Partaw Naderi

از بلخ تا قونیه

از بلخ تا قونیه

از بلخ تا به قونیه اثر زیبای از استاد پرتو نادری که زندگی و اندیشه حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی مشهور به مولانای روم را بصدا آورده است خدمت شما دلبسته گان علم و عرفان تقدیم مینمایم. آدرس دانلود

​The Big Picture  The Small Mirror

​The Big Picture  The Small Mirror

My mother was from the green salvation tribe She spoke the language of the people of paradise    She put on a silk chador of faith  Her heart was like God’s empyrean majestic as His truth And no one knew that I heard God’s voice  in the beatings of her heart      A...

لحظه‌ها دیوانه‌گی خود را

لحظه‌ها دیوانه‌گی خود را

لحظه‌ها دیوانه‌گی خود را با تار پوسیدۀ تعارف رفو می‌کنند لحظه‌هایی که سیب سرخ گونه‌هایت در حریر بوسه‌های من می پیچید و من چنان طراوت باران در تمام هستی ات جاری می شدم و بی هیچ هراسی دستانم در انار باغ‌های کاپیسا تا کندهار سرگردان بودند ما عشق را این گونه آغاز کردیم و رسیدم به سنگلاخی که زنده‌گی در ز...

آفتاب از سوی دیگر بر شده

آفتاب از سوی دیگر بر شده

آفتاب از سوی دیگر بر شده می‌گسار نور بی‌ساغر شده زورق خورشید بی‌کافور نور آسمان دریای بی‌گوهر شده شهر ما بت‌خانۀ پندارهاست بت‌گری را هر یکی آزر شده کشتی اندیشه‌ها در گل نشست گویی این جا بادبان لنگر شده تا که شب وارونه می‌پوشد قبا وسعت اندیشه بی‌خاور شده آسمان از ابرها پوشیده روی دامن بانوی باران تر ...

آتشی بودیم، خاکستر شدیم

آتشی بودیم، خاکستر شدیم

آتشی بودیم، خاکستر شدیم رودبار خشک بی‌گوهر شدیم پونه‌زار ماه بودیم ای دریغ پای‌مال مار چندین سر شدیم زنده‌گی را در افق گم کرده‌ایم آسمان کور بی‌خاور شدیم سنگ در گل‌خانۀ مشرق زدیم هر کجا آینه دار شر شدیم کاروان را سنگ بر پا بسسته‌ایم هیچ و پوچ خو یش را رهبر شدیم فاتحان وادی افسانه‌ایم تا به ظلمت رفته...

شب بی تو از ستاره صدایی نمی رسد

شب بی تو از ستاره صدایی نمی رسد

شب بی تو از ستاره صدایی نمی رسد شیپور ماهتاب به جایی نمی رسد در گوش سنگ‌زار سیاهی درین سكوت از نی‌نواز نور، نوایی نمی رسد زین رود بار حادثه چون بگذرم كه هیچ بر فرق پیل موج عصایی نمی رسد چندین بهار آمد و اما درین چمن یك سبزه هم به نشو نمایی نمی رسد در خون‌زمین سوگ به جز بوته‌های دود سرو بلند سبز قبای...

از پیش من، سپیده دمان كوچ می كند

از پیش من، سپیده دمان كوچ می كند

از پیش من، سپیده دمان كوچ می كند شب می رسد سپیدۀ جان كوچ می كند هرجا كه بود همهمۀ شاد زنده‌گی از شاخه های سبز جوان كوچ می كند چشمان سبز باغ، لبالب ز گریه است آب روان ز جوی روان كوچ می‌كند تا مرگ‌سار حادثه زین خاك‌دان سوگ یك آسمان ستاره شبان كوچ می كند شب هركجا به گوش سحر طبل می زند از كام آفتاب زبان...

نشگفته تمام غنچه ها پیر شدند پرتو نادری

نشگفته تمام غنچه ها پیر شدند پرتو نادری

من و آیینه و خورشید، مردیم پرتو نادری

من و آیینه و خورشید، مردیم پرتو نادری

عقاب پیر کوهستان دورم پرتو نادری

عقاب پیر کوهستان دورم پرتو نادری

شبانه می رود شب می شگوفد پرتو نادری

شبانه می رود شب می شگوفد پرتو نادری

شب است و اختران بیمار وغمناک پرتون نادری

شب است و اختران بیمار وغمناک پرتون نادری

ز دریا موج گوهربار ناید پرتو نادری

ز دریا موج گوهربار ناید پرتو نادری

بهاران صد چمن اندیشه دارد پرتو نادری

بهاران صد چمن اندیشه دارد پرتو نادری

دیشب نظری به سوی دریا کردم پرتو نادری

دیشب نظری به سوی دریا کردم پرتو نادری

بهار می رسد؛ اما نه با ترانۀ گل پرتو نادری

بهار می رسد؛ اما نه با ترانۀ گل پرتو نادری

بهار آید چو پیدایت کنم یار پرتو نادری

بهار آید چو پیدایت کنم یار پرتو نادری

بهار آمد خزانی دارد این دل پرتو نادری

بهار آمد خزانی دارد این دل پرتو نادری