رسول پویان

بتی من اضطراب وشرم دارد – رسول پویان

بتی من اضطراب وشرم دارد – رسول پویان

بتی من اضطراب وشرم دارد کـمی دلـهـره و آزرم دارد دلش پاکیزه تر از برف باشد زمسـتانش بـهـار گـرم دارد

تـویی زیب کتاب خاطـراتم – رسول پویان

تـویی زیب کتاب خاطـراتم – رسول پویان

تـویی زیب کتاب خاطـراتم کلـیـد تــازۀ راه نـجــــاتـــم نگرددشعلۀ عشق توخاموش تویی نیرو به جان حرکاتم

هلال عید – رسول پویان

هلال عید – رسول پویان

هلال عید دانه های نور، در کویر بی پایان شب، ناپدید می شوند- و از گرمایش مهر، دم بدم می کاهد. گرگان وحشی، از هر سو، بجان گوسفندان، کمین کرده اند. نه چوپانی است- و نه هم رمه داری؛ سگان دیوانه را، باز کردند- و گردن سنگها را، بستند. آه !! ای هلال عید، قدمت مبارک باد. شاید !؟ کسی، در میان کودکان، نقل و ش...

عشق و مستی – رسول پویان

عشق و مستی – رسول پویان

عشق و مستی تـا شــور و نـشـاط دل دیـوانـۀ مـسـتم چون باده بجوش ازخم وخمخانۀ مستم مرزی نتوان یافت دیگردر دل مستان شـوق و طـرب و نغمۀ میخـانـۀ مستم بـا مـا چــه کـنی قـصــۀ آلــودۀ زاهـد تا مسـت و خـراب لـب پیمـانـۀ مستم با محتسب و شیخ نباشـد سر و کاری چـون رنـد خـراباتی و مسـتانـۀ مستم از عشق و صفا ت...

دوستی میوۀ حیات – رسول پویان

دوستی میوۀ حیات – رسول پویان

دوستی میوۀ حیات دوست گر صاحب سخن باشد خوشـتر از عطر نسترن باشد عـندلـیـب غــزلـســرای بـاغ زیـنـت گلــشــن وطـن بـاشـد عشـق را اختر شب افروزی نــور دل قــوّت بــدن بـاشــد دشــمـن ظـلـم و یــار آزادی ضد بند و غـل و رسـن باشد خـالی از کـیـنه و دل آزاری فارغ از نکبت و محـن باشد خـار و خاشاک را زند آتش...

بهار و صل – رسول پویان

بهار و صل – رسول پویان

بهار و صل بهاروصل تو بی رنگ ورونیست چـو او گلـواژۀ نغـز و نیکو نیست به جز عشق تو در دل آروز نیست در ایـن مطلـب مجـال گفتگو نیست بـه هـرسـو بنگـرم روی تـو بـیـنـم دگرحرفی زباب پشت و رو نیست چونـان در همدیگر ممزوج گشـتیم که ترکیبی در عالم همچو او نیست چـونـان پیوسـته بـاهـم غـرق ذاتـیم کزآن وحدت نشان ...

مکن افـزون دود و گـرد مردم – رسول پویان

مکن افـزون دود و گـرد مردم – رسول پویان

مکن افـزون دود و گـرد مردم بده سرخی به رنگ زرد مردم مخوان آیات یأس و نا مردادی به گوش خسته و پردرد مردم

بیا تا همبر و همـراز گردیم – رسول پویان

بیا تا همبر و همـراز گردیم – رسول پویان

بیا تا همبر و همـراز گردیم انیس ومونس ودمسازگردیم درآغوش ظریف پردۀ سـاز چو مـوج خفتۀ آواز گردیم =============* من و تو آشنای رمزو رازیم سـرود وحـدت گلهـای بازیـم مراد عشق گیرد رونـق ازما درآغوش بهاران نغمه سازیم

درون سـینه ام آتشـفـشان است – رسول پویان

درون سـینه ام آتشـفـشان است – رسول پویان

درون سـینه ام آتشـفـشان است چو رازعشق جانانم نهان است نگویـم با کسـی این داسـتان را که دردعشق درد جاودان است

مرتبۀ عشق – رسول پویان

مرتبۀ عشق – رسول پویان

مرتبۀ عشق عـشق پـوشـیـدۀ دل لایـق بـاور نشود تا که رسـوا نکـنی شـامـل دفـتر نشود در رۀ عـشـق نترسـید ز آسـیب خطـر گـنج بی مـار بـه انـســان میسـر نشود گر رهـایی طلبی بال و پر عشق گشا که در آن قله به پا هیچ کسی بر نشود رنگ عشقی که به اوزان خیال آمیزید غـزلی بهتر از آن بـاب سـخنور نشود گـر شـرابی ز طر...

شکست زنجیرسکون – رسول پویان

شکست زنجیرسکون – رسول پویان

شکست زنجیرسکون زنـدگی بی وحــدت دل کـورۀ آهـنگر اسـت قـرنها تنـهای تنـها بــودن از آن بهـتر اسـت زیست بـا معنای انسانی نباشد خورد وخواب صدهزاران رمزورازعشق درآن مضمراست هـرکه پشـت پـا زنــد بـر وحـدت ذات حیات ســال هـا در قـلـزم داغ تــنـاقـض اندر است در دل امـواج اقـیــانـوس مـســت بـی کـران بی خیا...

حملۀ پاییز – رسول پویان

حملۀ پاییز – رسول پویان

حملۀ پاییز خنجر کند جهان بـر سـر ما تیز شده است نعل خربازچنین قاتل و خونریز شده است کس نـدانسـت بـه میدان، هـنر رخـش ولی دیرگاهی است خر جهل به الیز شده است چون خموش است دگر هم‏همۀ رسـتم زال دیو در خـانۀ ما پاک و دل‏انگیز شده است دشت وصحرای دل میهن ما غرق سراب رودها خاک بسرغـارت کاریز شده است قـصـۀ س...

آفتاب یقین – رسول پویان

آفتاب یقین – رسول پویان

آفتاب یقین زنورصدق و صفا پر بود دوچشمانم به جـز ترانۀ عشق و وفا نمی خوانم گل وصال تو بشگفت دردل خورشید هـمیـشـه گـرم لـقـای تـو در بهـارانم ز آفـتـاب دل پـاک مــا وفــا جـوشـد زهی که جـمع بـود خاطـر پـریشـانم قـرار سـبز تـو تـا در دل یقین پیچید به روز می رسد آخر شبان هجرانم پیـام شـاد بهـاران رســید...

نگیرم بی تو من یک لحظه آرام – رسول پویان

نگیرم بی تو من یک لحظه آرام – رسول پویان

نگیرم بی تو من یک لحظه آرام نخواهم بی تو عمر بی سرانجام تو باشی آروزیم در دو عـالـم نگیرم از کسی جز از لبت کام

توهی در التجاء و التماسـم – رسول پویان

توهی در التجاء و التماسـم – رسول پویان

توهی در التجاء و التماسـم نمی‏داند دگر عقل و حواسم فقط وصل تو را خواهم ازدل که من فانی الطاف و نیازم

زتاب عشق مستی بی قرارم – رسول پویان

زتاب عشق مستی بی قرارم – رسول پویان

زتاب عشق مستی بی قرارم بـه روی آتشـم در بین نـارم برون میگردم ازآتش بشادی که پاکیزه چو روح آبشـارم

کام دل – رسول پویان

کام دل – رسول پویان

کام دل شراب از چشم مستت وام گیرد غـزل از نـوش لـب الهـام گیرد دوبیتی های عشقت را سرودم دل از وصل تو آخـر کام گیرد زدی یک جرقه تا درریشۀ دل از آن خـاکسـتر مـن نـام گـیرد سـحـر از جلـوۀ شـاخ نگاهـت چـو شـبـنـم بـادۀ گلـفـام گـیـرد پـرسـتـوی دل سـبـز بـهــاران ز رویـاهـای تــو پیغـام گیـرد کنون مـرغ اس...

ستاره در شب یلدا – رسول پویان

ستاره در شب یلدا – رسول پویان

ستاره در شب یلدا من در سکوت تیره و تنها گریستم همچون ستاره در شب یلدا گریستم بیرون نشد ز داغ دلم سوز الوداع در لاله ‏زار غـم‏کش سـودا گریسـتم افتادم از جفای فلک در خم شراب پـای پیـاله سـاغـر و مینا گریسـتم روشن نشدچراغ امیدی به شهردل از بـیـم شـام مبهـم فــردا گـریسـتم بگریخته عدل و داد زآیین روزگار...

تیغ غمزه – رسول پویان

تیغ غمزه – رسول پویان

تیغ غمزه نمک پاشی مکن بر زخـم نـاسـور دل ریشم بکش جـانا به تیـغ غمــزه فارغ کن زتشویشم بدل تنها اگر عشـق و صــفا باشد شـوم آزاد زقیــد وبنــد زنــدان تـن و نفـس بـد اندیـشم مراعشقی ده وسوزی که اندر سر نماند هیچ نه پروای زر و سیم و نه سـودای کم و بیشم نـدارم طـاقـت کنـــج قفــس را در بر صیاد ازیـرا ش...

بخودغرقم بخود غرقم خدا یا – رسول پویان

بخودغرقم بخود غرقم خدا یا – رسول پویان

بخودغرقم بخود غرقم خدا یا ز پـا تـا قـلـۀ فـرقــم خــدا یـا نمی نـالم از این پیچیدگی ها که روزی بازمی ترقم خدایا

تویی شمع شبســتان امیدم – رسول پویان

تویی شمع شبســتان امیدم – رسول پویان

تویی شمع شبســتان امیدم گل سـرخ تمـنـای ســپیدم محیط سردتنهایی شود پر زالطاف تو می آید نویدم

نگاه – رسول پویان

نگاه – رسول پویان

نگاه آه! سنگینی نگاهت، عرقناکم کرد؛ تبسمی، تا غرق نشدم. ۸ /۴ /۱۳۹۰ فریاد سکوت در تفتیده دیاری، که سکوت از تنهایی، فریاد می کشد ! دیگر؛ مجالی نیست. شکسته چنگت را، بردار – و برو. ۹ / ۵ / ۱۳۹۰

عشق پاک دل – رسول پویان

عشق پاک دل – رسول پویان

عشق پاک دل عشق دل را مست وشیدا می کند عـقـده هـای خـفـته را وا می کند سـنگ خارا می کند مـانـند مـوم بـوریــا را رشــک دیـبـا می کند می پـرد از خـاکـدان بـر آسـمان آشـــیــان اوج ثــریــّا مـی کـنـد بشـکـند بـنـد و غـل و زنجیرها رنگ رنگ زندان رسوامی کند خـاکــدان را گــنــج آزادی کـنـد خـانـه را فـرد...

دل گم شده – رسول پویان

دل گم شده – رسول پویان

دل گم شده گـم‏گـشته دل واله و حـیران به دست کیست خانه به دوش بی‏سروسامان به دست کیست دانــش‏پــژوی خـبـره و آمـــوزگـار مـــــن این طفل پاگـریـز دبسـتان بـه دست کیست گـفتم که مسـت می‏کنمش از شـراب عشـق آری همان مست و پریشان به دست کیست روزی بـه شـهر و گاه به کهسـار دیـدمـش آن خوش‏نما غـزال بیابـان ب...

بهار انتظار – رسول پویان

بهار انتظار – رسول پویان

بهار انتظار گل وصـال تــو ام زیـنـت بهــار بـود بهار بی گل وصل تو شوره زار بود گل امید اگـر بشـکـفت ز بـاغ وصال خـزان در نظـرم رشـک مغـزار بـود تورا زرگ رگ گلزار میکنم احساس شـکوفـه زار تـنـت روح سـبزار بـود پیام عشق تـو از بادۀ وصال پـر است ازآن چکامۀ دل مست و بی قرار بود فضای هـمـت ما از کـرم بــو...

من وتو همدل ویکرنگ باشیم – رسول پویان

من وتو همدل ویکرنگ باشیم – رسول پویان

من وتو همدل ویکرنگ باشیم سـرود نـرم یک آهـنگ باشیم سراپا مستی و شور و لطافت چوآزادی بری ازجنگ باشیم

تو را ازهردو دنیا می پسندم – رسول پویان

تو را ازهردو دنیا می پسندم – رسول پویان

تو را ازهردو دنیا می پسندم میان رقـص رویـا می پسندم رضای خاطرت باشـد مرادم به صد شوق وتمنا می پسندم

رفیق و یارهمدل چون طلایه – رسول پویان

رفیق و یارهمدل چون طلایه – رسول پویان

رفیق و یارهمدل چون طلایه گـوارا مثل آب چـشـمه ها یه به چیند درد وغم ازدامن دل به درد و رنـج دلـها آشـنایه

محنت‏‏ آباد – رسول پویان

محنت‏‏ آباد – رسول پویان

محنت‏‏ آباد جهان در پنجـۀ خـونیـن دیـو جنگ و بیـداد است به هرسو بنگری سیلاب خون و موج فریاد است خـدا گـویـی فـراموش کـرده دیگـر بـنـدگانـش را و یا خـود گفته این مأوا نـه بلکه محنت ‏آباد است نـمـی‏ســـوزد چــرا در آتــش قـهــر خـــدا آخــر ستمکاری که این آتش بدین ویـرانه درداد است نیــابـی زرۀ رحــم ...

شهر عشق – رسول پویان

شهر عشق – رسول پویان

شهر عشق از شورعشق ومستی پشیمان نمی شوم چون کـوه استوارم و ویـران نمی شوم آری بـه درد عـشـق گـرفـتـارم و ولـی بی نـوش یار چاره و درمان نمی شوم آزادم از ســلالـۀ زهــد و ریـا و مکـر رنـدم و لـیک طالب شیطان نمی شوم دام سـتم گسستم و زنجـیرهـا شکـست دیگـر اسـیر وحـشت زندان نمی شوم جز شـوق لعـل یار به دل ...

خواب سنگین – رسول پویان

خواب سنگین – رسول پویان

خواب سنگین بهر طرف که نگه می کنم شب تار است سـپـیـده در شـکم اهـریمـن گـرفـتار است از آن دمی که بـه مکـر و ریا نوحه کنند به جـای شـادی و لبخند گـریـۀ زار است امـیـد سـبـز بهـاران اســیـر پـایـیـز اسـت به چـشم غنچۀ گل نیش عقرب خار است ز آســمـان غــم و درد و بـلا هـمی بـارد طـبیب مـرده و آدم ز ریـشـه...

امتحان – رسول پویان

امتحان – رسول پویان

امتحان عزیز دل دگـر ایـن امتحان کافی نیست عذاب و دلهره شکّ وگمان کافی نیست تـو خنده رو و منی بـیـنـوا تک و تـنها بهـار آمـده، جــور خــزان کافی نیـست امید در دل و احسـاس در بـدن گل کرد فراق و سوزش حورجـنان کافی نیست کجــا ز دیــده رود آفـتـاب بـا انگـشـت فروغ مخفی و عشـق نهان کافی نیست به بزم زهره و...

نگیرم یک نفـس بی عشق آرام – رسول پویان

نگیرم یک نفـس بی عشق آرام – رسول پویان

نگیرم یک نفـس بی عشق آرام نخواهم بی تو عمر بی سرانجام تـو بـاشی آروزیم در دو عـالـم نگیرم از کسی جز از لبت کام

تورا من دوست دارم جاودانه – رسول پویان

تورا من دوست دارم جاودانه – رسول پویان

تورا من دوست دارم جاودانه شـدم مایـل به رویت عاشقانه مراد عشق وصل جاودانست مکن جانا دیگر عذر و بهانه

کتاب عـقـد ما در لوح محفوظ – رسول پویان

کتاب عـقـد ما در لوح محفوظ – رسول پویان

کتاب عـقـد ما در لوح محفوظ پـر از گلـواژۀ شـعر دل افروز نیابی در تمـام سـطر و اوراق بجزعشق وطرب لبخند نوروز

قرار سبز – رسول پویان

قرار سبز – رسول پویان

قرار سبز قـرار سبز تـو بـار دگـر بهار آورد هـوای تـازه و امید نـو بـه بار آورد اگرچه قرمزوزرد وبنفش مقبول اند ولی سـپیـد و سیاه تـو شـهکار آورد نکو بـه کار زنی استعاره وسمبو ل به یک اشاره دل مطلب آشکارآورد در اوج آن هـمه رنگ اتـاق تنهـایی نوید وصل به دل های ما قرارآورد چنانکه گفته ام وباز می کنم تکر...

ستیز با هست و بود انسان – رسول پویان

ستیز با هست و بود انسان – رسول پویان

ستیز با هست و بود انسان بـه آیین بـهـاران می ‏سـتیزند بـه لطف گوهر جان می‏ ستیزند به شـور ونغـمه‏های عندلیبان به باغ وطرف بُستان می ستیزند بـه آهـنـگ لطـیـف آبـشـاران به عطرخاک و باران می ستیزند به لبخند نـشـاط‏انگیز نـوروز به مهر و ماه وکیهان می ستیزند به آهـوبـرگان مسـت و زیبـا خـیابـان در خـیابـا...

تصویر خیال – رسول پویان

تصویر خیال – رسول پویان

تصویر خیال صـورتکـدۀ عـشـقـم و تصـویـر خیالم طاووس چـمـن گـم شـده در پَرپَر بالم آن آهـوی زیبا که بـود رشک غزالان نقشی بدل افکنده ز جوش خط و خالم در برگ خـزانـم بنگر جـوش بهـاران در دامـن گلـریـز چـمـن عطر شـمالم در بـزم جنون عـلم و خـرد راه ندارد فـارغ ز غـم مـدرسـۀ پـر قـیل و قالم ازخون دلم آب خور...

بتی من سـر کند ناز و ادا را – رسول پویان

بتی من سـر کند ناز و ادا را – رسول پویان

بتی من سـر کند ناز و ادا را بـسـوزانـد دل مسکـین مـا را چوگیرم بوسه ازلبهای قندش بهانه می کند شـرم و حیا را =============* بسرهرلحظه سودای تودارم به دل شـوق تمنای تـو دارم دمی که دردل گورم گذارند خیال نـوش لبهای تـو دارم

خـدا دل را بـرایت آفـریده – رسول پویان

خـدا دل را بـرایت آفـریده – رسول پویان

خـدا دل را بـرایت آفـریده به چـشمان سیاهت آفریده توخواهی قهرکن یا رحم بردل فـقـط بهـر ثنایـت آفـریده

نسیم محبت – رسول پویان

نسیم محبت – رسول پویان

نسیم محبت رسـید مژده که جـوش بهار می آید گل از دریچۀ خلوت به بـار می آید شکوفه هم نفس باد صبح خواهد شد به دشت و دامن دل مهر یار می آید بگوش دخت رزان گوشوارمروارید پر از شـراب و عسـل آبـدار می آید نوای باد خنگ پر ز بـوی نوروزی ز طرف باغ و بـر جـویبار می آید سرود سرخوش حافظ و نغمۀ جامی بـه گوش دل ز نـ...

عشق پاکان – رسول پویان

عشق پاکان – رسول پویان

عشق پاکان عشق و مستی به خدا بازی به آتش باشد عقل و دین در خطر شـعلۀ سرکش باشد بـه سـرایـم ز طربخانۀ دل بیت و غـزل بی سبب نیسـت اگـر تازه و دلکش باشد در سـراپـردۀ دل عشـق کـسـی آتـش زد وه که خاکستر آن خالص و بی‏غش باشد هرسروشی که رسد ازطرف یارنکوست ایـن به تقدیـر منی عـاشـق غمکـش باشد در صنمخـانـۀ دل...

دل پاک – رسول پویان

دل پاک – رسول پویان

دل پاک عشق خوبان زدل پاک و صفا جلوه گر است خالی از خدعه و نیرنگ و ریا جلوه گر است مـدعی را بگـو از پــرده که هـیهـات هـیهـات این دم خوش فقط از لطف خدا جلوه گر است در طـربـخــانــۀ عــشـــاق مـزن لاف سـخـن صـد نیـسـتان ز مزامیر غـنا جلـوه گـر است این مـقـامـات بـه هـر ســاز کـری کی گنجـد نغمۀ عشق به ...

بهار عشق – رسول پویان

بهار عشق – رسول پویان

بهار عشق چوسوزعشق در فطرت نهان است بـه دل شـور و نـوای جـاودان است نهـادیـم آتـشــی در سـیـنـه جــاویــد که همچون کـورۀ آتـشـفـشـان است نـخـیـزد جــز وفــا و مـهــر از دل چــو دل مـنـزگـۀ آرام جــان اسـت بعـد از مـرگـم نـبـاشـد حاجت گور که هـر جانـب مزارعاشـقان است بجز ازعشق و مستی نیست راهی که این ...

نسوزد دل اگر در عشق دل نیست – رسول پویان

نسوزد دل اگر در عشق دل نیست – رسول پویان

نسوزد دل اگر در عشق دل نیست دل بی‏عشق جزاز سنگ وگل نیست بـر آیـد شعله از خـاکـستـر عـشق پلوش عشق تو جانا خجل نیست

تو را الگوی خوبان می‏توان گفت – رسول پویان

تو را الگوی خوبان می‏توان گفت – رسول پویان

تو را الگوی خوبان می‏توان گفت طبیب قلب بـریـان می‏توان گفت نـدارم تاب هـجـران تـو را بیش تو را در پیکرم جان می‏توان گفت

دلم از درد و غم خون است جانا – رسول پویان

دلم از درد و غم خون است جانا – رسول پویان

دلم از درد و غم خون است جانا دوچشمم موج جیحون است جانا به جز وصل تـو دل آرام نگـیرد به سینه قلب مجنون است جانا

کودک اندیشه – رسول پویان

کودک اندیشه – رسول پویان

کودک اندیشه در این شبهـا بجـز تار خمـوشـی نیسـت آوایی بـیا ای بلبـل آواره ســر کـن شــور وغـوغایی ببـار ای دیـده از خـون دل امشب دامـن اشکی که تا روزی شود این قطـره ها سازنده دریایی بدرد و داغ هجـران بـا دل افسـرده مـی سـوزم چه می پرسی زسوز و ساز عشق آتش افزایی چـه گـویـم قصــۀ صبــح بهــار شبنــم آ...

شعلۀ مهر و محبت – رسول پویان

شعلۀ مهر و محبت – رسول پویان

شعلۀ مهر و محبت گلِ دل در چمـن ناز و ادا جلوه گر است عندلیبی شده با شور و نوا جلوه گر است عطـر شـادی فگـند در دمـن خـسـته دلان با گلاب وعسل ورنگ حناجلوه گر است وحشت آباد محن را بـدهـد شفـقـت و مهر با دلِ نازکِ پرعشق وصفا جلوه گر است با سرود وغزل ومطرب و می آمده است مست، جانانۀ مـن بر سـرپا جلوه گراس...

حضور عشق – رسول پویان

حضور عشق – رسول پویان

حضور عشق شـرار بـوسـۀ او آتـشی بـه عـالـم زد ز قعر عـشـق بـرون در نهاد آدم زد گـرفـت آتـش او جسـم و جـان بـیتابم اساس دردومحن را زریشه برهم زد زبوی عـشق ندیـدم در جهان خوشتر حـلاوتی که سـحر از لـبان شـبنم زد کتاب سـبز طبیعت که نیست پایانش نگاه عشق و هنر برگزید و باهم زد نوای سـاز طرب از محیط موسـیقا...

انقلاب عشق – رسول پویان

انقلاب عشق – رسول پویان

انقلاب عشق چـو شمس بار دیگر انقلاب باید کرد هـزار مولـوی اینجا خـراب باید کرد زنـای تـازه خـروش دیگـر کنید بالا دوباره تار نیستان به تاب بـایـد کرد شـراب حافـظ شـیراز در قدح ریزید دل گـرفـتـۀ مـا را کـبـاب بـایـد کـرد ز بـوســتان ســنایی و بـیدل و خـیام سـراغ جوش بهار و شباب باید کرد حدیث رستم وسهرا...

نمی بینی شکست دل دوباره – رسول پویان

نمی بینی شکست دل دوباره – رسول پویان

نمی بینی شکست دل دوباره غم ودردورخ مشکل دوباره تو را برکشتی دل می نشانم شودجان ودلم محمل دوباره

تورا سرمایۀ جان می‏توان گفت – رسول پویان

تورا سرمایۀ جان می‏توان گفت – رسول پویان

تورا سرمایۀ جان می‏توان گفت شکوه عقل وایمان می‏توان گفت گل زیـبــا بــه شـــاخ زنـدگانـی بهارعطر ریحان می توان گفت

کتاب عشق را از سر نبشتی – رسول پویان

کتاب عشق را از سر نبشتی – رسول پویان

کتاب عشق را از سر نبشتی سـراسـر قـصـۀ دلـبـر نبشتی بنازم عشق پاکت را عزیزم امید و وعـده و بـاور نبشتی

فریاد دگر – رسول پویان

فریاد دگر – رسول پویان

فریاد دگر بـاز ای جـــان بلــب آمــده فـــریـاد دگـر راه و رســم دگـر و طــرح نو و داد دگر زین دوکجره نبری راه بسرمنزل دوست حـــرکتـــی کـــن به مسیــر ره آزاد دگـر چشمه سار دل دیوانه شـود غـرق سراب گــرنیــابی گـــهـر بحــر کهــن زاد دگـر تیغ بی جوهـر ما کی بزند گردن خصـم خنجــر تـیـز دگــر ســاز ز...

سپهر همدلی – رسول پویان

سپهر همدلی – رسول پویان

سپهر همدلی گر تعصب خـانه در دل ها کند کین آورد داعـش و بوکوحـرام و وحـشتِ دین آورد طـالـب مـدرســه را آدمکـش دوران کـنـد کودکان را بهـر قـتل خلـق مسکـیـن آورد عشـق و آزادی ربایـد از کف نسل جوان تفتیش انـدیشـه را با ضرب قـمچین آورد زن سـتیزی را بزیر نـام دیـن جاری کند بردگی را بار دیگـر هـمچـو پیشین ...

تمنای دل – رسول پویان

تمنای دل – رسول پویان

تمنای دل دل را بـه تمـنایـی دیـوانـه کنم یـا نه ســودایی چـشـمان فـتـانـه کـنم یـا نه از چشم تومی‏نوشم رویای شراب‏آلود بیت و غـزل دل را مسـتانه کنم یا نه یاد تو مرا هـردم مسـتی دهد و دردم این گوهـر خاطر را دردانه کنم یا نه دریک شب رویایی دل رابه تماشایی بر شمع رخت یارب پروانه کنم یا نه عشق سر سـودای...

بریزم نـور دل بـر دامـن شب – رسول پویان

بریزم نـور دل بـر دامـن شب – رسول پویان

بریزم نـور دل بـر دامـن شب دریـدم پـرده هـای مأمـن شب بـنـازم نـوگلـم را در بهـــاران که بیرون میکشد پیراهن شب

خـداعـشق وخدا نسل آفریده – رسول پویان

خـداعـشق وخدا نسل آفریده – رسول پویان

خـداعـشق وخدا نسل آفریده جدایی خاطر وصل آفـریده بـرای پـالـش پیونـد دل هـا اصول روشـن اصل آفریده

موج اقیانوس – رسول پویان

موج اقیانوس – رسول پویان

موج اقیانوس مـوج اقیانـوس مسـتم سـرکشی دیـن من است دانه های درّ و گـوهـر طـوق زرّین من است قـصۀ فـرمـانـبـری بـس کـن که دلـتـنگم کـنـد جنبش وعصیانگری فرهنگ دیرین من است در شـب تـاریک بیـم از مـوج دریـاهـا مکـن چلچراغ عشـق جانـان ماه و پروین من است تـا دعـای مـردم مـیهـن بــود خـورشــیـد راه نیست باک...