نیز در حق ملک اتسز – خواجه رشید الدین وطواط

شها ، دست و تیغت در ایوان و میدان یکی زر فشاند، یکی سرفشاند شمال سحرگاه الطاف برت گل باغ آمال را بشکافند سرشک سحاب…

Read More..

در شکایت از دوری – خواجه رشید الدین وطواط

خدایگانا ، رنج فراق مجلس تو دراز گشت ، مرین را نهایتی باید ز بارگاه تو دوری عقوبتیست بزرگ درین مقابله آخر جنایتی باید رشیدالدین…

Read More..

در حق ادیب صابر بن اسمعیل ترمذی – خواجه رشید الدین وطواط

طبعت ، ای صابران اسمعیل هست دریا ، که درهمی زاید لفظ تو گوش و گردن معنی بجواهر همی بیاراید نثر تو شمع انس افروزد…

Read More..

مطقع دوم در حق جمال الدین – خواجه رشید الدین وطواط

در هنر ، ای حمید دین رسول همچو صدر نژاد عبادی جاهت افروختست هر محفل ذکرت آراستست هر نادی مایهٔ صد هزار محمدتی در خور…

Read More..

در وصف قصر خوارزمشاه اتسز – خواجه رشید الدین وطواط

زهی ! قصر خوارزمشاهی ، که دولت ندارد مگر سوی او رخ نهاده ز سقفش ستاره بعبرت بمانده ز وهمش زمانه بحیرت فتاده چو او…

Read More..

در حق ملک اتسز – خواجه رشید الدین وطواط

شها ، دست رادت بکردار نیک ز آفاق بیخ بدیها بکند بداندیش را از سریر سرور نهیبت بچاه نوایب فگند بروز وفا دست اقبال تو…

Read More..

خطاب بشاه – خواجه رشید الدین وطواط

ندارم جامه ای ، ای شاه عالم که با او نزد هر مردم نشینم زمستانست و چون سیرم برهنه من غر زن مگر در خم…

Read More..

در حق صابر بن اسمعیل ترمذی – خواجه رشید الدین وطواط

پیش انواع فضلت ، ای صابر کثرت اختران قلیل آمد نظم تو خطهٔ خراسان را همچو در خلد سلسبیل آمد نکتهٔ خاطر چو آتش تو…

Read More..

در مدیحه گوید – خواجه رشید الدین وطواط

چاکران تو گه رزم چو خیاطانند گر چه خیاط نیند ، ای ملک کشور گیر بگز نیزه قد خصم تو می پیمایند تا ببرند بشمشیر…

Read More..

در حق رئیس الدین – خواجه رشید الدین وطواط

ای جهان کرم رئیس الدین ای جهان در طلب رضای ترا بر سپهر معالی آن بدری که نپوشد زمین ضیای ترا مجلس ما پر از…

Read More..

نیز در حق شمس الدین وزیر – خواجه رشید الدین وطواط

ای شمس دین ، امیر تویی بر مراد دل و آنکس که دشمن تو ، اسیر حوادثست تو واحد جهانی و ثانی آفتاب و اسلام…

Read More..

در صنعت مقطع – خواجه رشید الدین وطواط

از دل راد او رود رادی زان دل راد دارم آزادی زردی از رخ ز دودش آن دل راد ای دل راد ، داد او…

Read More..

در حق اتسز – خواجه رشید الدین وطواط

خدایگانا ، سی سال شد که من بنده غلام صدر توام ، مادح جناب توام بشرق و غرب جهان ، هر کجا کشی رایت منم…

Read More..

مطقع دوم در حق شمس الدین – خواجه رشید الدین وطواط

بزرگوار جهان ، شمس دین ، بزرگ کریم تویی ، که هست بتو بیضهٔ هدی محروس رفیع قدر ترا آفتاب برده سبق عریض جاه تو…

Read More..

دربارۀ ادیب صابربن اسمعیل ترمذی – خواجه رشید الدین وطواط

صابر، ای چون صبر ذات تو گزیده نزد عقل تا نپنداری که در هجرت دل من صابرست هست چندان آرزوی تو مرا ، کز وصف…

Read More..

در حق فرید الدین – خواجه رشید الدین وطواط

بر بدایع نظم تو ، ای فریدالدین طویله های گهر را نماند مقداری نه باغ طبع ترا هست جز ادب شجری نه شاخ لفظ ترا…

Read More..

خطاب بپادشاه – خواجه رشید الدین وطواط

خسروا ، چرخ با عنایت تو دل اهل هنر نیازارد دست بر آسمان برد هر کو پای در خدمت تو بفشارد بنده روزی که پیش…

Read More..

در حق ملک اتسز – خواجه رشید الدین وطواط

سرای ترا ، شهریارا ، ز نزهت بهر گوشه صد بوستانست گویی بروزی رسند از در او خلایق در او در آسمانست گویی رشیدالدین وطواط

Read More..

در مدح عمر بن عبدالعزیز – خواجه رشید الدین وطواط

دو عمر آورد پیدا روزگار هر دو را نام پدر عبدالعزیز آن عمر را عدل بود آیین و رسم این عمر را عدل هست و…

Read More..

در حق حمیدالدین – خواجه رشید الدین وطواط

با جمال تو ، ای حمیدالدین رونق ماه و آفتاب نماند در جهان با مکارم دستت نام و آوازهٔ سحاب نماند پیش الطاف تو ز…

Read More..

نیز در مدح معارف – خواجه رشید الدین وطواط

نگردد رزق خلق افزون بطاعت و نه نقصان پذیرد از معاصی و لیکن طاعت و عصیان دهد بر در آن روزی که یؤخذ بالنواصی رشیدالدین…

Read More..

در شکایت – خواجه رشید الدین وطواط

ز آن روز که گفتی : پس ازین جور کنم کم بسیار بیفزودی و کم هیچ نکردی گفتم : نکنم با تو وفا ، ترک…

Read More..

در حق ادیب صابر بن اسماعیل ترمذی – خواجه رشید الدین وطواط

ملک شاعران بنظم و بنثر خادم صدر خود ، مرا بستود تا بدان نظم و نثر حرمت او نزد اشراف مملکت بفزود نظم و نثری،…

Read More..

مطقع پنجم در حق شمس الدین – خواجه رشید الدین وطواط

اجل شمس دین ، ای بچشم عنایت شده حال آزادگان را ملاحظ نه ایام را جز شعار تو زینت نه اسلام را جز جوار تو…

Read More..

در معارف – خواجه رشید الدین وطواط

نکند با عدو مدارا سود از بر قرب دور باید بود گرچه داری بناز کژدم را بزند هر کجات یابد، زود رشیدالدین وطواط

Read More..

در حق فخر الدین – خواجه رشید الدین وطواط

اجل فخر دین ، ای کریم جهان ترا داد یزدان همه جاه هستی بفضل و کرم دست گیرم ، که در غم مرا کشت اندیشهٔ…

Read More..

نیز در حق ملک اتسز – خواجه رشید الدین وطواط

ای شاه ، بی سفینهٔ جود تو مانده ام از چشم و دل در آتش و توفان صاعقه دیدستم از مفارقت صدر تو همانک بیند…

Read More..

در حق شهاب الدین صابر بن اسمعیل ترمذی – خواجه رشید الدین وطواط

شهاب الدین، سپهر فضل ، صابر فضایل هست ذاتت را بفرمان خرد با جان تو جستست وصلت هنر با طبع تو بستست پیمان شعار تست…

Read More..

در مدح تاج الدوله – خواجه رشید الدین وطواط

ای گشته کار خلق مفوض برای تو اقبال آفریده شده از برای تو ماوی گه اکابر عالم بکوی تو منزلگه افاضل گیتی سرای تو بهرامشاه…

Read More..

در حق حاسدان خویش – خواجه رشید الدین وطواط

مرا نقصی نیابد، گر سفیهان بنقض من فراوان ژاژ خایند چو پیشانی شیر بیشه بینند سگان کاهدان در بانگ آیند رشیدالدین وطواط

Read More..

نیز در حق شمس الدین – خواجه رشید الدین وطواط

ای صدر شرق و غرب خداوند شمس دین خصم ترا مباد ز انده فراغ دل آثار شکر تو فضلا را غذای روح انوار مهر تو…

Read More..

در خواستن شراب – خواجه رشید الدین وطواط

ای ز نور شراب خانهٔ تو روی آفاق همچو دست کلیم یک صراحی شرابمان بفرست باشد این نزد همت تو سلیم هست نایافت باده اندر…

Read More..

در جواب ادیب صابر بن اسمعیل ترمذی – خواجه رشید الدین وطواط

جواب کریم جمال خراسان رسید و بدان انس جان می فزاید ز هر خط او اندهی می گریزد ز هر لفظ او مشکلی می گشاید…

Read More..

مطقع سوم در حق شمس الدین – خواجه رشید الدین وطواط

شمس دین ، ای ترا بهر نفسی در جان کهن سعادت نو ای زبانها بمدحت تو روان وی روانها بطاعت تو گرو بر گذشته موافق…

Read More..

در هجو ادیب صابر بن اسمعیل ترمذی – خواجه رشید الدین وطواط

آن مخنث ادیبک صابر هجو کردست بی سبب ما را پرز گه کردمی دهانش ، اگر ببرد کس ببصره خرما را رشیدالدین وطواط

Read More..

در حق شهاب الدین صابر بن اسمعیل ترمذی – خواجه رشید الدین وطواط

شهاب الدین، سپهر فضل ، صابر فضایل هست ذاتت را بفرمان خرد با جان تو جستست وصلت هنر با طبع تو بستست پیمان شعار تست…

Read More..

ترجمه از شعر تازی – خواجه رشید الدین وطواط

هست ابوبکرخته در دانش لیک در عهد و در وفا خامست با هر آن کس که دوستی دارد غایت آن ز صبح تا شامست رشیدالدین…

Read More..

در حق شمس الدین – خواجه رشید الدین وطواط

گزیده شمس دین ای از نهیبت شده حال بداندیشان مشوش کشیده بر سرت تأیید سایه فگنده بر درت اقبال مفرش بدست باس تو چون موم…

Read More..

در مدح پادشاه – خواجه رشید الدین وطواط

خدایگانا ، آنی که دشمنان ترا دریده نیزه و تیر تو سینه و حدقه نجاح تو بمعالی هزار چون جراح رباح تو ببزرگی هزار چون…

Read More..

در حق جمال الدین وزیر – خواجه رشید الدین وطواط

ای فخر جهان ، جمال دولت آفاق بتو جمال دارد گردون ، که بروست مطلع سعد دیدار تو را بفال دارد هر اهل هنر ،…

Read More..

نیز در حق ادیب صابر بن اسمعیل ترمذی – خواجه رشید الدین وطواط

علمت ، ای صابر بن اسمعیل روی عالم همی بیاراید رفعت قدر تو بپای شرف تارک آسمان همی ساید تویی آنکس ، که در بدایع…

Read More..

در حق نجم الدین – خواجه رشید الدین وطواط

سوار فضلی ای نجم دین و می سازد زمانه ساعد جاه ترا ز فخر سوار یسار برده فراوان یمین مادح تو از آن گزیده یمین…

Read More..

در حق اتسز خوارزمشاه – خواجه رشید الدین وطواط

تویی ، شاها ، که از مهر و زکینت ولی را عید و دشمن را وعیدست بعیدت تهنیت گفتن نیارم که خود سرتاسر ایام تو…

Read More..

مطقع ششم در حق شمس الدین – خواجه رشید الدین وطواط

شمس دین ، کدخدای خاص ملک ای درت کعبهٔ عوام و خواص رأی تو گنج عقل را گنجور طبع تو بحر فضل را غواص چرخ…

Read More..

در مرثیۀ نصرة الدین – خواجه رشید الدین وطواط

قطب دین ، گر برفت نصرة دین شد بشمشیر ملک را قاضی خلد الله دولة الباقی قدس الله مهجة الماضی رشیدالدین وطواط

Read More..

در حق ضیاء الدین عراق وزیر – خواجه رشید الدین وطواط

ایا خوب سیرت وزیری ، که ملک ندیدست مانندهٔ تو وزیر عراقی بنام و بود با سخات خراج عراق و خراسان حقیر مطیع مثالت وضیع…

Read More..

نیز در مدیحه گوید – خواجه رشید الدین وطواط

من نگویم : بابر مانندی که نکو ناید از خردمندی او همی بخشد و همی گرید تو همی بخشی و همی خندی رشیدالدین وطواط

Read More..

در مدیحه گوید – خواجه رشید الدین وطواط

ای همه عاقلان بطوع و بطبع سوی خاک در تو پوینده ای همه فاضلان بنظم و بنثر مدحت مجلس تو گوینده چون نسیم شمایل تو…

Read More..

در مدح امام حمیدالدین ابوبکر بن عمر محمودی – خواجه رشید الدین وطواط

حمیدالدین ، در انواع محامد که از مادر نظیر تو نزادست ره آزادگی خلقت نمودست در فرزانگی طبعت گشادست تویی گردون فراز دهر و در…

Read More..

در حق حمید الدین – خواجه رشید الدین وطواط

مجلس سامی حمید الدین که همه جز بمهر نگراید بخصال حمید خویش همی رونق محمدت بیفزاید شرع را زیور شمایل او گوش و گردن همی…

Read More..

نیز در ترجمۀ شعر تازی – خواجه رشید الدین وطواط

من همان گویم کان لاشه خرک گفت و می کند بسختی جانی چه کنم ؟ بار کشم ، راه روم که مرا نیست جزین درمانی…

Read More..

در حکمت – خواجه رشید الدین وطواط

اگر آید ز دوستی گنهی بگناهی نباید آزردن ور زبان را بعذر بگشاید باید آن عذر نیک بپذردن زانکه نزدیک بخردان بترست عفو ناکردن از…

Read More..

در تهنیت وزارت – خواجه رشید الدین وطواط

صدرا ، وزارت از تو جمالی گرفت نو دیوان بمنصب تو جلالی گرفت نو کار ممالک از پس نقصان بی قیاس از نوک خامهٔ تو…

Read More..

مطقع چهارم در حق شمس الدین – خواجه رشید الدین وطواط

شمس دین ، ای خدمت درگاه تو بر همه آزادگان فرخ شده از مهمات هدی امر ترا سمع و طاعت از هدی پاسخ شده در…

Read More..

در مرثیۀ نصرة الدین اتسز – خواجه رشید الدین وطواط

ز مرگ شاهزاده نصرة الدین نه دل را ماند قوت ، نه زبان را جهانی بود در انواع مردی که داند مرثیت گفتن جهان را؟…

Read More..

در حق صابر بن اسمعیل ترمذی – خواجه رشید الدین وطواط

ای صابر ، ای سپهر سخن ، ای جهان فضل ای کعبهٔ افاضل ایام کوی تو ای برده نور چشم معنی ز لفظ تو وی…

Read More..

خطاب بشاه – خواجه رشید الدین وطواط

ندارم جامه ای ، ای شاه عالم که با او نزد هر مردم نشینم زمستانست و چون سیرم برهنه من غر زن مگر در خم…

Read More..

در مدح امیر داد مرضی – خواجه رشید الدین وطواط

ای مرتضی نیابت سلطان شرق را منسوخ کرده صدق تو آیات زرق را هستی امیر داد بشرق و بغرب و هست از داد تو نظام…

Read More..

در حق جمال الدین – خواجه رشید الدین وطواط

جمال دین پیمبر ، تو آن سر افرازی که نیست بمعالی و مکرمات عدیل سداد رأی تو در گرد ملک حصن حصین جناح عدل تو…

Read More..

نبز در حق شمس الدین – خواجه رشید الدین وطواط

ای شمس دین ، نظام معالی ، جمال ملک ای زیر پای قدر تو گردون شده بساط طبع تراست از ستم و بخل اجتناب رأی…

Read More..