زیبا بیافریده خدایت چرا چنین ! ؟ – نقشبند حیدری

زیبا بیافریده خدایت چرا چنین ! ؟ ما را ز خویش برده هوایت چرا چنین ! ؟ شبها که در سکوت فرو میرود جهان آید…

Read More..

از من این فاصله ای یار دلیلی دارد ! – نقشبند حیدری

از من این فاصله ای یار دلیلی دارد ! سرد مهری تو انگار دلیلی دارد ! اندکی حس کنم امسال تفاوت کرده گرمجوشی تو از…

Read More..

مفاعیلن مفاعیلن رها کن – نقشبند حیدری

مفاعیلن مفاعیلن رها کن دلت را با دل من آشنا کن دوبیتی دو چشمت را بنازم نگاهی گاهگاهی سوی ما کن !

Read More..

چرا اینرنگ جانا ناپدیدی – نقشبند حیدری

چرا اینرنگ جانا ناپدیدی چسان یکباره گی ازمن بریدی !؟ گمانم درکتاب خاطراتت عزیزم روی نامم خط کشیدی !؟ تمام حرفهایت هست یادم همه لطف…

Read More..

دوست دارم چشم و ابروی تو نقاشی کنم – نقشبند حیدری

دوست دارم چشم و ابروی تو نقاشی کنم روز و شب روی تو و موی تو نقاشی کنم در خیالم هست خود را درغروب خلوتی…

Read More..

اندکی دورتر از خویش نرفتیم دریغ ! – نقشبند حیدری

اندکی دورتر از خویش نرفتیم دریغ ! گرچه رفتیم ز خود ، بیش نرفتیم دریغ ! ما همان در عقب قافله سرگردانیم گامی از هیچ…

Read More..

من از تو جهان دیگری یافته ام – نقشبند حیدری

من از تو جهان دیگری یافته ام انگار که جان دیگری یافته ام اینگونه فقط تو حرف من میدانی چندیست زبان دیگری یافته ام !

Read More..

چگونه شعر بگویم ! هوای شعر کجاست ! – نقشبند حیدری

چگونه شعر بگویم ! هوای شعر کجاست ! کجاست شور رهایی فضای شعر کجاست ! زبان درد که داند ! ؟ خیال عشق ، که…

Read More..

رفته رفته گشت ناپیدا چنان گم کردمش – نقشبند حیدری

رفته رفته گشت ناپیدا چنان گم کردمش چند گامی بود بامن ناگهان گم کردمش او خیالی بود ؟ خوابی بود ؟ حیرانم ولی هرچه باشد…

Read More..

ای صدای سبز همدلی ! ای بهار پر ترانه ام – نقشبند حیدری

ای صدای سبز همدلی ! ای بهار پر ترانه ام از تو یافته ست رنگ و بو شعر سرخ عاشقانه ام موج موج ناله بر…

Read More..

مقابل تو نشینم اگر خدا خواهد – نقشبند حیدری

مقابل تو نشینم اگر خدا خواهد گل نگاه بچینم اگر خدا خواهد تو آسمان بلندی توان رسید به تو ! اگر چه اهل زمینم اگر…

Read More..

حالا دگر جواب ندارد سلام من – نقشبند حیدری

حالا دگر جواب ندارد سلام من یک حرف کهنه ایست برای تو نام من مثل کبوتری بنشستی و ناگهان یکباره بیدریغ پریدی ز بام من…

Read More..

زین بعد حدیث دل نخوانم بهتر ! – نقشبند حیدری

زین بعد حدیث دل نخوانم بهتر ! بر لب سخن عشق نرانم بهتر آنگونه که رفته ام من از یاد کسی در خاطر هیچکس نمانم…

Read More..

ای نابترین غزل نگاهت بانو ! – نقشبند حیدری

ای نابترین غزل نگاهت بانو ! من شیفتۀ چشم سیاهت بانو ! بگذار که لحطه یی ییاساید دل از رنج زمانه در پناهت بانو !!!

Read More..

نقشبند حیدرییدری – نقشبند حیدری

نقشبند حیدرییدری در غروب دلتنگی من ترانه میسازم لحظه های دردم را شاعرانه میسازم موج موج غوغایم از نگاه خاموشی هی سرود چشمی را بیکرانه…

Read More..

حضورت سبز بادا گلبن من ! – نقشبند حیدری

حضورت سبز بادا گلبن من ! پیامت جان دمیده در تن من چسانست و چه پیوندست با تو مرا ! بی من ، که داند…

Read More..

شب خسته ز رنج روز مانند همیش – نقشبند حیدری

شب خسته ز رنج روز مانند همیش با خاطر آزرده ز بیگانه و خویش ای وای گذشت عمر و از سر نرود اندیشه نیک و…

Read More..

بازهم رنگی برای نقشبازی میزنند – نقشبند حیدری

بازهم رنگی برای نقشبازی میزنند با سر افگنده لاف سرفرازی میزنند بارها دیدند میبازند در میدان ولی جست و خیزی با خیال ترکتازی میزنند جامه…

Read More..

محو سکوت لحظه ها – نقشبند حیدری

محو سکوت لحظه ها مثل کتاب کهنه یی در طاق نسیان مانده ام باری نمی‌خوانی مرا !

Read More..

چرا دایم خموشی مهربانم – نقشبند حیدری

چرا دایم خموشی مهربانم بگو حرفی عزیز نکته دانم! نمیدانی ؟نمیخواهم که باشد کس دیگربجرتو همزبانم

Read More..

زیبا ترین ترانه سرود نگاه توست ! – نقشبند حیدری

زیبا ترین ترانه سرود نگاه توست ! فریاد عاشقانه سرود نگاه توست ! چشم تو کهکشان بلند محبت است ! دنیای بیکرانه سرود نگاه توست…

Read More..

به یاد صوفی وارسته رند عافیت سوزی که هستی اش را در قمار عشق گذاشته بود – نقشبند حیدری

به یاد صوفی وارسته رند عافیت سوزی که هستی اش را در قمار عشق گذاشته بود چند بیت از یک غزل شور انگیز : با…

Read More..

نگه بی بهره از ذوق امید است – نقشبند حیدری

نگه بی بهره از ذوق امید است سحر درمنزل شب ناپدید است دریغا ! صورت آیینه ها نیز تهی از معنی نور و نوید است

Read More..

خون ما جاریست اما کس نمیپرسد چرا ! ؟ – نقشبند حیدری

خون ما جاریست اما کس نمیپرسد چرا ! ؟ جوی بود و گشت دریا کس نمیپرسد چرا ! ؟ حال ما امروز از دیروز بدتر…

Read More..

شیرین و دلربا به نظر آمدی بیا ! – نقشبند حیدری

شیرین و دلربا به نظر آمدی بیا ! آیا ز شهر شهد و شکر آمدی ؟ بیا ! ای تازه تر ز غنچه تر ای…

Read More..

بی همدم و آشنا جهان دلگیراست – نقشبند حیدری

بی همدم و آشنا جهان دلگیراست هرچیز به دیده بی گمان دلگیراست وقتی که میان همه تنها باشی ایدوست ! زمین و آسمان دلگیراست !

Read More..

هرچه باشد اینقدر بی اعتنایی خوب نیست – نقشبند حیدری

هرچه باشد اینقدر بی اعتنایی خوب نیست آشنایی وآنگهی نا آشنایی خوب نیست گرچه حرف کهنه و تکرار میگویم ولی بی وفایی بی وفایی بی…

Read More..

دریغ ! در شب تاریک ، ماه گم کردیم – نقشبند حیدری

دریغ ! در شب تاریک ، ماه گم کردیم کجا رویم ! ؟ که ره را ز چاه گم کردیم ندیده چهره تابان صبح آزادی…

Read More..

عید است به مهر آشنا باید شد ! – نقشبند حیدری

عید است به مهر آشنا باید شد ! وز دا مگه کینه رها باید شد ! زیباست ز روی راستی با همه گان چون آینه…

Read More..

پس از دیر زمانی سخنی در دل زد ! – نقشبند حیدری

پس از دیر زمانی سخنی در دل زد ! تهیست خاطرم از هرچه آرزو بگذر نمانده است امیدی ز گفتگو بگذر کنون که نیست جوابی…

Read More..

هوای شعرهایم تازه از کیست !؟ – نقشبند حیدری

هوای شعرهایم تازه از کیست !؟ مرا هنگامه و آوازه از کیست !؟ بگوای یار دریا دل ! که هردم بجانم شوربی اندازه از کیست…

Read More..

دوبیتی میسرایم تا بخوانی – نقشبند حیدری

دوبیتی میسرایم تا بخوانی مگرحال خرابم را بدانی چه سازم با دل الفت سرشتم !؟ که دارد با تو مهر جاودانی

Read More..

غم غربت کشیدن بود مشکل – نقشبند حیدری

غم غربت کشیدن بود مشکل دویدن نا رسیدن بود مشکل پی آیینه رو کردن به هرسو ولی خود را ندیدن بود مشکل !

Read More..

تکرار یک دردیم جانفرسا ، چه می‌پرسی – نقشبند حیدری

تکرار یک دردیم جانفرسا ، چه می‌پرسی ماییم و این اندوه پا برجا چه می‌پرسی امروز از دیروز بدتر شد نگاهی کن تصویر زشت صورت…

Read More..

دلدادۀ آسمان آبی توام! – نقشبند حیدری

دلدادۀ آسمان آبی توام! سرگرم نگاه آفتابی توام! تو آینۀ خموش گویای منی من محو جواب بیجوابی توام !!!

Read More..

فریاد زخود رها رهایم بشنو ! – نقشبند حیدری

فریاد زخود رها رهایم بشنو ! درد دل کیست درنوایم بشنو ! صد ناله نهفته هست درسینه مرا خنیاگر غربتم صدایم بشنو !!!

Read More..

تهیست خاطرم از هرچه آرزو بگذر – نقشبند حیدری

تهیست خاطرم از هرچه آرزو بگذر نمانده است امیدی ز گفتگو بگذر کنون که نیست جوابی سوال یاران را مپرس هیچ ، نگهدار دم فرو…

Read More..

دوبیتی میسرایم در هوایت – نقشبند حیدری

دوبیتی میسرایم در هوایت بخوانی و بگوش آید صدایت اگر میل دوبیتی نیست اینک عزیز من غزل سازم برایت ! بمان با من که بودن…

Read More..

مرده ست هوای شعر در من بی او – نقشبند حیدری

مرده ست هوای شعر در من بی او گمگشته صدای شعر در من بی او دیریست که واژه یی نروید ز دلم خالیست فضای شعر…

Read More..

تو مپندار که هر بی خبری میداند – نقشبند حیدری

تو مپندار که هر بی خبری میداند از دل دربدرم دربدری میداند ! تلخی این سفرو معنی تنهایی من آنکه گمگشته ز وی همسفری میداند…

Read More..