داد جاروبی به دستم آن نگار – شاه نعمت الله ولی

داد جاروبی به دستم آن نگار گفت کز دریا برانگیزان غبار آب آتش گشت و جاروبم بسوخت گفت کز آتش تو جاروبی برآر عقل جاروبت…

Read More..

هرچه مقصود تو است آن گردد – شاه نعمت الله ولی

هرچه مقصود تو است آن گردد هرچه گوئی چنین چنان گردد آفتاب ار چه شب نهان گردد روز روشن چو شد عیان گردد دارم امید…

Read More..

ای دل ار عاشقی بیا از جان – شاه نعمت الله ولی

ای دل ار عاشقی بیا از جان دلبر از جان بجو ز جان جانان حکمت این حکیم را بنگر که در آن می شود خرد…

Read More..

ظهوری لم یزل ذاتی بذاتی – شاه نعمت الله ولی

ظهوری لم یزل ذاتی بذاتی جمالی لایزال من صفاتی مسما واحد اسما کثیر وفی تلوین اسمائی ثباتی وجودی کالقدح روحی کراخی فخذ منی قدح و…

Read More..

خوش رحمتیست یاران صلوات بر محمد – شاه نعمت الله ولی

خوش رحمتیست یاران صلوات بر محمد گوئیم از دل و جان صلوات بر محمد گر مومنی و صادق با ما شوی موافق کوری هر منافق…

Read More..

گفتیم خدای هر دو عالم – شاه نعمت الله ولی

گفتیم خدای هر دو عالم گفتیم محمد و علی هم گفتیم نبوت و ولایت در ظاهر و باطنند باهم آن بر همه انبیاست سید وین…

Read More..

از نور روی اوست که عالم منور است – شاه نعمت الله ولی

از نور روی اوست که عالم منور است حسنی چنین لطیف چه حاجت به زیور است سلطان چار بالش و شش طاق و نه رواق…

Read More..

سالها در سفر به سر گشتیم – شاه نعمت الله ولی

سالها در سفر به سر گشتیم عاشقانه به بحر و برگشتیم تا ببینیم نور دیدهٔ خود پای تا سر همه نظر گشتیم گرد بر گرد…

Read More..

خرد پیمانهٔ انصاف اگر یک بار بردارد – شاه نعمت الله ولی

خرد پیمانهٔ انصاف اگر یک بار بردارد بپیماید هر آن چیزی که دهقان زیر سر دارد خرد عقل است و پیمانه قناعت نزد درویشان برو…

Read More..

نقش رویش خیال تا بسته – شاه نعمت الله ولی

نقش رویش خیال تا بسته این چنین کس خیال نابسته جلوه داده جمال معنی را صورتی در خیال ما بسته رو نموده ربوده دل از…

Read More..

از تتق کبریا صورت لطف خدا – شاه نعمت الله ولی

از تتق کبریا صورت لطف خدا بسته نقابی ز نور روی نموده به ما دُرهٔ بیضا بود صورت روحانیش شاه معانی جهان هر دو جهانش…

Read More..

رندان باده نوش که با جام همدند – شاه نعمت الله ولی

رندان باده نوش که با جام همدند واقف ز سِر عالم و از حال آدمند حقند اگر چه خلق نمایند خلق را بحرند اگر چه…

Read More..

حی و قیوم و قدیم لم یزل – شاه نعمت الله ولی

حی و قیوم و قدیم لم یزل هر کسی را داده چیزی از ازل مالک ملک است و ما مملوک او ملک او باشد همیشه…

Read More..

نقطه ای در الف هویدا شد – شاه نعمت الله ولی

نقطه ای در الف هویدا شد الفی در حروف پیدا شد ذات وحدت به خود ظهوری کرد کثرتش از صفات و اسما شد نقطه سه…

Read More..

رند مستی که گرد ما گردد – شاه نعمت الله ولی

رند مستی که گرد ما گردد گر گدائیست پادشا گردد هرکه با جام می بود همدم کی ز همدم دمی جدا گردد خوش امینی بود…

Read More..

حبیبی سیدی یا ذالمعالی – شاه نعمت الله ولی

حبیبی سیدی یا ذالمعالی سوالله عند شمسی کالظلالی خیالی نقش بسته عالمش نام نمودی در خیالی آن جمالی و عینی ناظر من کل وجه و…

Read More..

هر که دارد با علی یک مو شکی – شاه نعمت الله ولی

هر که دارد با علی یک مو شکی نزد شیر حق بود چون موشکی کی تواند با علی کردن مصاف خارجی گر لشگرش باشد لکی…

Read More..

عاشقانه گر بیابی جام جم – شاه نعمت الله ولی

عاشقانه گر بیابی جام جم همدم او باش چون ما دم به دم جام جم شادی جم یکدم بنوش دم به دم در دم به…

Read More..

جام گیتی نما علی ولی – شاه نعمت الله ولی

جام گیتی نما علی ولی معنی انبیا علی ولی در ولایت ولی والا قدر سرور اولیا علی ولی ابن عم رسول و دامادش هست سر…

Read More..

مرد مردانه شاه مردان است – شاه نعمت الله ولی

مرد مردانه شاه مردان است در همه حال مرد مردان است در ولایت ولی والی اوست بر همه کاینات سلطان است سید اولیا علی ولی…

Read More..

دم به دم دم از ولای مرتضی باید زدن – شاه نعمت الله ولی

دم به دم دم از ولای مرتضی باید زدن دست دل در دامن آل عبا باید زدن نقش حُب خاندان بر لوح جان باید نگاشت…

Read More..

چو تو به ما نرسیدی تو را ز ما چه خبر – شاه نعمت الله ولی

چو تو به ما نرسیدی تو را ز ما چه خبر ولی ندیده کسی را ز اولیا چه خبر مرو به خود به خود آ…

Read More..

عیسی گردون نشین تابع تو در ازل – شاه نعمت الله ولی

عیسی گردون نشین تابع تو در ازل موسی دریا شکاف امت تو لم یزل مهر منور نقاب از هوس روی تو بر رخ مه می…

Read More..

دل چو سلطان ملک جان گردد – شاه نعمت الله ولی

دل چو سلطان ملک جان گردد پادشاه همه جهان گردد چون ز چونی رسد به بی چونی مالک ملک لامکان گردد دل ز صورت چو…

Read More..

بیا ای مومن صادق بگو صلوات پیغمبر – شاه نعمت الله ولی

بیا ای مومن صادق بگو صلوات پیغمبر اگر از جان شدی عاشق بگو صلوات پیغمبر دل خود را منور کن جهانی پر ز عنبر کن…

Read More..

عمر بی عشق می گذاری هیچ – شاه نعمت الله ولی

عمر بی عشق می گذاری هیچ حاصل از عمر خود چه داری هیچ ماسِوی الله طلب کنی شب و روز به عدم می روی چه…

Read More..

دُرد دردش خورده ام تا صاف درمان یافتم – شاه نعمت الله ولی

دُرد دردش خورده ام تا صاف درمان یافتم دل ز جان برداشتم تا وصل جانان یافتم کار جمعی شد پریشان در هوای زلف او گرچه…

Read More..

بنازم جان روح افزای سید – شاه نعمت الله ولی

بنازم جان روح افزای سید بنازم صورت زیبای سید همه اسرار او دارد کماهی بنازم آن دل دانای سید توان دید آفتاب هر دو عالم…

Read More..

گر نه آب است اصل گوهر چیست – شاه نعمت الله ولی

گر نه آب است اصل گوهر چیست جوهر گوهر منور چیست همه عالم چو گوهری دریاب با تو گفتم بدان که گوهر چیست نقطه در…

Read More..

در راه خدا بسی دویدیم – شاه نعمت الله ولی

در راه خدا بسی دویدیم تا باز به خدمتش رسیدیم در هر برجی چو شاهبازی پرواز کنان روان پریدیم رفتیم به سوی می فروشان جام…

Read More..

تا ز نور روی او گشته منور آفتاب – شاه نعمت الله ولی

تا ز نور روی او گشته منور آفتاب نور چشم عالمست و خوب و درخور آفتاب وصف او گوید به جان شاه ، فلک در…

Read More..

قدرت کردگار می بینم – شاه نعمت الله ولی

قدرت کردگار می بینم حالت روزگار می بینم حکم امسال صورت دگر است نه چو پیرار و پار می بینم از نجوم این سخن نمی…

Read More..

در دو عالم چون یکی دارندهٔ اشیا بود – شاه نعمت الله ولی

در دو عالم چون یکی دارندهٔ اشیا بود هر یکی در ذات آن یکتای بی همتا بود جنبش دریا اگر چه موج خوانندش ولی در…

Read More..

آن امیرالمؤمنین یعنی علی – شاه نعمت الله ولی

آن امیرالمؤمنین یعنی علی وان امام المتقین یعنی علی آفتاب آسمان لافتی نور رب العالمین یعنی علی شاه مردان پادشاه ملک و دین سرور خلد…

Read More..

گر در این بحر آشنا یابی – شاه نعمت الله ولی

گر در این بحر آشنا یابی عین ما را به عین ما یابی دردمندی اگر دوا جوئی درد می نوش تا شفا یابی گر وصال…

Read More..