تویی نقشی که جان‌ها برنتابد – مولانا جلال الدین محمد بلخی

تویی نقشی که جان‌ها برنتابد که قند تو دهان‌ها برنتابد جهان گر چه که صد رو در تو دارد جمالت را جهان‌ها برنتابد روان گشتند…

Read More..

تو دیده گشته و ما را بکرده نادیده – مولانا جلال الدین محمد بلخی

تو دیده گشته و ما را بکرده نادیده بدیده گریه ما را بدین بخندیده بخند جان و جهان چون مقام خنده تو راست بکن که…

Read More..

ترش ترش بنشستی بهانه دربستی – مولانا جلال الدین محمد بلخی

ترش ترش بنشستی بهانه دربستی که ندهم آبت زیرا که کوزه بشکستی هزار کوزه زرین به جای آن بدهم مگیر سخت مرا ز آنچ رفت…

Read More..

تا به شب ای عارف شیرین نوا – مولانا جلال الدین محمد بلخی

تا به شب ای عارف شیرین نوا آن مایی آن مایی آن ما تا به شب امروز ما را عشرتست الصلا ای پاکبازان الصلا درخرام…

Read More..

پرده دل می‌زند زهره هم از بامداد – مولانا جلال الدین محمد بلخی

پرده دل می‌زند زهره هم از بامداد مژده که آن بوطرب داد طرب‌ها بداد بحر کرم کرد جوش پنبه برون کن ز گوش آنچ کفش…

Read More..

بیا کامروز گرد یار گردیم – مولانا جلال الدین محمد بلخی

بیا کامروز گرد یار گردیم به سر گردیم و چون پرگار گردیم بیا کامروز گرد خود نگردیم به گرد خانه خمار گردیم مگو با ما…

Read More..

بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود – مولانا جلال الدین محمد بلخی

بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو…

Read More..

به لاله دوش نسرین گفت برخیزیم مستانه – مولانا جلال الدین محمد بلخی

به لاله دوش نسرین گفت برخیزیم مستانه به دامان گل تازه درآویزیم مستانه چو باده بر سر باده خوریم از گلرخ ساده بیا تا چون…

Read More..

به خدا گل ز تو آموخت شکر خندیدن – مولانا جلال الدین محمد بلخی

به خدا گل ز تو آموخت شکر خندیدن به خدا که ز تو آموخت کمر بندیدن به خدا چرخ همان دید که من دیدستم ور…

Read More..

به بخت و طالع ما ای افندی – مولانا جلال الدین محمد بلخی

به بخت و طالع ما ای افندی سفر کردی از این جا ای افندی چراغم مرد و دودم رفت بالا دو چشمم ماند بالا ای…

Read More..

بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما – مولانا جلال الدین محمد بلخی

بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما زیرا نمی‌دانی شدن همرنگ ما همرنگ ما از حمله‌های جند او وز زخم‌های تند او…

Read More..

برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز – مولانا جلال الدین محمد بلخی

برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز برو برو گل سرخی ولیک خارآمیز مقام داشت به جنت صفی حق آدم جدا فتاد ز جنت که…

Read More..

برآ بر بام و اکنون ماه نو بین – مولانا جلال الدین محمد بلخی

برآ بر بام و اکنون ماه نو بین درآ در باغ و اکنون سیب می چین از آن سیبی که بشکافد در روم رود بوی…

Read More..

بده آن باده به ما باده به ما اولیتر – مولانا جلال الدین محمد بلخی

بده آن باده به ما باده به ما اولیتر هر چه خواهی بکنی لیک وفا اولیتر سر مردان چه کند خوبتر از سجده تو مسجد…

Read More..

بانگ می‌زن ای منادی بر سر هر رسته‌ای – مولانا جلال الدین محمد بلخی

بانگ می‌زن ای منادی بر سر هر رسته‌ای هیچ دیدیت ای مسلمانان غلامی جسته‌ای یک غلامی ماه رویی مشک بویی فتنه‌ای وقت نازش تیزگامی وقت…

Read More..

بار دگر آمدیم تا شود اقبال شاد – مولانا جلال الدین محمد بلخی

بار دگر آمدیم تا شود اقبال شاد دولت بار دگر در رخ ما رو گشاد سرمه کشید این جهان باز ز دیدار ما گشت جهان…

Read More..

با آنک از پیوستگی من عشق گشتم عشق من – مولانا جلال الدین محمد بلخی

با آنک از پیوستگی من عشق گشتم عشق من بیگانه می باشم چنین با عشق از دست فتن از غایت پیوستگی بیگانه باشد کس بلی…

Read More..

ایمان بر کفر تو ای شاه چه کس باشد – مولانا جلال الدین محمد بلخی

ایمان بر کفر تو ای شاه چه کس باشد سیمرغ فلک پیما پیش تو مگس باشد آب حیوان ایمان خاک سیهی کفران بر آتش تو…

Read More..

ای نفس چو سگ آخر تا چند زنی دندان – مولانا جلال الدین محمد بلخی

ای نفس چو سگ آخر تا چند زنی دندان وز کبر کسان رنجی و اندر تو دو صد چندان گریانی و پرزهری با خلق چه…

Read More..

ای گزیده یار چونت یافتم – مولانا جلال الدین محمد بلخی

ای گزیده یار چونت یافتم ای دل و دلدار چونت یافتم می گریزی هر زمان از کار ما در میان کار چونت یافتم چند بارم…

Read More..

ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا – مولانا جلال الدین محمد بلخی

ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا از آسمان آمد ندا کای ماه رویان الصلا ای سرخوشان ای سرخوشان آمد طرب دامن کشان…

Read More..

ای سرو و گل بستان بنگر به تهی دستان – مولانا جلال الدین محمد بلخی

ای سرو و گل بستان بنگر به تهی دستان نانی ده و صد بستان‌هاده چه به درویشان بشنو تو ز پیغامبر فرمود که سیم و…

Read More..

ای دیده مرا بر در واپس بکشیده سر – مولانا جلال الدین محمد بلخی

ای دیده مرا بر در واپس بکشیده سر باز از طرفی پنهان بنموده رخ عبهر یک لحظه سلف دیده کاین جایم تا دانی بر حیرت…

Read More..

ای دل به کجایی تو آگاه هیی یا نه – مولانا جلال الدین محمد بلخی

ای دل به کجایی تو آگاه هیی یا نه از سر تو برون کن هی سودای گدایانه در بزم چنان شاهی در نور چنان ماهی…

Read More..

ای خدا این وصل را هجران مکن – مولانا جلال الدین محمد بلخی

ای خدا این وصل را هجران مکن سرخوشان عشق را نالان مکن باغ جان را تازه و سرسبز دار قصد این مستان و این بستان…

Read More..

ای تو ملول از کار من من تشنه تر هر ساعتی – مولانا جلال الدین محمد بلخی

ای تو ملول از کار من من تشنه تر هر ساعتی آخر چه کم گردد ز تو کز تو برآید حاجتی بر تو زیانی کی…

Read More..

ای بر سر و پا گشته داری سر حیرانی – مولانا جلال الدین محمد بلخی

ای بر سر و پا گشته داری سر حیرانی با حلقه عشاقان رو بر در حیرانی در زلف چو چوگانت غلطیده بسی جان‌ها وز بهر…

Read More..

ای آفتاب سرکشان با کهکشان آمیختی – مولانا جلال الدین محمد بلخی

ای آفتاب سرکشان با کهکشان آمیختی مانند شیر و انگبین با بندگان آمیختی یا چون شراب جان فزا هر جزو را دادی طرب یا همچو…

Read More..

اندک اندک راه زد سیم و زرش – مولانا جلال الدین محمد بلخی

اندک اندک راه زد سیم و زرش مرگ و جسک نو فتاد اندر سرش عشق گردانید با او پوستین می‌گریزد خواجه از شور و شرش…

Read More..

آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت – مولانا جلال الدین محمد بلخی

آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت وان نفسی که بیخودی یار چه کار آیدت آن نفسی که باخودی خود تو شکار پشه‌ای وان…

Read More..

آن را که درون دل عشق و طلبی باشد – مولانا جلال الدین محمد بلخی

آن را که درون دل عشق و طلبی باشد چون دل نگشاید در آن را سببی باشد رو بر در دل بنشین کان دلبر پنهانی…

Read More..

امروز مستان را نگر در مست ما آویخته – مولانا جلال الدین محمد بلخی

امروز مستان را نگر در مست ما آویخته افکنده عقل و عافیت و اندر بلا آویخته گفتم که ای مستان جان می‌خورده از دستان جان…

Read More..

آمدم باز تا چنان گردم – مولانا جلال الدین محمد بلخی

آمدم باز تا چنان گردم که چو خورشید جمله جان گردم سر خم رحیق بگشایم سرده بزم سرخوشان گردم عشرت اکنون علم به صحرا زد…

Read More..

الا ای نقش روحانی چرا از ما گریزانی – مولانا جلال الدین محمد بلخی

الا ای نقش روحانی چرا از ما گریزانی تو خود از خانه آخر ز حال بنده می دانی به حق اشک گرم من به حق…

Read More..

اگر خورشید جاویدان نگشتی – مولانا جلال الدین محمد بلخی

اگر خورشید جاویدان نگشتی درخت و رخت بازرگان نگشتی دو دست کفشگر گر ساکنستی همیشه گربه در انبان نگشتی اگر نه عشوه‌های باد بودی سر…

Read More..

افدی قمرا لاح علینا و تلالا – مولانا جلال الدین محمد بلخی

افدی قمرا لاح علینا و تلالا ما احسنه رب تبارک و تعالی قد حل بروحی فتضاعفت حیاه و الیوم نای عنی عزا و جلالا ادعوه…

Read More..

از دفتر عمر ما یکتا ورقی مانده‌ست – مولانا جلال الدین محمد بلخی

از دفتر عمر ما یکتا ورقی مانده‌ست کز غیرت لطف آن جان در قلقی مانده‌ست بنوشته بر آن دفتر حرفی ز شکر خوشتر از خجلت…

Read More..

ادر کاسی و دعنی عن فنونی – مولانا جلال الدین محمد بلخی

ادر کاسی و دعنی عن فنونی جننت فلا تحدث من جنونی نه چون ماندست ما را، نی چگونه ندانم تو دلاراما که چونی رایت الناس…

Read More..

تو نفس نفس بر این دل هوسی دگر گماری – مولانا جلال الدین محمد بلخی

تو نفس نفس بر این دل هوسی دگر گماری چه خوش است این صبوری چه کنم نمی‌گذاری سر این خدای داند که مرا چه می‌دواند…

Read More..

این چه باد صرصر است از آسمان پویان شده – مولانا جلال الدین محمد بلخی

این چه باد صرصر است از آسمان پویان شده صد هزاران کشتی از وی مست و سرگردان شده مخلص کشتی ز باد و غرقه کشتی…

Read More..

تو هر روزی از آن پشته برآیی – مولانا جلال الدین محمد بلخی

تو هر روزی از آن پشته برآیی کنی مر تشنه جانان را سقایی تو هر صبحی جهان را نور بخشی که جان جان خورشید سمایی…

Read More..

تو تا بنشسته‌ای بر دار فانی – مولانا جلال الدین محمد بلخی

تو تا بنشسته‌ای بر دار فانی نشسته می‌روی و می نبینی نشسته می‌روی این نیز نیکو است اگر رویت در این گفتن سوی او است…

Read More..

تا نزند آفتاب خیمه نور جلال – مولانا جلال الدین محمد بلخی

تا نزند آفتاب خیمه نور جلال حلقه مرغان روز کی بزند پر و بال از نظر آفتاب گشت زمین لاله زار خانه نشستن کنون هست…

Read More..

پیشتر آ ای صنم شنگ من – مولانا جلال الدین محمد بلخی

پیشتر آ ای صنم شنگ من ای صنم همدل و همرنگ من شیوه گری بین که دلم تنگ شد تا تو بگوییش که دلتنگ من…

Read More..

بیخود شده‌ام لیکن بیخودتر از این خواهم – مولانا جلال الدین محمد بلخی

بیخود شده‌ام لیکن بیخودتر از این خواهم با چشم تو می گویم من مست چنین خواهم من تاج نمی‌خواهم من تخت نمی‌خواهم در خدمتت افتاده…

Read More..

بیا بیا که نیابی چو ما دگر یاری – مولانا جلال الدین محمد بلخی

بیا بیا که نیابی چو ما دگر یاری چو ما به هر دو جهان خود کجاست دلداری بیا بیا و به هر سوی روزگار مبر…

Read More..

بوی مشکی در جهان افکنده‌ای – مولانا جلال الدین محمد بلخی

بوی مشکی در جهان افکنده‌ای مشک را در لامکان افکنده‌ای صد هزاران غلغله زین بوی مشک در زمین و آسمان افکنده‌ای از شعاع نور و…

Read More..

به صورت یار من چون خشمگین شد – مولانا جلال الدین محمد بلخی

به صورت یار من چون خشمگین شد دلم گفت اه مگر با من به کین شد به صد وادی فرورفتم به سودا که چه چاره…

Read More..

به حق آن که در این دل بجز ولای تو نیست – مولانا جلال الدین محمد بلخی

به حق آن که در این دل بجز ولای تو نیست ولی او نشوم کو ز اولیای تو نیست مباد جانم بی‌غم اگر فدای تو…

Read More..

بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید – مولانا جلال الدین محمد بلخی

بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید در این عشق چو مردید همه روح پذیرید بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید کز این خاک برآیید سماوات…

Read More..

بعد از سماع گویی کان شورها کجا شد – مولانا جلال الدین محمد بلخی

بعد از سماع گویی کان شورها کجا شد یا خود نبود چیزی یا بود و آن فنا شد منکر مباش بنگر اندر عصای موسی یک…

Read More..

برست جان و دلم از خودی و از هستی – مولانا جلال الدین محمد بلخی

برست جان و دلم از خودی و از هستی شدست خاص شهنشاه روح در مستی زهی وجود که جان یافت در عدم ناگاه زهی بلند…

Read More..

بر سر آتش تو سوختم و دود نکرد – مولانا جلال الدین محمد بلخی

بر سر آتش تو سوختم و دود نکرد آب بر آتش تو ریختم و سود نکرد آزمودم دل خود را به هزاران شیوه هیچ چیزش…

Read More..

بپخته است خدا بهر صوفیان حلوا – مولانا جلال الدین محمد بلخی

بپخته است خدا بهر صوفیان حلوا که حلقه حلقه نشستند و در میان حلوا هزار کاسه سر رفت سوی خوان فلک چو درفتاد از آن…

Read More..

باز فروریخت عشق از در و دیوار من – مولانا جلال الدین محمد بلخی

باز فروریخت عشق از در و دیوار من باز ببرید بند اشتر کین دار من بار دگر شیر عشق پنجه خونین گشاد تشنه خون گشت…

Read More..

با یار بساز تا توانی – مولانا جلال الدین محمد بلخی

با یار بساز تا توانی تا بی‌کس و مبتلا نمانی بر آب حیات راه یابی گر سر موافقت بدانی با سایه یار رو یکی شو…

Read More..

آینه جان شده چهره تابان تو – مولانا جلال الدین محمد بلخی

آینه جان شده چهره تابان تو هر دو یکی بوده‌ایم جان من و جان تو ماه تمام درست خانه دل آن توست عقل که او…

Read More..

ای یار ما دلدار ما ای عالم اسرار ما – مولانا جلال الدین محمد بلخی

ای یار ما دلدار ما ای عالم اسرار ما ای یوسف دیدار ما ای رونق بازار ما نک بر دم امسال ما خوش عاشق آمد…

Read More..

ای مطرب جان چو دف به دست آمد – مولانا جلال الدین محمد بلخی

ای مطرب جان چو دف به دست آمد این پرده بزن که یار مست آمد چون چهره نمود آن بت زیبا ماه از سوی چرخ…

Read More..

ای که لب تو چون شکر هان که قرابه نشکنی – مولانا جلال الدین محمد بلخی

ای که لب تو چون شکر هان که قرابه نشکنی وی که دل تو چون حجر هان که قرابه نشکنی عشق درون سینه شد دل…

Read More..