داني که را سزد صفت پاکي – پروین اعتصامی

داني که را سزد صفت پاکي آنکو وجود پاک نيالايد در تنگناي پست تن مسکين جان بلند خويش نفرسايد دزدند خود پرستي و خودکامي با…

Read More..

آهوي روزگار نه آهوست، اژدر است – پروین اعتصامی

آهوي روزگار نه آهوست، اژدر است آب هوي و حرص نه آبست، آذر است زاغ سپهر، گوهر پاک بسي وجود بنهفت زير خاک و ندانست…

Read More..

نفس گفتست بسي ژاژ و بسي مبهم – پروین اعتصامی

نفس گفتست بسي ژاژ و بسي مبهم به کز اين پس کندش نطق خرد ابکم ره پر پيچ و خم آز چو بگرفتي روي درهم…

Read More..

پرده کس نشد اين پرده ميناگون – پروین اعتصامی

پرده کس نشد اين پرده ميناگون زشتروئي چه کند آينه گردون نام را ننگ بکشت و تو شدي بدنام وام را نفس گرفت و تو…

Read More..

دگر باره شد از تاراج بهمن – پروین اعتصامی

دگر باره شد از تاراج بهمن تهي از سبزه و گل راغ و گلشن پريرويان ز طرف مرغزاران همه يکباره بر چيدند دامن خزان کرد…

Read More..

اي دل، بقا دوام و بقائي چنان نداشت – پروین اعتصامی

اي دل، بقا دوام و بقائي چنان نداشت ايام عمر، فرصت برق جهان نداشت روشن ضمير آنکه ازين خوان گونه گون قسمت هماي وار بجز…

Read More..

هفته ها کرديم ماه و سالها کرديم پار – پروین اعتصامی

هفته ها کرديم ماه و سالها کرديم پار نور بوديم و شديم از کار ناهنجار نار يافتيم ار يک گهر، همسنگ شد با صد خزف…

Read More..

تا ببازار جهان سوداگريم – پروین اعتصامی

تا ببازار جهان سوداگريم گاه سود و گه زيان ميآوريم گر نکو بازارگانيم از چه روي هرگز اين سود و زيانرا نشمريم جان زبون گشته…

Read More..

سوخت اوراق دل از اخگر پنداري چند – پروین اعتصامی

سوخت اوراق دل از اخگر پنداري چند ماند خاکستري از دفتر و طوماري چند روح زان کاسته گرديد و تن افزوني خواست که نکرديم حساب…

Read More..

اي دل عبث مخور غم دنيا را – پروین اعتصامی

اي دل عبث مخور غم دنيا را فکرت مکن نيامده فردا را کنج قفس چو نيک بينديشي چون گلشن است مرغ شکيبا را بشکاف خاک…

Read More..

همي با عقل در چون و چرائي – پروین اعتصامی

همي با عقل در چون و چرائي همي پوينده در راه خطائي همي کار تو کار ناستوده است همي کردار بد را ميستائي گرفتار عقاب…

Read More..

اي دوست، دزد حاجب و دربان نمي شود – پروین اعتصامی

اي دوست، دزد حاجب و دربان نمي شود گرگ سيه درون، سگ چوپان نمي شود ويرانه تن از چه ره آباد ميکني معموره دلست که…

Read More..

شالوده کاخ جهان بر آبست – پروین اعتصامی

شالوده کاخ جهان بر آبست تا چشم بهم بر زني خرابست ايمن چه نشيني درين سفينه کاين بحر هميشه در انقلابست افسونگر چرخ کبود هر…

Read More..

اي دل، فلک سفله کجمدار است – پروین اعتصامی

اي دل، فلک سفله کجمدار است صد بيم خزانش بهر بهار است باغي که در آن آشيانه کردي منزلگه صياد جانشکار است از بدسري روزگار…

Read More..

يکي پرسيد از سقراط کز مردن چه خواندستي – پروین اعتصامی

يکي پرسيد از سقراط کز مردن چه خواندستي بگفت اي بيخبر، مرگ از چه نامي زندگاني را اگر زين خاکدان پست روزي بر پري بيني…

Read More..

تو بلند آوازه بودي، اي روان – پروین اعتصامی

تو بلند آوازه بودي، اي روان با تن دون يار گشتي دون شدي صحبت تن تا توانست از تو کاست تو چنان پنداشتي کافزون شدي…

Read More..

سرو عقل گر خدمت جان کنند – پروین اعتصامی

سرو عقل گر خدمت جان کنند بسي کار دشوار کآسان کنند بکاهند گر ديده و دل ز آز بسا نرخها را که ارزان کنند چو…

Read More..

اي سيه مار جهان را شده افسونگر – پروین اعتصامی

اي سيه مار جهان را شده افسونگر نرهد مار فساي از بد مار آخر نيش اين مار هر آنکس که خورد ميرد و آنکه او…

Read More..

اگر روي طلب زائينه معني نگرداني – پروین اعتصامی

اگر روي طلب زائينه معني نگرداني فساد از دل فروشوئي، غبار از جان برافشاني هنر شد خواسته، تمييز بازار و تو بازرگان طمع زندان شد…

Read More..

حاصل عمر تو افسوس شد و حرمان – پروین اعتصامی

حاصل عمر تو افسوس شد و حرمان عيب خود را مکن ايدوست ز خود پنهان وقت ضايع نکند هيچ هنرپيشه جفت باطل نشود هيچ حقيقت…

Read More..

فلک، اي دوست، ز بس بيحد و بيمر گردد – پروین اعتصامی

فلک، اي دوست، ز بس بيحد و بيمر گردد بد و نيک و غم و شادي همه آخر گردد ز قفاي من و تو، گرد…

Read More..

اي شده شيفته گيتي و دورانش – پروین اعتصامی

اي شده شيفته گيتي و دورانش دهر درياست، بينديش ز طوفانش نفس ديويست فريبنده از او بگريز سر بتدبير بپيچ از خط فرمانش حله دل…

Read More..

اگر چه در ره هستي هزار دشواريست – پروین اعتصامی

اگر چه در ره هستي هزار دشواريست چو پر کاه پريدن ز جا سبکساريست بپات رشته فکندست روزگار و هنوز نه آگهي تو که اين…

Read More..

اي بي خبر ز منزل و پيش آهنگ – پروین اعتصامی

اي بي خبر ز منزل و پيش آهنگ دور از تو همرهان تو صد فرسنگ در راه راست، کج چه روي چندين رفتار راست کن،…

Read More..

عاقل از کار بزرگي طلبيد – پروین اعتصامی

عاقل از کار بزرگي طلبيد تکيه بر بيهده گفتار نداشت آب نوشيد چو نوشابه نيافت درم آورد چو دينار نداشت بار تقدير بآساني برد غم…

Read More..

اي شده سوخته آتش نفساني – پروین اعتصامی

اي شده سوخته آتش نفساني سالها کرده تباهي و هوسراني دزد ايام گرفتست گريبانت بس کن اي بيخودي و سربگريباني صبح رحمت نگشايد همه تاريکي…

Read More..

آنکس که چو سيمرغ بي نشانست – پروین اعتصامی

آنکس که چو سيمرغ بي نشانست از رهزن ايام در امانست ايمن نشد از دزد جز سبکبار بر دوش تو اين بار بس گرانست اسبي…

Read More..

دزد تو شد اين زمانه ريمن – پروین اعتصامی

دزد تو شد اين زمانه ريمن آن به که نگرديش به پيرامن گر برتريت دهد فروتن شو ور ايمنيت دهد مشو ايمن کشته است هماره…

Read More..

گرت ايدوست بود ديده روشن بين – پروین اعتصامی

گرت ايدوست بود ديده روشن بين بجهان گذران تکيه مکن چندين نه بقائيست به اسفند مه و بهمن نه ثباتي است به شهريور و فروردين…

Read More..

اي عجب! اين راه نه راه خداست – پروین اعتصامی

اي عجب! اين راه نه راه خداست زانکه در آن اهرمني رهنماست قافله بس رفت از اين راه، ليک کس نشد آگاه که مقصد کجاست…

Read More..

گردون نرهد ز تند رفتاري – پروین اعتصامی

گردون نرهد ز تند رفتاري گيتي ننهد ز سر سيه کاري از گرگ چه آمدست جز گرگي وز مار چه خاستست جز ماري بس بي…

Read More..

دل اگر توشه و تواني داشت – پروین اعتصامی

دل اگر توشه و تواني داشت در ره عقل کارواني داشت ديده گر دفتر قضا ميخواند ز سيه کاريش اماني داشت رهزن نفس را شناخته…

Read More..

نخواست هيچ خردمند وام از ايام – پروین اعتصامی

نخواست هيچ خردمند وام از ايام که با دسيسه و آشوب باز خواهد وام بچشم عقل درين رهگذر تيره ببين که گستراند قضا و قدر…

Read More..

اي کنده سيل فتنه ز بنيادت – پروین اعتصامی

اي کنده سيل فتنه ز بنيادت وي داده باد حادثه بر بادت در دام روزگار چرا چونان شد پايبند، خاطر آزادت تنها نه خفتن است…

Read More..

کار مده نفس تبه کار را – پروین اعتصامی

کار مده نفس تبه کار را در صف گل جا مده اين خار را کشته نکودار که موش هوي خورده بسي خوشه و خروار را…

Read More..

رهائيت بايد، رها کن جهانرا – پروین اعتصامی

رهائيت بايد، رها کن جهانرا نگهدار ز آلودگي پاک جانرا بسر برشو اين گنبد آبگون را بهم بشکن اين طبل خالي ميانرا گذشتنگه است اين…

Read More..

گويند عارفان هنر و علم کيمياست – پروین اعتصامی

گويند عارفان هنر و علم کيمياست وان مس که گشت همسر اين کيميا طلاست فرخنده طائري که بدين بال و پر پرد همدوش مرغ دولت…

Read More..

بد منشانند زير گنبد گردان – پروین اعتصامی

بد منشانند زير گنبد گردان از بدشان چهر جان پاک بگردان پاي بسي را شکسته اند به نيرنگ دست بسي را ببسته اند به دستان…

Read More..

کارها بود در اين کارگه اخضر – پروین اعتصامی

کارها بود در اين کارگه اخضر ليک دوک تو نگرديد ازين بهتر سر اين رشته گرفتي و ندانستي که هريمنش گرفتست سر ديگر موجها کرده…

Read More..

در خانه شحنه خفته و دزدان بکوي و بام – پروین اعتصامی

در خانه شحنه خفته و دزدان بکوي و بام ره ديو لاخ و قافله بي مقصد و مرام گر عاقلي، چرا بردت توسن هوي ور…

Read More..

سود خود را چه شماري که زيانکاري – پروین اعتصامی

سود خود را چه شماري که زيانکاري ره نيکان چه سپاري که گرانباري تو به خوابي، که چنين بيخبري از خود خفته را آگهي از…

Read More..

بسوز اندرين تيه، اي دل نهاني – پروین اعتصامی

بسوز اندرين تيه، اي دل نهاني مخواه از درخت جهان سايباني سبکدانه در مزرع خود بيفشان گر اين برزگر ميکند سرگراني چو کار آگهان کار…

Read More..