نگارینا به صحرا رو که صحرا حله می‌پوشد – خاقانی شروانی

نگارینا به صحرا رو که صحرا حله می‌پوشد ز شادی ارغوان با گل شراب وصل می‌نوشد به گل بلبل همی گوید که نرگس می‌کند شوخی…

Read More..

لب جانان دوای جان بخشد – خاقانی شروانی

لب جانان دوای جان بخشد درد از آن لب ستان که آن بخشد عشق میگون لبش به می ماند عقل بستاند ارچه جان بخشد دیت…

Read More..

عیسی لبی و مرده دلم در برابرت – خاقانی شروانی

عیسی لبی و مرده دلم در برابرت چون تخم پیله زنده شوم باز دربرت چون شمع ریزم از مژه سیلاب آتشین ز آن لب که…

Read More..

شمع شب‌ها بجز خیال تو نیست – خاقانی شروانی

شمع شب‌ها بجز خیال تو نیست باغ جان‌ها بجز جمال تو نیست رو که خورشید عشق را همه روز طالعی به ز اتصال تو نیست…

Read More..

ز بدخوئی دمی خو وانکردی – خاقانی شروانی

ز بدخوئی دمی خو وانکردی مراعاتی بجای ما نکردی بر آن خوی نخستینی که بودی از آن یک‌ذره کمتر وانکردی بجای من که بر عهد…

Read More..

دل نداند تو را چنان که توئی – خاقانی شروانی

دل نداند تو را چنان که توئی جان نگنجد در آن میان که توئی با تو خورشید حسن چون سایه می‌دود پیش و پس چنان…

Read More..

در یک سخن آن همه عتیبش بین – خاقانی شروانی

در یک سخن آن همه عتیبش بین در یک نظر این همه فریبش بین خورشید که ماه در عنان دارد چون سایه دویده در رکیبش…

Read More..

خار غم تو گل طرب دارد – خاقانی شروانی

خار غم تو گل طرب دارد دل در پی تو سر طلب دارد مه حلقه به گوش تو نمی‌زیبد ور حلقه به گوش تو لقب…

Read More..

تو را افتد که با ما سر برآری – خاقانی شروانی

تو را افتد که با ما سر برآری کنی افتادگان را خواستاری مکن فرمان دشمن سر درآور بدین گفتن چه حاجت؟ خود درآری بهای بوسه…

Read More..

بس لابه که بنمودم و دل‌دار نپذرفت – خاقانی شروانی

بس لابه که بنمودم و دل‌دار نپذرفت صد بار فغان کردم و یک‌بار نپذرفت از دست غم هجر به زنهار وصالش انگشت زنان رفتم و…

Read More..

ای دل به عشق بر تو که عشقت چه درخور است – خاقانی شروانی

ای دل به عشق بر تو که عشقت چه درخور است در سر شدی ندانمت ای دل چه در سر است درد کهنت بود برآورد…

Read More..

آن خال جو سنگش ببین، آن روی گندمگون نگر – خاقانی شروانی

آن خال جو سنگش ببین، آن روی گندمگون نگر بر خاک راه او مرا جو جو دل پر خون‌نگر هست از پری رخساره‌ای در نسل…

Read More..

یارب لیل مظلم قد قلت یارب ارحم – خاقانی شروانی

یارب لیل مظلم قد قلت یارب ارحم حتی تجلی الصبح لی فی‌الساترین المعلم جام صبوحی ده قوی چون صبح بنمود از نوی بوئی چو باد…

Read More..

می وقت صبوح راوقی باید – خاقانی شروانی

می وقت صبوح راوقی باید وان می به خمار عاشقی باید چون مرغ قنینه زد صلای می با پیر مغان موافقی باید تا زهد تکلفیت…

Read More..

گرچه جانی از نظر پنهان مشو – خاقانی شروانی

گرچه جانی از نظر پنهان مشو رحم کن در خون جان ای جان مشو پردهٔ رازم دریدی آشکار وعده‌های کژ مده پنهان مشو گر به…

Read More..

عشق تو چون درآید شور از جهان برآید – خاقانی شروانی

عشق تو چون درآید شور از جهان برآید دلها در آتش افتد دود از میان برآید در آرزوی رویت بر آستان کویت هر دم هزار…

Read More..

سر به عدم درنه و یاران طلب – خاقانی شروانی

سر به عدم درنه و یاران طلب بوی وفا خواهی ازیشان طلب بر سر عالم شو و هم جنس جوی در تک دریا رو و…

Read More..

رخ به زلف سیاه می‌پوشد – خاقانی شروانی

رخ به زلف سیاه می‌پوشد طره زیر کلاه می‌پوشد عارض او خلیفهٔ حسن است از پی آن سیاه می‌پوشد یوسفان را به چاه می‌فکند وز…

Read More..

دل را به غم تو باز بستیم – خاقانی شروانی

دل را به غم تو باز بستیم جان را کمر نیاز بستیم تن کو سگ توست هم به کویت بر شاخ گلش به ناز بستیم…

Read More..

در این عهد از وفا بوئی نمانده است – خاقانی شروانی

در این عهد از وفا بوئی نمانده است به عالم آشنارویی نمانده است جهان دست جفا بگشاد آوخ وفا را زور بازویی نمانده است چه…

Read More..

چه نشینم که فتنه بر پای است – خاقانی شروانی

چه نشینم که فتنه بر پای است رایت عشق پای برجای است هرچه بایست داشتم الحق محنت عشق نیز می‌بایست صبر با این بلا ندارد…

Read More..

تا حلقه‌های زلف به هم برشکسته‌ای – خاقانی شروانی

تا حلقه‌های زلف به هم برشکسته‌ای بس توبه‌های ما که بهم درشکسته‌ای گاه از ستیزه گوش فلک برکشیده‌ای گاه از کرشمه دیدهٔ اختر شکسته‌ای دانم…

Read More..

بتی کز طرف شب مه را وطن ساخت – خاقانی شروانی

بتی کز طرف شب مه را وطن ساخت ز سنبل سایبان بر یاسمن ساخت نه بس بود آنکه جزعش دل شکن بود بشد یاقوت را…

Read More..

ای باد صبح بین که کجا می‌فرستمت – خاقانی شروانی

ای باد صبح بین که کجا می‌فرستمت نزدیک آفتاب وفا می‌فرستمت این سر به مهر نامه بدان مهربان رسان کس را خبر مکن که کجا…

Read More..

از گشت چرخ کار به سامان نیافتم – خاقانی شروانی

از گشت چرخ کار به سامان نیافتم وز دور دهر عمر تن آسان نیافتم زین روزگار بی‌بر و گردون کژ نهاد یک رنج بازگوی که…

Read More..

هر که به سودای چون تو یار بپرداخت – خاقانی شروانی

هر که به سودای چون تو یار بپرداخت همتش از بند روزگار بپرداخت در غم تو سخت مشکل است صبوری خاصه که عالم ز غم‌گسار…

Read More..

ماهی که مه از قفای او بینی – خاقانی شروانی

ماهی که مه از قفای او بینی خورشید ز روی و رای او بینی جوزا کمر کلاه او یابی گردون گرهٔ قبای او بینی عاشق‌تر…

Read More..

کاشکی جز تو کسی داشتمی – خاقانی شروانی

کاشکی جز تو کسی داشتمی یا به تو دسترسی داشتمی یا در این غم که مرا هر دم هست هم‌دم خویش کسی داشتمی کی غمم…

Read More..

طره مفشان که غرامت بر ماست – خاقانی شروانی

طره مفشان که غرامت بر ماست طیره منشین که قیامت برخاست غمزه بر کشتن من تیز مکن کان نه غمزه است که شمشیر قضاست بس…

Read More..

زآتش اندیشه جانم سوخته است – خاقانی شروانی

زآتش اندیشه جانم سوخته است وز تف یارب دهانم سوخته است از فلک در سینهٔ من آتشی است کز سر دل تا میانم سوخته است…

Read More..

دلم که مرغ تو آمد به دام باز گرفتی – خاقانی شروانی

دلم که مرغ تو آمد به دام باز گرفتی نه خاک تو شدم از من چه گام باز گرفتی مرا به نیم کرشمه تمام کشتی…

Read More..

دل از آن دلستان به کس نرسد – خاقانی شروانی

دل از آن دلستان به کس نرسد بر از آن بوستان به کس نرسد بی‌غمش رنگ عیش کسی نبرد بی‌دمش بوی جان به کس نرسد…

Read More..

خود لطف بود چندان ای جان که تو داری – خاقانی شروانی

خود لطف بود چندان ای جان که تو داری دارند بتان لطف نه چندان که تو داری بر مرکب خوبی فکنی طوق ز غبغب دستارچه…

Read More..

جانا ز سر مهر تو گشتن نتوانم – خاقانی شروانی

جانا ز سر مهر تو گشتن نتوانم وز راه هوای تو گذشتن نتوانم درجان من اندیشهٔ تو آتشی افکند کانرا به دو صد طوفان کشتن…

Read More..

به میدان وفا یارم چنان آمد که من خواهم – خاقانی شروانی

به میدان وفا یارم چنان آمد که من خواهم ز دیوان هواکارم چنان آمد که من خواهم ز دفتر فال امیدم چنان آمد که من…

Read More..

این خود چه صورت است که من پای‌بست اویم – خاقانی شروانی

این خود چه صورت است که من پای‌بست اویم وین خود چه آفت است که من زیر دست اویم او زلف را بر غمم، دایم…

Read More..

اندرآ ای جان که در پای تو جان خواهم فشاند – خاقانی شروانی

اندرآ ای جان که در پای تو جان خواهم فشاند دستیاری کن که دستی بر جهان خواهم فشاند پای خاکی کن در آکز چشم خونین…

Read More..

آخر چه خون کرد این دلم کامد به ناخن خون او – خاقانی شروانی

آخر چه خون کرد این دلم کامد به ناخن خون او هم ناخنی کمتر نگشت اندوه روز افزون او دل خاک آن خون خواره شد…

Read More..

نقش تو خیال برنتابد – خاقانی شروانی

نقش تو خیال برنتابد حسن تو زوال برنتابد چون روی تو بی‌نقاب گردد آفاق جمال برنتابد از غایت نور عارض تو آئینه خیال برنتابد گر…

Read More..

لعل او بازار جان خواهد شکست – خاقانی شروانی

لعل او بازار جان خواهد شکست خندهٔ او مهر کان خواهد شکست عابدان را پرده این خواهد درید زاهدان را توبه آن خواهد شکست هودج…

Read More..

غصهٔ آسمان خورم دم نزنم، دریغ من – خاقانی شروانی

غصهٔ آسمان خورم دم نزنم، دریغ من در خم شست آسمان بسته منم، دریغ من چون دم سرد صبح‌دم کآتش روز بردهد آتش دل برآورد…

Read More..

شد آبروی عاشقان از خوی آتش‌ناک تو – خاقانی شروانی

شد آبروی عاشقان از خوی آتش‌ناک تو بنشین و بنشان باد خویش ای جان عاشق خاک تو بس کن ز شور انگیختن وز خون ناحق…

Read More..

روی تو را در رکاب شمس و قمر می‌رود – خاقانی شروانی

روی تو را در رکاب شمس و قمر می‌رود لعل تو را در عنان شهد و شکر می‌رود قافلهٔ عشق تو می‌رود اندر جهان طائفهٔ…

Read More..

دلم آخر به وصالش برسد – خاقانی شروانی

دلم آخر به وصالش برسد جان به پیوند جمالش برسد زار از آن گریم تا گوهر اشک به نثار لب و خالش برسد نه به…

Read More..

در عشق، فتوح چیست؟ دانی – خاقانی شروانی

در عشق، فتوح چیست؟ دانی از دوست کرشمهٔ نهانی بینی ز کمان کشان غمزه ترکان که کمین گشای خوانی گوئی که ز عشق او نشان…

Read More..

حصن جان ساز در جهان خلوت – خاقانی شروانی

حصن جان ساز در جهان خلوت دو جهان ملک و یک زمان خلوت باک غوغای حادثات مدار چون تو را شد حصار جان خلوت ساقیت…

Read More..

ترک خواهش کن و با راحت و آرام بخسب – خاقانی شروانی

ترک خواهش کن و با راحت و آرام بخسب خاطر آسوده ازین گردش ایام بخسب به ریا خواب چو زاهد نبود بیداری چند جامی بکش…

Read More..

بس سفالین لب و خاکین رخ و سنگین جانم – خاقانی شروانی

بس سفالین لب و خاکین رخ و سنگین جانم آتشین آب و گلین رطل کند درمانم دست بوسم که گلین رطل دهد یار مرا گر…

Read More..

ای دیده ره ز ظلمت غم چون برون بری – خاقانی شروانی

ای دیده ره ز ظلمت غم چون برون بری چون نور دل نماند برون راه چون بری اول چراغ برکن و آنگه چراغ جوی تا…

Read More..

امروز دو هفته است که روی تو ندیدم – خاقانی شروانی

امروز دو هفته است که روی تو ندیدم و آن ماه دو هفت از خم موی تو ندیدم ماه منی و عید من و من…

Read More..

یارب آن خال بر آن لب چه خوش است – خاقانی شروانی

یارب آن خال بر آن لب چه خوش است بر هلالش نقط از شب چه خوش است دهنش حلقهٔ تنگ زره است نقطه بر حلقهٔ…

Read More..

من ندانستم که عشق این رنگ داشت – خاقانی شروانی

من ندانستم که عشق این رنگ داشت وز جهان با جان من آهنگ داشت دستهٔ گل بود کز دورم نمود چون بدیدم آتش اندر چنگ…

Read More..

گر مدعی نه‌ای غم جانان به جان طلب – خاقانی شروانی

گر مدعی نه‌ای غم جانان به جان طلب جان چون به شهر عشق رسد نورهان طلب خون خرد بریز و دیت بر عدم نویس برگ…

Read More..

عشقت چو درآمد ز دلم صبر بدر شد – خاقانی شروانی

عشقت چو درآمد ز دلم صبر بدر شد احوال دلم باز دگر باره دگر شد عهدی بد و دوری که مرا صبر و دلی بود…

Read More..

سخن با او به موئی درنگیرد – خاقانی شروانی

سخن با او به موئی درنگیرد وفا از هیچ روئی در نگیرد زبانم موی شد ز آوردن عذر چه عذر آرم که موئی درنگیرد غلامش…

Read More..

رحم کن رحم، نظر باز مگیر – خاقانی شروانی

رحم کن رحم، نظر باز مگیر لطف کن لطف، خبر بازمگیر گیرم آتش زده‌ای در جانم آخر آبم ز جگر بازمگیر گر به مستی سخنی…

Read More..

دل دادم و کار برنیامد – خاقانی شروانی

دل دادم و کار برنیامد کام از لب یار برنیامد با او سخن از کنار گفتم در خط شد و کار برنیامد دل گفت حدیث…

Read More..

داور جانی، پس این فریاد جان چون نشنوی – خاقانی شروانی

داور جانی، پس این فریاد جان چون نشنوی یارب آخر یارب فریاد خوان چون نشنوی داد خواهم بر درت در خاک و خون افغان کنان…

Read More..

چه کرده‌ام بجای تو که نیستم سزای تو – خاقانی شروانی

چه کرده‌ام بجای تو که نیستم سزای تو نه از هوای دلبران بری شدم برای تو مده به خود رضای آن که بد کنی بجای…

Read More..

تا جهان است از جهان اهل وفائی برنخاست – خاقانی شروانی

تا جهان است از جهان اهل وفائی برنخاست نیک عهدی برنیامد، آشنائی برنخاست گوئی اندر کشور ما بر نمی‌خیزد وفا یا خود اندر هفت کشور…

Read More..