شیون – لینا روزبه حیدری

شیون باید به یاد مرگ سپیدار گریه کرد باید به ماتم گل و گلزار گریه کرد باید غریو شد بفضای غریب شهر …

منفی – لینا روزبه حیدری

منفی در انتهای خلوت و تنهایی ثقیل زندگی کاشک دستی میبود که طرح زدایش دردها را در سوسوی مرده یک چراغ نفتی …

انتحار – لینا روزبه حیدری

انتحار پنجره را میگشاید نسیم می اید و سبز میشود رواق آئینه ها در انعکاس نور خورشید از گیلاس ها آویزه میسازد …

اتل – لینا روزبه حیدری

اتل نماز صبح کسی بر در اتاق آمد کنار بستر کهنه در این رباط آمد نماز صبح کسی مویه و دعا میکرد …

سادگی – لینا روزبه حیدری

سادگی قانون روزگار را از خطوط چهره انسان قرن فراگیر گذشتست زمان صداقت که آب صادق بود آب حال فقط شفافست تا …