دیوار

دیوار دیوار حتا کمکم از ایستادگیاش سخت دلتنگ است از بسکه بر دوشش شعار و عکسهای چال و نیرنگ است ها بلهوسهای …

زورآوری

زورآوری چرا از نردبانِ باورِ خود بر نمیگردی؟ به پا* ات رفتهای بالا، که هرگز سر* نمیگردی تو در آوارهگی چون تودههاي …

عاشقانه

عاشقانه عمری به الجزایر مویت نمیرسم با ماهتابِ جلوهی رویت نمیرسم من قطره از تراکم ِ این رودِ اضطراب هرگز به آبشارِ …

عجب

عجب دامنِ شرم به تُنبان گره خورده، عجب هر زبان، ریشه به دندان گره خورده، عجب نفرت از قحطي این دور ترین …

افسانه

افسانه یک شهر در غوغای گیسوي تو افسانه از گردش چشمان آهوي تو دیوانه دلدادهگانِ صورتِ زیباپری اینجا در حلقهی محرابِ ابروي …

بهار رویایی

بهار رویایی امسال یک بهارِ پر از گل بیاورید بوی خوش از نزاکت سنبل بیاورید خواهید اگر که خندهی تان جاودان شود …

بی اعتمادی

بی اعتمادی ترسم از باریکراهی تنگي اندیشه ها هرطرف کوهپارهها فرش مسیر شیشه ها ترسم از روز مبادا، از تبر، از خشم …

میراث تفنگ

میراث تفنگ هر نسلکه گهوارهی میراثِ تفنگ است در فطرتِ او سابقهی عادتِ جنگ است وحشت که فراگیر بر اقلیمِ خرد شد …

غروب

غروب از دستِ بیشهزار تنفر بجای ماند جنگل برای رنج و تکدر بجای ماند یک کهکشان رفاقتِ آدم غروب کرد ابر سیاه …

در رثای صفر نظری فایض

در رثای صفر نظری فایض ای دوست ای رفیقی که بودی به دل قرین پیمانِ ما نبود، روی بی خبر چنین ما …

هرچه از افتاده‌گی گفتم

هرچه از افتاده‌گی گفتم هرچه از افتاده‌گی گفتم، به پا برخیز، نی از زبان کتره‌گویی، از دغل پرهیز، نی هرچه گفتم از …

نرسیدن

نرسیدن آخر قدم قطره به دریا نرسیدن از مهلتِ امروز به فردا نرسیدن از بطن به گهواره سفر کردن و آخر یک …