گل می دمد ز شاخ و وزد باد نوبهار – ملا هادی سبزواری

گل می دمد ز شاخ و وزد باد نوبهار ساقی تفقدی کن و جامی ز می بیار در کشتزار حسن رخش سبزه میدمد رخش نظر…

Read More..

صبا برگو بآن شیرین که گاهی – ملا هادی سبزواری

صبا برگو بآن شیرین که گاهی چه باشد گر کنی برمانگاهی اگر بر ما گدایان رحمت آری تو کاندر کشور دل پادشاهی مدام از عمر…

Read More..

دمی نه کار زوی مرگ بر زبانم نیست – ملا هادی سبزواری

دمی نه کار زوی مرگ بر زبانم نیست چرا که طاقت بیداد آسمانم نیست بزیر تیغ تو من پر زدن هوس دارم هوای بال فشانی…

Read More..

تحمل از غم تو یا ز روزگار کنم – ملا هادی سبزواری

تحمل از غم تو یا ز روزگار کنم بغیر آنکه خورم خون دل چکار کنم اگر عناصر این نه فلک ورق گردد غمت رقم نشود…

Read More..

ای که با نور خرد نور خدا میجوئی – ملا هادی سبزواری

ای که با نور خرد نور خدا میجوئی خویش بین عکس نظر کن به کجا میپوئی چیست ماهیت و مرآت چه عین ثابت حد تقریب…

Read More..

اتی الربیع قیل الهموم بالنغماتی – ملا هادی سبزواری

اتی الربیع قیل الهموم بالنغماتی بگیر جام شرابی بنوش آب حیاتی قدم نهاده ببالین و من بشکر قدومش نثرت در فوادی علیه فی الخطواتی نموده…

Read More..

هست در سینه سل بدیده سبل – ملا هادی سبزواری

هست در سینه سل بدیده سبل زین طعامی که کرده خصم دغل گه شدش یوم لیل و لیلش یوم بوم آسا زهی ضلال و زلل…

Read More..

که انداین کاروان یارب چه کس میرفت و میآمد – ملا هادی سبزواری

که انداین کاروان یارب چه کس میرفت و میآمد که از روز ازل بانگ جرس میرفت و می آمد زهی زان نور بی پایان خهی…

Read More..

ز جهان بود وجود تو غرض – ملا هادی سبزواری

ز جهان بود وجود تو غرض گل عرض بوده و بود تو غرض گرچه مسجود ملک شد آدم بود از آن سجده سجود تو غرض…

Read More..

خانهٔ دل حریم خلوت اوست – ملا هادی سبزواری

خانهٔ دل حریم خلوت اوست جان کامل سریر حضرت اوست همه آینهٔ رخ آدم آدم آیینه بهر طلعت اوست آدمی چونکه معرفت اندوخت قابل خلعت…

Read More..

به تیغم گرنمائی سینه صد چاک – ملا هادی سبزواری

به تیغم گرنمائی سینه صد چاک فوادی یبتغیک القلب یهواک تو هرگز گر نمیآری ز من یاد فانی طول عمری است انساک ز سر تا…

Read More..

آنچه در مدرسه عمریست که اندوختمی – ملا هادی سبزواری

آنچه در مدرسه عمریست که اندوختمی بیکی عشوه ساقی همه بفروختمی در دبستان ازل روز نخست از استاد بجز از درس غم عشق نیاموختمی نقشت…

Read More..

مه آیینه داری است از طلعتش – ملا هادی سبزواری

مه آیینه داری است از طلعتش قیامت نموداری از قامتش صفای ارم نزهت باغ خلد همه مستعار است از صفوتش ملیحان و کان ملاحت تمام…

Read More..

صبا از ما بگو آن بیوفا را – ملا هادی سبزواری

صبا از ما بگو آن بیوفا را شکیبا تا بکی گشتی تو ما را چو ما را در حریمت بار نبود مده باری ره اغیار…

Read More..

دهید شیشهٔ صهبای سالخورده بدستم – ملا هادی سبزواری

دهید شیشهٔ صهبای سالخورده بدستم کنون که شیشهٔ تقوای چند ساله شکستم کتاب و خرقه و سجاده رهن باده نمودم بتار چنگ زدم و چنگ…

Read More..

جهان گیرئی کز سیاهی برآید – ملا هادی سبزواری

جهان گیرئی کز سیاهی برآید هر افسون و نیرنگ کآید ببابل جوانا مبر جور ز اندازه ترسم چو افتاده ما را که کام دگرها تعلل…

Read More..

باز بلبل لحن موسیقار داشت – ملا هادی سبزواری

باز بلبل لحن موسیقار داشت دعوی دیدار موسی وار داشت گل بگلزار آتش از رخسار زد یعنی آتش نخل عاشق بار داشت عشق او خونخوار…

Read More..

اَلا مَن مُبَلِغٌ سَلُمی سَلامی – ملا هادی سبزواری

اَلا مَن مُبَلِغٌ سَلُمی سَلامی که در راهش دهم جان گرامی نسیم صبح و بانگ مرغ برخاست نَسیمی هاتَ لی کَأسُ المُدامی مکن ناصح مرا…

Read More..

گرمه من برافکند از رخ خود نقاب را – ملا هادی سبزواری

گرمه من برافکند از رخ خود نقاب را گوشه نشین کند ز غم خسرو آفتاب را خال سیه مگو بر آن لعل گرانبها بود جوهری…

Read More..

سینه بشوی از علوم زاده سینا – ملا هادی سبزواری

سینه بشوی از علوم زاده سینا نور و سنائی طلب ز وادی سینا یار عیانست بی نقاب در اعیان لیک دراعین کجا است دیده بینا…

Read More..

دلا دیریست دور از دلستانی – ملا هادی سبزواری

دلا دیریست دور از دلستانی جدا از بارگاه لامکانی سوی ملک مغان کردی سفرها برای دوستان گو ارمغانی همه یاران بنزلگه غنودند تو با این…

Read More..

ترا چون مهر با غیر است و اسرار نهانی هم – ملا هادی سبزواری

ترا چون مهر با غیر است و اسرار نهانی هم برو ارزانی او باد این لطف زبانی هم مرایکجرعه می از دستت ای ساقی بسی…

Read More..

ای قامت تو سرو لب جویبار دل – ملا هادی سبزواری

ای قامت تو سرو لب جویبار دل وی طلعت تو صورت باغ و بهار دل افکنده عقد زلف تو در کار جان گره در طرهٔ…

Read More..

اختران پرتو مشکوة دل انور ما – ملا هادی سبزواری

اختران پرتو مشکوة دل انور ما دل ما مظهر کل کل همگی مظهر ما نه همین اهل زمین را همه باب اللهیم نه فلک در…

Read More..

یار با ما بیوفائی میکند – ملا هادی سبزواری

یار با ما بیوفائی میکند بی سبب از ما جدائی میکند میکند با آشنا بیگانگی با رقیبان آشنائی میکند راه مردم میزند گیسوی او شمع…

Read More..

کم اسی صیاد فی جوالقفص – ملا هادی سبزواری

کم اسی صیاد فی جوالقفص قل لنا حتی متی تحسوالقصص روی آزادی ندیده دیدهام کیف قیدمنه صید ما خلص موزیم او ندی ماذا بدا بدرتم…

Read More..

روردهٔ میناکشی چشم سیه مستش نگر – ملا هادی سبزواری

روردهٔ میناکشی چشم سیه مستش نگر واندر فن عاشق کشی حسن زبردستش نگر از بهر قتل عاشقان مژگان او ناوک زنان از قامتش تیر و…

Read More..

خرامد از برم آن قد و قامت – ملا هادی سبزواری

خرامد از برم آن قد و قامت عجب گردین و دل ماند سلامت چه نسبت با قیامت قامتت را که خیزد از قیامت صد قیامت…

Read More..

به چار سوق طریقت بجز متاع محبت – ملا هادی سبزواری

به چار سوق طریقت بجز متاع محبت بکار نیست قماشی بنزد اهل حقیقت به چشم اهل حقیقت شود مجاز حقیقت شریعت است طریقت طریقت است…

Read More..

ای از صفات گشته هویدا همه صفات – ملا هادی سبزواری

ای از صفات گشته هویدا همه صفات ذات خجسته ات شده مرآت بهر ذات نزدیک شد که دعوی پیغمبری کنی کز خط کتاب داری و…

Read More..

هزاران آفرین بر جان حافظ – ملا هادی سبزواری

هزاران آفرین بر جان حافظ همه غرقیم در احسان حافظ ز هفتم آسمان غیب آمد لسان الغیب اندر شان حافظ پیمبر نیست لیکن نسخ کرده…

Read More..

صبحگاهان بسوی خانهٔ خمّار شدم – ملا هادی سبزواری

صبحگاهان بسوی خانهٔ خمّار شدم سرکشیدم دو سه پیمانه و از کار شدم نور آن مهر زهر ذره نمودارم شد که اناالحق شنوا از در…

Read More..

دمیده بر رخ آن نازنین خط – ملا هادی سبزواری

دمیده بر رخ آن نازنین خط بنفشه سان بگرد یاسمین خط جهان گیرد بخط دور لعلش سلیمان است و دارد برنگین خط ببین جوشیده بر…

Read More..

جستهام شیرین سخن یاری فصیح – ملا هادی سبزواری

جستهام شیرین سخن یاری فصیح شور شهری خسروی شوخی ملیح پیش آن بالا بلند شمشاد پست نزد آن وجه حسن خوبان قبیح لعل میگونش بگفتار…

Read More..

ای نقش چکل چوگل محدث – ملا هادی سبزواری

ای نقش چکل چوگل محدث لم تحلف ان تفی و تحنث از هجر رخ تو تلخ کامم عن منطق المنی تحدث تنیت لی الشباب عمری…

Read More..

اگر فرزانهام بهرچه از زلفت در اغلالم – ملا هادی سبزواری

اگر فرزانهام بهرچه از زلفت در اغلالم اگر دیوانهام چون بی نصیب از سنگ اطفالم دل من نی همین زان ماه مهر آسا نیاساید غمی…

Read More..

گودست کشد از ناز این نرگس طنّازت – ملا هادی سبزواری

گودست کشد از ناز این نرگس طنّازت مردم همه را کشتی دیگر که کشد نازت دل برده بیک عشوه لعل لب شیرینت جان برده بیک…

Read More..

سینه پر ناله و لب خاموش است – ملا هادی سبزواری

سینه پر ناله و لب خاموش است بر زبان قفل و دلم در جوش است خود گر افلاک و گر عنصر خاک همه را بار…

Read More..

دل نبود آن دلی که نه دله باشد – ملا هادی سبزواری

دل نبود آن دلی که نه دله باشد مشغله را کن یله مشعله باشد نامهٔ حق است دل بحق بنگارش نیست روا پرنقوش باطله باشد…

Read More..

تو چون پیمان عهدت می شکستی – ملا هادی سبزواری

تو چون پیمان عهدت می شکستی چرا با ما نخستین عهد بستی من از تو نگسلم پیوند و الفت اگرچه رشتهٔ جانم گسستی سحرگاهان برون…

Read More..

ای قبلهٔ حاجات ملک طرف کلاهت – ملا هادی سبزواری

ای قبلهٔ حاجات ملک طرف کلاهت مجموعه آفات فلک طرز نگاهت بیچاره کشی پیشهٔ زلفان کمندت خونخواره وَشی شیوهٔ چشمان سیاهت خونم بخور و غم…

Read More..

از آن زلف پریشانیم چون سنبل پریشانها – ملا هادی سبزواری

از آن زلف پریشانیم چون سنبل پریشانها وز آن چاک گریبانیم چاک اندر گریبانها چو یک معنی که پوشانی بگوناگون عباراتی حجار پرتو رخسارهٔ جانانه…

Read More..

هندوی خال رخش باج ز عنبر گرفت – ملا هادی سبزواری

هندوی خال رخش باج ز عنبر گرفت پستهٔ جان پرورش شهد ز شکر گرفت دور رخش بردمید طرهٔ شبرنگ او لشکر دلها کشید خسر و…

Read More..

قد کاد شمسی تخفی شعاعه – ملا هادی سبزواری

قد کاد شمسی تخفی شعاعه یا صحبت نوحوا حیوو داعه گرداری ای شاه عزم هلاکم این تیغ و این سرسمعاً و طاعه تا کی نمائی…

Read More..

ساقی بیا که عمر گران مایه شد تلف – ملا هادی سبزواری

ساقی بیا که عمر گران مایه شد تلف دایم نخواهد این در جان ماند در صدف طفلی است جان و مهد تن او راقرارگاه چون…

Read More..

خوشا جانی که جانانش تو باشی – ملا هادی سبزواری

خوشا جانی که جانانش تو باشی خوشادردی که درمانش تو باشی بباید ترک جان گفت و بسر رفت بآن راهی که پایانش تو باشی نه…

Read More..

بمن گر یک نظر آن ماه زیبا منظر اندازد – ملا هادی سبزواری

بمن گر یک نظر آن ماه زیبا منظر اندازد به پای انداز نظاره تن زارم سراندازد صبا آمد عبیر افشان تو گوئی آتشین رویم ززلف…

Read More..

ای آتش هوای تو در جان عالمی – ملا هادی سبزواری

ای آتش هوای تو در جان عالمی در عهد تو ندیده کسی عیش خرمی از حال من مپرس که دارم دلی ز هجر چون زلف…

Read More..

مرا از عشق دل لبریز خون است – ملا هادی سبزواری

مرا از عشق دل لبریز خون است چو اخگر کز محبّت در درون است مگو عشق این نهنگ آتشین است محبت نیست این دریای خون…

Read More..

شورش عشق تو درهیچ سری نیست که نیست – ملا هادی سبزواری

شورش عشق تو درهیچ سری نیست که نیست منظر روی تو زیب نظری نیست که نیست نیست یک مرغ دلی کش نفکندی بقفس تیر بیداد…

Read More..

دور از شاه خراسان در بلا – ملا هادی سبزواری

دور از شاه خراسان در بلا همچو ایوبم بکرمان مبتلا آدم آسا از فریب آسمان صرت من فردوس طوس را حلا گرچه دارالفقر کرمان جنتی…

Read More..

جرعهٔ ما را ز لعل می پرستش مشکل است – ملا هادی سبزواری

جرعهٔ ما را ز لعل می پرستش مشکل است گوشه چشمی بما از چشم مستش مشکل است آنکه عالم را به تیغ بی نیازی قتل…

Read More..

ایزد بسرشت چون گل ما – ملا هادی سبزواری

ایزد بسرشت چون گل ما مهر تو نهفت در دل ما باز آی که رونقی ندارد بی شمع رخ تو محفل ما چون هست ندیم…

Read More..

افسردگانیم از باده کوشط – ملا هادی سبزواری

افسردگانیم از باده کوشط تا دروی افتیم غلتیم چون بط غم لشگر انگیزد وران بلاخیز کو جام و ساقی کو عود و بربط آفاق دیدم…

Read More..

گرم صدبار میرانی مدامت مدح گو باشم – ملا هادی سبزواری

گرم صدبار میرانی مدامت مدح گو باشم اگر خون مرا ریزی که بازت خاک کو باشم بخون آلودهٔ تیغ ویم همدم مده غسلم بدین تقریب…

Read More..

شبی دارم دراز و تیره همچون تار گیسویت – ملا هادی سبزواری

شبی دارم دراز و تیره همچون تار گیسویت دلی دارم پریشان همچو موی عنبرین بویت ز مژگان خارها درجویبار دیدگان بستم که ماندلخت دل وزصاف…

Read More..

دل بشد از دست یاران فکر درمانش کنید – ملا هادی سبزواری

دل بشد از دست یاران فکر درمانش کنید مرهم زخم عجین از آب پیکانش کنید شهسوارم میرود ای اشک راهش را ببند ای سپاه ناله…

Read More..

تا دل اندر نظر آورده نگار عجبی – ملا هادی سبزواری

تا دل اندر نظر آورده نگار عجبی ز اشک خونین برخم کرده نگار عجبی کرده از خون شهیدان کف سیمین گلرنگ بسته تهمت بحنا حیله…

Read More..

ای که ریزی بدل ریشم از آن حقه نمک – ملا هادی سبزواری

ای که ریزی بدل ریشم از آن حقه نمک حقه بازی ز دهان تو بیاموخت فلک جلوه گر چون بخرامی تو بود ذکر ملک بهر…

Read More..

از باده مغز تر کن و آن یار نغز جو – ملا هادی سبزواری

از باده مغز تر کن و آن یار نغز جو تا سر رود بسر رو و تا پا بپا بپو بر نقش ما سوا خط…

Read More..