهان همه ویران نیست برخیز و بیا که دنیی و عقبی هم با همت دوست قیمتش چندان نیست Hits: 2

همه عالم چو سایه سجده کنان – شاه نعمت الله ولی

همه عالم چو سایه سجده کنان – شاه نعمت الله ولی

همه عالم چو سایه سجده کنان اوفتاده به خاک درگاهش همه منقاد امر او باشند هر که باشد گدا و هم شاهش Hits: 1

ماسوی الله جز خیالی نیست می بینم به خواب – شاه نعمت الله ولی

ماسوی الله جز خیالی نیست می بینم به خواب – شاه نعمت الله ولی

ماسوی الله جز خیالی نیست می بینم به خواب این چنین نقش خیالی قابل تعبیر نیست در سر زلفش دل ما مدتی پابست شد این چنین دیوانه را خوشتر از آن زنجیر نیست کی رسد هرگز به مقصودی درین راه خدا نوجوانی کاندرین ره هم رفیق پیر نیست گر نمی یابی مرادی آن هم از تقصیر ماست ورنه بر درگاه او ازهیچ رو تقصیر نیست گرچه ...

سر کل چون کله نهد بر سر – شاه نعمت الله ولی

سر کل چون کله نهد بر سر – شاه نعمت الله ولی

سر کل چون کله نهد بر سر آن کله کل بلای دستار است عشق شاه است و می برد دستار عقل مسکین گدای دستار است دیده‌ام خواجهٔ کلان دیروز همچو کل در هواس دستار است Hits: 5

توبه از توبه می کنم ای دوست – شاه نعمت الله ولی

توبه از توبه می کنم ای دوست – شاه نعمت الله ولی

توبه از توبه می کنم ای دوست توبهٔ خوب ما همین باشد هرکه او توبه می کند چون ما شک ندارم که نازنین باشد این چنین آیتی که می شنوی از خداوندش آفرین باشد بازگشته ز او به حضرت او تائب قابل گزین باشد توبه ازتوبه می کند سید توبهٔ عاشقان چنین باشد Hits: 1

هر چه در کاینات موجود است – شاه نعمت الله ولی

هر چه در کاینات موجود است – شاه نعمت الله ولی

هر چه در کاینات موجود است همه مرحوم رحمت‌اللّه است نیست نومید کس ز رحمت او همه ممنون منت‌اللّه است از کرم نعمتی به ما بخشید بر همه فیض نعمت‌اللّه است سر او را که نیک دریابد محرم راز نعمت‌اللّه است Hits: 3

گر به خانه روی و در بندی – شاه نعمت الله ولی

گر به خانه روی و در بندی – شاه نعمت الله ولی

گر به خانه روی و در بندی به حقیقت بدان که دربندی ملک شروان چه می کنی عارف بطلب پادشاه دربندی همدانی طلب همی کردم یافتم آن عزیز الوندی Hits: 3

در نی نیزه بین که رفعت او – شاه نعمت الله ولی

در نی نیزه بین که رفعت او – شاه نعمت الله ولی

در نی نیزه بین که رفعت او با تو گویم چنانکه می‌باید روید او و زیاده می‌گردد بند بر بند او بیفزاید تا شود نیزه‌ای بدان رفعت که از او کارهای نیک آید آدمی اینچنین شود عالی عالم است آنکه فهم فرماید Hits: 1

بلبل بوستان یارانم – شاه نعمت الله ولی

بلبل بوستان یارانم – شاه نعمت الله ولی

بلبل بوستان یارانم من ازین بوستان نخواهم رفت گر به صورت ز دیده‌ها بروم از دل دوستان نخواهم رفت جامهٔ خلقی افکنم اما بر کنار از میان نخواهم رفت آمد و شد به اعتبار بود این چنین آن‌چنان نخواهم رفت سید ملک نعمت‌اللهم همچو این بندگان نخواهم رفت Hits: 2

موجود منقسم به دو قسم است نزد عقل – شاه نعمت الله ولی

موجود منقسم به دو قسم است نزد عقل – شاه نعمت الله ولی

موجود منقسم به دو قسم است نزد عقل یا واجب الوجود است یا ممکن الوجود ممکن دو قسم گشت یکی جوهر و عرض جوهر به پنج قسم شد ای ناظم عقود جسم و دو اصل او که هیولی و صورت است پس نفس و عقل این همه را یاد گیر زود نه قسم گشت جنس عرض این دقیقه را در حال بحث جوهر عقلی نمی‌نمود پس کم و کیف و این و متی و مضاف و وض...

طرهٔ شب را مطرّا کرده اند – شاه نعمت الله ولی

طرهٔ شب را مطرّا کرده اند – شاه نعمت الله ولی

طرهٔ شب را مطرّا کرده اند نور روی روز پیدا کرده اند خوش در میخانه را بگشاده اند ساغری پر می به رندان داده اند در نظر نقش خیالی بسته اند با خیال خویش خوش پیوسته اند Hits: 2

خطی کو را نه حسن است و نه ترتیب – شاه نعمت الله ولی

خطی کو را نه حسن است و نه ترتیب – شاه نعمت الله ولی

خطی کو را نه حسن است و نه ترتیب نه در اعراب او فتح است و نه ضم همه تفصیل او اجمال تحقیق همه توحید او تحقیق اعظم کسی بر‌خواند این خط معما که در عالم نه خود بیند نه عالم نه آغارش شود مانع نه انجام نه ابلیسش حجاب آید نه آدم نه از کفرش بود اندیشه نه از دین نه اندیشه ز فردوس و جهنم برای آفرینش باشدش سیر ...

آنکه حق را به خویشتن بیند – شاه نعمت الله ولی

آنکه حق را به خویشتن بیند – شاه نعمت الله ولی

آنکه حق را به خویشتن بیند عارفان عارفش نمی‌دانند وانکه او را به او مشاهده کرد عارف است او و عارفش خوانند پادشاها ملازمان درت به یقینم که نیک نپسندند که دو سه ترکمان بی‌ سر و پا این چنین راه مک دربندند Hits: 3

هرکس که لباس احدی پوشیده – شاه نعمت الله ولی

هرکس که لباس احدی پوشیده – شاه نعمت الله ولی

هرکس که لباس احدی پوشیده در راه خدا چو احمدی کوشیده هر خم شرابی که در این میکده بود مستانه به ذوق همچو ما نوشیده از آتش عشق در خرابات فنا چون خم شراب خود به خود جوشیده Hits: 3

لفظ الف و دو لام و یک ها – شاه نعمت الله ولی

لفظ الف و دو لام و یک ها – شاه نعمت الله ولی

لفظ الف و دو لام و یک ها اسمی است از آن تو اسم دریاب این صورت او و اوست معنی مانندهٔ روح و جسم دریاب دریاب رموز اسم اعظم آن گنج در این طلسم دریاب در ظاهر و باطنش نظر کن عارف شو و هر دو قسم دریاب دریاب رموز نعمت الله ذات و صفتش به اسم دریاب Hits: 10

ساقی اگر باده از آن خم دهد – شاه نعمت الله ولی

ساقی اگر باده از آن خم دهد – شاه نعمت الله ولی

ساقی اگر باده از آن خم دهد خرقهٔ صوفی ببرد می‌ فروش مطرب اگر پرده ازین ره زند باز نیایند حریفان به هوش Hits: 3

تن خرقه و سر کلاه و پایت نعلین – شاه نعمت الله ولی

تن خرقه و سر کلاه و پایت نعلین – شاه نعمت الله ولی

تن خرقه و سر کلاه و پایت نعلین نعلین ز پا برون کن و خرقه ز تن بگشا گره زلف و موله می باش آخر چه کنی کله کله را بفکن Hits: 2

هر چه بینی نعمت الله بود – شاه نعمت الله ولی

هر چه بینی نعمت الله بود – شاه نعمت الله ولی

هر چه بینی نعمت الله بود به از این خود حکایتی نبود ذوق ما را چو غایتی نبود بحر ما را نهایتی نبود که شنیده ولی سرمستی همچو او در ولایتی نبود گفتهٔ عارفان به جان بشنو به از این خود حکایتی نبود Hits: 2

کیمیای ولایتی دارم – شاه نعمت الله ولی

کیمیای ولایتی دارم – شاه نعمت الله ولی

کیمیای ولایتی دارم مس جسم بشر چو زر سازم قلعی و زاج با نشادر و ملح گاه شمسی و گه قمر سازم دُرفشانی کنم به گاه سخن عقد زیبق از آن گهر سازم نزد من خاک و زر یکی باشد زان که من خاک را چو زر سازم هرچه سازم به عشق سید خوش همچو زر خوب سازم ار سازم Hits: 1

در مرتبه ای جسمست در مرتبه ای روحست – شاه نعمت الله ولی

در مرتبه ای جسمست در مرتبه ای روحست – شاه نعمت الله ولی

در مرتبه ای جسمست در مرتبه ای روحست در مرتبه ای جان است در مرتبه ای جانان در مرتبه ای جام است در مرتبه ای باده در مرتبه ای ساقی در مرتبه ای رندان در مرتبه ای شاه است در مرتبه ای درویش در مرتبه ای بنده در مرتبه ای سلطان در مرتبه ای فرعون در مرتبه ای موسی در مرتبه ای کفر است در مرتبه ای ایمان در مرتبه...

بلبل گلستان معشوقم – شاه نعمت الله ولی

بلبل گلستان معشوقم – شاه نعمت الله ولی

بلبل گلستان معشوقم من ازین گلستان نخواهم شد گر به ظاهر نهان شوم ز نظر از دل دوستان نخواهم شد Hits: 3

موئی به میان ما نگنجد – شاه نعمت الله ولی

موئی به میان ما نگنجد – شاه نعمت الله ولی

موئی به میان ما نگنجد سلطان چه بود گدا نگنجد گوئی که بلای عشق آمد خوش باش که آن بلا نگنجد دُردی کش کوی می فروشم درمان چه بود دوا نگنجد Hits: 2

شیخ الاسلام احمد جامی – شاه نعمت الله ولی

شیخ الاسلام احمد جامی – شاه نعمت الله ولی

شیخ الاسلام احمد جامی که دم مرده از دمش حی شد می اوشد عسل چنین گویند منکر او مشو مگو کی شد باز رندی دگر به یک جذبه خم او پاک خالی از می شد نه میش ماندنی عسل در خم شکرش رفت و خالی از می شد گرچه تبدیل خلق خوش باشد لیک آن خوشتر است لاشی شد نعمت الله که میرمستان است فانی از خویش و باقی از وی شد Hits: 9

چون شتا آمد شتا مقلوب کن – شاه نعمت الله ولی

چون شتا آمد شتا مقلوب کن – شاه نعمت الله ولی

چون شتا آمد شتا مقلوب کن کِشته ها اندر شتا با آتش است نشنیدستی تو از سید مگر کآتش مقلوب با آتش خوش است Hits: 4

ای که پرسی ز حال میر تمور – شاه نعمت الله ولی

ای که پرسی ز حال میر تمور – شاه نعمت الله ولی

ای که پرسی ز حال میر تمور با تو گویم که حال او چون بود گر چه چپ بود راست ره می‌رفت راستی رفتنش به قانون بود Hits: 3

واحدیت یکی است از وجهی – شاه نعمت الله ولی

واحدیت یکی است از وجهی – شاه نعمت الله ولی

واحدیت یکی است از وجهی احدیت یکی است از همه رو چون یکی در یکی ، یکی باشد به همه وجه آن یکی می گو واحدیت طلب کن از اسما احدیت ولی ز ذات بجو غرق دریا شو و بجو ما را غرق کثرت شو و حباب بشو محرم راز نعمت الله شو خوش بگو لااله الا هو Hits: 1

ما چو حلوایی و حلوا یار ماست – شاه نعمت الله ولی

ما چو حلوایی و حلوا یار ماست – شاه نعمت الله ولی

ما چو حلوایی و حلوا یار ماست صحن ما را پر ز حلوا کرده‌اند مشکلات عالمی حل وا شده مشکل ما را چو حلوا کرده‌اند ای که گوئی ذره گردد آفتاب قطرهٔ ما بین که دریا کرده‌اند Hits: 1

راستی کن که مرد کج رفتار – شاه نعمت الله ولی

راستی کن که مرد کج رفتار – شاه نعمت الله ولی

راستی کن که مرد کج رفتار در ره او به منزلی نرسد باش خاکی ولی چنانکه ز تو گرد بر دامن دلی نرسد نرسد در مقام اهل کمال سالکی کو به کاهلی نرسد دیدهٔ او جمال او بیند رؤیت او به احولی نرسد هر که بر مسند عدم بنشست جاه او را تنزلی نرسد هر که چون ما فتاد در دریا ابداً او به ساحلی نرسد کی چو سید قبول او گردد ...

پیوسته شکسته باش چون ما – شاه نعمت الله ولی

پیوسته شکسته باش چون ما – شاه نعمت الله ولی

پیوسته شکسته باش چون ما کو کار شکستگان برآرد مائیم و دلی شکسته چون یار پیوسته شکسته دوست دارد Hits: 1

هر چه می‌خواست آنچنان گردید – شاه نعمت الله ولی

هر چه می‌خواست آنچنان گردید – شاه نعمت الله ولی

هر چه می‌خواست آنچنان گردید هر چه می‌خواهد آنچنان گردد سلطنت بین که حضرت سلطان مونس جان عاشقان گردد علم ذوقی خوشی بیفزاید آن معانی اگر بیان گردد هر که دکان خویش کرد خراب فارغ از سود و از زیان گردد این عجائب نگر که از همه او بر کنار است و بر میان گردد با همه در لباس تا که چنین محرم راز این و آن گردد ...

فیضی که به تو رسید از ما – شاه نعمت الله ولی

فیضی که به تو رسید از ما – شاه نعمت الله ولی

فیضی که به تو رسید از ما آن رحمت حق شناس ما را تو نیز رسان به دوستانت اسرار معانیش خدا را Hits: 2