Nadia Tajik

سکوت درد

سکوت درد

سکوت درد پوسیده دیگر حنجره ها پشت این میله ها بغضی گره خورده و کور و به سمت نابودی سرازیر تا کی باید در بی کسی محکوم باشم به دل تنگی رهایم کن رها تا باز سروده شوم در هوای آزادی نادیا تاجک

رها میکنم در طوفان خودم را

رها میکنم در طوفان خودم را

رها میکنم در طوفان خودم را تادرهم بکشد من و وابستگی هایم را این بار قایقی خواهم ساخت از جنس استواری پایدارتراز الوندودماوند آری قایقی خواهم ساخت از تن تنومند هر آزادی خواه نه از جنس دستانی که فقط پشت پرده رامیشناسد ومی هراسد از چهره ی واقعی خود آنان که برای آزادی خوابی نمی بینند جز نابودی نادیاتاجیک

Mother By Nadia Tajik

Mother By Nadia Tajik

  Mother I kiss to your hands I put my head on your laps I accompany you Step by step Shoulder to shoulder Being with you is my dream Be my companion In these mortal moments You fill up my loneliness with your presence That I am from your essence Accept So I gradually feel your presence In the ...