The Potter’s Story From Mathnawi Tariq Al-tahqiq (Through The Study)

The Potter’s Story From Mathnawi Tariq Al-tahqiq (Through The Study) You may have heard lots of stories Listen again to a potter’s story The potter…

Read More..

مدح امیرالمومنین علی‌ ع‌ حکیم سنایی غزنوی

بود حیدر در مدینه علم حافظ و خازن خزینهٔ علم جان جود و جهان علم او بود بحر فضل و مکان حلم او بود زو…

Read More..

حکایت دوم حکیم سنایی غزنوی

ای شنیده فسانه بسیاری قصهٔ کوزه‌گر شنو باری کوزه‌گر سال و ماه در تک و پوی تاکند خاک دیگران به سبوی چون که خاکش نقاب…

Read More..

فصل فی ترک الدنیا والاعراض عنه حکیم سنایی غزنوی

ای سنایی‌ زجسم و جان بگسل! هر چه آن غیر اوست زان بگسل! صنعت شعر و شاعری بگذار دست از گفت و گوی هرزه بدار…

Read More..

والذین جاهدوافینا لنهدینهم سبلنا، صدق الله‌ حکیم سنایی غزنوی

راه جستن زتو هدایت از او جهد کردن زتو عنایت از او هرچه بینی زخاک تا گردون نیست چیزی زعلم او بیرون زآنچه بیرون زسقف…

Read More..

در فضیلت عدالت حکیم سنایی غزنوی

عدل شمعی بود جهان افروز ظلم شه آتشی ممالک سوز رخنه در ملک شاهی آرد ظلم در ممالک تباهی آرد ظلم شه چو ظالم بود…

Read More..

قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها ویسفک الدماء حکیم سنایی غزنوی

همه افتاده‌اند در تک و تاز کرده بر تو زبان طعن دراز چون زفطرت تو بوده‌ای مقصود همگنان چون برادران حسود، کارها ساختند بر سر…

Read More..

انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون حکیم سنایی غزنوی

کاف و‌نون چون به یکدگرپیوست شد پدید آنچه بود و باشد و هست هر چه موجود شد زامرش دان پیشتر عقل آمد آنگه جان اثر…

Read More..

فصل فی الصبر والشکر حکیم سنایی غزنوی

هر که را داد ایزدش توفیق صبر و شکرش بود همیشه رفیق این بکاهد بلا و محنت را وان فزاید غنا و نعمت را صبرتلخ…

Read More..

من عرف نفسه فقد عرف ربه حکیم سنایی غزنوی

بگذر از وهم و این سخن بگذار کی بود وهم مدرک اسرار دل تواند یکی مطالعه کرد لوح اسرار قرب مبدع فرد هر چه عین…

Read More..

خسر الدنیا و الآخرة ذلک هو الخسران المبین حکیم سنایی غزنوی

آن شنیدی که از سر سوزی گفت عیسی به همرهان روزی زین جهان دل به طبع بردارید مهر او جمله کینه انگارید که جهان زودسیر…

Read More..

فصل فی ذکر القلب والتخلص فی العقل حکیم سنایی غزنوی

اندرین ملک پادشاه‌، دلست در ره سدره بارگاه دلست کالبد هیچ نیست عین‌، دلست ساکن «‌بین اصبعین» دلست قابل نقش کفر و دین است او…

Read More..

و لقد کرمنا بنی آدم حکیم سنایی غزنوی

در نگر تا که آفرید ترا ؟ از برای چه برگزید ترا ؟ خاک بودی ترا مکرم کرد زان پست جلوهٔ دو عالم کرد از…

Read More..

اول ما خلق الله تعالی نوری حکیم سنایی غزنوی

تو چه دانی چه در معنی سفت اندر آن دم که «لی مع الله‌» گفت زآنکه بودست روز و شب مطلق ظاهرش با تو باطنش…

Read More..

فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر حکیم سنایی غزنوی

ساکنانی که جمله چون روحند مرهم سینه‌های مجروحند همه را درس‌، نقد ابجد عشق همه را میل‌، سوی مقصد عشق همه را گشته سر غیبی…

Read More..

اولیاء الله لایموتون ولکن ینتقلون من دار الی دار حکیم سنایی غزنوی

هر که در راه عشق گردد مات در جهان کمال یافت نجات آنکه از سر عشق باخبرست دایم ازخورد و خواب برحذر است و آنکه…

Read More..

فصل فی الرزق حکیم سنایی غزنوی

آنکه جان آفرید روزی داد شور بختی و نیک روزی داد روزی از وی طلب نه از مکسب از فلک جوی مه نه از نخشب…

Read More..

مدح سید کائنات و خاتم المرسلین حکیم سنایی غزنوی

سید کائنات شمع رسل مفخر و پیشوای جمع رسل شاهد حضرت ربوبیت خازن گنج سر هویت ساکن خانقاه «ا‌واد‌نی» سالک شاهراه «ارسلنا» عنصرش محض زبدهٔ…

Read More..

خطوتان وقد وصل حکیم سنایی غزنوی

خود تو کاهل نشینی ای غافل ناپسندست غفلت از عاقل خیز و خود را بساز تدبیری بر جهان زن چهار تکبیری در میان آی چست…

Read More..

فصل فی ذم الظلم حکیم سنایی غزنوی

در جهان هرکه بینی ازکه و مه همه در بند آنکه فردا به همه را بر امید بوک و مگر عمر بگذشت و روز روز…

Read More..

یسئلونک عن الروح قل الروح من‌امرربی حکیم سنایی غزنوی

در کلام مجید ایزد فرد «‌امر» گفت آن چنانکه یادش کرد تو به حرص و حسد میالایش به خصال حمیده آرایش با سگ وخوک همنشین…

Read More..

فاستقم کما اُ‌مرت‌، و من تاب معک حکیم سنایی غزنوی

راستی شغل نیک بختانست هر کراهست‌، نیکبخت آنست دل زبهر چه برکشی بستی‌؟ راستی پیشه کن زغم رستی گر کژی را شقاوتست اثر راستی را…

Read More..

کثرة الضحک تمیت القلب حکیم سنایی غزنوی

برتو بادا که خیره کم خندی وربخندد کسی تو نپسندی هیچ دانی غرض از اینها چیست‌؟ هر که خندید بیش‌، گریست در جهانی دهان زخنده…

Read More..

الذین یذکرون الله قیاماً وقعوداً و علی جنوبهم‌ حکیم سنایی غزنوی

باش پیوسته با خضوع و بکا روز و شب در میان خوف و رجا باش با نفس و قهر خود قاهر دار یک رنگ باطن…

Read More..

منهاج العارفین و معراج العاشقین حکیم سنایی غزنوی

ای همه ساله پای بست غرور در خرابات حرص مست غرور حرصت افگنده باز از ره حق اینچنین کی رسی به درگه حق‌ راه دور…

Read More..

خطاب به خورشید حکیم سنایی غزنوی

ای خطاب تو نیر اعظم ای خضر کسوف مسیحا دم ای فریدون خطهٔ اعلی بی نصیب از تو دیدهٔ اعمی چون نمایی به صبح رایت…

Read More..

فی الشکایه حکیم سنایی غزنوی

چه‌کنم باکه‌کویم این سخنم گله از بخت یا زچرخ کنم جگرم خون‌گرفت و نیست‌کسی که شود غمگسار من نفسی روزعمرم‌به‌شب رسید ونبود جز تعب حاصلم…

Read More..

اعدا عدوک نفسک التی بین جنبیک حکیم سنایی غزنوی

گر کنی قهر ازو نفیس شوی ورمرادش دهی خسیس شوی وه چه ساده دلی و چه نادان که ندانی تو عصمت از عصیان از صفا…

Read More..

فصل در اثبات رؤیت الله تعالی حکیم سنایی غزنوی

مرکب جهد زیر ران آرد رخ بدان فرخ آستان آرد سفر او نه آب و گل باشد رفتن او به پای دل باشد در طلب…

Read More..

لا تدرکه الابصار وهو یدرک الابصار، طلب الهدایة والتوفیق بالعمل الصالح حکیم سنایی غزنوی

ای به خود راه خویش کم کرده این بود راه مرد پژمرده ای همه لاف ترک دنیا گو لاف و دعویت هست‌، معنی کو؟ چند…

Read More..

بسم الله الرحمن الرحیم حکیم سنایی غزنوی

ابتدای سخن به نام خداست آنکه بی مثل وشبه وبی همتاست خالق الخلق و باعث الاموات عالم الغیب سامع الاصوات ذات بیچونش را بدایت نیست…

Read More..

مدح امیرالمومنین عمر حکیم سنایی غزنوی

قوت دین حق زعمّر بود خانه دین بدو معمر بود جگر مشرکان پر از خون کرد کبرشان از دماغ بیرون کرد از پی معدلت میان‌،…

Read More..

در جواب حضرت خضر علیه السلام گوید حکیم سنایی غزنوی

گفتم ای مرهم دل ریشم سخنت نوش جان پر نیشم ای همایون لقای عیسی دم وی مبارک پی خجسته قدم ای سبک روح این چه…

Read More..

فصل فی العافیه حکیم سنایی غزنوی

در جهان هر چه هست عاریت است بهترین نعمتیش عافیت است هست اندر جهان جسمانی عافیت ملکت سلیمانی هر که در عافیت بداند پست قدر…

Read More..

یفعل الله مایشاء‌، و یحکم مایرید حکیم سنایی غزنوی

ما ضعیفان که در مجاهده‌ایم طالب لذت مشاهده‌ایم به غلامیت جمله منسوبیم رد مکن گرچه زشت و معیوبیم همه فانی شویم و تو باقی همه…

Read More..

صفت اصحاب الطریقه حکیم سنایی غزنوی

رهروانی که وصل اوجویند معتکف جمله بر در اویند از وجود جهان خبر‌شان نیست جز غم او غم دگر‌شان نیست در جهانند و از جهان…

Read More..

کما تعیشون تموتون وکما تموتون تحشرون حکیم سنایی غزنوی

تو اگر نیک نیکی اربدبد بدونیک تو باتو باشد خود چون بدی‌، پس بدان که بیخردی که خرد نیست رهنمون بدی هر که پروردهٔ خرد…

Read More..

الوحدة خیر من جلیس السوء‌، والجلیس الصالح خیر من الوحده حکیم سنایی غزنوی

دوستیت مباد با نادان که بود دوستیش کاهش جان این مثل زد وزیر با بهمن دوست نادان بتر زصد دشمن بثبنو اپن کنه راکه سخت…

Read More..

مفتاح ابواب الاسرار مصباح ارواح الابرار حکیم سنایی غزنوی

خالق خلق وایزد بی چون فاعل کارگاه «‌کن فیکون» هر چه آورد از عدم به وجود از وجود همه تویی مقصود خویشتن را نخست نیک…

Read More..

در جواب عقل «‌و سقیهم ربهم شراباً طهورا» حکیم سنایی غزنوی

گفتم ای سایهٔ الهی تو زآنچه هستی جوی نکاهی تو ای تو بر لوح‌کون حرف نخست آفرینش همه نتیجهٔ توست نشو از توست شاخ فطرت…

Read More..

فی قدوم الخضر حکیم سنایی غزنوی

دوش چون شاهد جهان افروز زلف شب برگرفت از رخ روز من چو عنقا نهفته روی از خلق شسته حرف پا زتختهٔ زرق گاهی اندر…

Read More..

اذا اراد الله بقوم خیراً ابتلاهم‌، فصل فی الضحی والبکاء حکیم سنایی غزنوی

تا توانی به خنده لب بگشای سردندان به خنده در منمای خندهٔ هرزه آبروی برد راز پنهان میان کوی برد با پسر اینچنین مثل زد…

Read More..

فصل در صفت عشق و محبت حکیم سنایی غزنوی

گر حیات ابد همی خواهی خیز و با عشق جوی همراهی رو، دم از عشق زن‌که‌کار این است رهروان را بهین شعار این است به…

Read More..

کل یوم هو فی شأن حکیم سنایی غزنوی

این مثل در زمانه معروف است که عملها به وقت موقوف است باش راضی بدانچه او دهدت گر همه زشت‌، ورنکو دهدت نیک و بد…

Read More..

اولئک کالانعام بل هم اضل واُ‌ولئک هم الغافلون حکیم سنایی غزنوی

رنگ و بویی که در جان بینی گر همه سود وگر زبان بینی صلح با عدل و جنگ باستم‌است با بدی نیک و با نشاط…

Read More..

و ان منکم الا واردها کان علی ذلک حتماً مقضیاً حکیم سنایی غزنوی

روزی از روزها به راهگذر خرکی بر دکان آهنگر از قضا می‌گذشت با هیمه شرری جست از یکی نیمه هیمه آتش‌گرفت یکسر سوخت آخرالامر در…

Read More..

در تنبیه غافل و مذمّت جاهل حکیم سنایی غزنوی

طلب صحبت خسان نکنی تکیه بر عهد ناکسان نکنی که نکردست خس‌، وفا با کس سگ به گاه وفا به از ناکس گر رخ ناکسان…

Read More..

فصل فی ختم الکتاب حکیم سنایی غزنوی

ای دریغا که در زمانهٔ ما هزل آید به کارخانهٔ ما هزل را خواستگار بسیار است زنخ و ریشخند در کار است میل ایشان به…

Read More..

افحسبتم انما خلقناکم عبثاً حکیم سنایی غزنوی

تو چه پنداشتی که ایزد فرد از پی بازیت پدید آورد! عمر ضایع مکن به بیخردی دور شو دور، از صفات بدی با دد و…

Read More..

فصل در مذمّت مرائی و ریائی حکیم سنایی غزنوی

صفت آنکه داردش حق دوست هر چه جز حق بود همه بت‌اوست دان که آنجا که شرط بندگی است بهترین طاعتی فکندگی است تا تو…

Read More..

لیس‌کمثله شی‌ء و هو السمیع البصیر حکیم سنایی غزنوی

وترو قدوس و واحد است و صمد وصف‌ او لم یلد ولم یولد بود او اول و بدایت نه هستیش آ‌خر و نهایت نه به…

Read More..

حکایت اول حکیم سنایی غزنوی

دوش ناگه نهفته از اغیار یافتم بر در سرایش بار مجلسش زان سوی جهان دیدم دور از اندیشه و گمان دیدم مجمعی دیده‌ام پر از…

Read More..

هو الاول والآخروالظاهر والباطن وهو بکل شی‌ء علیم حکیم سنایی غزنوی

حی و قیوم و قادر و قاهر اول اول آخر آخر نطق‌، ابکم بمانده در صفتش وهم‌، عاجز شده زمعرفتش نبرد عقل‌ در ‌صفاتش راه…

Read More..

در شکایت احوال حکیم سنایی غزنوی

نیستم اندرین سرای مجاز طاقت بار و قوف پرواز نه غم این طرف توانم خورد نه بدان شهر ره توانم برد پس همان به که…

Read More..

فی تخلص الممدوح و تلخیص الروح‌ حکیم سنایی غزنوی

بود روزی مبارک و فرخ کاین سعادت نمود ما را رخ در این گنجنامه بگشادم وین سخن را اساس بنهادم نقش این کارنامه می‌بستم تیر…

Read More..

والشمس وضحیها والقمراذا تلیها حکیم سنایی غزنوی

ای مسلم‌ترا سحر خیزی هر سحر چون زخواب برخیزی سر زبالین شرق برداری دامن وجیب پر ز زرداری پس کنی در جهان زرافشانی بر فقیر…

Read More..

شرف المؤمن استغناؤه عن الناس حکیم سنایی غزنوی

جهد آن کن که سرفراز شوی ور در حلق بی‌ نیاز شوی بر در این و آن به هرزه مپوی وز در حلق آبروی مجوی…

Read More..

مدح امیرالمومنین ابوبکر حکیم سنایی غزنوی

دین حق را زابتدا زرسول جز ابوبکر کس نکرد قول هر چه پیغمبرش زحق گفته کرده باور زصدق و پذرفته جسم او همچو روح صافی…

Read More..

حکایت چهارم حکیم سنایی غزنوی

اندر آن دم که مبدع اشیا کرد نقش وجود را پیدا قدسیان چشم بر تو بگشادند حال را در تردد افتادند یوسفی دیده‌اند زیبا روی…

Read More..

مناجات در تنزیه و تقدیس حضرت باری سبحانه تعالی حکیم سنایی غزنوی

ای صفات مقدس تو صمد وی منزه زشبه و جفت و ولد ای برآرندهٔ مه و خورشید نقشبند جهان بیم و امید ای به تو…

Read More..