هلال عید – رسول پویان

هلال عید دانه های نور، در کویر بی پایان شب، ناپدید می شوند- و از گرمایش مهر، دم بدم می کاهد. گرگان …

عشق و مستی – رسول پویان

عشق و مستی تـا شــور و نـشـاط دل دیـوانـۀ مـسـتم چون باده بجوش ازخم وخمخانۀ مستم مرزی نتوان یافت دیگردر دل مستان …

دوستی میوۀ حیات – رسول پویان

دوستی میوۀ حیات دوست گر صاحب سخن باشد خوشـتر از عطر نسترن باشد عـندلـیـب غــزلـســرای بـاغ زیـنـت گلــشــن وطـن بـاشـد عشـق را …

بهار و صل – رسول پویان

بهار و صل بهاروصل تو بی رنگ ورونیست چـو او گلـواژۀ نغـز و نیکو نیست به جز عشق تو در دل آروز …

مرتبۀ عشق – رسول پویان

مرتبۀ عشق عـشق پـوشـیـدۀ دل لایـق بـاور نشود تا که رسـوا نکـنی شـامـل دفـتر نشود در رۀ عـشـق نترسـید ز آسـیب خطـر …

شکست زنجیرسکون – رسول پویان

شکست زنجیرسکون زنـدگی بی وحــدت دل کـورۀ آهـنگر اسـت قـرنها تنـهای تنـها بــودن از آن بهـتر اسـت زیست بـا معنای انسانی نباشد …

حملۀ پاییز – رسول پویان

حملۀ پاییز خنجر کند جهان بـر سـر ما تیز شده است نعل خربازچنین قاتل و خونریز شده است کس نـدانسـت بـه میدان، …

آفتاب یقین – رسول پویان

آفتاب یقین زنورصدق و صفا پر بود دوچشمانم به جـز ترانۀ عشق و وفا نمی خوانم گل وصال تو بشگفت دردل خورشید …

کام دل – رسول پویان

کام دل شراب از چشم مستت وام گیرد غـزل از نـوش لـب الهـام گیرد دوبیتی های عشقت را سرودم دل از وصل …

تیغ غمزه – رسول پویان

تیغ غمزه نمک پاشی مکن بر زخـم نـاسـور دل ریشم بکش جـانا به تیـغ غمــزه فارغ کن زتشویشم بدل تنها اگر عشـق …

نگاه – رسول پویان

نگاه آه! سنگینی نگاهت، عرقناکم کرد؛ تبسمی، تا غرق نشدم. ۸ /۴ /۱۳۹۰ فریاد سکوت در تفتیده دیاری، که سکوت از تنهایی، …

عشق پاک دل – رسول پویان

عشق پاک دل عشق دل را مست وشیدا می کند عـقـده هـای خـفـته را وا می کند سـنگ خارا می کند مـانـند …

دل گم شده – رسول پویان

دل گم شده گـم‏گـشته دل واله و حـیران به دست کیست خانه به دوش بی‏سروسامان به دست کیست دانــش‏پــژوی خـبـره و آمـــوزگـار …

بهار انتظار – رسول پویان

بهار انتظار گل وصـال تــو ام زیـنـت بهــار بـود بهار بی گل وصل تو شوره زار بود گل امید اگـر بشـکـفت ز …

محنت‏‏ آباد – رسول پویان

محنت‏‏ آباد جهان در پنجـۀ خـونیـن دیـو جنگ و بیـداد است به هرسو بنگری سیلاب خون و موج فریاد است خـدا گـویـی …

شهر عشق – رسول پویان

شهر عشق از شورعشق ومستی پشیمان نمی شوم چون کـوه استوارم و ویـران نمی شوم آری بـه درد عـشـق گـرفـتـارم و ولـی …

خواب سنگین – رسول پویان

خواب سنگین بهر طرف که نگه می کنم شب تار است سـپـیـده در شـکم اهـریمـن گـرفـتار است از آن دمی که بـه …

امتحان – رسول پویان

امتحان عزیز دل دگـر ایـن امتحان کافی نیست عذاب و دلهره شکّ وگمان کافی نیست تـو خنده رو و منی بـیـنـوا تک …

قرار سبز – رسول پویان

قرار سبز قـرار سبز تـو بـار دگـر بهار آورد هـوای تـازه و امید نـو بـه بار آورد اگرچه قرمزوزرد وبنفش مقبول اند …

تصویر خیال – رسول پویان

تصویر خیال صـورتکـدۀ عـشـقـم و تصـویـر خیالم طاووس چـمـن گـم شـده در پَرپَر بالم آن آهـوی زیبا که بـود رشک غزالان نقشی …

نسیم محبت – رسول پویان

نسیم محبت رسـید مژده که جـوش بهار می آید گل از دریچۀ خلوت به بـار می آید شکوفه هم نفس باد صبح …

عشق پاکان – رسول پویان

عشق پاکان عشق و مستی به خدا بازی به آتش باشد عقل و دین در خطر شـعلۀ سرکش باشد بـه سـرایـم ز …

دل پاک – رسول پویان

دل پاک عشق خوبان زدل پاک و صفا جلوه گر است خالی از خدعه و نیرنگ و ریا جلوه گر است مـدعی …

بهار عشق – رسول پویان

بهار عشق چوسوزعشق در فطرت نهان است بـه دل شـور و نـوای جـاودان است نهـادیـم آتـشــی در سـیـنـه جــاویــد که همچون کـورۀ …

کودک اندیشه – رسول پویان

کودک اندیشه در این شبهـا بجـز تار خمـوشـی نیسـت آوایی بـیا ای بلبـل آواره ســر کـن شــور وغـوغایی ببـار ای دیـده از …

حضور عشق – رسول پویان

حضور عشق شـرار بـوسـۀ او آتـشی بـه عـالـم زد ز قعر عـشـق بـرون در نهاد آدم زد گـرفـت آتـش او جسـم و …

انقلاب عشق – رسول پویان

انقلاب عشق چـو شمس بار دیگر انقلاب باید کرد هـزار مولـوی اینجا خـراب باید کرد زنـای تـازه خـروش دیگـر کنید بالا دوباره …

فریاد دگر – رسول پویان

فریاد دگر بـاز ای جـــان بلــب آمــده فـــریـاد دگـر راه و رســم دگـر و طــرح نو و داد دگر زین دوکجره نبری …

سپهر همدلی – رسول پویان

سپهر همدلی گر تعصب خـانه در دل ها کند کین آورد داعـش و بوکوحـرام و وحـشتِ دین آورد طـالـب مـدرســه را آدمکـش …

تمنای دل – رسول پویان

تمنای دل دل را بـه تمـنایـی دیـوانـه کنم یـا نه ســودایی چـشـمان فـتـانـه کـنم یـا نه از چشم تومی‏نوشم رویای شراب‏آلود بیت …

موج اقیانوس – رسول پویان

موج اقیانوس مـوج اقیانـوس مسـتم سـرکشی دیـن من است دانه های درّ و گـوهـر طـوق زرّین من است قـصۀ فـرمـانـبـری بـس کـن …