ای صبح ازل طلعت روح افزایت – ملا هادی سبزواری

ای صبح ازل طلعت روح افزایت ای شعلهٔ جواله قد و بالایت خم پیش دو ابروی تو قاب قوسین ‌‌خلق اللهی گواه او ادنایت

Read More..

لیکن نه سری که غیر پا پنداری – ملا هادی سبزواری

لیکن نه سری که غیر پا پنداری تا آنک آری بدین سخن انکاری آن پا و سر آن سر است و پاهان بشنو ‌‌گر دانش…

Read More..

از فرقت آن سیمتن ماه جبین – ملا هادی سبزواری

از فرقت آن سیمتن ماه جبین شد همچو قلم جسم من ز ارحزین مسطرزده نامهٔ نوشتم سوی دوست ‌‌یعنی تنم از هجر تو گردیده چنین

Read More..

مائیم ز قید هر دو عالم رسته – ملا هادی سبزواری

مائیم ز قید هر دو عالم رسته جز عشق تو بر جمله در دل بسته المنة لله که شدیم آخر کار ‌‌پیوسته بجانان و ز…

Read More..

ای از تو بهر چمن بهر گل بوئی – ملا هادی سبزواری

ای از تو بهر چمن بهر گل بوئی هر چیزی را بیاد تو یاهوئی کوی تو بود کعبهٔ مقصود همه ‌‌اقطار بمرکز آید از هر…

Read More..

مائیم که آئینهٔ روی شاهیم – ملا هادی سبزواری

مائیم که آئینهٔ روی شاهیم وز سر دل خود بخدا آگاهیم چون یوسف از اخوانش از اغوای توی ‌‌بس صاحب جاهیم و بقعر چاهیم

Read More..

ای ذات تو ز اغراض و صفات آمده پاک – ملا هادی سبزواری

ای ذات تو ز اغراض و صفات آمده پاک کوتاه ز دامان تو دست ادراک ‌‌در هرچه نظر کنم تو آئی به نظر ‌‌لاظاهر فی…

Read More..

یا من هو نورا عین ایقاظ – ملا هادی سبزواری

یا من هو نورا عین ایقاظ یا من هو روح انفس حفاظ سبحانک لست قائلا بالثانی ‌‌انت المعنی و کلنا الفاظ

Read More..

ای حاجب ابروی تو هرابروئی – ملا هادی سبزواری

ای حاجب ابروی تو هرابروئی از روی تو آب روی هر دلجوئی حسن همه زان تست بل عشق همه ‌‌در هر کوئی ز تست گفتگوئی

Read More..

با غیر علی کیم سرو برگ بود – ملا هادی سبزواری

با غیر علی کیم سرو برگ بود جز نور علی نیست اگر درک بود گویند دم مرگ توان دید او را ‌‌ای کاش که هر…

Read More..

دلدار چو مغز است و جهان جمله چو پوست – ملا هادی سبزواری

دلدار چو مغز است و جهان جمله چو پوست ناید بنظر مرا بجز جلوهٔ دوست مردم ره کعبه و حرم پیمایند ‌‌در دیدهٔ اسرار همه…

Read More..

ز عشقش سوز در هر سینه بینم – ملا هادی سبزواری

ز عشقش سوز در هر سینه بینم غمش را گنج هر گنجینه بینم ه آیینهٔ اویند دلکش ‌‌ندانم در کدام آیینه بینم

Read More..

شهروزه شدی و شاه دوران بودی – ملا هادی سبزواری

شهروزه شدی و شاه دوران بودی بهروزه شدی لعل بدخشان بودی با اهرمن انبازی و هم خاک نشین ‌‌هم بزم فرشته نور یزدان بودی

Read More..

عالم صفت حسن سراپای من است – ملا هادی سبزواری

عالم صفت حسن سراپای من است افلاک وعناصر همه اعضای من است در حیرتم از نظم عجیبی که مراست ‌‌آغاز سرانجام همه پای من است

Read More..

برداشته ام دو دست از بهر دعا – ملا هادی سبزواری

برداشته ام دو دست از بهر دعا ای شاه دو عالم بنگر سوی گدا دادی بمن اذن ذکر نامت از لطف ‌‌ورنه تو کجا و…

Read More..