از خود رمیده رهی معیری

از خود رمیده چو گل ز دست تو جیب دریده ای دارم چو لاله دامن در خون کشیده ای دارم به حفظ جان بلا دیده…

Read More..

خشکسال ادب رهی معیری

خشکسال ادب دگر ز جان من ای سیمبر چه می خواهی؟ ربوده‌ای دل زارم دگر چه می خواهی؟ مریز دانه که ما خود اسیر دام…

Read More..

سوسن وحشی رهی معیری

سوسن وحشی دوش تا آتش می از دل پیمانه دمید نیمشب صبح جهانتاب ز میخانه دمید روشنی بخش حریق مه و خورشید نبود آتشی بود…

Read More..

محنت ‌سرای خاک رهی معیری

محنت ‌سرای خاک من کیستم ز مردم دنیا رمیده‌ای چون کوهسار پای به دامن کشیده‌ای از سوز دل چو خرمن آتش گرفته‌ای وز اشک غم…

Read More..

بهشت آرزو رهی معیری

بهشت آرزو بر جگر داغی ز عشق لاله رویی یافتم در سرای دل بهشت آرزویی یافتم عمری از سنگ حوادث سوده گشتم چون غبار تا…

Read More..

راز شب رهی معیری

راز شب شب چو بوسیدم لب گلگون او گشت لرزان قامت موزون او زیر گیسو کرد پنهان روی خویش ماه را پوشید با گیسوی خویش…

Read More..

غباری در بیابانی رهی معیری

غباری در بیابانی نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی نه بر مژگان من اشکی نه بر لبهای من آهی نه جان بی نصیبم…

Read More..

نازک اندام رهی معیری

نازک اندام ز جام آینه گون پرتو شراب دمید خیال خواب چه داری ؟ که آفتاب دمید درون اشک من افتاد نقش اندامش به خنده…

Read More..

پیر هرات رهی معیری

پیر هرات بخت نافرجام اگر با عاشقان یاری کند یار عاشق سوز ما ترک دلازاری کند بر گذرگاهش فرو افتادم از بی طاقتی اشک لرزان…

Read More..

ستاره بازیگر رهی معیری

ستاره بازیگر تاگریزان گشتی ای نیلوفری چشم از برم در غمت از لاغری چون شاخه نیلوفرم تا گرفتی از حریفان جام سیمین چون هلال چون…

Read More..

گلبانگ رود رهی معیری

گلبانگ رود نوای آسمانی آید از گلبانگ رود امشب بیا ساقی که رفت از دل غم بود و نبود امشب فراز چرخ نیلی ناله مستانه…

Read More..

آزاده رهی معیری

آزاده بر خاطر آزاده غباری ز کسم نیست سرو چمنم شکوه ای از خار و خسم نیست از کوی تو بی ناله و فریاد گذشتم…

Read More..

حدیث جوانی رهی معیری

حدیث جوانی اشکم ولی به پای عزیزان چکیده‌ام خارم ولی به سایهٔ گل آرمیده‌ام با یاد رنگ و بوی تو ای نو بهار عشق همچون…

Read More..

سیه مست رهی معیری

سیه مست وای از این افسرده گان فریاد اهل درد کو؟ ناله مستانه دلهای غم پرورد کو؟ ماه مهر آیین که میزد باده با رندان…

Read More..

مردم فریب رهی معیری

مردم فریب شب یار من تب است و غم سینه سوز هم تنها نه شب در آتشم ای گل که روز هم ای اشک همتی…

Read More..

بوسه جام رهی معیری

بوسه جام تو سوز آه من ای مرغ شب چه میدانی؟ ندیده ای شب من تاب و تب چه میدانی؟ بمن گذار که لب بر…

Read More..

دل زاری که من دارم رهی معیری

دل زاری که من دارم نداند رسم یاری بی وفا یاری که من دارم به آزار دلم کوشد دل‌آزاری که من دارم و گر دل…

Read More..

غرق تمنای تو ام رهی معیری

غرق تمنای تو ام در پیش بیدردان چرا فریاد بی حاصل کنم گر شکوه ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم در پرده سوزم…

Read More..

نیروی اشک رهی معیری

نیروی اشک عزم وداع کرد جوانی به روستای در تیره شامی از بر خورشید طلعتی طبع هوا دژم بد و چرخ از فراز ابر همچون…

Read More..

تشنهٔ درد رهی معیری

تشنهٔ درد نه راحت از فلک جویم نه دولت از خدا خواهم و گر پرسی چه می‌خواهی؟ تو را خواهم تو را خواهم نمی‌خواهم که…

Read More..

ستاره خندان رهی معیری

ستاره خندان بگوش همنفسان آتشین سرودم من فغان مرغ شبم یا نوای عودم من؟ مرا ز چشم قبول آسمان نمی افکند اگر چو اشک ز…

Read More..

گنجینه دل رهی معیری

گنجینه دل چشم فروبسته اگر وا کنی درتو بود هر چه تمنا کنی عافیت از غیر نصیب تو نیست غیر تو ای خسته طبیب تونیست…

Read More..

آشیانهٔ تهی رهی معیری

آشیانهٔ تهی همچو مجنون گفتگو با خویشتن باید مرا بی زبانم همزبانی همچو من باید مرا تا شوم روشنگر دلها به آه آتشین گرم خویی…

Read More..

خلقت زن رهی معیری

خلقت زن کیم من دردمندی ناتوانی اسیری خسته ای افسرده جانی تذروی آشیان بر باد رفته به دام افتاده ای از یاد رفته دلم بیمار…

Read More..

شاخک شمعدانی رهی معیری

شاخک شمعدانی تو ای بی بها شاخک شمعدانی که بر زلف معشوق من جا گرفتی عجب دارم از کوکب طالع تو که بر فرق خورشید…

Read More..

مکتب عشق رهی معیری

مکتب عشق هر شب فزاید تاب وتب من وای از شب من وای از شب من یا من رسانم لب بر لب او یا او…

Read More..

بی سرانجام رهی معیری

بی سرانجام مرغ خونین ترانه را مانم صید بی آب و دانه را مانم آتشینم ولیک بی اثرم ناله عاشقانه را مانم نه سرانجامی و…

Read More..

رسوای دل رهی معیری

رسوای دل همچو نی می نالم از سودای دل آتشی در سینه دارم جای دل من که با هر داغ پیدا ساختم سوختم از داغ…

Read More..

غنچه پژمرده رهی معیری

غنچه پژمرده عاشق از تشویش دنیا و غم دین فارغ است هر که از سر بگذرد از فکر بالین فارغ است چرخ غارت پیشه را…

Read More..

نیلوفر رهی معیری

نیلوفر نه به شاخ گل نه بر سرو چمن پبچیده ام شاخه تاکم بگرد خویشتن پیچیده ام گرچه خاموشم ولی آهم بگردون می رود دود…

Read More..

ترک خودپرستی کن رهی معیری

ترک خودپرستی کن گر به چشم دل جاناجلوه های ما بینی در حریم اهل دل جلوه خدا بینی راز آسمانها را در نگاه ما خوانی…

Read More..

سرا پا آتشم رهی معیری

سرا پا آتشم تا قیامت می دهد گرمی به دنیا آتشم آفتاب روشنم نسبت مکن با آتشم شعله خیزد از دل بحر خروشان جای موج…

Read More..

گوهر تابناک رهی معیری

گوهر تابناک زبون خلق ز خلق نکوی خویشتنم چو غنچه تنگدل از رنگ و بوی خویشتنم به عیب من چه گشاید زبان طعنه حسود که…

Read More..

آغوش صحرا رهی معیری

آغوش صحرا عیبجو دلدادگان را سرزنش ها میکند وای اگر با او کند دل آنچه با ما میکند با غم جانسوز می سازد دل مسکین…

Read More..

خنده برق رهی معیری

خنده برق سزای چون تو گلی گر چه نیست خانه ما بیا چو بوی گل امشب به آشیانه ما تو ای ستاره خندان کجا خبر…

Read More..

شاهد افلاکی رهی معیری

شاهد افلاکی چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی من خاکم و من گردم من اشکم…

Read More..

مهتاب رهی معیری

مهتاب ما نقد عافیت به می ناب داده ایم خار و خس وجود به سیلاب داده ایم رخسار یار گونه آتش از آن گرفت کاین…

Read More..

بی‌نصیب رهی معیری

بی‌نصیب کنج غم هست اگر بزم طرب جایم نیست هست خون دل اگر باده به مینایم نیست به سراپای تو ای سرو سهی قامت من…

Read More..

رشتهٔ هوس رهی معیری

رشتهٔ هوس سیاهکاری ما کم نشد ز موی سپید به ترک خواب نگفتیم و صبحدم خندید ز تیغ بازی گردون هواپرستان را نفس برید ولی…

Read More..

فریاد بی‌اثر رهی معیری

فریاد بی‌اثر از صحبت مردم دل ناشاد گریزد چون آهوی وحشی که ز صیاد گریزد پروا کند از باده کشان زاهد غافل چون کودک نادان…

Read More..

هوسناک رهی معیری

هوسناک در چمن چون شاخ گل نازک تنی افتاده است سایه نیلوفری بر سوسنی افتاده است چون مه روشن که تابد از حریر ابرها ساق…

Read More..

جلوهٔ ساقی رهی معیری

جلوهٔ ساقی در قدح عکس تو یا گل در گلاب افتاده است؟ مهر در آیینه یا آتش در آب افتاده است؟ بادهٔ روشن دمی از…

Read More..

سراب آرزو رهی معیری

سراب آرزو دل من ز تابناکی به شراب ناب ماند نکند سیاهکاری که به آفتاب ماند نه ز پای می نشیند نه قرار می پذیرد…

Read More..

لبخند صبحدم رهی معیری

لبخند صبحدم گر شود آنروی روشن جلوه گر هنگام صبح پیش رخسارت کسی بر لب نیارد نام صبح از بنا گوش تو و زلف تو…

Read More..

اندوه دوشین رهی معیری

اندوه دوشین دوش چون نیلوفر از غم پیچ و تابی داشتم هر نفس چون شمع لرزان اضطرابی داشتم اشک سیمینم به دامن بود بی سیمین…

Read More..

خندهٔ مستانه رهی معیری

خندهٔ مستانه با عزیزان درنیامیزد دل دیوانه‌ام در میان آشنایانم ولی بیگانه‌ام از سبک روحی گران آیم به طبع روزگار در سرای اهل ماتم خندهٔ…

Read More..

شب‌زنده‌دار رهی معیری

شب‌زنده‌دار خاطر بی آرزو از رنج یار آسوده است خار خشک از منت ابر بهار آسوده است گر به دست عشق نسپاری عنان اختیار خاطرت…

Read More..

موی سپید رهی معیری

موی سپید رهی بگونه چون لاله برگ غره مباش که روزگارش چون شنبلید گرداند گرت به فر جوانی امیدواری هاست جهان پیر ترا نا امید…

Read More..

پاداش نیکی رهی معیری

پاداش نیکی من نگویم ترک آیین مروت کن ولی این فضیلت با تو خلق سفله را دشمن کند تار و پودش را ز کین توزی…

Read More..

زندان خاک رهی معیری

زندان خاک با دل روشن در این ظلمت سرا افتاده ام نور مهتابم که در ویرانه ها افتاده ام سایه پرورد بهشتم از چه گشتم…

Read More..

کوکب امید رهی معیری

کوکب امید ای صبح نودمیده! بناگوش کیستی؟ وی چشمه حیات لب نوش کیستی؟ از جلوهٔ تو سینه چو گل چاک شد مرا ای خرمن شکوفه!…

Read More..

وفای شمع رهی معیری

وفای شمع مردم از درد و نمی آیی به بالینم هنوز مرگ خود می‌بینم و رویت نمی بینم هنوز بر لب آمد جان و رفتند…

Read More..

جلوه نخستین رهی معیری

جلوه نخستین رخم چو لاله ز خوناب دیده رنگین است نشان قافله سالار عاشقان این است مبین به چشم حقارت به خون دیده ما که…

Read More..

سرنوشت رهی معیری

سرنوشت اعرابئی به دجله کنار از قضای چرخ روزی به نیستانی شد ره سپر همی ناگه ز کینه توزی گردون گرگ خوی شیری گرسنه گشت…

Read More..

گریزان رهی معیری

گریزان چرا چو شادی از این انجمن گریزانی ؟ چو طاقت از دل بی تاب من گریزانی ؟ ز دیده ای که بود پاک تر…

Read More..

آه آتشناک رهی معیری

آه آتشناک چون شمع نیمه جان به هوای تو سوختیم با گریه ساختیم و به پای توسوختیم اشکی که ریختیم به یاد تو ریختیم عمری…

Read More..

خیال‌انگیز رهی معیری

خیال‌انگیز خیال‌انگیز و جان‌پرور چو بوی گل سراپایی نداری غیر از این عیبی که می‌دانی که زیبایی من از دلبستگیهای تو با آیینه دانستم که…

Read More..

شعله سرکش رهی معیری

شعله سرکش لاله دیدم روی زیبا توام آمد بیاد شعله دیدم سرکشی های توام آمد بیاد سوسن و گل آسمانی مجلسی آراستند روی و موی…

Read More..

مریم سپید رهی معیری

مریم سپید عروس چمن مریم تابناک گرو برده از نو عروسان خاک که او را به جز سادگی مایه نیست نکو روی محتاج پیرایه نیست…

Read More..

بوسه نسیم رهی معیری

بوسه نسیم همراه خود نسیم صبا می برد مرا یا رب چو بوی گل به کجا می برد مرا؟ سوی دیار صبح رود کاروان شب…

Read More..