مست و هشيار – پروین اعتصامی

مست و هشيار محتسب، مستي به ره ديد و گريبانش گرفت مست گفت اي دوست، اين پيراهن است، افسار نيست گفت: مستي، زان سبب افتان…

Read More..

کارهاي ما – پروین اعتصامی

کارهاي ما نخوانده فرق سر از پاي، عزم کو کرديم نکرده پرسش چوگان، هواي گو کرديم بکار خويش نپرداختيم، نوبت کار تمام عمر، نشستيم و…

Read More..

سعي و عمل – پروین اعتصامی

سعي و عمل براهي در، سليمان ديد موري که با پاي ملخ ميکرد زوري بزحمت، خويش را هر سو کشيدي وزان بار گران، هر دم…

Read More..

جمال حق – پروین اعتصامی

جمال حق نهان شد از گل زردي گلي سپيد که ما سپيد جامه و از هر گنه مبرائيم جواب داد که ما نيز چون تو…

Read More..

اميد و نوميدي – پروین اعتصامی

اميد و نوميدي به نوميدي، سحرگه گفت اميد که کس ناسازگاري چون تو نشنيد بهر سو دست شوقي بود بستي بهر جا خاطري ديدي شکستي…

Read More..

نوروز – پروین اعتصامی

نوروز سپيده دم، نسيمي روح پرور وزيد و کرد گيتي را معنبر تو پنداري، ز فروردين و خرداد بباغ و راغ، بد پيغام آور برخسار…

Read More..

گله بيجا – پروین اعتصامی

گله بيجا گفت گرگي با سگي، دور از رمه که سگان خويشند با گرگان، همه از چه گشتستيم ما از هم بري خوي کردستيم با…

Read More..

عيبجو – پروین اعتصامی

عيبجو زاغي بطرف باغ، بطاوس طعنه زد کاين مرغ زشت روي، چه خودخواه و خودنماست اين خط و خال را نتوان گفت دلکش است اين…

Read More..

ذره و خفاش – پروین اعتصامی

ذره و خفاش در آنساعت که چشم روز ميخفت شنيدم ذره با خفاش ميگفت که اي تاريک راي، اين گمرهي چيست چرا با آفتابت الفتي…

Read More..

پيام گل – پروین اعتصامی

پيام گل به آب روان گفت گل کاز تو خواهم که رازي که گويم به بلبل بگوئي پيام ار فرستد، پيامش بياري بخاک ار درافتد،…

Read More..

آرزوها – پروین اعتصامی

آرزوها اي خوش از تن کوچ کردن، خانه در جان داشتن روي مانند پري از خلق پنهان داشتن همچو عيسي بي پر و بي بال…

Read More..

نغمه رفوگر – پروین اعتصامی

نغمه رفوگر شب شد و پير رفوگر ناله کرد کاي خوش آن چشمي که گرم خفتن است چه شب و روزي مرا، چون روز و…

Read More..

گذشته بي حاصل – پروین اعتصامی

گذشته بي حاصل کاشکي، وقت را شتاب نبود فصل رحلت در اين کتاب نبود کاش، در بحر بيکران جهان نام طوفان و انقلاب نبود مرغکان…

Read More..

شرط نيکنامي – پروین اعتصامی

شرط نيکنامي نيکنامي نباشد، از ره عجب خنگ آز و هوس همي راندن روز دعوي، چو طبل بانگ زدن وقت کوشش، ز کار واماندن خستگان…

Read More..

درياي نور – پروین اعتصامی

درياي نور بالماس ميزد چکش زرگري بهر لحظه ميجست از آن اخگري بناليد الماس کاي تيره راي ز بيداد تو، چند نالم چو ناي بجز…

Read More..

بام شکسته – پروین اعتصامی

بام شکسته بادي وزيد و لانه خردي خراب کرد بشکست بامکي و فرو ريخت بر سري لرزيد پيکري و تبه گشت فرصتي افتاد مرغکي وز…

Read More..

مرغ زيرک – پروین اعتصامی

مرغ زيرک يکي مرغ زيرک، ز کوتاه بامي نظر کرد روزي، بگسترده دامي بسان ره اهرمن، پيچ پيچي بکدار نطعي، ز خون سرخ فامي همه…

Read More..

کارگاه حرير – پروین اعتصامی

کارگاه حرير به کرم پيله شنيدم که طعنه زد حلزون که کار کردن بيمزد، عمر باختن است پي هلاک خود، اي بيخبر، چه ميکوشي هر…

Read More..

سختي و سختيها – پروین اعتصامی

سختي و سختيها نهفتن بعمري غم آشکاري فکندن بکشت اميدي شراري بپاي نهالي که باري نيارد جفا ديدن از آب و گل، روزگاري ببزم فرومايگان…

Read More..

جامه عرفان – پروین اعتصامی

جامه عرفان به درويشي، بزرگي جامه اي داد که اين خلقان بنه، کز دوشت افتاد چرا بر خويش پيچي ژنده و دلق چو مي بخشند…

Read More..

اندوه فقر – پروین اعتصامی

اندوه فقر با دوک خويشتن، پيرزني گفت وقت کار کاوخ! ز پنبه ريشتنم موي شد سفيد از بس که بر تو خم شدم و چشم…

Read More..

هرچه باداباد – پروین اعتصامی

هرچه باداباد گفت با خاک، صبحگاهي باد چون تو، کس تيره روزگار مباد تو، پريشان ما و ما ايمن تو، گرفتار ما و ما آزاد…

Read More..

گل سرخ – پروین اعتصامی

گل سرخ گل سرخ، روزي ز گرما فسرد فروزنده خورشيد، رنگش ببرد در آن دم که پژمرد و بيمار گشت يکي ابر خرد، از سرش…

Read More..

عهد خونين – پروین اعتصامی

عهد خونين ببام قلعه اي، باز شکاري نمود از ماکياني خواستگاري که من زالايش ايام پاکم ز تنهائي، بسي اندهناکم ز بالا، صبحگاهي ديدمت روي…

Read More..

ذره – پروین اعتصامی

ذره شنيده ايد که روزي بچشمه خورشيد برفت ذره بشوقي فزون بمهماني نرفته نيمرهي، باد سرنگونش کرد سبک قدم نشده، ديد بس گرانجاني گهي، رونده…

Read More..

پايه و ديوار – پروین اعتصامی

پايه و ديوار گفت ديوار قصر پادشهي که بلندي، مرا سزاوار است هر که مانند من سرافرازد پايدار و بلند مقدار است فرخم زان سبب…

Read More..

ارزش گوهر – پروین اعتصامی

ارزش گوهر مرغي نهاد روي بباغي ز خرمني ناگاه ديد دانه لعلي به روزني پنداشت چينه ايست، بچالاکيش ربود آري، نداشت جز هوس چينه چيدني…

Read More..

نغمه خوشه چين – پروین اعتصامی

نغمه خوشه چين ز درد پاي، پيرزني ناله کرد زار کامروز، پاي مزرعه رفتن نداشتم برخوشه چينيم فلک سفله، گر گماشت عيبش مکن، که حاصل…

Read More..

کيفر بي هنر – پروین اعتصامی

کيفر بي هنر بخويش، هيمه گه سوختن بزاري گفت که اي دريغ، مرا ريشه سوخت زين آذر هميشه سر بفلک داشتيم در بستان کنون چه…

Read More..

شوق برابري – پروین اعتصامی

شوق برابري ناروني بود به هندوستان زاغچه اي داشت در آن آشيان خاطرش از بندگي آزاد بود جايگهش ايمن و آباد بود نه غم آب…

Read More..

درخت بي بر – پروین اعتصامی

درخت بي بر آن قصه شنيديد که در باغ، يکي روز از جور تير، زار بناليد سپيدار کز من دگر بيخ و بني ماند و…

Read More..

بازي زندگي – پروین اعتصامی

بازي زندگي عدسي وقت پختن، از ماشي روي پيچيد و گفت اين چه کسي است ماش خنديد و گفت غره مشو زانکه چون من فزون…

Read More..

مادر دورانديش – پروین اعتصامی

مادر دورانديش با مرغکان خويش، چنين گفت ماکيان کاي کودکان خرد، گه کارکردن است روزي طلب کنيد، که هر مرغ خرد را اول وظيفه، رسم…

Read More..

کارآگاه – پروین اعتصامی

کارآگاه گربه پيري، ز شکار اوفتاد زار بناليد و نزار اوفتاد ناخنش از سنگ حوادث شکست دزد قضا و قدرش راه بست از طمع و…

Read More..

سپيد و سياه – پروین اعتصامی

سپيد و سياه کبوتري، سحر اندر هواي پروازي ببام لانه بياراست پر، ولي نپريد رسيد بر پرش از دور، ناوکي جانسوز مبرهن است کازان طعنه…

Read More..

تيره بخت – پروین اعتصامی

تيره بخت دختري خرد، شکايت سر کرد که مرا حادثه بي مادر کرد ديگري آمد و در خانه نشست صحبت از رسم و ره ديگر…

Read More..

امروز و فردا – پروین اعتصامی

امروز و فردا بلبل آهسته به گل گفت شبي که مرا از تو تمنائي هست من به پيوند تو يک راي شدم گر ترا نيز…

Read More..

نهال آرزو – پروین اعتصامی

نهال آرزو اي نهال آرزو، خوش زي که بار آورده اي غنچه بي باد صبا، گل بي بهار آورده اي باغبانان تو را، امسال سال…

Read More..

گل خودرو – پروین اعتصامی

گل خودرو بطرف گلشني، در نوبهاري گلي خودرو، دميد از جو کناري درخشنده، چو اندر درج گوهر فروزنده، چو بر افلاک اختر بدو گل گفت،…

Read More..

عمر گل – پروین اعتصامی

عمر گل سحرگه، غنچه اي در طرف گلزار ز نخوت، بر گلي خنديد بسيار که، اي پژمرده، روز کامراني است بهار و باغ را فصل…

Read More..

ديوانه و زنجير – پروین اعتصامی

ديوانه و زنجير گفت با زنجير، در زندان شبي ديوانه اي عاقلان پيداست، کز ديوانگان ترسيده اند من بدين زنجير ارزيدم که بستندم بپاي کاش…

Read More..

پايمال آز – پروین اعتصامی

پايمال آز ديد موري در رهي پيلي سترک گفت بايد بود چون پيلان بزرگ من چنين خرد و نزارم زانسبب که نه روز آسايشي دارم،…

Read More..

احسان بي ثمر – پروین اعتصامی

احسان بي ثمر باريد ابر بر گل پژمرده اي و گفت کاز قطره بهر گوش تو آويزه ساختم از بهر شستن رخ پاکيزه ات ز…

Read More..

نشان آزادگي – پروین اعتصامی

نشان آزادگي به سوزني ز ره شکوه گفت پيرهني ببين ز جور تو، ما را چه زخمها بتن است هميشه کار تو، سوراخ کردن دلهاست…

Read More..

کوه و کاه – پروین اعتصامی

کوه و کاه بچشم عجب، سوي کاه کرد کوه نگاه بخنده گفت، که کار تو شد ز جهل، تباه ز هر نسيم بلرزي، ز هر…

Read More..

شباويز – پروین اعتصامی

شباويز چو رنگ از رخ روز، پرواز کرد شباويز، ناليدن آغاز کرد بساط سپيدي، تباهي گرفت ز مه تا بماهي، سياهي گرفت ره فتنه دزد…

Read More..

خون دل – پروین اعتصامی

خون دل مرغي بباغ رفت و يکي ميوه کند و خورد ناگه ز دست چرخ بپايش رسيد سنگ خونين به لانه آمد و سر زير…

Read More..

باد بروت – پروین اعتصامی

باد بروت عالمي طعنه زد به ناداني که بهر موي من دو صد هنر است چون توئي را به نيم جو نخرند مرد نادان ز…

Read More..

لطف حق – پروین اعتصامی

لطف حق مادر موسي، چو موسي را به نيل در فکند، از گفته رب جليل خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه گفت کاي فرزند…

Read More..

قلب مجروح – پروین اعتصامی

قلب مجروح دي، کودکي بدامن مادر گريست زار کز کودکان کوي، بمن کس نظر نداشت طفلي، مرا ز پهلوي خود بيگناه راند آن تير طعنه،…

Read More..

زاهد خودبين – پروین اعتصامی

زاهد خودبين آن نشنيديد که در شيروان بود يکي زاهد روشن روان زنده دلي، عالم و فرخ ضمير مهر صفت، شهرتش آفاق گير نام نکويش…

Read More..

تير و کمان – پروین اعتصامی

تير و کمان گفت تيري با کمان، روز نبرد کاين ستمکاري تو کردي، کس نکرد تيرها بودت قرين، اي بوالهوس در فکندي جمله را در…

Read More..

آشيان ويران – پروین اعتصامی

آشيان ويران از ساحت پاک آشياني مرغي بپريد سوي گلزار در فکرت توشي و تواني افتاد بسي و جست بسيار رفت از چمني به بوستاني…

Read More..

ياد ياران – پروین اعتصامی

ياد ياران اي جسم سياه موميائي کو آنهمه عجب و خودنمائي با حال سکوت و بهت، چوني در عالم انزوا چرائي آژنگ ز رخ نميکني…

Read More..

گل پنهان – پروین اعتصامی

گل پنهان نهفت چهره گلي زير برگ و بلبل گفت مپوش روي، بروي تو شادمان شده ايم مسوز زاتش هجران، هزار دستان را بکوي عشق…

Read More..

طوطي و شکر – پروین اعتصامی

طوطي و شکر تاجري در کشور هندوستان طوطئي زيبا خريد از دوستان خواجه شد در دام مهرش پاي بند دل ز کسب و کار خود،…

Read More..

ديده و دل – پروین اعتصامی

ديده و دل شکايت کرد روزي ديده با دل که کار من شد از جور تو مشکل ترا دادست دست شوق بر باد مرا کندست…

Read More..

بي پدر – پروین اعتصامی

بي پدر به سر خاک پدر، دخترکي صورت و سينه بناخن ميخست که نه پيوند و نه مادر دارم کاش روحم به پدر مي پيوست…

Read More..

آتش دل – پروین اعتصامی

آتش دل به لاله نرگس مخمور گفت وقت سحر که هر که در صف باغ است صاحب هنريست بنفشه مژده نوروز ميدهد ما را شکوفه…

Read More..

نامه به نوشيروان – پروین اعتصامی

نامه به نوشيروان بزرگمهر، به شيروان نوشت که خلق ز شاه، خواهش امنيت و رفاه کنند شهان اگر که به تعمير مملکت کوشند چه حاجت…

Read More..