منم و شورش و غوغا ز غمت تا بقيامت – منصور حلاج

منم و شورش و غوغا ز غمت تا بقيامت چو سلام تو شنيدم چه برم راه سلامت دل من مست بقا کن ز تجليت فنا…

Read More..

گر چه از دست غمت حال پريشان دارم – منصور حلاج

گر چه از دست غمت حال پريشان دارم نکنم ترک غم عشق تو تا جان دارم جان چه باشد که از او دل نتوانم برداشت…

Read More..

سرگشته در اين باديه تا چند بپوئيم – منصور حلاج

سرگشته در اين باديه تا چند بپوئيم اي کعبه مقصود ترا از که بجوئيم ما شيفته باد صبائيم شب و روز باشد که نسيمي ز…

Read More..

دوست چون خواهد که عاشق هر نفس زاري کند – منصور حلاج

دوست چون خواهد که عاشق هر نفس زاري کند خانمانش سوزد و ميل دل آزاري کند ساختن بايد بسوز عشق آن ياري که او کو…

Read More..

خرم از درد توام زانرو که درمانم توئي – منصور حلاج

خرم از درد توام زانرو که درمانم توئي رفتي از چشمم ولي پيوسته در جانم توئي آشکارا درد دل پيش تو گفتن روي نيست زانکه…

Read More..

تا بکي ناله و فرياد که آن يار کجاست – منصور حلاج

تا بکي ناله و فرياد که آن يار کجاست همه آفاق پر از يار شد اغيار کجاست آتش غيرت عشق آمد و اغيار بسوخت چشم…

Read More..

ايکه جز حسن رخت پيرايه آفاق نيست – منصور حلاج

ايکه جز حسن رخت پيرايه آفاق نيست جز جمالت آرزوي خاطر مشتاق نيست گر کشي تيغ و کشي عشاق را در هيچ باب از سر…

Read More..

اي دل از وحشت سراي دار گيتي کن کران – منصور حلاج

اي دل از وحشت سراي دار گيتي کن کران بال همت باز کن بر پر بر اوج لامکان چون قباي جان تو دارد طرازي از…

Read More..

يک لحظه مرا بي رخت آرام نباشد – منصور حلاج

يک لحظه مرا بي رخت آرام نباشد دل را بجز از لعل لبت کام نباشد هيهات که من با تو توانم که نشينم چون سوي…

Read More..

مرا چو کعبه دولت حريم خانه اوست – منصور حلاج

مرا چو کعبه دولت حريم خانه اوست براستان که سر من بر آستانه اوست اگر چه محض گناهم اميدواري من بفيض شامل الطاف بي کرانه…

Read More..

فرخنده زماني که تو ديدار نمائي – منصور حلاج

فرخنده زماني که تو ديدار نمائي فرخ نفسي کز در عشاق درآئي ني صبر مرا کز تو زماني بشکيبم ني طاقت آنم که تو ديدار…

Read More..

ز درد جور آن دلبر مکن اي دل شکايتها – منصور حلاج

ز درد جور آن دلبر مکن اي دل شکايتها که دردش عين درمانست و جور او عنايتها کليم درگه اوئي گليم فقر در برکش ز…

Read More..

دلا تا کي ز ناداني همه نقش جهان بيني – منصور حلاج

دلا تا کي ز ناداني همه نقش جهان بيني صفا ده ديده خود را که تا ديدار جان بيني چو در بند صور باشي همه…

Read More..

چشم عاشق کش او کشت مرا بار دگر – منصور حلاج

چشم عاشق کش او کشت مرا بار دگر گوئيا نيست بجز قصد منش کار دگر بسته دام غم عشق بسي هست وليک همچو من نيست…

Read More..

بقاي عمر در اين خاکدان فاني نيست – منصور حلاج

بقاي عمر در اين خاکدان فاني نيست جهان پر از غم و اميد شادماني نيست گل مراد از اين آب و گل چه ميجوئي که…

Read More..

اي فاش کرده عشق تو راز نهان من – منصور حلاج

اي فاش کرده عشق تو راز نهان من بالاي تو بلاي دل ناتوان من لعل حيات بخش تو آب حيات دل ياقوت آبدار تو قوت…

Read More..

الا اي کعبه دولت مرا خاک سر کويت – منصور حلاج

الا اي کعبه دولت مرا خاک سر کويت ندارد جان من قبله بجز محراب ابرويت اگر در روي مهروئي بمهر دل نظر کردم نکردم جز…

Read More..

نور جمال روي تو در آفتاب نيست – منصور حلاج

نور جمال روي تو در آفتاب نيست بوي شکنج زلف تو در مشک ناب نيست گل را بروي خوب تو نسبت نميکنم زان رو که…

Read More..

گوهر درج جلالت ماه برج سلطنت – منصور حلاج

گوهر درج جلالت ماه برج سلطنت آفتاب اوج عزت شاه فوج اوليا مصطفي و مرتضي هر چند فخر عالمند از وجود اوست فخر مصطفي و…

Read More..

عاشقان چون با خيال يار خود پرداختند – منصور حلاج

عاشقان چون با خيال يار خود پرداختند خلوت دل را ز غير دوست خالي ساختند هر دم از نور تجلي چهره ها افروختند در سعادت…

Read More..

راه اگر سوي خرابات مغان دريابي – منصور حلاج

راه اگر سوي خرابات مغان دريابي دارد اميد که اسرار نهان دريابي از سر هستي موهوم سبک برخيزي گر از آن ساقي جان رطل گران…

Read More..

در کشتنم ار بود رضايش – منصور حلاج

در کشتنم ار بود رضايش کردم سر خويشتن فدايش گر خون من شکسته ريزد حاشا که بنالم از جفايش ناديده رخش چو مردم چشم کرديم…

Read More..

تافت بر جان و دلم انوار عشق – منصور حلاج

تافت بر جان و دلم انوار عشق اي هزاران جان و دل ايثار عشق بر ميان جان خود بستيم باز از پي ترسائي زنار عشق…

Read More..

بازم اي دوست چرا از نظر انداخته اي – منصور حلاج

بازم اي دوست چرا از نظر انداخته اي با حسودان من دلشده پرداخته اي چه شد آن ترک جفاکيش کمان ابرو باز که دلم را…

Read More..

اي ستمگر که نداري خبر از بيدل خويش – منصور حلاج

اي ستمگر که نداري خبر از بيدل خويش ز آتش هجر مسوزان دل ريشم زين بيش از هلاک چو مني کي بود انديشه ترا پادشا…

Read More..

اگر برد سوي دارالقرار ما را دوست – منصور حلاج

اگر برد سوي دارالقرار ما را دوست دلم قرار نگيرد در او مگر با دوست مرا نه ملک جهان بايد و نه باغ جنان که…

Read More..

منم که با تو زماني وصال مي بينم – منصور حلاج

منم که با تو زماني وصال مي بينم بجاي وصل همانا خيال مي بينم براستان که بهشتم بهشت را تا من بر آستان تو خود…

Read More..

گر تو روي دل خود آينه سيما بيني – منصور حلاج

گر تو روي دل خود آينه سيما بيني چهره دوست در آن آينه پيدا بيني چون تو از ظلمت هستي نفسي باز رهي همه آفاق…

Read More..

سلام من سوي آن شاه سرفراز بريد – منصور حلاج

سلام من سوي آن شاه سرفراز بريد پيام من بر آن ماه دلنواز بريد بنازنين جهاني نيازمندي ما از اين شکسته مهجور پر نياز بريد…

Read More..

دوست در خانه و ما را خبري نيست دريغ – منصور حلاج

دوست در خانه و ما را خبري نيست دريغ طالع دلشدگان را اثري نيست دريغ بر همه تافته مهر رخ منظور وليک بهر نظاره کسي…

Read More..

حيف آيدم که چون تو نگار پريوشي – منصور حلاج

حيف آيدم که چون تو نگار پريوشي گردد نديم و همنفس ديو ناخوشي تا عالمي نسوزد از اين آه آتشين از خون ديده ميزنم آبي…

Read More..

بيا که جان من از داغ انتظار بسوخت – منصور حلاج

بيا که جان من از داغ انتظار بسوخت دلم ز آتش هجرانت اي نگار بسوخت قرار و صبر و دل و عقل بود مونس من…

Read More..

ايکاش در هواي تو من خاک گشتمي – منصور حلاج

ايکاش در هواي تو من خاک گشتمي باري ز ننگ هستي خود پاک گشتمي گر بودمي بشادي وصلت اميدوار کي من ز درد هجر تو…

Read More..

اي در همه عالم پنهان تو و پيدا تو – منصور حلاج

اي در همه عالم پنهان تو و پيدا تو هم درد دل عاشق هم اصل مداوا تو با ما چو درآميزي گويم ز سر مستي…

Read More..

ياري که ز جان دوسترش داشته بودم – منصور حلاج

ياري که ز جان دوسترش داشته بودم وندر دل و جان تخم غمش کاشته بودم وز بندگي آن شه خوبان زمانه صد رايت اقبال برافراشته…

Read More..

مرا تا کي ز هجرانت بسوزد جان به تنهائي – منصور حلاج

مرا تا کي ز هجرانت بسوزد جان به تنهائي چه شد اي جان شيرينم که يکساعت نميآئي جهان شد تيره دور از تو بيا اي…

Read More..

قد رعنا رخ زيبا لب شيرين داري – منصور حلاج

قد رعنا رخ زيبا لب شيرين داري قصد غارتگري عقل و دل و دين داري حسن صورت نشود جمع بلطف سيرت نازنينا تو هم آن…

Read More..

ز حد گذشت فراق تو اي فرشته خصال – منصور حلاج

ز حد گذشت فراق تو اي فرشته خصال بيا و تشنه دلان را بده زلال وصال ز من بريدي و رفتي وليک پيوسته خيال روي…

Read More..

دلا بنال که ياران نازنين رفتند – منصور حلاج

دلا بنال که ياران نازنين رفتند بغم نشين که رفيقان بيقرين رفتند باهل دهر مياميز و گوشه اي بنشين که همدمان وفاپيشه گزين رفتند دل…

Read More..

جانم بلب رسيد چو جانان من برفت – منصور حلاج

جانم بلب رسيد چو جانان من برفت دردم ز حد گذشت چو درمان من برفت روح روان و مونس جان هزار دل بدر منير و…

Read More..

بصدر صفحه دولت کجا رسد اصحاب – منصور حلاج

بصدر صفحه دولت کجا رسد اصحاب اگر دري نگشايد مفتح الابواب عزيز من بادب باش تا صفا يابي از آنکه هست تصوف بجملگي آداب زدند…

Read More..

اي غمزه ات کشيده خدنگي بکين دل – منصور حلاج

اي غمزه ات کشيده خدنگي بکين دل ترک کمانکش تو گرفته کمين دل ز کشت عمر خويش ندانم چه بر خورد آنکو نکاشت تخم غمت…

Read More..

اهل دل با درد عشق او ز درمان فارغند – منصور حلاج

اهل دل با درد عشق او ز درمان فارغند با جراحتهاي غم از راحت جان فارغند با فروغ پرتو نور تجلي جمال روز از خورشيد…

Read More..

نگار من چو بلعل شکر نثار آيد – منصور حلاج

نگار من چو بلعل شکر نثار آيد غذاي طوطي طبعم سخن گذار آيد ديار دل که خرابست بي شهنشه خويش بشهريار رسد چون بشهريار آيد…

Read More..

گفته اي اليوم اکملت لکم دين الهدي – منصور حلاج

گفته اي اليوم اکملت لکم دين الهدي آن زمان کين رحمت مهداة اهدا کرده اي تا ز مهر او تواند صبح صادق دم زدن غره…

Read More..

عاشقان جان و دل خويش بدلدار دهيد – منصور حلاج

عاشقان جان و دل خويش بدلدار دهيد هر چه داريد بدان يار وفادار دهيد قطراتي که از آن بحر در اين ابر تن است نوبهار…

Read More..

ديوانه گشتم بي آن پريوش – منصور حلاج

ديوانه گشتم بي آن پريوش دارم چو زلفش حالي مشوش از اشک ديده وز سوز سينه خشتست بالين خاکست مفرش بي نقش رويت رخسار زردم…

Read More..

در ره عشق تو با درد و الم ساخته ايم – منصور حلاج

در ره عشق تو با درد و الم ساخته ايم سينه سوخته را مجمر غم ساخته ايم ما دل آشفته لطف و کرم دوست نه…

Read More..

تا من خيال عارض تو نقش بسته ام – منصور حلاج

تا من خيال عارض تو نقش بسته ام نقش هوا ز لوح دل خويش شسته ام جستم ز قيد هستي و از ننگ عافيت وز…

Read More..

باز اين چه فتنه است که آغاز کرده اي – منصور حلاج

باز اين چه فتنه است که آغاز کرده اي با عاشقان خويش مگر راز کرده اي با جغد و با عقاب چرا همنفس شدي از…

Read More..

اي ز دردت عاشقان خسته درمان يافته – منصور حلاج

اي ز دردت عاشقان خسته درمان يافته وز جراحتهاي تو دل راحت جان يافته خازن حسن از سويداي دل سودائيان از براي گنج عشقت کنج…

Read More..

از من خبر بجانب جانان که ميبرد – منصور حلاج

از من خبر بجانب جانان که ميبرد پيغام عندليب ببستان که ميبرد يعقوب را دو ديده ز بس گريه تيره گشت آخر خبر بيوسف کنعان…

Read More..

من کيستم که طالب ديدار او شوم – منصور حلاج

من کيستم که طالب ديدار او شوم يا چيست نقد من که خريدار او شوم او يوسف عزيز و مرا دست بس تهي شرم آيدم…

Read More..

گر ترا عشوه چنان شيوه چنين خواهد بود – منصور حلاج

گر ترا عشوه چنان شيوه چنين خواهد بود ني مرا فکر دل و ني غم دين خواهد بود درد عشقت ز ازل بود مرا همدم…

Read More..

سحر ز هاتف غيبم رسيد مژده بگوش – منصور حلاج

سحر ز هاتف غيبم رسيد مژده بگوش اگر تو طالب ياري بجان و دل بخروش مگوي راز بهر کس چو ديک منمائي دهان بسته برآور…

Read More..

دواي درد دل خسته ام بکن يارا – منصور حلاج

دواي درد دل خسته ام بکن يارا بيا که نيست مرا بي تو زيستن يارا ز جستجوي تو يارا روان هميسازم ز چشمه هاي دو…

Read More..

چون شب و روز مرا از تو عنايت باشد – منصور حلاج

چون شب و روز مرا از تو عنايت باشد من و ترک غم عشق اين چه حکايت باشد چون ز سر تا بقدم لطفي و…

Read More..

بيا در بزم عشق اي دل حريف درد جانان شو – منصور حلاج

بيا در بزم عشق اي دل حريف درد جانان شو برافشان جان بروي يار و از سر تا قدم جان شو اگر ذوق و صفا…

Read More..

اي همچو جان سوي بدن ناگه بر ما آمده – منصور حلاج

اي همچو جان سوي بدن ناگه بر ما آمده جانها فداي جان تو اي جان تنها آمده اندر ديار جان من تا تو چه غارتها…

Read More..

اي در اقليم معاني زده کوس شاهي – منصور حلاج

اي در اقليم معاني زده کوس شاهي بنده امر و مطيع تو ز مه تا ماهي هر که خاک ره تو تاج سر خود نکند…

Read More..