یک بار سر برآر ز جیب قبای ناز – صائب تبریزی

یک بار سر برآر ز جیب قبای ناز دست مرا ببین به گریبان چه می‌کند

Read More..

همچو آن رهرو که خواب آلود از منزل گذشت – صائب تبریزی

همچو آن رهرو که خواب آلود از منزل گذشت کعبه را گم کرد هر کس بی خبر از دل گذشت

Read More..

هر چه از دل می‌خورم، از روزیم کم می‌کنند – صائب تبریزی

هر چه از دل می‌خورم، از روزیم کم می‌کنند در حریم سینهٔ من دل نبودی کاشکی

Read More..

نیست پروای عدم دلزدهٔ هستی را – صائب تبریزی

نیست پروای عدم دلزدهٔ هستی را از قفس مرغ به هر جا که رود بستان است

Read More..

نگردد چون کف افسوس هر برگ نهال من؟ – صائب تبریزی

نگردد چون کف افسوس هر برگ نهال من؟ که چون بادام آوردند در باغم نظربسته

Read More..

نخل صنوبرم که درین باغ دلفریب – صائب تبریزی

نخل صنوبرم که درین باغ دلفریب خوشوقت می‌شوند حریفان ز شیونم

Read More..

می‌دهم جان در بهای حسن تا در پرده است – صائب تبریزی

می‌دهم جان در بهای حسن تا در پرده است من گل این باغ را در غنچگی بو می‌کنم

Read More..

من به اوج لامکان بردم، وگرنه پیش ازین – صائب تبریزی

من به اوج لامکان بردم، وگرنه پیش ازین عشقبازی پله‌ای از دار بالاتر نداشت

Read More..

مست خیال را به وصال احتیاج نیست – صائب تبریزی

مست خیال را به وصال احتیاج نیست بوی گلم ز صحبت گل بی نیاز کرد

Read More..

مجنون به ریگ بادیه غمهای خود شمرد – صائب تبریزی

مجنون به ریگ بادیه غمهای خود شمرد یاد زمانه‌ای که غم دل حساب داشت

Read More..

گل را به رو اگر نشناسیم عیب نیست – صائب تبریزی

گل را به رو اگر نشناسیم عیب نیست ما چشم در حریم قفس باز کرده‌ایم

Read More..

گر چه چون سرو تماشاگه اهل نظرم – صائب تبریزی

گر چه چون سرو تماشاگه اهل نظرم از جهان جز گره دل ثمری نیست مرا

Read More..

کم نشد در سربلندی فیض ما چون آفتاب – صائب تبریزی

کم نشد در سربلندی فیض ما چون آفتاب سایهٔ ما بیش شد چندان که بالاتر شدیم

Read More..

قبلهٔ من! عکس در شرع حیا نامحرم است – صائب تبریزی

قبلهٔ من! عکس در شرع حیا نامحرم است خلوت آیینه را هم جلوه‌گاه خود مکن

Read More..

غم مرا دگران بیش می‌خورند از من – صائب تبریزی

غم مرا دگران بیش می‌خورند از من همیشه روزی من رزق دیگران باشد

Read More..

عمر با صد ساله الفت بیوفایی کرد و رفت – صائب تبریزی

عمر با صد ساله الفت بیوفایی کرد و رفت از که دیگر در جهان چشم وفا دارد کسی؟

Read More..

طومار زندگی را، طی می‌کند به یک شب – صائب تبریزی

طومار زندگی را، طی می‌کند به یک شب از شمع یاد گیرید، آداب زندگانی

Read More..

شیرازهٔ بهار تماشا گسسته بود – صائب تبریزی

شیرازهٔ بهار تماشا گسسته بود تا مرغ پر شکستهٔ ما فکر بال کرد

Read More..

شاید به جوی رفته کند آب بازگشت – صائب تبریزی

شاید به جوی رفته کند آب بازگشت چون شد تهی ز باده، مبین خوار شیشه را

Read More..

سپندست کز جا جهد، جا نماید – صائب تبریزی

سپندست کز جا جهد، جا نماید درین انجمن آشنایی که دارم

Read More..

زبان شکوه اگر همچو خار داشتمی – صائب تبریزی

زبان شکوه اگر همچو خار داشتمی همیشه خرمن گل در کنار داشتمی

Read More..

ز دست راست ندانستمی اگر چپ را – صائب تبریزی

ز دست راست ندانستمی اگر چپ را چه گنجها به یمین و یسار داشتمی

Read More..

روشندلان همیشه سفر در وطن کنند – صائب تبریزی

روشندلان همیشه سفر در وطن کنند استاده است شمع و همان گرم رفتن است

Read More..

دیوانه‌ام ولیک بغیر از دو زلف یار – صائب تبریزی

دیوانه‌ام ولیک بغیر از دو زلف یار دیگر به هیچ سلسله‌ای آشنا نیم

Read More..

دلم به پاکی دامان غنچه می‌لرزد – صائب تبریزی

دلم به پاکی دامان غنچه می‌لرزد که بلبلان همه مستند و باغبان تنها

Read More..

دشمن خانگی از خصم برونی بترست – صائب تبریزی

دشمن خانگی از خصم برونی بترست بیشتر شکوهٔ یوسف ز برادر باشد

Read More..

دربهاران، پوست بر تن، پردهٔ بیگانگی است – صائب تبریزی

دربهاران، پوست بر تن، پردهٔ بیگانگی است یا بسوازن، یا به می ده جبه و دستار را

Read More..

در رزمگه، برهنه چو شمشیر می‌رویم – صائب تبریزی

در رزمگه، برهنه چو شمشیر می‌رویم در دست دشمن است سلاح نبرد ما

Read More..

دامن شادی چو غم آسان نمی‌آید به دست – صائب تبریزی

دامن شادی چو غم آسان نمی‌آید به دست پسته را خون می‌شود دل، تا لبی خندان کند

Read More..

خمیازهٔ نشاط است، روی گشادهٔ گل – صائب تبریزی

خمیازهٔ نشاط است، روی گشادهٔ گل ورنه که از ته دل، در این جهان شکفته است ؟

Read More..

حیف فرهاد که با آنهمه شیرین‌کاری – صائب تبریزی

حیف فرهاد که با آنهمه شیرین‌کاری شد به خواب عدم از تلخی افسانهٔ عشق

Read More..

چون گره شد به گلو لقمهٔ غم، باده طلب – صائب تبریزی

چون گره شد به گلو لقمهٔ غم، باده طلب به حلالی خور اگر آب حرامی داری

Read More..

چو غنچه هر که درین گلستان گشاده شود – صائب تبریزی

چو غنچه هر که درین گلستان گشاده شود مرا به خندهٔ شادی دهان گشاده شود

Read More..

چند در دایرهٔ مردم عاقل باشم – صائب تبریزی

چند در دایرهٔ مردم عاقل باشم تختهٔ مشق صد اندیشهٔ باطل باشم

Read More..

جز گوشهٔ قناعت ازین خاکدان مگیر – صائب تبریزی

جز گوشهٔ قناعت ازین خاکدان مگیر غیر از کنار، هیچ ز اهل جهان مگیر

Read More..

تار و پود موج این دریا به هم پیوسته است – صائب تبریزی

تار و پود موج این دریا به هم پیوسته است می‌زند بر هم جهان را، هر که یک دل بشکند

Read More..

پرواز من به بال و پر توست، زینهار – صائب تبریزی

پرواز من به بال و پر توست، زینهار مشکن مرا که می‌شکنی بال خویش را

Read More..

بود تا در بزم یک هشیار، ساقی می‌نخورد – صائب تبریزی

بود تا در بزم یک هشیار، ساقی می‌نخورد باغبان آبی ننوشد تا گلستان تشنه است

Read More..

به رنگ زرد قناعت کن از ریاض جهان – صائب تبریزی

به رنگ زرد قناعت کن از ریاض جهان که رنگ سرخ به خون جگر شود پیدا

Read More..

به آب می‌برد و تشنه باز می‌آرد – صائب تبریزی

به آب می‌برد و تشنه باز می‌آرد هزار تشنه جگر را چه زنخدانش

Read More..

بر مهلت زمانهٔ دون اعتماد نیست – صائب تبریزی

بر مهلت زمانهٔ دون اعتماد نیست چون صبح در خوشی بسر آور دمی که هست

Read More..

باغ و بهار چشم و دل قانع من است – صائب تبریزی

باغ و بهار چشم و دل قانع من است صحرای ساده‌ای که نروید گیاه ازو

Read More..

ایمنی جستم ز ویرانی، ندانستم که چرخ – صائب تبریزی

ایمنی جستم ز ویرانی، ندانستم که چرخ گنج خواهد خواست جای باج ازین ملک خراب

Read More..

انصاف نیست آیهٔ رحمت شود عذاب – صائب تبریزی

انصاف نیست آیهٔ رحمت شود عذاب چینی که حق زلف بود بر جبین مزن

Read More..

آسودگی کنج قفس کرد تلافی – صائب تبریزی

آسودگی کنج قفس کرد تلافی یک چند اگر زحمت پرواز کشیدیم

Read More..

از فروغ لاله آتش زیر پا دارد بهار – صائب تبریزی

از فروغ لاله آتش زیر پا دارد بهار چون گل رعنا، خزان را در قفا دارد بهار

Read More..

از در حق کن طلب شکسته‌دلان را – صائب تبریزی

از در حق کن طلب شکسته‌دلان را شیشه چو بشکست پیش شیشه گر آید

Read More..

از باده توبه کردن مشکل بود، وگرنه – صائب تبریزی

از باده توبه کردن مشکل بود، وگرنه سهل است دست شستن، از آب زندگانی

Read More..

یوسف به زر قلب فروشان دگرانند – صائب تبریزی

یوسف به زر قلب فروشان دگرانند ما وقت خوش خود به دو عالم نفروشیم

Read More..

وادی پیموده را از سر گرفتن مشکل است – صائب تبریزی

وادی پیموده را از سر گرفتن مشکل است چون زلیخا، عشق می‌ترسم جوان سازد مرا

Read More..

هرگز نبود رسم ترا خواب صبحگاه – صائب تبریزی

هرگز نبود رسم ترا خواب صبحگاه ما را به صد خیال فکنده است خواب تو

Read More..

نیم به خاطر صحرا چو گردباد گران – صائب تبریزی

نیم به خاطر صحرا چو گردباد گران نفس چو راست کنم، می‌برم گرانی خویش

Read More..

نور ماه و انجم و خورشید پیش من یکی است – صائب تبریزی

نور ماه و انجم و خورشید پیش من یکی است آن که این آیینه‌ها را می‌کند روشن یکی است

Read More..

نظر برداشت شبنم در هوای آفتاب از گل – صائب تبریزی

نظر برداشت شبنم در هوای آفتاب از گل به امید که من از عارض او چشم بردارم؟

Read More..

ناکسی بین که سر از صحبت من می‌پیچد – صائب تبریزی

ناکسی بین که سر از صحبت من می‌پیچد سر زلفی که به دست همه کس می‌آید

Read More..

موج سراب، سلسله جنبان تشنگی است – صائب تبریزی

موج سراب، سلسله جنبان تشنگی است پروانه بیقرار ز مهتاب می‌شود

Read More..

من آن روزی که برگ شادمانی داشتم چون گل – صائب تبریزی

من آن روزی که برگ شادمانی داشتم چون گل بهار خنده‌رو را غنچه تصویر می‌گفتم

Read More..

مرا صائب به فکر کار عشق انداخت بیکاری – صائب تبریزی

مرا صائب به فکر کار عشق انداخت بیکاری عجب کاری برای مردم بیکار پیدا شد!

Read More..

ما سیه بختان تفاوت را قلم بر سر زدیم – صائب تبریزی

ما سیه بختان تفاوت را قلم بر سر زدیم همچو مژگان سر ز یک چاک گریبان برزدیم

Read More..

گریه بر حال کسان بیشتر از خود داریم – صائب تبریزی

گریه بر حال کسان بیشتر از خود داریم بر مراد دگران سیر کند اختر ما

Read More..