بر من قلم قضا جو بی من دانند – حکیم عمر خیام

بر من قلم قضا جو بی من دانند پس نیک و بدش ز من چرا می دانند دی، بی من و امروز، چو دی بی…

Read More..

ماییم خریدار می کهنه و نو – حکیم عمر خیام

ماییم خریدار می کهنه و نو و انگاه فروشنده جنت به دو جو دانی که پس از مرگ کجا خواهی رفت می پیش من آر…

Read More..

خوش باش که پخته اند سودای تو دی – حکیم عمر خیام

خوش باش که پخته اند سودای تو دی فارغ شده اند از تمنای تو دی قصه چه کنم که بی تقاضای تودی دادند قرار کار…

Read More..

آنکس که بخوبان لب خندان دادست – حکیم عمر خیام

آنکس که بخوبان لب خندان دادست خون جگری بدردمندان دادست گر قسمت ما نداد شادی غم نیست شادیم که غم هزار چندان دادست چې ګلرخو…

Read More..

صد خانه ز خوناب دلم ویران است – حکیم عمر خیام

صد خانه ز خوناب دلم ویران است وز گریۀ زار بیم صد چندانس از هر مژه ناودان خون است روان گر من مژه را بهم…

Read More..

بیمارم و تب در امتحانم دارد – حکیم عمر خیام

بیمارم و تب در امتحانم دارد نا خوردن می قصد بجانم دارد وین طرفه نگر که هر چه در بیماری جز باده خورم همه زیانم…

Read More..

من بی می ناب زیستن نتوانم – حکیم عمر خیام

من بی می ناب زیستن نتوانم بی باده کشیدن بار تن نتوانم من تنده آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیر و من…

Read More..

آنرا منگر که ذوفنون آید مرد – حکیم عمر خیام

آنرا منگر که ذوفنون آید مرد در عهد و وفا نگر که چون آید مرد از عهده عهد اگر برون آید مرد از هرچه گمان…

Read More..

دا رنده چو ترکیب طبایع اراست – حکیم عمر خیام

دا رنده چو ترکیب طبایع اراست از بهر چه اوفگندش اندر کم کاست گر نیک آمد شکستن از بهر چه بود ور نیک نیامد این…

Read More..

ای دل همه اسباب جهان خواسته گیر – حکیم عمر خیام

ای دل همه اسباب جهان خواسته گیر باغ طربت به سبزه آراسته گیر و آنگاه بر آن سبزه شبی چو شبنم بنشسته و بامداد برخاسته…

Read More..

عمرت چه دو صد بود چه سه صد چه هزار – حکیم عمر خیام

عمرت چه دو صد بود چه سه صد چه هزار زین کهنه سرا برون برندت ناچار گر پادشهی و گر گدای بازار این هر دو…

Read More..

تا در تن تست استخوان ورگ و پی – حکیم عمر خیام

تا در تن تست استخوان ورگ و پی از خانۀ تقدیر منه بیرون پی گردن منه ارخصم بود رستم زال منت مکش ار دوست بود…

Read More..

من دامن زهد و توبه پی خواهم کرد – حکیم عمر خیام

من دامن زهد و توبه پی خواهم کرد با موی سپید قصد ی می خواهم کرد پیمانه عمر من به هفتاد رسید این دم نکنم…

Read More..

از جمله رفتگان این راه دراز – حکیم عمر خیام

از جمله رفتگان این راه دراز باز آمده کیست تا به ما گوید راز پس بر سر این دو راهۀ آز و نیاز تا هیچ…

Read More..

در ده صنما که جهانرا تابیست – حکیم عمر خیام

در ده صنما که جهانرا تابیست ز آن می که گل نشاط را زو آبیست بشتاب که آتش جوانی آبیست در یاب که بیداری دولت…

Read More..

این کوزه که آبخورۀ مزدوری است – حکیم عمر خیام

این کوزه که آبخورۀ مزدوری است از دیدۀ شاهست و دل دستوری است هر کاسه می که بر کف مخموری است از عارض مستی و…

Read More..

کردیم دگر شیوهء رندی آغاز – حکیم عمر خیام

کردیم دگر شیوهء رندی آغاز تکبیر همی زنیم بر پنج نماز هر جا که پیاله ایست ما را بینی گردن چو صراحی سوی او کرده…

Read More..

تا راه قلندری نپویی نشود – حکیم عمر خیام

تا راه قلندری نپویی نشود رخساره به خون دل نشویی نشود سودا چه پزی که تا چو دلسوختگان یکباره به ترک خود نگویی نشود چې…

Read More..

می خور که بزیر گل بسی خواهی خفت – حکیم عمر خیام

می خور که بزیر گل بسی خواهی خفت بی مونس و بی رفیق و بی همدم و جفت زنهار به کس مگو تو این راز…

Read More..

افسوس که نامۀ جوانی طی شد – حکیم عمر خیام

افسوس که نامۀ جوانی طی شد وین تازه تهار زندگانی طی شد آن مرغ طرب که نام او بود شباب افسوس ندانم که کی آمد…

Read More..

در دایره سهر نا پیدا غور – حکیم عمر خیام

در دایره سهر نا پیدا غور می نوش به خوشدلی که دور است بجور نوبت جو بدور تو رسد آه مکن جا می است که…

Read More..

ای دوست غم جهان بیهوده مخور – حکیم عمر خیام

ای دوست غم جهان بیهوده مخور بیهوده غم جهان فرسوده مخور چون بود گذشت و نیست نابود پدید خوش باش و غم بوده و نابوده…

Read More..

گر باده خوری تو با خردمندان خور – حکیم عمر خیام

گر باده خوری تو با خردمندان خور یا با صنمی لاله رخ خندان خور بسیار مخور ورد مکن فاش مساز اندک خور و گه گاه…

Read More..

تا زهره و مه در آسمان گشت پدید – حکیم عمر خیام

تا زهره و مه در آسمان گشت پدید بهتر ز می ناب کسی هیچ ندید من در عجبم ز میفروشان کایشان به زآنکه فروشند چه…

Read More..

هر لذت و راحتی که خلاق نهاد – حکیم عمر خیام

هر لذت و راحتی که خلاق نهاد از تهر مجر دان در آفاق نهاد هر کس که ز طاق منقلب گشت بجفت آسایش خود ببرد…

Read More..

آن لعل در آبگینۀ ساده بیار – حکیم عمر خیام

آن لعل در آبگینۀ ساده بیار وان محرم و مونس هر آزاده بیار چون می دانی که مدت عالم خاک باد است که زود بگذرد…

Read More..

در کارگه کوزه گری کردم رای – حکیم عمر خیام

در کارگه کوزه گری کردم رای در پایه چرخ دیدم استاد بپای میکرد دلیر کوزه رادسته و سر از کلۀ پادشاه و از دست گدای…

Read More..

ایام جوانی است و شراب اولیتر – حکیم عمر خیام

ایام جوانی است و شراب اولیتر با خوش پسران باده ناب اولیتر این عالم فانی چو خراب است و یباب از باده در و مست…

Read More..

گر شاخ بقا ز بیخ بختت رُستست – حکیم عمر خیام

گر شاخ بقا ز بیخ بختت رُستست ور بر تن تو عمر لباسی چُستست در خیمه تن که سایه بانی است ترا هان تکیه مکن…

Read More..

چون آگهی ای پسر ز هر اسراری – حکیم عمر خیام

چون آگهی ای پسر ز هر اسراری چندین چه خوری بیهوده تیماری چون می نرود باختیارت کاری خوش باش درین نفس که هستی باری چې…

Read More..

هر دل که اسیر محنت اوست خوشست – حکیم عمر خیام

هر دل که اسیر محنت اوست خوشست هر سر که غبار سر آن کوست خوشست از دوست بناوک غم آزرده مشو خوش باش که هر…

Read More..

از رنج کشیدن آدمی حُر گردد – حکیم عمر خیام

از رنج کشیدن آدمی حُر گردد قطره چو کشد حبس صدف دُر گردد گر مال نماندسر بماند بجای پیمانه چو شد تهی دگر پُر گردد…

Read More..

دنیا همه سر بسر ترا خواسته گیر – حکیم عمر خیام

دنیا همه سر بسر ترا خواسته گیر صد گنج بزر و گوهر آراسته گیر پس بر سر آن گنج چو بر صحرا برف روزی دو…

Read More..

با بط میگفت ماهی در تب و تاب – حکیم عمر خیام

با بط میگفت ماهی در تب و تاب باشد که به جوی رفته باز اید آب بط میگفت که چون من و تو گشتیم کباب…

Read More..

گر چه غم و رنج من درازی دارد – حکیم عمر خیام

گر چه غم و رنج من درازی دارد عیش و طرب تو سرفرازی دارد بر هردو مکن تکیه که دوران فلک در پرده هزار گونه…

Read More..

چون هست زمانه در شتاب ای ساقی – حکیم عمر خیام

چون هست زمانه در شتاب ای ساقی برنه بکفم جام شراب ای ساقی هنگام صبوح قفل از در بکشای تعجیل که آمد آفتاب ای ساقی…

Read More..

هر یک چندی یکی بر آید که منم – حکیم عمر خیام

هر یک چندی یکی بر آید که منم با نعمت و با سیم و زر آید که منم چون کارک او نظام گیرد روزی ناگه…

Read More..

اندازۀ عمر بیش از شصت منه – حکیم عمر خیام

اندازۀ عمر بیش از شصت منه هر جا که قدم نهی به جز مست منه زان پیش که کاسه سرت کوزه کنند تو کوزه ز…

Read More..

رو بر سر افلاک و جهان خاک انداز – حکیم عمر خیام

رو بر سر افلاک و جهان خاک انداز می میخور و گِرد خوبرویان می تاز چی جای عتاب آمد و چه جای نیاز کز جمله…

Read More..

با تو بخرابات همی گویم راز – حکیم عمر خیام

با تو بخرابات همی گویم راز به زانکه کنم بی تو بمحراب نماز ای اول و آخر همه خلقان تو خواهی تو مرا بسوز و…

Read More..

ما عاشق و آشفته و مستیم امروز – حکیم عمر خیام

ما عاشق و آشفته و مستیم امروز در کوی بتان باده پرستیم امروز از هستی خویش بکلی رسته پیوسته بمحراب الستیم امروز نن له هر…

Read More..

خشت سر خم ز مملکت جم خوشتر – حکیم عمر خیام

خشت سر خم ز مملکت جم خوشتر بوی قدح از غذای مریم خوشتر آه سحری ز سینه خماری از ناله بوسعید و ادهم خوشتر د…

Read More..

یارب تو جمال آن مهر انگیز – حکیم عمر خیام

یارب تو جمال آن مهر انگیز آراسته یی به سنبل عنبر بیز پس حکم همی کنی که در وی منگر این حکم چنان بود که…

Read More..

آنها که بفکرت در معنی سفتند – حکیم عمر خیام

آنها که بفکرت در معنی سفتند در ذات خداوند سخنها گفتند سر رشته اسرار ندانست کسی اول زنخی زدند و آخر خفتند د معنی چې…

Read More..

زین خانه که به صد نوا آمده ایم – حکیم عمر خیام

زین خانه که به صد نوا آمده ایم رفتند بسی ز ما و ما آمده ایم از رفته و آینده نگفته است کسی باید بکجا…

Read More..

با روی نکو و لب و جوی و مل و ورد – حکیم عمر خیام

با روی نکو و لب و جوی و مل و ورد تا بتوانم عیش و طرب خواهم کرد تا بوده ام و باشم و خواهم…

Read More..

ماه رمضان چنانکه امسال آمد – حکیم عمر خیام

ماه رمضان چنانکه امسال آمد بر پای خرد بند گران آمد ای بار خدای خلق را غافل ساز تا پندارند که ماه شوال آمد د…

Read More..

خواهی که اساس عمر محکم یابی – حکیم عمر خیام

خواهی که اساس عمر محکم یابی روزی بعالم دل خرم یابی فارغ منشین ز خوردن باده و می تا لذت عمر خود دمادم یابی که…

Read More..

یکدست بمصحفیم و یکدست بجام – حکیم عمر خیام

یکدست بمصحفیم و یکدست بجام گه مرد حلالیم و گهی مر حرام ماییم درین گنبد فیروزه رخام نی کافر مطلق نه مسلمان تمام هم د…

Read More..

آنها که خلاصۀ جهان ایشانند – حکیم عمر خیام

آنها که خلاصۀ جهان ایشانند بر اوج فلک براق فکرت رانند در معرفت ذات تو مانند فلک سر گشته و سرنگون و سرگردانند چې په…

Read More..

ساقی دل من زدست اگر خواهد رفت – حکیم عمر خیام

ساقی دل من زدست اگر خواهد رفت بحر است کجا خود بدر خواهد رفت صوفی که چو ظرف تنگ از خویش پر است یک جرعه…

Read More..

بر دار پیاله و سبو ای دلجو – حکیم عمر خیام

بر دار پیاله و سبو ای دلجو بر گرد بگرد سبزه زار و لب جو کاین چرخ بسی قد بتان مهرو صد بار پیاله کرد…

Read More..

من باده خورم و لیک مستی نکنم – حکیم عمر خیام

من باده خورم و لیک مستی نکنم الا بقدح دراز دستی نه کنم دانی غرضم ز می پرستی چه بود تا همچو تو خویشتن پرستی…

Read More..

تن زن چو بزیر فلک بیباکی – حکیم عمر خیام

تن زن چو بزیر فلک بیباکی من نوش چو در جهان آفت ناکی چون اول و آخرت بجز خاکی نیست انگار که بر خاک نه…

Read More..

یک چند به کودکی به استاد شدیم – حکیم عمر خیام

یک چند به کودکی به استاد شدیم یک چند ز استادی خود شاد شدیم پایان سخن شنو که ما را چه رسید از خاک در…

Read More..

آنی که دم مسیح یار تو شده است – حکیم عمر خیام

آنی که دم مسیح یار تو شده است بخشیدن جان همیشه کار تو شده است جان بخشش تواست گر فدای تو کنیم هم گوهر گنج…

Read More..

سنت بکن و فرضیه حق بگذار – حکیم عمر خیام

سنت بکن و فرضیه حق بگذار و آن لقمه که داری ز کسان باز مدار در خون کس و مال کسی قصد نکن در عهدۀ…

Read More..

با یار چو آرمیده باشی همه عمر – حکیم عمر خیام

با یار چو آرمیده باشی همه عمر لذات جهان چشیده باشی همه عمر هم آخر عمر رحلتت باید کرد خوابی باشد که دیده باشی همه…

Read More..

ماییم در اوفتاده چون مرغ بدام – حکیم عمر خیام

ماییم در اوفتاده چون مرغ بدام دلخسته روزگار و آشفته مدام سرگشته در این دایرۀ بی در و بام نا آمده بر مراد و نا…

Read More..

خورشید سپهر بی زوالی عشق است – حکیم عمر خیام

خورشید سپهر بی زوالی عشق است مرغ چمن خجسته فالی عشق است عشق آن نبود که همچو بلبل نالی هر گه که بمیری و نه…

Read More..