چرا ز روی لطافت بدین حکیم سنایی غزنوی

چرا ز روی لطافت بدین غریب نسازی که بس غریب نباشد ز تو غریب نوازی ز بهر یک سخن تو دو گوش ما سوی آن…

Read More..

خیز تا ما یک قدم بر فرق حکیم سنایی غزنوی

خیز تا ما یک قدم بر فرق این عالم زنیم وین تن مجروح را از مفلسی مرهم زنیم تیغ هجران از کف اخلاص بر حکم…

Read More..

دوش مرا عشق تو ز جامه حکیم سنایی غزنوی

دوش مرا عشق تو ز جامه برانگیخت بی عدد از دیدگانم اشگ فرو ریخت دست یکی کرد با صبوری و خوابم آن ز دل از…

Read More..

ساقیا می ده که جز می حکیم سنایی غزنوی

ساقیا می ده که جز می نشکند پرهیز را تا زمانی کم کنم این زهد رنگ آمیز را ملکت آل بنی آدم ندارد قیمتی خاک…

Read More..

غریب و عاشقم بر من نظر حکیم سنایی غزنوی

غریب و عاشقم بر من نظر کن به نزد عاشقان یک شب گذر کن ببین آن روی زرد و چشم گریان ز بد عهدی دل…

Read More..

ما عاشق همت بلندیم حکیم سنایی غزنوی

ما عاشق همت بلندیم دل در خود و در جهان چه بندیم آن به که یکی قلندری وار می‌گیریم ار چه دانشمندیم از بهر پسر…

Read More..

می ده ای ساقی که می به حکیم سنایی غزنوی

می ده ای ساقی که می به درد عشق آمیز را زنده کن در می پرستی سنت پرویز را مایه ده از بوی باده باد…

Read More..

همواره جفا کردن تا کی حکیم سنایی غزنوی

همواره جفا کردن تا کی بود ای دلبر پیوسته بلا کردن تا کی بود ای دلبر من با تو دل یکتا وانگه تو ز غم…

Read More..

اگر در کوی قلاشی مرا حکیم سنایی غزنوی

اگر در کوی قلاشی مرا یکبار بارستی مرا بر دل درین عالم همه دشخوار خوارستی ار این ناسازگار ایام با من سازگارستی سرو کارم همیشه…

Read More..

ای به رخسار کفر و ایمان حکیم سنایی غزنوی

ای به رخسار کفر و ایمان هم وی به گفتار درد و درمان هم زلف پر تاب تو چو قامت من چنبرست ای نگار چوگان…

Read More..

ای سنایی چو تو در بند دل حکیم سنایی غزنوی

ای سنایی چو تو در بند دل و جان باشی کی سزاوار هوای رخ جانان باشی در دریا تو چگونه به کف آری که همی…

Read More..

ای همه انصاف‌جویان بندهٔ حکیم سنایی غزنوی

ای همه انصاف‌جویان بندهٔ بیداد تو زاد جان رادمردان حسن مادرزاد تو حسن را بنیاد افگندی چنان محکم که نیست جز «و یبقی وجه ربک»…

Read More..

بر مه از عنبر معشوق من حکیم سنایی غزنوی

بر مه از عنبر معشوق من چنبر کند هیچ کس دیدی که بر مه چنبر از عنبر کند گه ز مشک سوده نقش آرد همی…

Read More..

تا کی از ناموس هیهات ای حکیم سنایی غزنوی

تا کی از ناموس هیهات ای پسر بامدادان جام می هات ای پسر ساغری پر کن ز خون رز مرا کاین دلم خون شد ز…

Read More..