Mullah Abdul Wahid Waize

قند لبان – ملا عبدالواحد واعظی

قند لبان – ملا عبدالواحد واعظی

قند لبان پیوسته به دل حسن دل آرای تو باشد افسون شده ئ قامت زیبای تو باشد کوته نظران گرد رخ دوست نگردند صاحب نظران واله و شیدای تو باشد در کعبه ئ دل عکس دل آرای تو دیدم در چشم ترم ذوق و تماشای تو باشد دنیایی وصال دل حیران زده ئ من آراسته به آن دولت دنیای تو باشد بر تار دلم تار دو زلفت گره خورده مجنون... »

شرار آتش عشقم – ملا عبدالواحد واعظی

شرار آتش عشقم – ملا عبدالواحد واعظی

شرار آتش عشقم شبی از نور دلدارم چراغان میشود آخر بهار باغ امیدم گلستان میشود آخر اگر چه از فراق او به موج دیده میغلتم یقین دارم که این گوهرفروزان میشود آخر شرار آتش عشقم عجایب حالتی دارد زمانی گر شود پنهان نمایان میشود آخر به کوه جانگدازی ها اگر چون شمع میسوزم تبسمگاه جان سوزش فراوان میشود آخر به دش... »

خورشید غزل – ملا عبدالواحد واعظی

خورشید غزل – ملا عبدالواحد واعظی

خورشید غزل عمریست که گرفتار خم ابروی یارم در حاشیه ئ عزت آن زلف نگارم آن چشم زرافشان و همان حاجب ابرو در مزرعه ئ مهر و وفا کرده شکارم در عالم هستی چه کنم قبله ئ عالم دل بردی ز کف ازدل وجان پا به فرارم مهتاب جهانتاب جمالی تو مرا کشت بی دود همه جا آتشی در موج شرارم وحشت زده ئ زلف سمن سای توگشتم تا آنک... »

آهوی صحرای دل – ملا عبدالواحد واعظی

آهوی صحرای دل – ملا عبدالواحد واعظی

آهوی صحرای دل 🌷 🌹 همچو غنچه تازه گل وا کرده ئی 🌷 🌹 جای خود را در دل ما کرده ئی 🌷 🌹 گلشن قلبم گرفتی از کرم 🌷 🌹 خانه ئ گم کرده پیدا کرده ئی 🌷 🌹 در هوای عالم دیدار خود 🌷 🌹 بنده را مشتاق و شیدا کرده ئی 🌷 🌹 آهوی صحرای دل نازم تو را 🌷 🌹 دل بچشم خویش بینا کرده ئی 🌷 🌹 در بساط ناموس داغ جنون 🌷 🌹 فرحت افزا دش... »

لب لعل نگار – ملا عبدالواحد واعظی

لب لعل نگار – ملا عبدالواحد واعظی

لب لعل نگار در کنار ساحل از دریای شهناز آمدم مست و لایعقل شده شیدای شهناز آمدم چون زنیستی من قدم در دار این هستی زدم دیده بستم تا به این دنیای شهناز آمدم من ز نور او شدم او شد ز نور دیگری تا به نور عشق کم پیدای شهناز آمدم سرخی درچشمم فتاد عیبی نمیدانم بخود چونکه من از گلبن حمرای شهناز آمدم خون دل خو... »

غروب چهره ئ خورشید – ملا عبدالواحد واعظی

غروب چهره ئ خورشید – ملا عبدالواحد واعظی

غروب چهره ئ خورشید رموز عاشقی را من ز آن دلدار آموختم گل گلواژه هایم را ازان گلزار آموختم خیال آرزوهایش عجائب عالمی دارد ز الهام بلاکیفش همین اشعار آموختم به یادش هر زبانی را بدیدم نغز میخواند به هر لهجه صفاتش را ز هر ابرار آموختم بدور خورشیدوصلش چوذره پیچ درپیچم ز نور دولت مهرش عجب اسرار آموختم محی... »

سرزمین عاطفه – ملا عبدالواحد واعظی

سرزمین عاطفه – ملا عبدالواحد واعظی

سرزمین عاطفه توعجب نوری که عالم همه شیدای توشد همه سرگشته و آواره به دنیای تو شد آنچنان عشوه نمودی که همه اهل خرد محو رخسار همان قامت بالای تو شد تار و پود اینهمه هستی به دوران فلک شکر لله که همان سرخط امضای تو شد سر زمین عاطفه دشت محبت همه جا باورم شد که همه از عشق زیبای تو شد قند مصری اگرش نام جها... »

چراغ معدلت – ملا عبدالواحد واعظی

چراغ معدلت – ملا عبدالواحد واعظی

چراغ معدلت سر نوشت ملت ما را جفا دارد بکف دانه ئ جنگ و جدل را آشنا دارد بکف ملت ما پارچه پارچه شد بنام این و آن هر یکی از دفتری بر خود لوا دارد بکف تا بکی ما را هوسبازان به ناحق میکشند این سیاست تا بکی این ماجرا دارد بکف عقل و فهم و درک واحساسی بمانگزاشتند هر یکی از خون ما رنگ حنا دارد بکف هرکسی گرد... »

آرزوی صلح – ملا عبدالواحد واعظی

آرزوی صلح – ملا عبدالواحد واعظی

آرزوی صلح روز و شب دراینوطن پیکار باشد سخت نیست جسم بی جان زیر هر آوار باشد سخت نیست باز تاب انتحار در ازدحام خاص و عام کشته ها در کوچه و بازار باشد سخت نیست در فراق نو جوان و طفل دانشجوی خود مرد و زن با دیده ئ خونبار باشد سخت نیست نو جوانان هیچ ندانستند بهار زندگی جنگ وآشوب هر کجا بسیار باشد سخت نی... »

گل مریم و یاس – ملا عبدالواحد واعظی

گل مریم و یاس – ملا عبدالواحد واعظی

گل مریم و یاس عزیز دلم در بهار آمده برای دلی بی قرار آمده چو کبک دری ساق پا نیلگون چمیده به این لاله زار آمده گل مریم و یاس خوشبوی من دمیده به این جویبار آمده گل ناز شهناز دریده یخن شگفته به نقش و نگار آمده چنان خوشگل نازک خوبرو که در قلب لاله فگار آمده بچشمان شهلای خودتیرعشق گرفته به قصد شکار آمده ... »

طواف کعبه ئ دل – ملا عبدالواحد واعظی

طواف کعبه ئ دل – ملا عبدالواحد واعظی

طواف کعبه ئ دل تا نسوزی کی شوی روشن به این دنیای عشق در فراق موج ها طوفان کند دریای عشق گر همیخواهی که دستیابی به الفتگاه راز گوهر اشکی بیفشان اندرین صحرای عشق کاروان عشق که در صحرای الفت میرود تا بیابد نقش پای مفهوم و معنای عشق منزل مقصود صحبت را حرمگاه دل است جوهر این اعتماد غلتیده در پهنای عشق بر... »

رمز خورشید – ملا عبدالواحد واعظی

رمز خورشید – ملا عبدالواحد واعظی

رمز خورشید عزیزم جان جانانم تو باشی بهشت وحور و غلمانم تو باشی اگر چه رمز خورشید آفرینی ولیکن ماه تابانم تو باشی محیط بر یاد رویت میزند موج چراغ هر شبستانم تو باشی هوس تصویر نازت بر دلم کرد فروغ چشم حیرانم تو باشی به اعجاز گل رویت اسیرم سرور کنج زندانم تو باشی گل دست منی شهناز مقبول عروس عصر دورانم ... »

بهار گلگشت – ملا عبدالواحد واعظی

بهار گلگشت – ملا عبدالواحد واعظی

بهار گلگشت ای آنکه نام پاکت مدح و بیان من شد تیر نگاه نازت آتش به جان من شد ای آنکه از نگاهت آتش گرفته قلبم آن چشم عاشقانه اشک روان من شد در بین گلعذاران من که تو را ستودم رخسار نازنینت درد نهان من شد آمد بهار گلگشت روئیده از زمینم شهناز ماه جبینم نام و نشان من شد در باغ دل شگفته گل های آرزویم گلهای... »

مناجات مردم مستضعف افغانستان – ملا عبدالواحد واعظی

مناجات مردم مستضعف افغانستان – ملا عبدالواحد واعظی

مناجات مردم مستضعف افغانستان الهی دولت افغان به سامان میشود یانه جفای ظلم و استبداد درمان میشود یانه طی سی سال خونریزی زدست روس وحشتگر اساس خلقی و پرچم ویران میشود یانه همین آرمان ملت بود مجاهد هرطرف جنگید که کاخ پرچمی با خاک ، یکسان میشود یانه ز دست دیو و دد ملعون صفت خاکم مبرا کن مگر خواهد شدن این... »

قبله ئ اهل دل – ملا عبدالواحد واعظی

قبله ئ اهل دل – ملا عبدالواحد واعظی

قبله ئ اهل دل از نگاه تو به دل آلاله پیدا میشود گلشن امید ازان هنگامه زیبا میشود ایکه در بستان دل بشگفتی از روی ادب ازقدومت خوشه خوشه گل تماشا میشود گر چو شبنم درگل رخسار هر برگی شدی از عروج تو غبار ناز صحرا میشود سر زمین قدس ناز و دشت مهر و همدلی در نشستن گاه زیبای تو دیبا میشود شوخ چشمی های نازت آ... »

شوخ چشمی های آهو – ملا عبدالواحد واعظی

شوخ چشمی های آهو – ملا عبدالواحد واعظی

شوخ چشمی های آهو شد گرفتم از گلی رنگ گلاب دلبری تا مرا بنمود به هر صفحه حساب دلبری از محبت بر لب گل خنده شبنم میزند تا بر آید از کنارش آفتاب دلبری گل به گلزار وصال یار مینازد به شوق چون به هرگوشه دمیده فصل و باب دلبری شوخ چشمی های آهو چشم را افسون کند میدهد بر دشت دل هردم خطاب دلبری دل که دردستم نبا... »

دامن مولا – ملا عبدالواحد واعظی

دامن مولا – ملا عبدالواحد واعظی

دامن مولا در گلشن دل دیدن گلهای تو دارم در باغ هوس عزت رویای تو دارم بشگفته گلی تازه به دنیای طبیعت خندیدن آن دامن صحرای تو دارم نورسته به بستان دلم سروسمن بوی پیوسته گلم شوق و تمنای تو دارم در دشت ادبگاه دلم نور ببخشا مجنون صفتم دیدن لیلای تو دارم شهناز من ای دامنه ئ مهر و محبت در حافظه ام تصویر زی... »

انگیزه ئ شور غزل – ملا عبدالواحد واعظی

انگیزه ئ شور غزل – ملا عبدالواحد واعظی

انگیزه ئ شور غزل غافل از آنم که دل اندر طلب میسوزد همچو مهتابی که در ظلمت شب میسوزد حوریان دست ادب بر دیده بر سر زدند بهر دیدار تو صد دست ادب میسوزد تو که همچون دل قرآن و به یاسین مانی پیش این گوهر نام تو لقب میسوزد حسن زیبای تو شد مظهر دیدار همه عاشقانت همه چون ترک و عرب میسوزد آنکه گوید که منم دیگ... »

ماه من شهناز من – ملا عبدالواحد واعظی

ماه من شهناز من – ملا عبدالواحد واعظی

ماه من شهناز من در مسیر عاشقی جان و دلم شیدا کنم سر به صحرا میزنم تا عاشقم پیدا کنم دامن صحراگرفتن کارشوخی نیست ونیست در سکوت شب چو مجنون یاد آن لیلا کنم دشت دل را آبیاری کار خوبان است و بس تشنه ماندم کی توانم ترک این صحرا کنم در سرای عاشقان فریاد عشقت میزنم تا در آن غربت سرا یک محشری برپا کنم گر چه... »

عیش و نوش – ملا عبدالواحد واعظی

عیش و نوش – ملا عبدالواحد واعظی

عیش و نوش دیدم جمال ناز تو رفت عقل و هوش من دیگر مخوان وعظ و نصیحت بگوش من حالا که دل به عالم دیگر کشیده ام بر من ببخش ناصح من عیب پوش من شهناز من ستوده به هر ناز و نعمتی بوی تو شد عطر تنم گل فروش من عشقت مرا نغمه سرای جهان نمود تا که شنید دشت و بیابان سروش من خلقی به کوه رحمت تو سجده میکنند تو بهتر... »

ساحل شهناز – ملا عبدالواحد واعظی

ساحل شهناز – ملا عبدالواحد واعظی

ساحل شهناز ای دلبری نیکویم دنیای منی امشب بسته به دو گیسویم شیدای منی امشب از هجر گلی رویت مجنون بیابانم ای کوکب مه رویم لیلای منی امشب چون یوسف کنعانی در عشق زلیخایم گرشش طرفی پویم پیدای منی امشب از نور نگاهی تو اندر آتشی طورم صد کوه دیگر جویم سینای منی امشب گلوانه صفت گشتم در ساحل شهنازم چون لاله ... »

چاه زنخدان – ملا عبدالواحد واعظی

چاه زنخدان – ملا عبدالواحد واعظی

چاه زنخدان صدقه شوم خال بر روی تو کشته مرا قامت دلجوی تو چشم شهلا قوت جانم شده قبله ئ دل طاق دو ایروی تو معبد من مسجد و ماوای من جلوه نموده سر زانوی تو چشم شوخت آویز قلبم شده همچنان ماه طلعت نیکوی تو دست هوس عزتی گرددنصیب با عطوفت شانه زند موی تو خاطر پژمرده ئ باغ دلم غنچه ئ بشگفته شد از بوی تو شمع ... »

ادب آموز شهناز – ملا عبدالواحد واعظی

ادب آموز شهناز – ملا عبدالواحد واعظی

ادب آموز شهناز گل خوشبوی عطرآگین به هر گلزار می زیبد سخن سنجیده را دایم شکر گفتار می زیبد اگر چه منعم و شاهی و گر در بستر فقری سحرخیزی به هر چشمی شودبیدار می زیبد به این دار بلا اکنون ادب آموز شهنازم به این ساده دل عاجزچنین غمخوار می زیبد قلندر وار به هر جای اگر من صحبتی دارم نوای عشق جانسوزش به هر ... »

گفتم که گل یاس منی – ملا عبدالواحد واعظی

گفتم که گل یاس منی – ملا عبدالواحد واعظی

گفتم که گل یاس منی گفتم که گلی تازه به گلزار تو باشم گفتا که من هم عاشق دیدار تو باشم گفتم که بگو نام شریفت گل نازم گفتا که همان شهناز دلدار تو باشم گفتم که به دنبال تو جانانه بیایم گفتا که بیا مایل رفتار تو باشم گفتم که گل یاس منی سرو سمن بوی گفتا که گل مخمل بازار تو باشم گفتم که عجب مقبول خوشرنگ ت... »

عروس بهار – ملا عبدالواحد واعظی

عروس بهار – ملا عبدالواحد واعظی

عروس بهار مرا از عروس بهارم مپرس ازان گلبن لاله زارم مپرس معطر گلی بین بوستان سرا سرشتی ازان گلعذارم مپرس خودش گل بود قامتش سر و ناز ازین لطف پروردگارم مپرس به سودای زلف و به رخسار گل ز شهناز پر اختیارم مپرس شریف و لطیف و ندیم و انیس حسب از نسب بهر یارم مپرس حمیده جمال و ستوده خصال ز جیب یخن از نگار... »

رقص و سماع – ملا عبدالواحد واعظی

رقص و سماع – ملا عبدالواحد واعظی

رقص و سماع آن کعبه ئ دل جمله ئ ارکان من اینجاست چون ابر بهار رحمت باران من اینجاست در بحر جنون غمزه ئ امواج سعادت فریاد دل و بزم خروشان من اینجاست از گوهر شب تاب دلم هیچ مپرسید طوفان زده ئ قلب فروزان من اینجاست در مکتب ناز خنده زند بحر تجمل در ناز و ادا صفحه ئ دیوان من اینجاست گر صحن چمن نغمه زدم عی... »

بهار عاشقی – ملا عبدالواحد واعظی

بهار عاشقی – ملا عبدالواحد واعظی

بهار عاشقی بهاران سبزه یکجا میزند سر به کوه ودشت وصحرامیزند سر نسیم عطر گل خیز تبسم یقین از غنچه لبها میزند سر بهار عاشقی را نیست پائیز به دل پیوسته سودا میزند سر فروغ چهره ئ زیبای شهناز عجب نقشی به دنیا میزند سر فصیح و ناصح و شیرین تکلم ز حسنش گنج معنا میزند سر به این دنیای تزویر شکر و لله صداقت از... »

معراج محبت – ملا عبدالواحد واعظی

معراج محبت – ملا عبدالواحد واعظی

معراج محبت چشم را در عشق چشم دیگری شیدا نمود نور مهر خود به قلب هر یکی معنا نمود شمع خلوتگاه راز و نقش دنیایی وصال این پدیده را به نام عاشقی سودا نمود باز تاب موج دریایی محبت پیشگان در کنار بحر نزهتگاه دل امضا نمود قطره ئ از ساغر عشقش چکانید بر زمین عاقل و فرزانه را هم غرق این دنیا نمود بهر استغنای ... »

قله های آرزو – ملا عبدالواحد واعظی

قله های آرزو – ملا عبدالواحد واعظی

قله های آرزو ایکه در دنیای دل پیوسته طوفان میکنی مرز و بوم بندر عشقم چراغان میکنی شام زلفان گر بطوق گردنت پیچیده است قله های آرزو را نور باران میکنی با وجود آنکه شهنازی به توصیف عمل تیره بخت عشق را شمع شبستان میکنی مشکلات زندگی را از سر جود و کرم باسخای ذوق خود سنجیده آسان میکنی خوش نصیبم در سعادتگا... »

شهد شکر ریز – ملا عبدالواحد واعظی

شهد شکر ریز – ملا عبدالواحد واعظی

شهد شکر ریز 🌹🌿 ای سرو سمن بوی من ای یار وفادار 🌹🌿 ای دلبر دلجوی من ای ماه ده و چهار 🌹🌿 شد موج غزل بحر دل آرای وجودت 🌹🌿 الهام تو شد بر دلم ای شوخ ستمگار 🌹🌿 از عزت دیدار تو چشمم شده روشن 🌹🌿 از قند لب لعلی تو شد مایه ئ گفتار 🌹🌿 حقا که عقیق از لب لعلی تو گرفتند 🌹🌿 شهناز من ای دلبری من سرور و سردار 🌹🌿 از... »

خواب رحمانی – ملا عبدالواحد واعظی

خواب رحمانی – ملا عبدالواحد واعظی

خواب رحمانی غریق بحر الطافم که در اعجاز میخوانم به ذوق عشق بیتابم بصد ها ناز میخوانم ز بحر جانفشانی ها مرا یک قطره ئ دادند کنون سرشارآن موجم به هرقفقاز میخوانم سرشت روزگارم را به آئین وفا بستند به قدر آن وفا داری از آن آغاز میخوانم به بستان وفای او ستوده نغز و خوش نامم بعطر دیده میجوشم به آن شهناز م... »

انتحار و انفجار – ملا عبدالواحد واعظی

انتحار و انفجار – ملا عبدالواحد واعظی

انتحار و انفجار از زمانی که به این میهن جفا افتاده است چشم هر همسایه از شرم وحیاافتاده است میهن ما را هزاران بود مطلب آشنا پای راستی شدزدوست وآشنا افتاده است هر یکی پوشیده برتن جامه ئ مکروفریب جامه ئ تقوا ز شیخ و پارسا افتاده است دوست مکار دشمن دانا گرفته هر طرف میهن ما در میان این بلا افتاده است سن... »

بهارستان شوخی – ملا عبدالواحد واعظی

بهارستان شوخی – ملا عبدالواحد واعظی

بهارستان شوخی خنده بر لب همچو گل در بین گلزار آمدی دست پا گم کرده را از بهر دیدار آمدی این قفس پیچیده را باشد نگاهی از کرم در بهار آرزو چون گل به دامان آمدی در بهارستان شوخی ناز گل باید خرید چون به این بوستانسرا از عالم زار آمدی همچو بلبل آشیان در سایه ئ گل داشتی ای بلند پرواز من در آغوش یار آمدی با... »

تندیس روح و روان – ملا عبدالواحد واعظی

تندیس روح و روان – ملا عبدالواحد واعظی

تندیس روح و روان هر آن که شبنم دل برگ چهره تر دارد یقین که عشق گل نازی در جگر دارد برای بندر عشق ساحلی بیا رائید که مرغ دریای دل میل بال و پر دارد به بارگاه وصال آنقدر دعا کردم چنان که عرش خدا از دلم خبر دارد مرا امید وصال است به کوی جانانم قبول فیض دعا وقت هر سحر دارد به رنگ سرخ دلم لاله ها همی مان... »

فخر زمان – ملا عبدالواحد واعظی

فخر زمان – ملا عبدالواحد واعظی

فخر زمان وه که در آغوش آن موی میان خو کرده ام چون ستاره در کنار آسمان خو کرده ام شمع دشت آرزو و صبح دیدار امید چون به منزل میرسد با کاروان خو کرده ام غرق دریای جنون و مست دنیای وصال معدن عشقم که با هر این و آن خو کرده ام عزت و خواری به عاشق محرم یکدیگر اند صبراگر تلخست به این نام نشان خو کرده ام گر ... »