ای کعبه ارباب وفا کوی رفوگر – قصاب کاشانی

ای کعبه ارباب وفا کوی رفوگر محراب دعا گوشه ابروی رفوگر چون قطره شبنم که نشیند به رخ گل دیدم عرق‌آلوده گل روی رفوگر این…

Read More..

به خطّش می‌توان گردید رام آهسته آهسته – قصاب کاشانی

به خطّش می‌توان گردید رام آهسته آهسته که قرآن می‌توان خواندن تمام آهسته آهسته ز صیادی که من می‌بینم اینک می‌کشد آخر به بوی خال…

Read More..

تار قانون جهان ساز نگردد هرگز – قصاب کاشانی

تار قانون جهان ساز نگردد هرگز به کس این ساز هم‌آواز نگردد هرگز پای بیرون منه از خویش که مرغ تصویر زخمی چنگل شهباز نگردد…

Read More..

دارم بتی ز کج کلهان کج‌کلاه‌تر – قصاب کاشانی

دارم بتی ز کج کلهان کج‌کلاه‌تر رویش چو ماه لیک ز هر ماه ماه‌تر طرز نگاه کردنش از آهوی ختا باشد هزارمرتبه وحشی‌نگاه‌تر خالی که…

Read More..

رفتی ز چشم و ماند به‌جا ماجرای تو – قصاب کاشانی

رفتی ز چشم و ماند به‌جا ماجرای تو خالی است در دو دیده‌ام ای دوست جای تو گویی که روشناییم از دیده رفته است تا…

Read More..

شبم به محنت و روزم به هجر یار گذشت – قصاب کاشانی

شبم به محنت و روزم به هجر یار گذشت تمام مدت عمرم بر این قرار گذشت مگر ندارد ای ساقی انتظار آخر بیار باده که…

Read More..

قانع دلا به خشگ و تر روزگار باش – قصاب کاشانی

قانع دلا به خشگ و تر روزگار باش آسوده‌خاطر از خطر روزگار باش گر زیرکی قناعت کنج قفس گزین فارغ ز آفت شجر روزگار باش…

Read More..

مقصد عاشق همین یار است دنیا بر طرف – قصاب کاشانی

مقصد عاشق همین یار است دنیا بر طرف زندگی بی یار دشوار است عقبا بر طرف می‌برد تا بندر صورت دل سرگشته را کار ما…

Read More..

نیست هم‌دردی که بردارد ز دل بار کسی – قصاب کاشانی

نیست هم‌دردی که بردارد ز دل بار کسی در جهان یا رب نیافتد با کسی کار کسی هیچ بیداری نباشد خفته‌ایش اندر کمین چون‌که در…

Read More..

آنکه همچون جان تنگت دست در آغوش داشت – قصاب کاشانی

آنکه همچون جان تنگت دست در آغوش داشت چون صدف در بحر عشق آن تشنه‌لب خاموش داشت در جهان بسیار گردیدیم و در هر گوشه‌ای…

Read More..

بازآ که ز دل زنگ‌زدا بلکه تو باشی – قصاب کاشانی

بازآ که ز دل زنگ‌زدا بلکه تو باشی روشنگر آیینه ما بلکه تو باشی حاجت‌طلبان را ز کرم آن خم ابروی بنمای که محراب دعا…

Read More..

بیا که بی تو دمی نیست که اضطراب ندارم – قصاب کاشانی

بیا که بی تو دمی نیست که اضطراب ندارم ز دوری تو دگر نیم‌روزه تاب ندارم دگر به مملکت تن ز سیل اشک دمادم عمارتی…

Read More..

چو باز کرد شکرخنده شد اسیر شکر – قصاب کاشانی

چو باز کرد شکرخنده شد اسیر شکر عیانش از لب و دندان نموده شیر شکر چو دید آن لب و دندان نمود جان پرواز غذای…

Read More..

در قفس جا دارم و غافل ز صیادم هنوز – قصاب کاشانی

در قفس جا دارم و غافل ز صیادم هنوز والهم چندان که می‌پندارم آزادم هنوز آن چنان در فکر وسواسم که این غم‌خانه را شد…

Read More..

ز جوش عاشقان گرم است بزم آن شاه خوبان را – قصاب کاشانی

ز جوش عاشقان گرم است بزم آن شاه خوبان را که می‌باشد نمودی با رعیت پادشاهان را ز ابروی تو زخم کاریی دارم به قصد…

Read More..

عاشقم عاشقم به یار قسم – قصاب کاشانی

عاشقم عاشقم به یار قسم به وصال تو ای نگار قسم دیده‌ام شد سپید در طلبت به سر راه انتظار قسم گر شوم کشته ترک…

Read More..

کی شود معلوم هر بیگانه‌ شرح حال من – قصاب کاشانی

کی شود معلوم هر بیگانه‌ شرح حال من دیگری جز دوست آگه نیست از احوال من چون ز خویش آگه توانم گشت کز بخت سیاه…

Read More..

مهر تو به هر سینه عیان است و عیان نیست – قصاب کاشانی

مهر تو به هر سینه عیان است و عیان نیست چون عکس در آیینه نهان است و نهان نیست با خلق جهان چشم سیه‌مست تو…

Read More..

همان به دیده غباری که داشتم دارم – قصاب کاشانی

همان به دیده غباری که داشتم دارم به خاک پای تو کاری که داشتم دارم همان چو گرد در این وادی تمام‌خطر قفای شاهسواری که…

Read More..

ای در نظرم نشو و نمای تو مبارک – قصاب کاشانی

ای در نظرم نشو و نمای تو مبارک آمد شد خاک کف پای تو مبارک هم در دل محنت‌زده داغت گل دولت هم در سر…

Read More..

بسوز بر تن خاکی ز داغ یار چراغ – قصاب کاشانی

بسوز بر تن خاکی ز داغ یار چراغ به دست خویش ببر بر سر مزار چراغ مده ز کف دل روشن به پشت‌گرمی مهر برای…

Read More..

تا بار عشق بر دل پرغم گذاشتیم – قصاب کاشانی

تا بار عشق بر دل پرغم گذاشتیم چندین هزار غم به سر هم گذاشتیم روزی که غمزه تو ز کین برکشید تیغ ما دست رد…

Read More..

خال عنبربو جدا و خط مشگین‌مو جدا است – قصاب کاشانی

خال عنبربو جدا و خط مشگین‌مو جدا است آنچه خوبان را بود در کار با آن دل‌ربا است نرگس شهلا است یا چشم است یا…

Read More..

دل پر از افغان و ظاهر خالی از جوشیم ما – قصاب کاشانی

دل پر از افغان و ظاهر خالی از جوشیم ما از سخن لبریز و از گفتار خاموشیم ما تا به بر گیریم هر دم تیر…

Read More..

ساقی بیا که باز خراب است حال ما – قصاب کاشانی

ساقی بیا که باز خراب است حال ما پیش آر باده ای صنم بی‌زوال ما جامی بده که دست نشاطی بهم زنیم شد خشک در…

Read More..

عشق بی‌دردسر نمی‌باشد – قصاب کاشانی

عشق بی‌دردسر نمی‌باشد بحر بی‌شوروشر نمی‌باشد نکند جا به هر دلی غم دوست هر صدف را گهر نمی‌باشد عاشقان را به جز شهید شدن آرزوی…

Read More..

لبش بر گردن عاشق بسی حقّ نمک دارد – قصاب کاشانی

لبش بر گردن عاشق بسی حقّ نمک دارد به تیغ غمزه‌اش گردد گرفتار آن که شک دارد خیال چین زلفش بر میانم بسته زناری که…

Read More..

نمی‌رفتم برون از جاده گر هشیار می‌بودم – قصاب کاشانی

نمی‌رفتم برون از جاده گر هشیار می‌بودم به منزل می‌رسیدم گر شبی بیدار می‌بودم درشتی پیکرم را زیر دست کوهکن دارد نمی‌خوردم بر اعضا تیشه…

Read More..

از دل اول، باده مهر کارها را می‌برد – قصاب کاشانی

از دل اول، باده مهر کارها را می‌برد بعد از آن از چهره گلگون صفا را می‌برد می‌کند گستاخ با هم عاشق و معشوق را…

Read More..

اگر آن شمع بزم دل رود مستانه در صحرا – قصاب کاشانی

اگر آن شمع بزم دل رود مستانه در صحرا نیاید در نظر غیر از پر پروانه در صحرا نماید هرکجا رخ نه فلک آیینه می‌گردد…

Read More..

ای مهر دل‌فروز گل روی کیستی – قصاب کاشانی

ای مهر دل‌فروز گل روی کیستی وی ماه نو نمونه ابروی کیستی رم می‌کنی ز سایه مژگان خویشتن ای از حرم برآمده آهوی کیستی عطر…

Read More..

به چشم کم مبین بر ان من در خسته‌جانی هم – قصاب کاشانی

به چشم کم مبین بر ان من در خسته‌جانی هم فلک را می‌توانم زد به هم در ناتوانی هم به من بی آنکه گردد هم‌نشین…

Read More..

تن چه باشد چاردیوار بنای عاریت – قصاب کاشانی

تن چه باشد چاردیوار بنای عاریت پر مکن قصد اقامت در سرای عاریت بگذر از این باغ بی‌‌رنگ تعلق چون نسیم دست و پا مگذار…

Read More..

در خون جگر همچو حباب است دل ما – قصاب کاشانی

در خون جگر همچو حباب است دل ما از نیم نفس آه خراب است دل ما ما تاب تف شعله رخسار نداریم از یک نگه…

Read More..

رفته‌رفته رفتم از یادت ببین احوال چیست – قصاب کاشانی

رفته‌رفته رفتم از یادت ببین احوال چیست دور گشتم تا کنم شادت ببین احوال چیست داده‌ام تا دل به بیدادت ببین احوال چیست هیچ‌گه نگذشتم…

Read More..

شد از فراق توام قامت کشیده خمیده – قصاب کاشانی

شد از فراق توام قامت کشیده خمیده هزار خار ملامت به پای دیده خلیده شب گذشته به یاد رخ تو مردم چشمم هزار قطره خون…

Read More..

قوّتی نه در تن من نه توانی مانده بود – قصاب کاشانی

قوّتی نه در تن من نه توانی مانده بود کافرم گر بی تو در جسمم روانی مانده بود تا چو شاهین نظر کردی سفر از…

Read More..

مگر آن زمان به حال دل من رسیده باشی – قصاب کاشانی

مگر آن زمان به حال دل من رسیده باشی که حدیث دردناکم ز کسی شنیده باشی شود آن زمان تسلی ز تو دل که بعد…

Read More..

هر داغ دل ز پرتو حسنت ستاره‌ای است – قصاب کاشانی

هر داغ دل ز پرتو حسنت ستاره‌ای است هر ذره‌ای ز مهر رخت ماه‌پاره‌ای است تا آب داده تیغ تو گلزار دهر را هر گل…

Read More..

اول به نام آنکه زد این بارگاه را – قصاب کاشانی

اول به نام آنکه زد این بارگاه را افروخت شمع مشعله مهر و ماه را برپای کرد زنگی شب را ز تخت ظلم بر جا…

Read More..

بازم از خون جگر دیده تر شد لبریز – قصاب کاشانی

بازم از خون جگر دیده تر شد لبریز پایت از چشم من آلوده نگردد، پرهیز طفل اشگم نزند پا به زمین از دامن چه کند…

Read More..

بوی عود و بید در مجمر مشخص می‌شود – قصاب کاشانی

بوی عود و بید در مجمر مشخص می‌شود حق و باطل در صف محشر مشخص می‌شود من ز لعل یار گویم خضر ز آب زندگی…

Read More..

چندان‌که حمد و سجده بود در نماز فرض – قصاب کاشانی

چندان‌که حمد و سجده بود در نماز فرض باشد میان ما و تو ناز و نیاز، فرض مشق حقیقت است تماشای صنع دوست باشد به…

Read More..

در کعبه و بتخانه ز حسن تو صنم های – قصاب کاشانی

در کعبه و بتخانه ز حسن تو صنم های عشق آمده و ریخته دل بر سر هم های تا چند توان ریخت سرشک از مژه…

Read More..

ز حرف مدعی از الفت دلدار می‌ترسم – قصاب کاشانی

ز حرف مدعی از الفت دلدار می‌ترسم چمن پرورده‌ام از دوری گلزار می‌ترسم ندارم قوّت دیدار ابروی کمانش را ز تیر غمزه آن ترک بی…

Read More..

عاقبت کوی تو ما را مسکن دل می‌شود – قصاب کاشانی

عاقبت کوی تو ما را مسکن دل می‌شود هرکجا پا ماند از رفتار منزل می‌شود عشق را می‌دار در خاطر که می‌افتد به دام مرغ…

Read More..

گر شود آن شوخ با من مهربان دارم عجب – قصاب کاشانی

گر شود آن شوخ با من مهربان دارم عجب گر کند از یک نگاهم قصد جان دارم عجب آتشی کز عشق آن بدخو به جان…

Read More..

می‌رسی از راه و بهر ما صفا آورده‌ای – قصاب کاشانی

می‌رسی از راه و بهر ما صفا آورده‌ای از دیار حسن سوقات وفا آورده‌ای بر متاع حسن اگر نازی کنی می‌زیبدت تاجر حسنی تو و…

Read More..

وصالت بی‌کسان را جمله کس باشد اگر باشد – قصاب کاشانی

وصالت بی‌کسان را جمله کس باشد اگر باشد دو عالم را غمت فریادرس باشد اگر باشد وصال دوست گر داری طمع، قطع تعلّق کن خلاف…

Read More..

ای دل بیهده گفتار ادب باش ادب – قصاب کاشانی

ای دل بیهده گفتار ادب باش ادب از زبان می‌کشی آزار ادب باش ادب جستن عیت در آیینه بود پی در پی دیده بر آینه…

Read More..

برنمی‌آید به کار کس ثبات بی محل – قصاب کاشانی

برنمی‌آید به کار کس ثبات بی محل مرگ به زندانیان را از حیات بی‌محل طبع اگر آزاده‌دل را نیست صرف لعل یار کم ز صندل…

Read More..

تا دست شانه در شکن زلف یار بود – قصاب کاشانی

تا دست شانه در شکن زلف یار بود روزم ز رشگ تیره چو شب‌های تار بود گردیده سرخ هر مژه ما ز خون دل پیوسته…

Read More..

خط چو سر زد عارض دلدار می‌یابد فرح – قصاب کاشانی

خط چو سر زد عارض دلدار می‌یابد فرح سبزه چون پیدا شود گلزار می‌یابد فرح بی ‌کدورت نیست با اغیار دیدن یار را بیشتر دل…

Read More..

دلا به کار جهان اضطراب یعنی چه – قصاب کاشانی

دلا به کار جهان اضطراب یعنی چه شدن شناور بحر سراب یعنی چه کشیده تیغ دو دم صبح از میان برخیز به زیر سایه شمشیر…

Read More..

ساقی کجاست کز می گلگون نشسته باشیم – قصاب کاشانی

ساقی کجاست کز می گلگون نشسته باشیم چون داغ لاله تا کی در خون نشسته باشیم شاید که آشنایی ما را کند نوازش تا کی…

Read More..

عمر چون بی آرزوی لعل جانان بگذرد – قصاب کاشانی

عمر چون بی آرزوی لعل جانان بگذرد رهروی باشد که بی آب از بیابان بگذرد آنکه خواهد طی نماید شاه‌راه عشق را شرط آن باشد…

Read More..

ما اسیران همه مرغان خوش‌الحان همیم – قصاب کاشانی

ما اسیران همه مرغان خوش‌الحان همیم هم‌زبان نفس و همدم بستان همیم جمع گردیده به یک‌جا همه چون رشته شمع همه دل‌سوز هم و سر…

Read More..

ندیدم چون تو شوخ از سرکشی برگشته‌مژگان‌تر – قصاب کاشانی

ندیدم چون تو شوخ از سرکشی برگشته‌مژگان‌تر ندیدم از تو آشوب جهانی نامسلمان‌تر ز بهر آنکه ریزی بر زمین خون اسیران را شوی از چشم…

Read More..

از تو در خاطر هر ذره تمنایی هست – قصاب کاشانی

از تو در خاطر هر ذره تمنایی هست به هر آیینه ز حسن تو تماشایی هست هر نسیمی ز تو مجنون بیابان‌گردی ست وز تو…

Read More..

اگر داغ جنون خون بر دل ما می‌کند مرد است – قصاب کاشانی

اگر داغ جنون خون بر دل ما می‌کند مرد است اگر این باده را ساقی به مینا می‌کند مرد است به زلفش نقد دل را…

Read More..