دوبیتی های شاه نعمت الله ولی

هر چه در غیب و در شهادت بود – شاه نعمت الله ولی

هر چه در غیب و در شهادت بود – شاه نعمت الله ولی

هر چه در غیب و در شهادت بود همه ایثار بندگان فرمود حسن اسما و هم جمال و صفات در چنین آینه به ما بنمود Hits: 1

ما شرح اصطلاحات گفتمی عارفانه – شاه نعمت الله ولی

ما شرح اصطلاحات گفتمی عارفانه – شاه نعمت الله ولی

ما شرح اصطلاحات گفتمی عارفانه بس گوهر لطیفی سفتیم عارفانه از قول نعمت‌اللّه شرح خوشی نوشتیم این راه عارفان را رفتیم عارفانه Hits: 0

عاقلی کی به عاشقان ماند – شاه نعمت الله ولی

عاقلی کی به عاشقان ماند – شاه نعمت الله ولی

عاقلی کی به عاشقان ماند آن سرگل کجا نهان ماند هندوئی کی بود چو ترک خوشی این چنین کی به آنچنان ماند Hits: 0

ذکر حق می گوی و در خلوت نشین – شاه نعمت الله ولی

ذکر حق می گوی و در خلوت نشین – شاه نعمت الله ولی

ذکر حق می گوی و در خلوت نشین باش فارغ از چنان و از چنین حاصل عمر ای عزیزان یک دم است دم به دم در یک دمی با ما نشین Hits: 0

در ازل زنده کرد او دل ما – شاه نعمت الله ولی

در ازل زنده کرد او دل ما – شاه نعمت الله ولی

در ازل زنده کرد او دل ما دید زنده دلی ما آنجا تا ابد زنده ایم چون ازل زندگی یافتیم ما به خدا Hits: 0

بگذر ز وجود و از عدم هم – شاه نعمت الله ولی

بگذر ز وجود و از عدم هم – شاه نعمت الله ولی

بگذر ز وجود و از عدم هم بگذار حدوث را قدم هم این جمله هویت است دریاب اسم و صفت است و جام جم هم Hits: 1

از تجلی ذوق اگر داری خوشست – شاه نعمت الله ولی

از تجلی ذوق اگر داری خوشست – شاه نعمت الله ولی

از تجلی ذوق اگر داری خوشست این چنین ذوق ار به دست آری خوشست ذوق یاران از تجلی خوش بود حال سرمستان به میخواری خوشست Hits: 2

یک وجود و مراتبش بسیار – شاه نعمت الله ولی

یک وجود و مراتبش بسیار – شاه نعمت الله ولی

یک وجود و مراتبش بسیار عارفانه مراتبش بشمار علم و قدرت ارادتست و حیات یک حقیقت بود به نام چهار Hits: 10

نگاری مست ولا یعقل چو ماهی – شاه نعمت الله ولی

نگاری مست ولا یعقل چو ماهی – شاه نعمت الله ولی

نگاری مست ولا یعقل چو ماهی در آمد از در خلوت به گاهی سیه چشم و سیه زلف و سیه خال سیه گز بود پوشیده سیاهی Hits: 0

گر بیابی کمال اهل کمار – شاه نعمت الله ولی

گر بیابی کمال اهل کمار – شاه نعمت الله ولی

گر بیابی کمال اهل کمار همچنان باش طالب متعال چون کمالات ار نهایت نیست تا ابد می طلب کمال کمال Hits: 0

شمع خوشی افروختی عود دل ما سوختی – شاه نعمت الله ولی

شمع خوشی افروختی عود دل ما سوختی – شاه نعمت الله ولی

شمع خوشی افروختی عود دل ما سوختی از بهر بزم عاشقان شمعی ز نور افروختی جز عاشقی کاری دگر از ما نمی آید دگر زیرا که از روز ازل ما را چنین آموختی Hits: 1

درهٔ بیضا ز بحر ما طلب – شاه نعمت الله ولی

درهٔ بیضا ز بحر ما طلب – شاه نعمت الله ولی

درهٔ بیضا ز بحر ما طلب آن چنان گوهر از این دریا طلب عین ما جوئی به عین ما بجو طالب و مطلوب را از ما طلب Hits: 1

حکم و عدل نام آن شاه است – شاه نعمت الله ولی

حکم و عدل نام آن شاه است – شاه نعمت الله ولی

حکم و عدل نام آن شاه است باطناً شمس و ظاهراً ماه است رند مست او زاهد هشیار سیّد بندگان درگاه است Hits: 0

با محیط عشق او دریا بر ما شبنمی است – شاه نعمت الله ولی

با محیط عشق او دریا بر ما شبنمی است – شاه نعمت الله ولی

با محیط عشق او دریا بر ما شبنمی است چشمهٔ آبی چه باشد هفت دریا شبنمست عارف دریادلی گر دم ز دریا می زند هفت دریای خوشی اما بر ما شبنمست Hits: 0

همه عالم جمال حضرت اوست – شاه نعمت الله ولی

همه عالم جمال حضرت اوست – شاه نعمت الله ولی

همه عالم جمال حضرت اوست او جمیل و جمال دارد دوست هم محب خود است و هم محبوب عشق و معشوق و عاشق نیکوست Hits: 0

مظهر کامل است عبداللّه – شاه نعمت الله ولی

مظهر کامل است عبداللّه – شاه نعمت الله ولی

مظهر کامل است عبداللّه بر همه شامل است عبداللّه وصف او را کجا توانم کرد سیّد کامل است عبداللّه Hits: 0

عمل و علم هست کار خواص – شاه نعمت الله ولی

عمل و علم هست کار خواص – شاه نعمت الله ولی

عمل و علم هست کار خواص خوش بود نیز در عمل اخلاص ور نباشد چنین که ما گفتیم نتوان یافتم به علم خلاص Hits: 1

رهرو میر ما خلیل الله – شاه نعمت الله ولی

رهرو میر ما خلیل الله – شاه نعمت الله ولی

رهرو میر ما خلیل الله در همه راه با همه همراه جمع کن رهروان خوشی می گو وحده لا اله الا الله Hits: 0

در ره حق اگر تو دیناری – شاه نعمت الله ولی

در ره حق اگر تو دیناری – شاه نعمت الله ولی

در ره حق اگر تو دیناری گمرهان را به سوی دین آری ور مقید شوی به دیناری کمتر از مقبلی و دیناری Hits: 0

جام می از بهر می داریم دوست – شاه نعمت الله ولی

جام می از بهر می داریم دوست – شاه نعمت الله ولی

جام می از بهر می داریم دوست این و آن از عشق وی داریم دوست دوست را در آینه بینیم ما آینه بی دوست کی داریم دوست Hits: 1

آن دلبر شوخ مست بنگر – شاه نعمت الله ولی

آن دلبر شوخ مست بنگر – شاه نعمت الله ولی

آن دلبر شوخ مست بنگر آن یار که با من است بنگر در دیدهٔ مست ما نظر کن کآئینهٔ روشن است بنگر Hits: 2

هر چیز که آن متاع دنیاست – شاه نعمت الله ولی

هر چیز که آن متاع دنیاست – شاه نعمت الله ولی

هر چیز که آن متاع دنیاست بیگانه ز ماست بشنو این راست گر گندم دهر کاه گردد بر ما بجوی چو یار با ماست Hits: 0

مخبر چو نمانده است خبر کو – شاه نعمت الله ولی

مخبر چو نمانده است خبر کو – شاه نعمت الله ولی

مخبر چو نمانده است خبر کو مؤثر چو نمانده است اثر کو گفتیم لطیفهٔ بدیعی چون شمس نمانده است قمر کو Hits: 0

عاقلان گرچه بسی دُر سفتهاند – شاه نعمت الله ولی

عاقلان گرچه بسی دُر سفتهاند – شاه نعمت الله ولی

عاقلان گرچه بسی دُر سفتهاند در همه بابی سخنها گفته اند در سراشان همچنان خاشاک هست تا نپنداری که خانه رفته اند Hits: 0

ذکر حق می گو و در خلوت نشین – شاه نعمت الله ولی

ذکر حق می گو و در خلوت نشین – شاه نعمت الله ولی

ذکر حق می گو و در خلوت نشین باش فارغ از چنان و از چنین حاصل عمر عزیز آن یک دم است دم به دم در یک دمی با ما نشین Hits: 0

خوش بگو الله و اسم ذات بین – شاه نعمت الله ولی

خوش بگو الله و اسم ذات بین – شاه نعمت الله ولی

خوش بگو الله و اسم ذات بین معنیش در صورت و آیات بین جلمه مرآتند ها و هوی ما یک حقیقت در دو صد مرآت بین Hits: 1

بگذر از خوف و رجا با ما نشین – شاه نعمت الله ولی

بگذر از خوف و رجا با ما نشین – شاه نعمت الله ولی

بگذر از خوف و رجا با ما نشین عاشقانه خوش درین دریا نشین قصهٔ ماضی و مستقبل مگو حالیا با ما به حال ما نشین Hits: 1

از تجلی ذوق اگر داری خوش است – شاه نعمت الله ولی

از تجلی ذوق اگر داری خوش است – شاه نعمت الله ولی

از تجلی ذوق اگر داری خوش است این چنین ذوق ار به دست آری خوش است ذوق یاران از تجلّی خوش بود حال سرمستان به میخواری خوش است Hits: 1

یک عین به اختلاف اعیان – شاه نعمت الله ولی

یک عین به اختلاف اعیان – شاه نعمت الله ولی

یک عین به اختلاف اعیان بنمود جمال ای عزیزان در هر عینی نموده حسنی از عین جمال ای عزیزان Hits: 1

نور او را به نور او بیند – شاه نعمت الله ولی

نور او را به نور او بیند – شاه نعمت الله ولی

نور او را به نور او بیند هر چه بیند همه نکو بیند هم از او گوید و از او شنود نه چو احول یکی به دو بیند Hits: 0

گر بمیری ز خود بقا یابی – شاه نعمت الله ولی

گر بمیری ز خود بقا یابی – شاه نعمت الله ولی

گر بمیری ز خود بقا یابی ور کشی زحمتی عطا یابی هر که مرد او دگر نخواهد مرد گر نمردی بمیر تا یابی Hits: 1

سرّ محبوب خود مکن پیدا – شاه نعمت الله ولی

سرّ محبوب خود مکن پیدا – شاه نعمت الله ولی

سرّ محبوب خود مکن پیدا گر چه پیداست در همه اشیا راز حق را بپوش از همه خلق این نصیحت قبول کن از ما Hits: 0

دردمندانه طبیبی می ‌طلب – شاه نعمت الله ولی

دردمندانه طبیبی می ‌طلب – شاه نعمت الله ولی

دردمندانه طبیبی می ‌طلب زان شفاخانه نصیبی می‌ طلب دُرد دردش نوش می کن همچو ما خوش دوایی از حبیبی می‌ طلب Hits: 0

حق تعالی دری به ما بگشود – شاه نعمت الله ولی

حق تعالی دری به ما بگشود – شاه نعمت الله ولی

حق تعالی دری به ما بگشود نقد آن گنج را به ما بنمود نقد گنج خزانهٔ جودش به کرم او نثار ما فرمود Hits: 1

این ظلمت و نور جسم و جان است – شاه نعمت الله ولی

این ظلمت و نور جسم و جان است – شاه نعمت الله ولی

این ظلمت و نور جسم و جان است وین هر دو حجاب عارفان است گر کشف غلطای اینها ما را به خدا یقین همان است Hits: 1

هست اللّه اسم حضرت ذات – شاه نعمت الله ولی

هست اللّه اسم حضرت ذات – شاه نعمت الله ولی

هست اللّه اسم حضرت ذات مع قطع نظر ز هر آیات باز باشد به اعتبار دگر اسم آن ذات با جمیع صفات Hits: 0

من حسینی مذهبم ای یار من – شاه نعمت الله ولی

من حسینی مذهبم ای یار من – شاه نعمت الله ولی

من حسینی مذهبم ای یار من یافته تعظیم از خلق حسن علم تو باشد همه از قیل و قال و آن من میراث من از جد من Hits: 1

عقل کل لوح قضا می خوانمش – شاه نعمت الله ولی

عقل کل لوح قضا می خوانمش – شاه نعمت الله ولی

عقل کل لوح قضا می خوانمش اول مجموع عالم دانمش صورت او ، آدم معنی بود خارج گنج الهی دانمش Hits: 1

رو به خاک راه او بنهاده ‌ام – شاه نعمت الله ولی

رو به خاک راه او بنهاده ‌ام – شاه نعمت الله ولی

رو به خاک راه او بنهاده ‌ام خاک آن راهم به راه افتاده ‌ام گر بگوید جان بده آرم روان بنده فرمان منتظر استاده ‌ام Hits: 0

در حقیقت یکی است تا دانی – شاه نعمت الله ولی

در حقیقت یکی است تا دانی – شاه نعمت الله ولی

در حقیقت یکی است تا دانی آن یک بی شکیست تا دانی از دویی ای عزیز من بگذر کان یکی نیککیست تا دانی Hits: 1

تا تونشوی یگانهٔ او – شاه نعمت الله ولی

تا تونشوی یگانهٔ او – شاه نعمت الله ولی

تا تونشوی یگانهٔ او هرگز نشود یگانه آن دو باشی تو یگانهٔ دو عالم آن دم که اثر نماند از تو Hits: 0

اهل عقبی همت از وی یافته – شاه نعمت الله ولی

اهل عقبی همت از وی یافته – شاه نعمت الله ولی

اهل عقبی همت از وی یافته مالداران ثروت از وی یافته نعمت دنیی و عقبی را چه قدر نعمت‌اللّه نعمت از وی یافته Hits: 1

هر که او از خدای ما ترسد – شاه نعمت الله ولی

هر که او از خدای ما ترسد – شاه نعمت الله ولی

هر که او از خدای ما ترسد از من و تو بگو کجا ترسد ترسم از ذات اوست تا دانی دلم از دیگری کجا ترسد Hits: 1

ماضی و مستقبلت گر حال شد – شاه نعمت الله ولی

ماضی و مستقبلت گر حال شد – شاه نعمت الله ولی

ماضی و مستقبلت گر حال شد دی و فردا سر به سر پامال شد عمر صد ساله به نزد ما دمی است ای که گوئی عمر تو صد سال شد Hits: 0

عارفانه اول و آخر نگر – شاه نعمت الله ولی

عارفانه اول و آخر نگر – شاه نعمت الله ولی

عارفانه اول و آخر نگر هر چه بینی باطن و ظاهر نگر این و آن با همدگر نیکو ببین عین و اعیان مظهر و مظهر نگر Hits: 0

دنیی دون دنی از دون مجو – شاه نعمت الله ولی

دنیی دون دنی از دون مجو – شاه نعمت الله ولی

دنیی دون دنی از دون مجو چون رها کن غیر آن بی چون مجو عشق عاقل را چو مجنون می‌ کند عاقلی از خدمت مجنون مجو Hits: 4

خوش آب حیاتی است درین چشمه بنوشش – شاه نعمت الله ولی

خوش آب حیاتی است درین چشمه بنوشش – شاه نعمت الله ولی

خوش آب حیاتی است درین چشمه بنوشش هر زنده ازین آب سبوئی است بدوشش هر کس که خورد آب ازین چشمه نمیرد یک جرعه به جانی بخر اما مفروشش Hits: 1

بسط او از بسط آن سلطان بود – شاه نعمت الله ولی

بسط او از بسط آن سلطان بود – شاه نعمت الله ولی

بسط او از بسط آن سلطان بود در میان اهل دل چون جان بود از نسیم لطف او گلزار ما همچو غنچه دایماً خندان بود Hits: 1

آتش غیرتش برافروزد – شاه نعمت الله ولی

آتش غیرتش برافروزد – شاه نعمت الله ولی

آتش غیرتش برافروزد غیر خود را به یک نفس سوزد لیس فی الدار غیره دیار این سخن را به ما بیاموزد Hits: 1

یوسف گل پیرهن برهان ماست – شاه نعمت الله ولی

یوسف گل پیرهن برهان ماست – شاه نعمت الله ولی

یوسف گل پیرهن برهان ماست این چنین خوش گلستانی آن ماست لاجرم هر بلبلی کامد بباغ او همی نالد که او جانان ماست Hits: 0

نقش عالم جز خیال یار نیست – شاه نعمت الله ولی

نقش عالم جز خیال یار نیست – شاه نعمت الله ولی

نقش عالم جز خیال یار نیست جز خیال عشق او اظهار نیست گر یکی بینی و گر خود صد هزار در حقیقت جز یکی اشمار نیست Hits: 1

قلعهٔ دل خوشتر است از قلعهٔ این شهریار – شاه نعمت الله ولی

قلعهٔ دل خوشتر است از قلعهٔ این شهریار – شاه نعمت الله ولی

قلعهٔ دل خوشتر است از قلعهٔ این شهریار همت ما این چنین فرمان دهد بر پادشاه قلعهٔ دل گر بگیری جاودان ایمن شوی لشکر همت بیاید تا بگیرد شهر شاه Hits: 4

سر محبوب را مکن پیدا – شاه نعمت الله ولی

سر محبوب را مکن پیدا – شاه نعمت الله ولی

سر محبوب را مکن پیدا گرچه پیداست در همه اشیا راز حق را بپوش از همه خلق این نصیحت قبول کن از ما Hits: 1

درّهٔ بیضا ز بحر ما طلب – شاه نعمت الله ولی

درّهٔ بیضا ز بحر ما طلب – شاه نعمت الله ولی

درّهٔ بیضا ز بحر ما طلب آنچنان گوهر ازین دریا طلب عین ما جویی به عین ما بجو طالب و مطلوب را از ما طلب Hits: 4

حکم عدل نام آن شاه است – شاه نعمت الله ولی

حکم عدل نام آن شاه است – شاه نعمت الله ولی

حکم عدل نام آن شاه است باطناً شمس و ظاهراً ماه است رند مست است زاهد هشیار بندهٔ بندگان درگاه است Hits: 1

با محیط عشق او دریا بر ما شبنم است – شاه نعمت الله ولی

با محیط عشق او دریا بر ما شبنم است – شاه نعمت الله ولی

با محیط عشق او دریا بر ما شبنم است چشمهٔ آبی چه باشد هفت دریا شبنم است عارفی دریادلی کو دم ز دریا می‌زند هست دریای خوشی اما از آنجا شبنم است Hits: 2

همه عالم تن است و او جان است – شاه نعمت الله ولی

همه عالم تن است و او جان است – شاه نعمت الله ولی

همه عالم تن است و او جان است شاه شروان و میر او جان است جام گیتی نماش می‌ خوانند به حقیقت بدان که این آن است Hits: 0

مقدم بر همه اسما است الله – شاه نعمت الله ولی

مقدم بر همه اسما است الله – شاه نعمت الله ولی

مقدم بر همه اسما است الله چنین گفتیم با یاران آگاه مسما واحد اسما کثیر نکو دریاب قول نعمت الله Hits: 2

عقل علمش به ذات او نرسد – شاه نعمت الله ولی

عقل علمش به ذات او نرسد – شاه نعمت الله ولی

عقل علمش به ذات او نرسد ور تو گویی رسد نگو نرسد صوفی با صفا وفا دارد حاصلش غیر گفتگو نرسد Hits: 1

روح او جان جملهٔ ارواح – شاه نعمت الله ولی

روح او جان جملهٔ ارواح – شاه نعمت الله ولی

روح او جان جملهٔ ارواح تن او اصل جملهٔ اشباح خانه روشن به نور مصباح است روشن از نور او بود مصباح Hits: 0