وقتی که درو راحت درویشانست – کمال‌الدین اسماعیل

وقتی که درو راحت درویشانست از من بشنو گر بتوانی دانست هرگه کازل و ابد بهم پیوندند اندر دل تو وقت عبادت آنست

Read More..

هر کو سر و زر بیار تسلیم کند – کمال‌الدین اسماعیل

هر کو سر و زر بیار تسلیم کند خود را ز غم فراق بی بیم کند با دلبر خویش روی در روی آرد چون آینه…

Read More..

نرگس که مرا در نظر آمد چشمش – کمال‌الدین اسماعیل

نرگس که مرا در نظر آمد چشمش وز هرچه خوشست خوشتر آمد چشمش در خوبی اگر چه بر سر آمد چشمش با چشم توهم برو…

Read More..

مسکین دلم از درد نهانی دیدن – کمال‌الدین اسماعیل

مسکین دلم از درد نهانی دیدن شد سبز زروی زندگانی دیدن اینک دل تنگم اربدانی حالش در وی نکر ارریش توانی دیدن

Read More..

گل رفت بدریورۀ هر انجمنی – کمال‌الدین اسماعیل

گل رفت بدریورۀ هر انجمنی تا کرد پر از قراضۀ زر دهنی وانگه ز قواره های پیراهن او بر دوخته نام و ننگ را پیرهنی

Read More..

گر شرح دهم که بی تو کارم چونست – کمال‌الدین اسماعیل

گر شرح دهم که بی تو کارم چونست یا حالت چشم اشک بارم چونست کارم همه غم خوردن و بارم برجان انصاف به بین که…

Read More..

کس نیست که جان بنده برهاند ازو – کمال‌الدین اسماعیل

کس نیست که جان بنده برهاند ازو یا داد من دل شده بستاند ازو سبحان الله که نیست سرتاپایش عیبی که دلم عنان بگرداند ازو

Read More..

عشّاق نه از غم جوانی گریند – کمال‌الدین اسماعیل

عشّاق نه از غم جوانی گریند یا از پی مال و سوزیانی گریند چون چنگ همه ز تن درستی نالند چون شمع همه ز زندگانی…

Read More..

شاها کرمت ز قاف تا قاف رسید – کمال‌الدین اسماعیل

شاها کرمت ز قاف تا قاف رسید مثل تونه چشم دید و نه گوش شنید گر سایۀ تیغ تو فتد بر دریا در حلق صدف…

Read More..

زلف سیهت که آشیان دل ماست – کمال‌الدین اسماعیل

زلف سیهت که آشیان دل ماست شوریده و آشفته بسان دل ماست اورا پس از این ، گرچه زیان دل ماست بر باد مده خان…

Read More..

راز تو بنزد این و آن نتوان گفت – کمال‌الدین اسماعیل

راز تو بنزد این و آن نتوان گفت آسان آسان بترک جان نتوان گفت این بار که توان گفت که درد دل من تو نشنوی…

Read More..

دل باز حدیث شادی افسانه گرفت – کمال‌الدین اسماعیل

دل باز حدیث شادی افسانه گرفت در گوی غمت آمد و کاشانه گرفت گر خانۀ خود سیه نمی خواست دلم بگرفت سرشک چشم من هر…

Read More..

در ساغر می گوهر دیرینۀ او – کمال‌الدین اسماعیل

در ساغر می گوهر دیرینۀ او چون چهرۀ یارست در آیینۀ او یا عکس لب ویست در دیدۀ من یا خون دل منست در سینۀ…

Read More..

خون دل من بتم بصد ناز خورد – کمال‌الدین اسماعیل

خون دل من بتم بصد ناز خورد مانند پیاله یی کز آغاز خورد جانم چو پیاله بر لب آمد بامید باشد که دمی لبش بمن…

Read More..

چون مردمک دیده ام ای در خوشاب – کمال‌الدین اسماعیل

چون مردمک دیده ام ای در خوشاب با آنکه بود بخشش من گوهر ناب از دور اگرم قرص خور آید در چشم از غایت حرص…

Read More..

چشمت بکر شمه از سر طنازی – کمال‌الدین اسماعیل

چشمت بکر شمه از سر طنازی دی گفت شبی بوصل من پردازی گویی که درین چه دیده باشد چشمت جز آنکه همی کند بمردم بازی؟

Read More..

تا یافت دلم بزلف تو نزدیکی – کمال‌الدین اسماعیل

تا یافت دلم بزلف تو نزدیکی چون خطّ تو شد بخردی و باریکی عشق دهن و زلف تو خوش کرد مردا اندر دل و دیده…

Read More..

پیوسته جونای بر دهن می زنیم – کمال‌الدین اسماعیل

پیوسته جونای بر دهن می زنیم هرچند که گویمت مزن می زنیم چون جامه بدست این و آن می دهیم چون چنگ بدست خویشتن می…

Read More..

بسیار بدیدم و چو تو کم باشد – کمال‌الدین اسماعیل

بسیار بدیدم و چو تو کم باشد یاری که برنج یار خرم باشد نازک دل و زود سیر و بد پیوندی زان وصل تو چون…

Read More..

با عشق تو خوشدلی در ایّام نماند – کمال‌الدین اسماعیل

با عشق تو خوشدلی در ایّام نماند تو شاد بزی که رامش و کام نماند شادیّ گریز پای از دست غمت بگریخت چنان کزو بجز…

Read More..

ای وصف تو سرمایۀ گویایی من – کمال‌الدین اسماعیل

ای وصف تو سرمایۀ گویایی من مشغولی تو لگام خود رایی من تا خاک سر کوی تو شد قبلۀ دل یک خانه شد اندیشۀ هر…

Read More..

ای دوست مرا اگر چه دشمن دانی – کمال‌الدین اسماعیل

ای دوست مرا اگر چه دشمن دانی حال دل من تو بهتر از من دانی خود نیست ز تو امید رحمت ورنی حال شب من…

Read More..

ای ترک حصاری همه چیزت بنواست – کمال‌الدین اسماعیل

ای ترک حصاری همه چیزت بنواست الّا یک چیز کز تو آن عین خطاست یک چشم تو مستور و دگر مست و خراب مستوری و…

Read More..

آن ماه که چرخ بر رخش مهر آرد – کمال‌الدین اسماعیل

آن ماه که چرخ بر رخش مهر آرد نقاش ازل مثل رخش ننگارد دی گفت زقامتم خجل گردد سرو ای سرو ، مگو هیچ ،…

Read More..

امشب که نشان روز در عالم نیست – کمال‌الدین اسماعیل

امشب که نشان روز در عالم نیست بالای شب از روز قیامت کم نیست زلف تو نشاندست بدین روز مرا ورنه شب من بدین درازی…

Read More..

از غایت جنگجویی و فتنه گری – کمال‌الدین اسماعیل

از غایت جنگجویی و فتنه گری گر گل بکفت فتد دهانش بدری با ساغر و چنگ آنگهت خوش باشد کین را بزنی و خون آن…

Read More..

از بس که بلای دل ما می جستی – کمال‌الدین اسماعیل

از بس که بلای دل ما می جستی از خطّ تو در کار تو آمد سستی ای خط که سیه باد چو روزم رویت ناگه…

Read More..

یک روز فلک کار مرا ساز نداد – کمال‌الدین اسماعیل

یک روز فلک کار مرا ساز نداد هرگز سوی من بخت خوش آواز نداد یک شب نفسی از سر شادی نزدم کآن روز بدست صد…

Read More..

و قال ایضاً فی حالة قتله – کمال‌الدین اسماعیل

و قال ایضاً فی حالة قتله دل خون شد و شرط جان گدازی نیست در خدمت او کمینه بازی اینست با این همه هم هیچ…

Read More..

هر شب ز تو جفت شیونم تا بسحر – کمال‌الدین اسماعیل

هر شب ز تو جفت شیونم تا بسحر چون صبح ز غم دم نزنم تا بسحر وین جامۀ خواب را که نامش پلکست بر مردم…

Read More..

می پنبۀ عقل هرزه گو داند کرد – کمال‌الدین اسماعیل

می پنبۀ عقل هرزه گو داند کرد می چارۀ درد دل نکو داند کرد تو می خور و کار غم بدو باز گذار کین خدمت…

Read More..

ما راست دلی که نیست خالی نفسی – کمال‌الدین اسماعیل

ما راست دلی که نیست خالی نفسی هر گوشۀ او ز سر صاحب هوسی چون آیینه ییست ور بجویند بسی جز خویشتن اندرو نبینند کسی

Read More..

گفتی که بگو حال دل غم پیوند – کمال‌الدین اسماعیل

گفتی که بگو حال دل غم پیوند تا چند نهان کنی ز من؟ آخر چند؟ من با تو چه گویم؟ که همه راز دلم خاموشی…

Read More..

گر حلقۀ زلف تو کسی زبشمارد – کمال‌الدین اسماعیل

گر حلقۀ زلف تو کسی زبشمارد در حال دلش بکفر ایمان آرد زین سر که سر زلف درازت دارد کس را بوصال روی تو نگذارد

Read More..

کار همه دنیا بمرادت شده گیر – کمال‌الدین اسماعیل

کار همه دنیا بمرادت شده گیر پس عمر برفته و اجل آمده گیر گویی بمراد خویش دستی بزنم خود نتوانی و گر توانی زده گیر

Read More..

شمعم که زمن هست اثر غم پیدا – کمال‌الدین اسماعیل

شمعم که زمن هست اثر غم پیدا شد سوز دلم زچشم پر نم پیدا زآن نیست مرا سوز زماتم پیدا کم گریه و خنده نیست…

Read More..

سر در سر خاک آستان تو نهم – کمال‌الدین اسماعیل

سر در سر خاک آستان تو نهم دل در خم زلف دلستان تو نهم جانم بلب آمدست یک بوسه بیار تا جان ببهانه در دهان…

Read More..

زلف تو از آن باد که در سر دارد – کمال‌الدین اسماعیل

زلف تو از آن باد که در سر دارد جز بر گل لاله گام می نگذارد در سایۀ رخسار تو چون جای گرفت شاید که…

Read More..

دی گفت صبا که گل بنزدیک رسید – کمال‌الدین اسماعیل

دی گفت صبا که گل بنزدیک رسید باور کردم که رنگ آن بود پدید زیرا که چو چشمهای نرگس می جست می دانستم که روی…

Read More..

در موج سرشک و عرق تب جانم – کمال‌الدین اسماعیل

در موج سرشک و عرق تب جانم غرقه شده بد دوش همه شب جانم تا صبح دمی بدست گیری خیال آمد بهزار حیله بر لب…

Read More..

در حق خود از تو صد سخن می شنوم – کمال‌الدین اسماعیل

در حق خود از تو صد سخن می شنوم دشنام همی دهی و من می شنوم این سرد سخنها نه توام می گویی من این…

Read More..

خواهی بریار سیم بر، زر برکش – کمال‌الدین اسماعیل

خواهی بریار سیم بر، زر برکش چون شمع بسوی یارزر بر سرکش خامش بنشین زبان بکام اندر کش بر دل نه سنگ و چون ترازو…

Read More..

چون رنگ بدزدید گل از رخسارش – کمال‌الدین اسماعیل

چون رنگ بدزدید گل از رخسارش آویخت صبا چو خونیان بردارش بسیار بگفت بلبل اندر کارش تا بود که صبا بجان دهد زنهارش

Read More..

جایی که مل لعل پیاپی گردد – کمال‌الدین اسماعیل

جایی که مل لعل پیاپی گردد طبعم همه گرد طرب و می گردد وقت گل و می حاضر و ، یاران هم دم گر توبه…

Read More..

تا سوز تو از میان جان بنشانم – کمال‌الدین اسماعیل

تا سوز تو از میان جان بنشانم بنشینم و شمعی بمیان بنشانم چون آرزوی قدّ توام برخیزد سروی بمیان بوستان بنشانم

Read More..

بی یاد تو از من نفسی برناید – کمال‌الدین اسماعیل

بی یاد تو از من نفسی برناید با محنت هجر تو کسی برناید گفتی که فلان در سر این کار شود ترسم که بدین کار…

Read More..

بر یاد قدت دل رهی ناله کند – کمال‌الدین اسماعیل

بر یاد قدت دل رهی ناله کند چون مرغ که بر سروسهی ناله کند گویند مکن ناله و این غم که مراست بر دل نه…

Read More..

با آنکه زیان شدست یکسر قلمت – کمال‌الدین اسماعیل

با آنکه زیان شدست یکسر قلمت هم می نکند یاد ز چاکر قلمت هر چند که بر خطا قلم می نرود نامم بخطا نمی رود…

Read More..

ای گشته فراخ از دهنت دلتنگی – کمال‌الدین اسماعیل

ای گشته فراخ از دهنت دلتنگی وی روز مرا با شب تو یک رنگی چون اب سرین تو چرا لرزانست؟ من کوه ندیده ام بدین…

Read More..

ای دل ره او می روی اوّل خون شو – کمال‌الدین اسماعیل

ای دل ره او می روی اوّل خون شو وآنگاه بیا تات بگویم چون شو زین مشکل اگر برون شوی می جویی بیرون مشو از…

Read More..

ای از رسرشک باران از ابر – کمال‌الدین اسماعیل

ای از رسرشک باران از ابر باران هنر از تو چو باران از ابر از دست تو آستین سایل همه سال چون دامن خیمه روز…

Read More..

آن شد که مرا دل و توانایی بود – کمال‌الدین اسماعیل

آن شد که مرا دل و توانایی بود در هجر توام روی شکیبایی بود کاری که مرا برفت در دور غمت آب رخ و روزگار…

Read More..

آلوده مشو که پاک می باید شد – کمال‌الدین اسماعیل

آلوده مشو که پاک می باید شد ماسای که دردناک می باید شد از باد چو آتش ار بری سر فلک چون آب بزیر خاک…

Read More..

از خواجه مرا اگر نوازش نبود – کمال‌الدین اسماعیل

از خواجه مرا اگر نوازش نبود هجوش نکنم نه ز آنکه سازش نبود کآنکس که مدح اهتزازش نبود دانم که زهجو احتزازش نبود

Read More..

یارم چو سوار سوی میدان راند – کمال‌الدین اسماعیل

یارم چو سوار سوی میدان راند از دشمن و دوست جان و دل بستاند و آنجا که چو غمزه تیغ در گرداند نه دوست رها…

Read More..

هرچند که رفت آبرویم با تو – کمال‌الدین اسماعیل

هرچند که رفت آبرویم با تو جز دوستی و مهر نجویم با تو بردی دلم ای ماه و بصد دل سختی بس مختصر آیدم که…

Read More..

نه یاری ازین دلگسلی هست مرا – کمال‌الدین اسماعیل

نه یاری ازین دلگسلی هست مرا نه جز غم عشق حاصلی هست مرا وآنگه گویی مرا که دل خوش می دار خاموش، کدام دل؟ دلی…

Read More..

من تختة نام و ننگ بستردم باز – کمال‌الدین اسماعیل

من تختة نام و ننگ بستردم باز در راه طرب پای بیفشردم باز آن سرکه بسالوس برآوردم دی امروز بجام می فرو بردم باز

Read More..

گه زلف بنفشه برکند باد صبا – کمال‌الدین اسماعیل

گه زلف بنفشه برکند باد صبا گه ساغر لاله بشکند بادصبا گه لرزه برآب افگند باد صبا و آنگه چه دم لطف زند باد صبا

Read More..

گرمن ز غمت حکایت آغاز کنم – کمال‌الدین اسماعیل

گرمن ز غمت حکایت آغاز کنم با خود دل خلقی بغم انباز کنم خون در دل من فسرده بینی ده تو چون غنچه اگر من…

Read More..